Release info

The Effect of Gamma Rays on Man-in-the-Moon Marigolds (1972) BluRay Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
توضیح ضروری : در ترجمه برخي از ديالوگ‌هاي اين فيلم، از متن نمايشنامه. نوشته «پل زيندل»، ترجمه «شهرام زرگر» استفاده شده است. با تشکر از دوست نازنین «احمدرضا»یِ عزیز بابت انکود نسخه بلوری ریپ، ترجمه این شاهکار ادبیات و سینما تقدیم به تمامی علاقمندان .......

Tags

BluRay
Published on: 2019-03-30
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،در ترجمه برخي از ديالوگ‌هاي اين فيلم، از متن نمايشنامه .نوشته «پل زيندل»، ترجمه «شهرام زرگر» استفاده شده است

اثـــر پرتــــــوهاي گامــــــــا بـــر روي »» «« گُـــل‌هاي هميـــشه بهـــار ساکنـــين مـــاه

.«ماتيلدا»

!«ماتيلدا»

خواهرت کجاست؟

خواهرت کجاست؟

.«روث»

!«روث»

ماتيلدا»، ميشه لطفاً بري» خواهرت رو بياري اينجا؟

!قبل از اينکه حامله بشه؟

!«روث»

!من مي‌خوام با اتوبوس بيام

امروز تويِ همايش چکار کرده بودي؟

اوليويا هالند» گفت» .همه بهت خنديدن

چرا مي‌خنديدن؟

.نمي‌دونم

آخه همونجا عينهو يه آدمک ... يا همچين چيزي سيخ ايستاده بوده

«و «هربي فاکس ... همينطور رويِ سر تا پاش

معده و جگر و دل و روده و .اين چيزها مي‌چسبونده

آخه چرا اين چيزها رو رويِ بدنت مي‌چسبونده؟ «ماتيلدا»؟

.داشت يه چيزي رو نشون مي‌داد

چي رو نشون مي‌داد؟

.دستگاه گوارشيِ آدم رو

.اين پروژه‌شه واسه مسابقه‌يِ علمي

خُب به هر حال، «اوليويا» گفت ... قيافه‌ات مطلقاً احمقانه شده بود

.و همه بهت خنديدن

از تصورِ اينکه مردم بهت بخندن ،«خوشم نمياد، «ماتيلدا

... چون وقتي بهت مي‌خندن

... يعني به من هم دارن مي‌خندن .و به خواهرت

... پس نمي‌خوام بالايِ سکو بايستي

.و دستگاه گوارشيِ «هربي فاکس» بشي

«تازه، «هربي فاکس .فقط يه بيضه داره

.کريس برنز» اينطور بهم گفت»

!زيرِ دوش ديده‌تش

... «به زودي اينو ياد مي‌گيري، «روث

.که اکثرِ مردها يه بيضه دارن

و اصلاً هم واسم خوشحال‌کُننده نيست ... که علاف بپلکي و راجع به

... بيضه‌ها بحث کُني

«حالا يا با اين يارو «کريس برنز .يا با هر کسِ ديگه

بهتره شونه کردنِ موهات رو .«زودتر تموم کُني، «روث

وگرنه الکتريسيته‌اش !همه‌مون رو مي‌گيره مي‌کُشه

حالا بايد واسه اين هم غرولند کُني، آره؟

آخه من نمي‌دونم ... چرا واسه يه بار هم که شده

با اون دست‌هات ... يه کارِ سازنده نمي‌کُني

در عوضِ اينکه فقط باهاشون مدام موهات رو شونه کُني؟

،مي‌دوني، با اين سرعتي که داري ... تا حالا مي‌تونستي

يه جورابِ کامل .بافته باشي

!جوراب‌بافي! اَخ

.«يه چرخ‌دستي بردار، «ماتيلدا

،به خيالت وقتي من هم‌سن و سالِ تو بودم جوراب‌بافي نمي‌کردم؟

واسه دوست‌پسرم يه جفت .جورابِ کش‌بافِ خوشگل دوختم

واقعاً کردي؟

برو 3 تا سوپِ بوقلمونِ .«مارکِ «کمپل» بردار، «روث

واقعاً چه کاري رو کردم؟

آره، يه چيزهايي هست که هيچوقت .«فراموشِ‌شون نمي‌کُني، «روث

حتي لحظاتِ خيلي کوچيکي که .هرگز فراموشِ‌شون نمي‌کُني

تويِ تمامِ عمرت، بعضي لحظاتِ خاص هست .که هرگز فراموشِ‌شون نمي‌کُني

اسمِ دوست‌پسرت چي بود؟

اسمِ دوست‌پسرم چي بود؟

.اسمِ دوست‌پسرم «جيمي راوِلي» بود

!اتحاديه‌هايِ لعنتي

،راوِلي» پسرِ خيلي جدي‌اي بود»

