The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
هیچ نشانهٔ حیاتی داخلش نیست
اگه جونگ جینمان واقعاً اینجا باشه…
اون یکی چشمم رو هم درمیارم
باشه یا نباشه، عملیات رو طبق نقشه ادامه میدیم
دفعهٔ قبل هم به همین دلیل از دستش دادیم
پس اینجا قایم شده بودی و خوش میگذروندی؟
عجب روباه مکاری هستی
شرط میبندم جینمان…
یه جایی داره نگاهمون میکنه
گذرگاه مخفی در حمام پیدا شد
یه گذرگاه مخفی اینجاست
فوراً عقب بکشین!
ضدگلولهست؛ از این فاصله سوراخ نمیشه
عقبنشینی کنیم
«فروشگاهی برای قاتلان ۲»
قسمت دوم «گوشهنشین»
یک سال بعد
میتونی همهش رو گردن من بندازی
نمیتونستم تو رو هم از دست بدم، جیآن
فروشگاه رو برای همین ساختم؛ که ازت محافظت کنه
میدونستم آدم معمولیای نیستی، عمو
ولی این دیگه دیوونگیه، نه؟
میگی برای محافظت از من،
از مزدور و آدمکش پول گرفتی و بهشون اسلحه فروختی
تو دلال اسلحهای، درسته؟
یعنی اسلحههایی که به اونها میفروشی…
برای کشتن آدمها استفاده میشن، نه؟
هوم
این دنیای منه، جونگ جیآن
اینجا برای زندهموندن باید بکشی
هر کاری از دستم برمیاومد کردم تا از خطر دورت نگه دارم…
ولی آخرش پیدات کرد، و تقصیر منه
دیگه عذرخواهیات رو نمیخوام
- مراقب خودت باش، جونگ جینمان - خوب گوش کن، جونگ جیآن
هر اتفاقی بیفته، امنترین جا برات کنار منه
عمو، نمیخوام هیچ ربطی به این دنیا داشته باشم
شاید نخواهی این رو بشنوی، ولی…
- تو از قبل واردش شدی - میشه ازش بیرون اومد
فکر میکردم مردی، ولی الآن اینجا نشستی
هیچکدوم از اینها به من ربطی نداره
خودت گفتی
هر کاری بکنم، انتخاب خودمه، درسته؟
اینها مال توئه
جونگ جیآن، از این به بعد باید روی پای خودت بایستی
کارت تأمین اجتماعی لی آرین
یه روزی…
در آینده، وقتی همهچیز سر و سامون گرفت…
و تونستم به یه زندگی عادی برگردم…
برمیگردم
جونگ جیآن
این رو هم برای احتیاط بردار
اگه اتفاقی افتاد، بـ… باهاش بهم زنگ بزن
این یکی هم برای امنیت خودته به دردت میخوره
این کیف هم…
وقتی به یه جای امن رسیدی، تنهایی بازش کن
- هی… - هوم؟
اگه تو و عموم توی خونهام دوربین یا شنود کار بذارین، میکشمتون
باشه، باشه؛ قسم میخورم این کار رو نمیکنم قسم میخورم
مراقب خودت باش
تو هم مراقب خودت باش، جونگ جیآن
هر شب زیر نور ماه همینطور میدوی؟
این رو ببین
جیآن کوچولومون وانمود میکنه صدام رو نمیشنوه، ولی میشنوه
به لطف یه نفر،
گردنم بدجوری میخاره و دستم هم بهش نمیرسه
کمکم میکنی؟
توفوی تازه! فلفل تازه!
سیر خوشطعم!
گوجه ببرین؛ گوجهگیلاسی!
پیازچه! پیازچهٔ تازه!
