A Shop for Killers

A Shop for Killers (킬러들의 쇼핑몰)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

A Shop for Killers S02E02 1080p DSNP WEB-DL Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هیچ نشانهٔ حیاتی داخلش نیست‏

‏اگه جونگ جین‌مان واقعاً اینجا باشه…‏

‏اون یکی چشمم رو هم درمیارم‏

‏باشه یا نباشه،‏ ‏عملیات رو طبق نقشه ادامه می‌دیم‏

‏دفعهٔ قبل هم به همین دلیل‏ ‏از دستش دادیم‏

‏پس اینجا قایم شده بودی‏ ‏و خوش می‌گذروندی؟‏

‏عجب روباه مکاری هستی‏

‏شرط می‌بندم جین‌مان…‏

‏یه جایی داره نگاهمون می‌کنه‏

‏ گذرگاه مخفی در حمام پیدا شد ‏

‏ یه گذرگاه مخفی اینجاست ‏

‏فوراً عقب بکشین!‏

‏ضدگلوله‌ست؛‏ ‏از این فاصله سوراخ نمی‌شه‏

‏عقب‌نشینی کنیم‏

‏ «فروشگاهی برای قاتلان ۲» ‏

‏ قسمت دوم ‏ ‏ «گوشه‌نشین» ‏

‏ یک سال بعد ‏

‏ می‌تونی همه‌ش رو گردن من بندازی ‏

‏نمی‌تونستم تو رو هم از دست بدم، جی‌آن‏

‏فروشگاه رو برای همین ساختم؛‏ ‏که ازت محافظت کنه‏

‏می‌دونستم آدم معمولی‌ای نیستی، عمو‏

‏ولی این دیگه دیوونگیه، نه؟‏

‏می‌گی برای محافظت از من،‏

‏از مزدور و آدم‌کش پول گرفتی‏ ‏و بهشون اسلحه فروختی‏

‏تو دلال اسلحه‌ای، درسته؟‏

‏یعنی اسلحه‌هایی که به اون‌ها می‌فروشی…‏

‏برای کشتن آدم‌ها استفاده می‌شن، نه؟‏

‏هوم‏

‏ این دنیای منه، جونگ جی‌آن ‏

‏اینجا برای زنده‌موندن باید بکشی‏

‏هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم‏ ‏تا از خطر دورت نگه دارم…‏

