The first 200 lines.
سلام. سلام
اونقدر دیر اومدی که فکر نکنم
شنیده باشم کِی اومدی
با «باب» چطور پیش رفت؟
اوه، وضعش ثابته
ولی دیشب اصلاً نمیدونست کیه
واسه همین واقعاً شرایط سختی بود
چند ماه طول میکشه، نه چند سال
تو پسر خوبی هستی، آدام
اونم بابای خوبیه
مطمئنی میخوای بری سر کار؟
منظورم اینه که میدونم «وویت» بهت
اگه لازم داشته باشی وقت بیشتری میده. نه، نیازش دارم
باید برم سر کار
دلم واسش تنگ شده، میفهمی؟ میدونم
هوم. اینجا مثل یه سمفونی میمونه
الو؟
آره، آدام هستم
آره، آدرس درسته
خب، ممنون. باشه، بله
روز خوبی داشته باشین. فعلاً خداحافظ
کی بود؟
آکادمی «برایتون» بود که
فقط داشت آدرسمون رو چک میکرد
آره، برای فرم ثبتنام «مک» بود
پیداش نمیکردم، واسه همین گفتم
یکی دیگه برام بفرستین، میدونی که؟
خب، اون که هنوز دست نزده
به اون یکی فرمهای توی اتاقش
آره، میدونم
اصلاً نمیدونم نگاهشون کرده یا نه
این رو هم میدونم، آدام
خودش گفت این هفته اوضاعش با «ویکتوریا» بهتر بوده
و بقیه دخترا. باهاش مهربونتر بودن
و خانم «وینترز» هم گفت درس تاریخ
بهتر پیش رفته، پس
آره خب، «بهتر» شاید فقط یعنی «بیشتر مراعات کردن»، پس
خب، اگه بره یه مدرسه دیگه
همیشه معلمهای بیدرک و
دخترای بدجنس هستن
نمیدونم چی بگم
امروز صبح خیلی پرطرفدار شدی
چه خبره؟
دوره آموزشی ضمن خدمت برای افسرهای تازهکارِ «او.سی.دی» دارم
امروز؟ آره، امروز، انگار
نمیدونم، توی تقویم اشتباه واردش کردم
نمیدونم متوجه شدی یا نه، ولی این اواخر
اینجا یکم هیروویر بوده، باشه؟
اصلاً نمیدونم چطور اینطوری شد
باید یه پیرهن پیدا کنم
باشه
من میرم دنبال بچه
ممنون. بله قربان
این یعنی مدارک اضافهکارتون باید کاملاً شفاف باشه
چون پارسال، هزینهی اضافهکار پلیس شیکاگو
برای مالیاتدهندهها بیش از ۲۷۳ میلیون دلار تموم شد
هیچ جرمی حل نمیشه مگر با اضافهکار
فقط در صورتی پول اون اضافهکار رو میگیرین که
مدارکتون مو لای درزش نره
پس اگه بیشتر از ساعت شیفتِ عادیتون کار میکنید
ثبتش کنید
گزارشهای مراقبت و نظارت رو دقیق بنویسید
زمان شروع شیفت رو یادداشت کنید
و زمان پایانش رو هم بنویسید
اوه
اسمت چیه؟ افسر «کیتی ویلسون»
کیتی، پلیس شیکاگو چه نوع سال تقویمیای داره؟
چند روزه؟ چند ماهه؟
دوره که هر کدوم شامل ۲۸ روز میشه، قربان ۱۳
چرا پلیس شیکاگو این کار رو میکنه؟
برای اطمینان از ثابت بودن سطح نیروها
توزیع عادلانهی مرخصیها
روزهای تعطیل و شیفتها
ببخشید، داشتم پیام میدادم
کارت بیاحترامی بود
ام، کارآگاه «برجس»، داریم در مورد
فرمهای ماده ۱۶ «ای.اف.اس.سی.ام.ئی» حرف میزنیم
یا فرمهای ماده ۱۰ بخش «سی»؟
به نظرم هر دو فرم باید درست پر بشن
خب، اوم
صفحه ششِ جزوههاتون رو بیارید
تا بریم سراغ نحوهی پرورش یک «مخبر»
ممنون
افسر «برجس»، سلام، «ویلسون» هستم
ببخشید، فقط میخواستم دوباره عذرخواهی کنم
دستکم جواب خوبی دادی
سوال تئوری بود. تئوریم خوبه
من رو گذاشتن توی بخش خدمات اداری، واسه همین
آهان، خب دوست داری کجا باشی؟
اوه، ام، هر جای دیگهای
مواد مخدر، مبارزه با فساد اخلاقی
برخورد با گروههای تبهکار، مصادره اموال
ولی بهم گفتن میخوان آروم پیش برم، پس
اوه، آروم؟ چرا؟ ام، که ببینن به درد این کار میخورم یا نه
شروعِ من اینجا یکم غیرمتعارف بود
دو سال پیش، عضو گروه رقص «جافری» بودم، واسه همین
آره، معمولاً همین واکنش رو میگیرم
باله رو ول کردی که پلیس بشی؟
اوهوم. آره. پدر و مادرم هر دو هنرمندن
اونا همیشه باله رو بیشتر از من دوست داشتن
واسه همین به خاطر اونا ادامه دادم