هر چند پسري بود که .خيلي کُشته‌مُرده داشت

ولي هيچوقت يه مرد رو بخاطرِ .بامزه بودنش انتخاب نکُن

چون هيچوقت آخرِ رابطه‌تون .با خنده تموم نميشه

اتفاقاً اينو از طريقِ !پدرِ بامزه‌تون فهميدم، هه هه

.کريس برنز» هم جديه»

.پدرش عضوِ «لژيونِ کهنه‌سربازانِ آمريکا»ست

!اوه، خدايِ من

!منو تويِ اين کلاه‌گيس نگاه کُنين

... من عاشقِ «جيمي راوِلي» بودم

درست به همون اندازه‌اي که .ماريون کولي» عاشقش بود»

ولي «ماريون کولي» رو .اصلاً تحويل نمي‌گرفت

.يارو دختره چونه‌يِ مسخره‌اي داشت

هر چند صحبت‌هايي وجود داشت .که اونها دارن با هم تک مي‌پرن

آخرش چه اتفاقي واسه دوست‌پسرت افتاد؟

.هيچ اتفاقي نيفتاد

!مادرجنده رفت تويِ ارتش و مُرد

منظورت چيه؟

،منظورم اينه که اون موقع ،«جنگِ لعنتيِ کره بود، «روث

که اصلاً معلوم نيست سرِ چه !کوفت و زهرِماري راه افتاده بود

و آخرِ اين قصه همينه؟

.البته که آخرِ اين قصه همين بود

،وقتي آدم‌ها مي‌ميرن !آخرِ قصه ميشه ديگه

اصلاً نمي‌فهمم اين کلاه‌گيس رو واسه چي خريدي؟

آخه تويِ زندگيِ هر کس ... زماني مي‌رسه

... که يه صدايِ کوچولو مياد و بهش ميگه

!"يه کلاه‌گيس بخر"

!عاليه! اين خوکدوني رو نگاه کُن

منو باش که تويِ روزنامه آگهي دادم؛ !آگهي با وجودِ يه خوکدوني

مي‌دونيد، من فقط به اين دليل ... با پدرتون آشنا شدم

... که يه بار تويِ سالن‌ورزشي

... باهاش مامبو رقصيدم

.و باعث شدم بخنده

.اينطوري بود که به هم رسيديم

مثلِ آهنربا؟

آهنربا؟ - ."گفتم : "آهنربا -

!"فکر کردم گفتي "اوسکل‌ها

اصلاً عاشقِ بابايي بودي؟

خُب باهاش ازدواج کردم ديگه، مگه نه؟

.«ولي مأيوسم کرد، «روث

.همه‌يِ ما رو مأيوس کرد

من هيچ احترامي قائل نيستم ... واسه مردي که رويِ خانواده‌اش پا ميذاره

و تويِ يکي از هتل‌هايِ زنجيره‌ايِ .هاليدي اين» مي‌ميره»

پدرتون پُر از .وعده وعيد بود

هيچي نداشت غير از وعده وعيد .و بيمه‌يِ ارتشِ ايالاتِ متحده

حتي تويِ خونه‌يِ .پدرِ من زندگي مي‌کرد

بهترين کاري که .ازش براومد همين بود

پدرم تنها مردي بود که ... مي‌تونستم تويِ تمامِ عمرم

.روش حساب کُنم

!تنها مرد

ماتيلدا»؟»

... ماتيلدا»، اون خرگوشِ لعنتي»

!داره جونم رو به لبم مياره

کُلِ اين خونه پُر شده از !فضله‌يِ خرگوش

به خدا قسم فردا خودت خونه مي‌موني !و همه‌اش رو تميز مي‌کُني

،راستش رو بخواي ... تمامِ اين توده‌يِ آت و آشغال‌ها

.بايد فردا يه نظافتِ کامل بشه

.نمي‌تونم

چي؟

آقايِ «گودمن» گفت فردا قراره .يه آزمايش انجام بده

... باشه، پس به آقايِ «گودمن» بفرما

،فردا خوشگل‌خانمِ خونه ... با شيرين‌کاري‌هاش

!مياد خدمتشون

لابد اين هم يکي از اون آزمايشاتيه که فقط مي‌تونه !بعد از تاريکيِ هوا انجام بده ... طبقِ معمول، هه هه هه