‏ولی آخرش پیدات کرد،‏ ‏و تقصیر منه‏

‏دیگه عذرخواهی‌ات رو نمی‌خوام‏

‏- مراقب خودت باش، جونگ جین‌مان‏ ‏- خوب گوش کن، جونگ جی‌آن‏

‏هر اتفاقی بیفته،‏ ‏امن‌ترین جا برات کنار منه‏

‏عمو، نمی‌خوام هیچ ربطی‏ ‏به این دنیا داشته باشم‏

‏شاید نخواهی این رو بشنوی، ولی…‏

‏- تو از قبل واردش شدی‏ ‏- می‌شه ازش بیرون اومد‏

‏فکر می‌کردم مردی،‏ ‏ولی الآن اینجا نشستی‏

‏هیچ‌کدوم از این‌ها به من ربطی نداره‏

‏خودت گفتی‏

‏هر کاری بکنم،‏ ‏انتخاب خودمه، درسته؟‏

‏این‌ها مال توئه‏

‏جونگ جی‌آن، از این به بعد‏ ‏باید روی پای خودت بایستی‏

‏ کارت تأمین اجتماعی ‏ ‏ لی آرین ‏

‏ یه روزی… ‏

‏ در آینده، وقتی همه‌چیز سر و سامون گرفت… ‏

‏ و تونستم به یه زندگی عادی برگردم… ‏

‏ برمی‌گردم ‏

‏جونگ جی‌آن‏

‏این رو هم برای احتیاط بردار‏

‏اگه اتفاقی افتاد،‏ ‏بـ… باهاش بهم زنگ بزن‏

‏این یکی هم برای امنیت خودته‏ ‏به دردت می‌خوره‏

‏این کیف هم…‏

‏وقتی به یه جای امن رسیدی،‏ ‏تنهایی بازش کن‏

‏- هی…‏ ‏- هوم؟‏

‏اگه تو و عموم توی خونه‌ام دوربین‏ ‏یا شنود کار بذارین، می‌کشمتون‏

‏باشه، باشه؛ قسم می‌خورم این کار رو نمی‌کنم‏ ‏قسم می‌خورم‏

‏مراقب خودت باش‏

‏تو هم مراقب خودت باش، جونگ جی‌آن‏

‏هر شب زیر نور ماه‏ ‏همین‌طور می‌دوی؟‏

‏این رو ببین‏

‏جی‌آن کوچولومون وانمود می‌کنه‏ ‏صدام رو نمی‌شنوه، ولی می‌شنوه‏

‏به لطف یه نفر،‏

‏گردنم بدجوری می‌خاره‏ ‏و دستم هم بهش نمی‌رسه‏

‏کمکم می‌کنی؟‏

‏توفوی تازه! فلفل تازه!‏

‏سیر خوش‌طعم!‏

‏گوجه ببرین؛ گوجه‌گیلاسی!‏

‏پیازچه! پیازچهٔ تازه!‏

‏هی، چرا داخل کیسه رو می‌گردی؟‏

‏به زور یه لقمه نون درمیارم‏

‏یه لحظه بیا اینجا‏

‏ببین، ننه پیل‌سون‏ ‏شیتاکه خواسته بود، نه؟‏

‏پس چرا قارچ صدفی گرفتی؟‏

‏ووجین، شیتاکه یا صدفی؛‏ ‏همه‌ش قارچه دیگه‏

‏تازه این‌ها سالم‌تر هم هستن‏

‏شیتاکه هم خیلی گرون شده‏

‏قیمتش چه اهمیتی داره؟‏ ‏فکر کردی مردم هانام‌دو پول ندارن؟‏

‏دفعهٔ قبل هم این کار رو کردی‏ ‏و پیرزن‌ها حسابی داغونت کردن‏

‏باز هم همون بلا سرت بیاد؟‏

‏این‌طوری ادامه بدی،‏ ‏دیگه از اینجا مشتری گیرت نمیاد‏

‏ووجین! چرا این‌طوری می‌کنی؟‏

‏مدتیه همدیگه رو می‌شناسیم، نه؟‏

‏تنهایی؟ می‌خوای یکی رو بهت معرفی کنم؟‏

‏مزخرف نگو‏

‏همین‌طور بیکار نشسته،‏ ‏معلوم نیست منتظر چیه‏

‏جز سه وعده غذا خوردن و خوابیدن‏ ‏چه کاری داره؟‏

‏آرین، عجله داری؟‏ ‏می‌تونی یک‌کم آهسته‌تر کار کنی‏

‏- هی، آرین!‏ ‏- بله؟‏

‏دخترجان، ما ساعتی پول می‌گیریم؛ فهمیدی؟‏

‏همه‌مون دستمزدمون ساعتیه‏

‏باید آهسته کار کنیم‏ ‏تا پول بیشتری بگیریم‏

‏نمی‌شه همه‌چیز رو تنهایی و با عجله انجام بدی‏

‏باشه‏

‏نمی‌دونم این دختر گوش نمی‌ده‏

‏یا اصلاً حرف‌هام رو نمی‌فهمه‏

‏بسه دیگه‏

‏فکر کنم کارم اینجا تموم شده‏

‏شما با خیال راحت ادامه بدین؛ من می‌رم‏

‏چی؟ من چی گفتم؟‏

‏این‌طوری پا می‌شه می‌ره،‏ ‏بعد من آدم بده‌ام؟‏

‏یه سال شده این دختر اومده اینجا؟‏

‏هنوز یه سال نشده‏

‏فقط باهاش کنار نمیام؛ واقعاً نمی‌تونم‏

‏هر وقت هم سعی می‌کنم حرف بزنم،‏ ‏به زور یه کلمه جواب می‌ده‏

‏این دختر! هیچ‌چیزش رو دوست ندارم‏

‏هنوز نصف‌شب‌ها مثل دیوونه‌ها می‌دوه؟‏

‏- من هم همین رو شنیدم‏ ‏- خانم‌ها، دیگه ولش کنین‏

‏- پسرگلم اومد‏ ‏- چند بار باید بگم؟‏

‏اوضاع چطوره؟‏

‏خانم‌ها، گوش کنین؛‏ ‏باید خانم آرین رو توی گروه نگه داریم‏

‏چون با اون تعدادمون می‌شه سی نفر‏

‏و کمک دولت مرکزی می‌گیریم‏