ولی همیشه میخواستم پلیس بشم، میفهمی؟
میخواستم کمک کنم. تو چرا پلیس شدی؟
خانوادهت پلیسن؟
اوه، نه، نه، اصلاً اینطور نیست
موفق باشی. موفق باشی، افسر
آره. ممنون
هی. چطور بود؟
خوب بود. فقط کاش آمادهتر بودم
خیلی خب، گوش کنید
امشب برای یه عملیات دستگیری اعزام میشیم
ببخشید. چند نفر رو باید بگیریم؟
هیچی. قرعهی بد به نام ما افتاده
هوم. اینبار چقدر بد؟
شیفت شب برای بچهداری
توی سطح شهر پخش میشین
و روی خانههای هدف نظارت ثابت انجام میدین
شبِ قبل از حمله
بخش مواد مخدر قراره
ساعت ۵ صبح، عملیات ورود همزمان رو انجام بده
اونا ۲۶ متهم رو هدف گرفتن
همهشون عضو یه شبکهی توزیع شیشه هستن که «اریک موزلی» اونو اداره میکنه
که همین احمقه
توی کار مواد باهوشه، ولی با زیردستاش غیرقابل پیشبینی و خطرناکه
و توی خیابون هم همینطوره. دشمنهای زیادی داره
هدف اینه که بخش مواد مخدر همدستها رو بگیره
و مجبورشون کنه اعتراف کنن
تنها کاری که ما باید بکنیم اینه که زاغسیاهشون رو چوب بزنیم
«اوشن»، یه قهوه و یه سطل بردار، محض احتیاط
میبینم که یکی از سربازاتون کمه. «ایمانی» کجاست؟
یه درگیری برای آپارتمان جدیدش داره
یه مرخصی کوتاه گرفته
خب، عملیات بزرگیه
و بخش مواد مخدر به نیروی کمکی نیاز داره
تا همهی جاها رو پر کنه، پس اگه کسی رو توی «او.سی.دی» میشناسین
که اضافهکار میخواد، بیارینش پای کار
بستههای هدفتون رو بردارین و با تیمتون هماهنگ بشین
یالله. خیلی باحاله
باشه، وقتی پنج ساعت تمام
روی باسنِت نشستی بیا با هم حرف بزنیم
برجس؟ بله؟
من «پارکرم». اینم «هارا»ست
هی، چه خبر؟
۱۳ انگار شانس با ما بوده، خانهی هدف شماره
مفهومه. افسر «ویلسون» هستم
هی، خوشحالم که میتونیم کمک کنیم
کانال رادیویی چهار. ما پشت خونه رو پوشش میدیم
حتماً. خوبه
الان هم دارم تنبیه میشم چون تیمِ
گروهبانم رو توی بسکتبال بردم. تو چی؟
اوه، تا جایی که میدونم، مسئله شخصی نیست
ممم، پس هنوز خیلی چیزا رو نمیدونی
صبحانهی آخر شیفت مهمونِ این آقاست
اوه، عالیه
واو
باید یه جوری بیدار بمونم. آره
هی، میتونی یکم استراحت کنی
عمراً
انگار توی فیلمای جیمز باندم، میدونی، ساعت ۲ صبح؟
حتماً. میتونم با بخش مواد هماهنگ کنم؟
باید با بخش مواد هماهنگ کنی
میخوام با بخش مواد هماهنگ کنم
افسر پارکر، صدام رو داری؟ - بفرما
جلو همه چی آرومه، جناب
مفهومه، افسر
ولی ما اینجا عقب یه مشکل بزرگ داریم
نمیتونیم تصمیم بگیریم پنکیک بلوبریِ کی بهتره
«دولی» توی خیابون مدیسون یا «سوییت» توی باکتاون
نظر تو چیه؟
من میگم «دولی»
یعنی با تمام تجربهم، فکر میکنم
فکر کنم باید من تصمیم نهایی رو بگیرم
میخوایم یه تصمیم کاملاً حسابشده بگیریم
و «دولی» رو انتخاب کنیم
مفهومه
هی، یه تحرکاتی داریم
۱۹ هدفهای ۱۸ و
یه نفر ناشناس. تیزبینی
بذار ببینم
اون ساکِ ورزشیه؟
آره. پارکر، دارن خونه رو خالی میکنن
۱۹ هدفهای ۱۸ و
و یه نفر ناشناس دارن ساکهای سنگین رو
بارِ یه وانت خاکستری میکنن که الان رسید، پلاک نداره
حتماً یا پوله یا جنس
نباید بذاریم راه بیفتن. بگیریدشون
ما هواتون رو داریم. مفهومه، الان داریم نزدیک میشیم
بزن بریم
کیتی. جلیقه
جلیقه. آره، پوشیدم
ماشین رو خاموش کن
تویی که توی پارکینگی، دستات رو بیار بالا
دستات رو نشون بده! اون ماشین رو خاموش کن
ایست
بجنب
ادی، یه وانت خاکستری دارم که به سمت جنوب فرار میکنه ۵۰۲۱
توی خیابون ۱۰۴ به سمت «دیمن»
فکر کنم حامل مواد مخدره
پارکر. برجس
دیدیم هدفها رفتن داخل. داریم وارد میشیم
No comments yet. Be the first to leave one.