.نمي‌تونم، نمي‌تونم دوباره غيبت کُنم، مامان

،«اگه فقط يه دقيقه‌يِ ديگه لفتش بديم، «ماتيلدا .اين خونه رو گند برميداره

من حتي تويِ اتاق خوابِ خودم هم .مدفوعِ خرگوش پيدا کردم

«راستش اصلاً نمي‌دونم چرا آقايِ «گودمن .اين خرگوشه رو داده بهت

،هر معلمِ علومي که سرش به تنش بيارزه ... بايد به اين يارو کلروفورم بزنه

و با چاقو دلش رو بشکافه و بذاره ببينيد چي باعث ميشه .جست و خيز بکُنه يا جيش بکُنه يا هر کارِ ديگه‌اي بکُنه

اين معلم‌هايِ مدرسه هم .خيلي عجيب‌غريبن

شامپو «پرِل» کجاست؟ شما شامپو «پرِل» رو نديدين؟

اونها خوششون نمياد که ما .اينقدر از مدرسه غيبت داشته باشيم

«الان 3 روزه که خانمِ «مک گارديس .همينطور گرفته کنارِ پنجره‌اش نشسته

مادر، شامپو «پرِل» کجاست؟

شما شامپو «پرِل» رو نديدين؟

.حتي خودش رو جابجا هم نکرده

.روث»، بيا اينجا نگاه کُن»

،خُب، گرفته اونجا نشسته ديگه مگه نيست؟

آخه فکر کُنم الان 3 روز ميشه که .همينطوري گرفته اونجا نشسته

ما که مجبور نيستيم بريم ببينيم حالش خوبه يا نه، مجبوريم؟

.به شرطي که 3 روز از مرگش نگذشته باشه

گروه‌هايِ ويژه‌اي وجود داره برايِ ... رسيدگي کردن به کارِ کسايي که

.چند روز از مرگِ‌شون گذشته باشه

ولي هيچوقت نفهميدم .اينجور آدم‌ها رو کجا مي‌برن

،«هي، «تيلي .بيا خانمِ «مک گارديس» رو نگاه کُن

چرا؟

.چرا؟ آخه اون الان 3 روز ميشه که مُرده .علتش اينه

تو از کجا مي‌دوني؟

گفتي ما چند تا استخون تويِ بدنِ‌مون داريم، «ماتيلدا»؟

.تعدادِ 206 تا

،استخون‌هام دارن مي‌لرزن !تمامِ 206 تاش

!حرکت کرد

مامان؟

.صبح بخير، مامان

.«خواب ديدم روباه شدم، «ماتيلدا

آخه واسه چي بايد خواب ببينم روباه شدم؟

،وقتي برگشتم منزل خونه رو تميز مي‌کُنم، باشه؟

روث» شبِ بدي داشت؟»

.نه

مي‌خوام زودي بياي خونه، باشه؟

مي‌خوام زودي بياي خونه، «روث»، فهميدي؟

.خيله خُب

شبِ بدي داشتي؟

!گفتم خيله خُب ديگه

!واسه من بي‌ادبي درنيارها

گفتم شبِ بدي داشتي يا نه؟

.نه

.گواهينامه‌يِ رقص، رايگانه

فقط بايد به يکي دو تا ... سوالِ خيلي ساده در موردِ

... تاريخِ آمريکا جواب بديد و

آقايِ «لئونارد هالبي»؟

،«خُب، آقايِ «لئونارد هالبي ... شما مردِ خيلي خوش‌شانسي هستيد

... چون اسمِ شما انتخاب شده

... «برايِ مسابقه‌يِ «کلاه شانس

.«در استوديويِ رقصِ «باکنر و اسپانگلر

... و شما برنده‌يِ گواهينامه‌يِ

!«پس تو رو هم گائيدمت، «لئونارد

چه خبرها، «چارلي»؟

.«سلام، «بئاتريس

واسه ناهار زود اومدي خونه‌ها؟

.آره، به گمونم يه کم زود اومدم

همون داستانِ قديميه، ها؟

،خُب، کار همينه ديگه چکارش ميشه کرد؟

.آره

يه فنجون قهوه مي‌خواي؟

.«نه، ممنون، «بئاتريس

.«هي، يه دقيقه صبر کُن، «چارلي

.يه چيزي هست که مي‌خوام نشونت بدم

نظرت چيه؟

.جوونم مي‌کُنه

بدک نيست، آره «چَس»؟

مي‌خواي خودت هم امتحانش کُني؟

!بيا! بذار رو سرت

!يالا! بذار رو سرت

.خوشم نمياد کلاه‌گيس بذارم رو سرم

حداقل يه بار !بذار رو سرت

!مگه کي قراره ببينه؟ !کلاه‌گيسه رو بذار رويِ سرت ديگه

بئاتريس»، من خوشم نمياد» .اين کلاه‌گيس رو بذارم رويِ سرم

The Effect of Gamma Rays on Man-in-the-Moon Marigolds subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left