The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
.کارت عالی بود .عالی
!موفق شدی !موفق شدی
هیئت منصفه، جزئیات این پروندهی پیچیده .برای شما روشن شد، قتل عمد
قتل عمد یکی از خطیرترین اتهامات در .دادگاههای جنائی کشور ماست
،به اعترافات شهود گوش کردید .و همچنین به تفسیر قانون از این اعترافات
و حالا وظیفه دارید بنشینید .و حق و باطل را از هم تشخیص بدهید
.یک انسان کشته شده .و جان انسانی دیگر هم در گرو رای شماست
اگر تردیدی منطقی در مورد ...گناهکار بودن متهم در ذهن دارید
،تکرار می کنم، تردیدی منطقی .در این صورت باید متهم را بیگناه تشخیص دهید
،و اگر تردیدی منطقی در ذهن ندارید ...بنابراین باید، با وجدانی پاک
.متهم را گناهکار تشخیص دهید
،هر تصمیمی که می گیرید .باید متفق الرای باشید
...اگر متهم را گناهکار شناختید
قاضی دادگاه بخششی را .در نظر نمی گیرد
.و متهم به طور قطع اعدام می شود
.مسئولیتی که بر دوش دارید بسیار سنگین است .ممنون، آقایان
.اعضای عوض - بدل مرخص هستند
.هیئت منصفه به اتاق نتیجهگیری
آدامس می خوای؟ - .نه، ممنون -
.گیر کرده
.الان یه حالی بهش میدم - .درست شد -
یه چیزی رو می دونی؟ .امروز صبح به هواشناسی زنگ زدم
.می گفتن امروز گرمترین روز ساله
.یه تهویه اینجا نصب می کردن بد نمی شد
اسم شما چیه، قربان؟ - .اوه، اسمم... این یکیه -
.خیلی خیلی ممنون .بسیار خوب، آقایون. همه هستن
،اگه به چیزی احتیاج داشتید .من بیرون اتاق نشستم. کافیه در بزنید
.صبح بخیر .فکر نمی کردم در رو قفل کنند
.البته که در رو قفل می کنن پس چی فکر کردی؟
.نمی دونستم .اولین بارمه که توی یه هیئت منصفه هستم
اون برای چیه؟ - .گفتم شاید بعضی ها بخوان روی کاغذ رای بدن -
فکر خوبیه. شاید بتونیم .به عنوان سناتور انتخابش کنیم
دادگاه چطور بود؟ - .نمی دونم. خیلی جالب بود -
.واقعا؟ من خوابم برد - .آخه تا به حال توی هیئت منصفه نبودم -
نبودی؟ .عوضش من تو خیلی ها بودم
،وکلا همیشه ور می زنن و ور می زنن .حتی اگه نتیجهی پرونده از اول هم معلوم باشه
تا حالا شده اینقدر وراجی برای هیچی شنیده باشی؟ - .فکر کنم این حق یه متهم باشه -
.حقشونه ...قانون اینو میگه، اما
اگه از من می شنوی، قبل از اینکه بچه ها .دردسری درست کنن، باید چند تا سیلی محکم بهشون زد
.این جوری نه زمان از دست میره و نه پول بیاین شروع کنیم، هان؟
.آره، شروع کنیم .همه مون باید کلی کار داشته باشیم
.بهتره که پنج دقیقه استراحت کنیم .یکی از آقایون رفتن دستشویی
باید به ترتیب بشینیم؟
.اوه، خودمم نمی دونم .ولی این جوری بهتره
.رفیق، شما جای من نشستید - .اوه، ببخشید -
.ایرادی نداره
هی، منظرهی بدی نیست، نه؟
در مورد پرونده چی فکر می کنی؟ .برای من که کلی جالب بود
.هیچ نقطهی کوری نداشت می فهمی چی میگم؟
.خیلی خوش شانس بودیم که یه پروندهی قتل افتاد برامون .اولش فکر می کردم که دزدی یا یه چیز دیگه باشه
.پسر، اون جوری خیلی خسته کننده می شد
