The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« همهچیز عالی میشه »
جانم؟
واژن باعث میشه مور مورش بشه
این قضیه مال چه کلاسی بوده؟
ورزش
« اوهایو - بهار سال ۱۹۸۹ »
منظورش واژن کیه؟
کلا واژن
پس... صبر کن ببینم
رفتی کلاس ورزش؟
کلاس سیپیآر بوده. درسشون درباره آنژین بوده
بعد اینم آنژین رو با واژن اشتباه گرفته
خب بهرحال از نظر جنسی فعال که نیست
اصلاً تا حالا واژن ندیده. ولی همیشه درباره سکس صحبت میکنیم
- معمولا تو راه مدرسه - آقای اسمارت
برای همینم الان مامانم ما رو میرسونه
تو کلاس تاریخ، به لس تکلیف دادن
که یه صفحه درباره تقدیر آشکار بنویسه
به جاش، یه موزیکال
جادوگر شهر اُز تحویل داده
که تو دوران انقلاب فرانسه اتفاق میافته و اسمش رو گذاشته «له ویز»
ببخشید. میخوام درست متوجه بشم
مگه نُه صفحه بهتر از یکی نیست؟
تکلیفش این نبوده
لس، میشه لطفاً بری بیرون؟
انگار تقصیر منه که از واژن چندشم میشه
هنوز که ندیدی!
بخاطر اینه که هنوز ندیده
آقای اسمارت
شاید بهتر باشه این احتمال رو در نظر بگیرید که لس...
همجنسگرا باشه
عجب اظهارنظر جالبی
میدونین من تو کار تئاترم دیگه؟
شغلمه. تئاتر محلی میسازم
نمیدونم این چه ربطی داره به...
فقط داستان رو دنبال کن
تئاتر، همدلی رو آموزش میده
برای ما مهم نیست که کسی سیاهپوسته یا سفیدپوست...
ما هم همینطور
مهم نیست همجنسگرا باشه یا دگرجنسگرا
- برای ما هم همینطور - پولدار، فقیر، لاغر، چاق...
برای ما هم مهم نیست!
برامون مهم نیست که عاشق کی میشن
یا با کی سکس میکنن، خانم فرانکلین
به شرط اینکه بااستعداد باشن...
مسیحی باشن
- بااستعداد - مسیحی
- بااستعداد - مسیحی
میدونی لس، همیشه عمیقاً دلم میسوخت
برای کسانی که نمیتونستن قدر منو بدونن
نوئل کاوارد، زاده ۱۸۹۹، درگذشته ۱۹۷۳
میدونی، من اهل تدینگتونِ میدلسکس بودم
تا حالا تو تدینگتونِ میدلسکس اجرا داشتی؟
هنوز نه
خب، اگه کردی، ازش بیشترین بهره رو ببر
حرفم اینه که منم مثل تو یه پسربچهی بازیگر بودم، لس
من و تو طرز فکرمون با بقیه دختر و پسرها فرق داره
من میخوام تو جمعها پذیرفته بشم نوئل. ولی نمیدونم چجوری
من رو ذرهای اذیت نمیکرد
داری چرت میگی
هیچوقت برام مهم نبود کی گل زده
یا کدوم تیم جام نقرهای رو بالا برده
هیچوقت بیسبال و بولینگ یاد نگرفتم
ولی صدای بالا رفتن پرده رو میشنیدم
پاشو لس. بریم دنبال مادر و برادرت
از این مدرسه متنفرم. هیچکس منو نمیفهمه
خب عجیبالخلقهای. تقصیر اونا نیست
تا دبیرستان صبر کن
امثال خودت رو پیدا میکنی
درِک دبیرستان رو دوست داره
درک فشار دادن دکمه آسانسور رو هم دوست داره
خب، تو از برادرت پیچیدهتری
مثل من هنرمندی
ولی درک محبوبه. برای درک یه اسم محبوب گذاشتی
بعد برای من اسمی گذاشتی که هیچ ارزشی نداره
لس...
اگه چرک هم اسم بود، اسمم رو میذاشتی چرک
خوبه. هوشمندانه و دراماتیک
تو هم خوشبخت میشی. فقط دیر و زود داره
خودت تو راهنمایی محبوب بودی؟
کلا پنج نفر تو راهنمایی محبوبن، چرک
همسن تو که بودم
دیگه میدونستم دلم میخواد تو برادوی تئاتر تولید کنم
تو راهنمایی کی همچین چیزی میخواد؟
عجیبغریبتر از این نمیشه
اینکه هیچوقت به برادوی نرسیدی اذیتت میکنه؟
تو صنعت نمایش اوضاع میتونه در یک آن عوض بشه
هنوزم ممکنه بشه. حالا میبینی
بیا
منم اولش از واژن میترسیدم
نگران نباش. کم کم از واژن خوشت میاد
« ترجمه از حسین رضایی و محمدعلی sm » ::. mmli_sm & HosseinTL .::
بادی، باید با پسرت صحبت کنی
چرا وقتی تو دردسر میفتن میشن پسرای من؟
ارنی ساراسینو میخواد استعفا بده
لس
چرا تقصیر منه؟ شاید بخاطر درک باشه
میگه لس هر وقت دلش میخواد
یواشکی وارد صحنهها میشه
یواشکی نبود
بهش گفتم که بنظرم باید تو صحنههای بیشتری باشم
تو کارگردان نیستی. نمیتونی...