هی، چرا داخل کیسه رو میگردی؟
به زور یه لقمه نون درمیارم
یه لحظه بیا اینجا
ببین، ننه پیلسون شیتاکه خواسته بود، نه؟
پس چرا قارچ صدفی گرفتی؟
ووجین، شیتاکه یا صدفی؛ همهش قارچه دیگه
تازه اینها سالمتر هم هستن
شیتاکه هم خیلی گرون شده
قیمتش چه اهمیتی داره؟ فکر کردی مردم هانامدو پول ندارن؟
دفعهٔ قبل هم این کار رو کردی و پیرزنها حسابی داغونت کردن
باز هم همون بلا سرت بیاد؟
اینطوری ادامه بدی، دیگه از اینجا مشتری گیرت نمیاد
ووجین! چرا اینطوری میکنی؟
مدتیه همدیگه رو میشناسیم، نه؟
تنهایی؟ میخوای یکی رو بهت معرفی کنم؟
مزخرف نگو
همینطور بیکار نشسته، معلوم نیست منتظر چیه
جز سه وعده غذا خوردن و خوابیدن چه کاری داره؟
آرین، عجله داری؟ میتونی یککم آهستهتر کار کنی
- هی، آرین! - بله؟
دخترجان، ما ساعتی پول میگیریم؛ فهمیدی؟
همهمون دستمزدمون ساعتیه
باید آهسته کار کنیم تا پول بیشتری بگیریم
نمیشه همهچیز رو تنهایی و با عجله انجام بدی
باشه
نمیدونم این دختر گوش نمیده
یا اصلاً حرفهام رو نمیفهمه
بسه دیگه
فکر کنم کارم اینجا تموم شده
شما با خیال راحت ادامه بدین؛ من میرم
چی؟ من چی گفتم؟
اینطوری پا میشه میره، بعد من آدم بدهام؟
یه سال شده این دختر اومده اینجا؟
هنوز یه سال نشده
فقط باهاش کنار نمیام؛ واقعاً نمیتونم
هر وقت هم سعی میکنم حرف بزنم، به زور یه کلمه جواب میده
این دختر! هیچچیزش رو دوست ندارم
هنوز نصفشبها مثل دیوونهها میدوه؟
- من هم همین رو شنیدم - خانمها، دیگه ولش کنین
- پسرگلم اومد - چند بار باید بگم؟
اوضاع چطوره؟
خانمها، گوش کنین؛ باید خانم آرین رو توی گروه نگه داریم
چون با اون تعدادمون میشه سی نفر
و کمک دولت مرکزی میگیریم
اگه الآن بره، پول همهمون قطع میشه
جوانهای این دوره انتظار دارن یککم محترمانه باهاشون رفتار بشه، نه؟
ما که هر روز کلی سعی میکنیم باهاش کنار بیایم
چرا اینقدر با ما تند برخورد میکنی؟
این خودشه که اخلاقش افتضاحه، نه؟
خدایا… نمیفهمم چرا طرف اون رو میگیری
فکر کردی چرا؟ ووجین دیگه بچه نیست
باید کمکم به ازدواج فکر کنه
ای بابا!
هی، اینقدر سعی نکن ما رو به هم بندازی
همین که حواسم به همهتون باشه، خودش کلی کاره
اصلاً ازدواج آخرین چیزیه که الان بهش فکر میکنم
خب، باید فکر کنی
- ببخشید، خانم پیلسون… - هان؟
قارچ شیتاکه تموم کرده بودن، برای همین قارچ صدفی گرفتن
شوخی میکنی! چی؟
شیتاکه با قارچ صدفی زمین تا آسمون فرق داره
این بقال کلاهبردار!
جنس بنجل میخره و بقیه پول رو… میذاره جیبش، نه؟
نگرانش نباش، حلش کردم، باشه؟
خب خانمها، میذارمشون جلوی خونه، باشه؟
سهمتون رو موقع برگشت بردارین
- آره، ممنون - باشه، خیلی هم خوب
مئونگهجون؟ هنوز یهکم دارم، ولی بازم ممنون
- ممنون - برای تو نیست
ببرش بده به آرین
خودم میخواستم امروز ببرم براش
ولی دختره یهو گذاشت رفت
وقتی رفتی دیدنش،
خیلی عادی بده دستش و بگو: «میخوای بشینیم با هم بخوریم؟
فقط خودم و خودت؟»
ولش کنین دیگه، بس کنین! اه!
من از پس این کار برنمیام، خانمها واقعاً نمیتونم!
شبیه بیخانمان شدی
- بعداً میبینمتون - باشه، رومئو!
خانم آرین، میل دارین یهکم از این بخورین؟
نه، این نشد
آرین، آرین، من… من… من…
میخواستم ببینم چیزی خوردی؟
آرین، من فقط…
هستی؟
خانم آرین؟
خانم آرین، اونجایی؟
داخل خونهای؟
این دیگه چیه؟
اینجا چه خبره؟
«هانیبال: فاتح روم»
خانم آرین؟
خونهای؟
اون چی بود؟
خانم آرین، حالت خوبه؟
هان؟
این چیه؟ اینجا چهکار میکنی؟
خب… راستش ماجرا اینه که…
مادربزرگ جومریه گفت این رو برات بیارم
میشه فقط…؟
بابت این کار معذرت میخوام
نباید بیاجازه از دیوار میاومدم تو
میشه…
بپرسم چرا این…؟
بیخیال
صاف خورد به کونم
مدیر لی یونگهان تماس گرفت؟
- شما وکیل جانگ اینسوپ هستین؟ - شما؟
- بدین به من - نه، اشکالی نداره
- بدین، با من کار داره - قربان
بفرمایید، جانگ اینسوپ هستم
جونگ جینمانم
بله
شنیده بودم مردی هستین که سر حرفش میمونه
برای همین تعجب کردم که سر قرارمون نیومدین
فکر کنم هردومون میدونیم اول شما زیر قولتون زدین
واقعاً؟
نمیفهمم منظورتون چیه من از ساعت دو و نیم اینجام
گوشیتون رو نگاه کنین
کیم چانوو وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱
پارک چولمین وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱
جونگ هیونسو وابستگی: بابیلون، تیم مزدوران ۱
بله
بله، متوجه منظورتون شدم
ولی همونطور که میدونین، اطلاعات کارکنان ما محرمانهست
ظاهراً به سرورهای ما نفوذ کردین
متأسفم، ولی اون موضوع مذاکره جداگانهای میخواد
محرمانه
عملیات ترور نخستوزیر منصوبشدهٔ کامبوج
No comments yet. Be the first to leave one.