هی، اون ساختمون وولورف نیست؟ - .درسته -
یه چیزی بگم نمی خندی؟ تموم عمرمو اینجا .زندگی کردم، ولی هیچ وقت پامو تو اون ساختمون نذاشتم
،چقدر هم مزخرف می گفت .مثلا در مورد سینما
آره، در مورد چاقو نظرت چیه؟
کدوم آدم عاقلی این مزخرفاتو باور میکنه؟
.انتظارش می رفت .حالا خوبه خودت میدونی
.آره، فکر کنم درست باشه
.خوب، بوق ماشینت که خیلی خوب کار می کنه .حالا باید چراغاتو روشن کنی
سرما خوردی؟ - .چه جور هم. سرماخوردگی از گرما دیگه نوبره -
.حتی نمی تونم دماغمو لمس کنم می فهمی که چی میگم؟
.آره که می فهمم .خودمم چند وقت پیش سرما خورده بودم
.اوه، زود باش دیگه، سخنگو. بهتره زودتر شروع کنیم - .اون آقا هنوز تو دستشویی هستن -
هی، چه خبرها؟ .من امروز صبح روزنامه نخوندم
داشتم دنبال این می گشتم .که چرا بازار تعطیل شده بود
تو تاجری؟ - .یه کارگزار -
.من یه شرکت حمل و نقل دارم
.شرکت بک و کول
.اسمش ایدهی همسرم بود
.حدودا 377 نفر زیر دستم کار میکنن .از صفر شروع کردم
.بسیار خوب، آقایون بهتره همه بشینن، هان؟
.آره، خیلی سریع می تونیم از اینجا خلاص بشیم .من برای مسابقهی بیس بال امروز بلیط خریدم
.یانکی ها در مقابل کلیوند .یه بچه اهل موجسکا هم تو تیم هست
البته اندازهی یه گاو ...قدرت داره، میدونی
...خیلی قدرتمنده
.تو از بیس بال خیلی حالیته ها، خیلی باحالی کجا باید بشینیم؟
،بهتره که به ترتیب شماره هامون بشینیم .شماره های هیئت منصفه
،یک، دو، سه، چهار، پنج و الی آخر دور میز .البته اگه اعتراضی نداشته باشید
چه فرقی داره؟ - .به ترتیب عاقلانه تر به نظر میاد -
.بی خیال - ...کلا دوازده نفریم. از اینجا شروع می کنیم، یک، دو -
در مورد دادستان چه نظری داری؟
پوزش می خوام؟ - ...به نظر من خیلی باهوش بود -
اون جوری که اون همهی موارد .رو یکی یکی، به ترتیب گذاشت کنار هم
.خیلی تاثیر گذار بود - .فکر کنم اون... اون خیلی حرفه ای عمل کرد -
.می دونی، خیلی خوب همه چی رو کنترل کرد .خیلی خوب
خوب، دوستان. میشه یه لحظه به من گوش بدید؟ دوستان؟
.می خوایم شروع کنیم
.عزیزی که کنار پنجره ایستاده
.می خوایم شروع کنیم - .اوه، متاسفم -
.یه بچه پدرشو کشت، به همین راحتی - .ببین، این موارد خیلی اتفاق میوفته -
.هین طور بچه ها رو وحشی بار میارن
.خوب، شاید لیاقتشون هم همین باشه می فهمی که چی میگم؟
همه اینجان؟ - .پیرمرد هنوز اون داخله -
میشه بری صداش کنی؟ - .آره -
تو طرفدار یانکی ها هستی؟ - .نه، بالتی مور -
بالتی مور؟
مثل این می مونه که هر روز .با دیلم بزنن تو سرت
اونا کی رو دارن؟ اونا کی رو دارن بجز چهارتا دست و پا چلفتی؟
.خوب، می خوایم شروع کنیم - .منو ببخشید، آقایون -
.نمی خواستم منتظر بزارمتون - بالتی مور؟ -
بسیار خوب، می خوام بهتون بگم که .هر طور که دوست دارید می تونید انجامش بدید
،من... می دونید .من نمی خوام قانونی بزارم
.می تونیم، خوب، اول بحث کنیم، بعد رای بدیم .خوب، البته، این میشه یه راه
.و، خوب، میشه همین الانم رای بدیم