تئاتر «ویولنزن روی بام»ـه
مطمئنم تو آناتفکا هم بچه وجود داشته
ارنی ساراسینو بهترین و
کمهزینهترین کارگردانیه که داریم
نمیتونیم از دستش بدیم
و خسته شده از بس توجهها رو به خودت جلب کردی
درک نزدیک بود باکرگیش رو از دست بده
- هی! - نزدیک بود؟
چقدر نزدیک بود؟
- اسمش آنابث دیواینـه - خفه شو!
شایدم آنابسـه. سینِش میزنه
خب، شام دعوتش کن خونه
دوست داریم ببینیمش
نه
نه؟ ما باعث خجالت و اینات که نمیشیم
بابا، معلومه که میشین
خب پس یه روز که عصر نمایش داشتیم بیارش تئاتر
اصلاً نمیفهمه حواسمون بهش هست
هیچ کدوم از کسایی که من میشناسم تئاتر دوست ندارن
اصلاً حتی خودمم نمیخوام روزهای نمایش تو سالن باشم
ترجیح میدم فوتبال بازی کنم
- خب؟ دارن... - این فاز رد میشه
تو این مدرسه خیلی راحت میتونم وارد تیم فوتبال شم
قانون من نیست که هفتهای هشتتا نمایش داریم
اینجوریه دیگه
دیگه نمیخوام موزیکال کار کنم
تو تنها ۱۶ سالهای نیستی که
باید تو کسب و کار خانوادهش کار کنه
شما که بهم حقوق هم نمیدین
خب، کارت همچین خوب نیست
فقط شام بیارش خونه
نه، یه پیشنهاد بهتر
به زودی قراره تو خونه برای نمایش
«مویزی در آفتاب» تست بگیریم
اون موقع بیارش. عاشقش میشه
نمیشه بابا. یه دختر نرماله
بزرگ میشه از نرمالی درمیاد
پیش عمو آبرامت میمونیم!
پیش عمو آبرامزت میمونیم!
پیش عمو آبرامزت میمونیم!
کل دنیا باید کار ما رو بدونه!
انقدر داد نزن و وسایل رو جمع کن
به نصیحت تو نیاز ندارم
باید به قطار و بعد هم قایقمون برسیم
بچهها، بُقچهها رو بذارید روی گاری
سخت کار کن موتل
زود بیا پیشمون
یالا. برو دیگه
چرا باید زندگی کنی و کسی متوجهت نشه؟
روث گوردون، زاده ۱۸۹۶، درگذشته ۱۹۸۵
میخوای کدوم صحنه رو وارد بشی؟
به بابام قول دادم این کارو نکنم
خب، بعضی روزها آدم باید دروغ بگه
خیلی دوست دارم تو این صحنه بعدی وارد بشم
مجبورن روستای کوچیک آناتفکا رو ترک کنن
برای همین یه حلقه تشکیل میدن و دست هم رو میگیرن
بعد ول میکنن و راه خودشون رو میرن
نمادینه
معرکهست!
ولی نمیدونم چجوری وارد حلقه بشم
چون دست هم رو گرفتن
فقط برو. راهش رو میفهمی
باید بری نشونشون بدی چی تو چنته داری
نگران ارنی ساراسینو نباش
چیکار میتونه بکنه؟
برو. بدرخش
با حضورت سطح صحنه رو بیار بالا
برو! برو!
چه غلطی داری میکنی؟
دارم آناتفکا رو ترک میکنم!
عزیزم، قبض برقمون...
خیلی زیاد شده
نمیشه دمای سالن رو یکم بیشتر کنیم؟
لازم نیست مثل سردخونه باشه که
سرما حضار رو هوشیار نگه میداره
ما رو هم بدهکار نگه میداره
بیا بخوابیم فقط
بنظر میاد تنها چیزی که سرش دعوا میکنیم پوله
خب، من آمریکاییام و عاشق پول
ولی جدی
میدونی از چی میترسم بادی؟
از سکوت؟
ببین، ما از طرق دیگهای ثروتمندیم
دارم روی یه چیزهایی هم کار میکنم
اتفاقات بزرگی تو راهه
- رفتم ملاقات پدر جکسون - میس...
میلیونها نفر از خدا آرامش میگیرن
یه جور رفتار میکنی انگار فقط منم
فقط نمیخوام باهاش همدم بشم
من رو دوتا از بدجنسترین و کلیساییترین زنها بزرگ کردن...
من مثل خالههای مردهی بدجنست نیستم، من زنتم
اگه منو دوست داشتی، حداقل با ذهن باز گوش میدادی
ولی تو اگه دوستم داشتی، سعی نمیکردی عوضم کنی
چون دوستت دارم این کارو میکنم بادی
دلم میشکنه اگه ببینم بیخدا میمیری
عزیزم، کی گفته اول من میمیرم؟
هوم؟
No comments yet. Be the first to leave one.