‏اگه الآن بره، پول همه‌مون قطع می‌شه‏

‏جوان‌های این دوره انتظار دارن‏ ‏یک‌کم محترمانه باهاشون رفتار بشه، نه؟‏

‏ما که هر روز کلی سعی می‌کنیم‏ ‏باهاش کنار بیایم‏

‏چرا این‌قدر با ما تند برخورد می‌کنی؟‏

‏این خودشه که اخلاقش افتضاحه، نه؟‏

‏خدایا… نمی‌فهمم چرا طرف اون رو می‌گیری‏

‏فکر کردی چرا؟‏ ‏ووجین دیگه بچه نیست‏

‏باید کم‌کم به ازدواج فکر کنه‏

‏ای بابا!‏

‏هی، این‌قدر سعی نکن ما رو به هم بندازی‏

‏همین که حواسم به همه‌تون باشه،‏ ‏خودش کلی کاره‏

‏اصلاً ازدواج آخرین چیزیه‏ ‏که الان بهش فکر می‌کنم‏

‏خب، باید فکر کنی‏

‏- ببخشید، خانم پیل‌سون…‏ ‏- هان؟‏

‏قارچ شیتاکه تموم کرده بودن،‏ ‏برای همین قارچ صدفی گرفتن‏

‏شوخی می‌کنی! چی؟‏

‏شیتاکه با قارچ صدفی‏ ‏زمین تا آسمون فرق داره‏

‏این بقال کلاه‌بردار!‏

‏جنس بنجل می‌خره و بقیه پول رو…‏ ‏می‌ذاره جیبش، نه؟‏

‏نگرانش نباش، حلش کردم، باشه؟‏

‏خب خانم‌ها، می‌ذارمشون‏ ‏جلوی خونه، باشه؟‏

‏سهم‌تون رو موقع برگشت بردارین‏

‏- آره، ممنون‏ ‏- باشه، خیلی هم خوب‏

‏ مئونگه‌جون؟ هنوز یه‌کم دارم،‏ ‏ولی بازم ممنون‏

‏- ممنون‏ ‏- برای تو نیست‏

‏ببرش بده به آرین‏

‏خودم می‌خواستم امروز‏ ‏ببرم براش‏

‏ولی دختره یهو گذاشت رفت‏

‏وقتی رفتی دیدنش،‏

‏خیلی عادی بده دستش و بگو:‏ ‏«می‌خوای بشینیم با هم بخوریم؟‏

‏فقط خودم و خودت؟»‏

‏ولش کنین دیگه، بس کنین! اه!‏

‏من از پس این کار برنمیام، خانم‌ها‏ ‏واقعاً نمی‌تونم!‏

‏شبیه بی‌خانمان شدی‏

‏- بعداً می‌بینمتون‏ ‏- باشه، رومئو!‏

‏خانم آرین، میل دارین‏ ‏یه‌کم از این بخورین؟‏

‏نه، این نشد‏

‏آرین، آرین، من… من… من…‏

‏می‌خواستم ببینم چیزی خوردی؟‏

‏آرین، من فقط…‏

‏هستی؟‏

‏خانم آرین؟‏

‏خانم آرین، اونجایی؟‏

‏داخل خونه‌ای؟‏

‏این دیگه چیه؟‏

‏اینجا چه خبره؟‏

‏ «هانیبال: فاتح روم» ‏

‏خانم آرین؟‏

‏خونه‌ای؟‏

‏اون چی بود؟‏

‏خانم آرین، حالت خوبه؟‏

‏هان؟‏

‏این چیه؟ اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏خب… راستش ماجرا اینه که…‏

‏مادربزرگ جوم‌ریه گفت‏ ‏این رو برات بیارم‏

‏می‌شه فقط…؟‏

‏بابت این کار معذرت می‌خوام‏

‏نباید بی‌اجازه‏ ‏از دیوار می‌اومدم تو‏

‏می‌شه…‏

‏بپرسم چرا این…؟‏

‏بی‌خیال‏

‏صاف خورد به کونم‏

‏ مدیر لی یونگ‌هان ‏ ‏ تماس گرفت؟ ‏

‏- شما وکیل جانگ این‌سوپ هستین؟‏ ‏- شما؟‏

‏- بدین به من‏ ‏- نه، اشکالی نداره‏

‏- بدین، با من کار داره‏ ‏- قربان‏

‏بفرمایید، جانگ این‌سوپ هستم‏

‏ جونگ جین‌مانم ‏

‏بله‏

‏شنیده بودم مردی هستین‏ ‏که سر حرفش می‌مونه‏

‏برای همین تعجب کردم‏ ‏که سر قرارمون نیومدین‏

‏ فکر کنم هردومون می‌دونیم ‏ ‏ اول شما زیر قولتون زدین ‏

‏واقعاً؟‏

‏نمی‌فهمم منظورتون چیه‏ ‏من از ساعت دو و نیم اینجام‏

‏ گوشی‌تون رو نگاه کنین ‏

‏ کیم چان‌وو ‏ ‏ وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱ ‏

‏ پارک چول‌مین ‏ ‏ وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱ ‏

‏ جونگ هیون‌سو ‏ ‏ وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱ ‏

‏بله‏

‏بله، متوجه منظورتون شدم‏

‏ولی همون‌طور که می‌دونین،‏ ‏اطلاعات کارکنان ما محرمانه‌ست‏

‏ظاهراً به سرورهای ما نفوذ کردین‏

‏متأسفم، ولی اون موضوع‏ ‏مذاکره جداگانه‌ای می‌خواد‏

‏ محرمانه ‏

‏ عملیات ترور نخست‌وزیر منصوب‌شدهٔ کامبوج ‏

More Farsi/persian subtitles for A Shop for Killers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left