فکر کنم مرسوم باشه .همون اول یه رای از همه بگیرن
آره، بیاین رای بدیم. کی می دونه؟ .شاید متفق الرای بودیم
،خوب، همون طور که می دونید ،ما با یه پروندهی قتل عمد سر و کار داریم
،و اگه متهم رو گناهکار تشخیص بدیم .می فرستنش برای صندلی الکتریکی
.اوم... کاریش نمیشه کرد
.اینو خودمون می دونیم - .آره، بهتره بریم واسه رای گیری -
خوب، کسی هست که نخواد رای بده؟ - .من که مشکلی ندارم -
خوب، فقط یادتون باشه که برای .تایید شدن رای توسط قاضی باید دوازده به هیچ باشیم
.قانون اینه خوب، آماده اید؟
،اونایی که متهم رو گناهکار می دونن .لطفا دستاشونو بلند کنن
...یک، دو، سه، چهار، پنچ، شش، هفت
.هشت، نه، ده، یازده
.خوب، یازده نفر متهمو گناهکار شناختن
کیا متهمو بیگناه می دونن؟
.یکی. خوب
.یازده تا رای گناهکار. یه رای بیگناه .خوب، حالا می دونیم چی به چیه
!ای بابا .همیشه یکی مخالفه
خوب، حالا باید چی کار کنیم؟
.فکر کنم باید بحث کنیم - !ای بابا -
تو واقعا فکر می کنی بیگناه باشه؟
.نمی دونم - .تو مثه بقیهی ما تو دادگاه حضور داشتی -
.اونچه که ما شنیدیم رو شنیدی .اون بچه یه قاتل خطرناکه
.فقط 18 سالشه - .خوب، به سن بلوغ رسیده -
.چاقو رو چهار اینچ کرده تو سینهی پدرش
.تموم شهود اینو اثبات کردن
می خوای برات لیستشون کنم؟ - .نه -
پس چی می خوای؟ - .می خوام بحث کنم -
چه چیزی برای بحث کردن باقی مونده؟ .یازده نفر اونو گناهکار شناختن
.هیچ کدوم از ما شکی نداریم بجز تو
.می خوام ازت یه چیزی بپرسم داستانشو باور کردی؟
.نمی دونم کردم یا نه، شاید باور نکردم - پس چطور رای به بیگناهی دادی؟ -
وقتی یازده نفر رای .به گناهکار بودن میدن
خیلی راحت نیست که بدون صحبت در مورد پرونده .دستمو بلند کنم و یه بچه رو بفرستم روی صندلی الکتریکی
خوب، حالا کی گفته که راحته؟ - .هیچ کس -
چی؟ اینو میگی چون من دستمو خیلی سریع بلند کردم؟ .من واقعا فکر می کنم که یارو گناهکار باشه
اگه 100 سال هم صحبت کنی .نمی تونی نظرمو عوض کنی
.من هم نمی خوام نظرتو عوض کنم ...فقط
.زندگی یه آدم در دستان ماست .تصمیم توی 5 دقیقه خیلی درست نیست
فرض کن داریم اشتباه می کنیم؟ - فرض کنم؟ تو فرض کن این ساختمون داره رو سر من خراب میشه؟ -
.می تونی هر فرضی بکنی - .درسته -
چه فرقی داره چقدر طول میکشه؟ فرض کن تو 5 دقیقه تصمیم گرفتیم؟ که چی؟
.بیا یه ساعت روش وقت بزاریم .بیس بال تا ساعت هشت شروع نمیشه
کسی چیزی واسه گفتن داره؟ - .من میل دارم برای یه ساعت بمونم -
...چه بهتر. من یه داستان خیلی بامزه دیشب شنیدم - .برای این اینجا نیستیم -
.بسیار خوب، تو بهم بگو برای چی اینجا هستیم؟
.نمی دونم .شاید هیچ دلیلی
،ببینید .این بچه تموم عمرشو کتک خورده
،تو محلهی فقرا به دنیا اومده .نه ساله بود که مادرشو از دست میده
...یک سال و نیم هم توی یه یتیم خونه بوده
.وقتی که پدرش به جرم جعل اسناد تو زندون بود
.اصلا شروع خوبی نیست
.اون وحشیه و ناخلف. همیشه بوده می دونید چرا؟
،چون هر روز یکی میزده تو سرش .هر روز
.هیجده سال بدبختی کشیده .فکر کنم چند کلمه ای بهش مدیون باشیم، همین
.بزارید اینو بهتون بگم، آقا .ما به اون مدیون نیستیم. یه دادگاه منصفانه براش تشکیل شد
می دونی چقدر پول این دادگاه شده؟ .شانس آورد که براش دادگاه تشکیل دادن
.ببینید، ما همه افراد بالغی هستیم ما تموم حقایقو شنیدیم، مگه نه؟
،نگو که حرفهای این بچه رو باور کنم .سر و ته یه کرباسن
.گوش کن، من تموم عمرمو با اینا گذروندم
.یه رودهی راست تو شکمشون نیست .خودت هم میدونی. می خوام بگم، اونا دروغگو به دنیا میان
.فقط یه آدم نادان همچین حرفی میزنه - ...تو چی میگی -
،نکنه فکر کردی وقتی دنیا اومدی حقیقتو به اسم تو نوشتن؟
به نظر من چند نکته باید برای ایشون .روشن بشه
.بی خیال، امروز که یکشنبه نیست. نمی خواد ما رو موعظه کنی - .کلی کار داریم. بهتره به کارمون برسیم -
برنج پف پفی. محصولیه که .دارم برای یه شرکت محصولات غذایی درست میکنم
«.صبحونه با صدای پف پف»
.اینو خودم گفتم - .خیلی باحاله -
ببین، میشه؟ - .اوه، ببخشید. من عادت دارم نقاشی بکشم -
.باعث میشه فکرم باز شه - .باید به کارمون برسیم -
نمی خوایم همه مون تا آخر .عمر اینجا بمونیم. خوب
شاید بهتره باشه عزیزی که اونجا هستن و .با ما مخالفن، دلایل مخالفت شونو برامون بگن
بگید که چی فکر می کنید و شاید .امکانش باشه ما بهتون بگیم که کجا اشتباه می کنید
.من یه فکری دارم. البته شاید خوب نباشه ...به نظر من ما باید ایشونو متقاعد کنیم
.که اشتباه می کنن و ما درست میگیم ...شاید اگه همهی ما برای چند دقیقه حرف بزنه
.خوب، خیلی ناگهانی به ذهنم رسید - .نه، نه، نه. خیلی هم خوب بود -
نظرتون چیه یه دور بزنیم؟
.اول شما
.گفتنش خیلی سخته
.به نظر من گناهکار بود
.فکر کنم از گفته های شهود معلوم بود .هیچ کسی غیر اینو ثابت نکرد
.هیچ کسی نمی تونست غیر اینو ثابت کنه .وظیفهی اثبات ادعا بر عهدهی خود مدعیه
.متهم حتی نمی تونست دهنشو باز کنه .قانون اینو میگه
.آره، می دونم ...منظورم این بود که
.خوب... من فکر می کنم که گناهکار باشه .یه نفر اونو حین قتل دیده
،بسیار خوب. اونچه که من فکر میکنم .بدون هیچ احساسات شخصی و یا چیز دیگه
.فقط می خوام در مورد حقایق حرف بزنم
.یک
پیرمردی که یه طبقهی پایین تر از .جایی که جنایت واقع شده زندگی می کرد
،ساعت 12 و 10 دقیقهی شبی که قتل صورت گرفت .صداهای بلندی یه گوشش میرسه
.خودش گفت که شبیه به صدای جنگ و دعوا بوده
:و گفت که شنیده پسره فریاد زده «.می کشمت»
،یک ثانیه بعد .صدای افتادن جسد رو روی زمین می شنوه
میره سمت در، بازش میکنه، می بینه که .پسره داره از پله ها میاد پایین به قصد خروج از خونه
زنگ میزنه به پلیس. اونا میان و پیرمرد .رو در حالی که یه چاقو تو سینه اش بوده پیدا میکنن
پزشکی قانونی هم زمان قتل رو .حول و حوش همون زمان حدس میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.