The first 200 lines.
خوشحالم که تونستی .برای این دورهمی مجردها بیای
من فقط میخواستم
یه کار خوب کرده باشم
.تا فکر ویسرا از سرت بپره
،میدونم دوستش داری و اینم میدونم که
.اتفاقی نمیافته - چرا؟ -
اون زیادی مشغول کارشه
.که بخواد با پسر رئیسش قرار بذاره
جایی که غذا میخوره، نمیرینه
،که استعاره افتضاحیه
و مایه شرمساریه چون همزمان مدفوع کردن و غذا خوردن
یکی از لذتهای .بزرگ زندگیه
.من میدونم چرا اینجام، بابا
تو چی؟
خب، من اینجام تا مطمئن بشم
.تو با هیچ کدوم از اکسای من دوست نمیشی
.حداقل، نه ناخواسته
.پس، بذار ببینم ،اون
،اون، اون، اون هم همینطور
،اون، اون، اون گروه اونجا
.اون صندلی بار که روش نشستی
!سلام
تای، چرا دوستت رو به من معرفی نمیکنی؟
چی؟
.اوه، بابت بابام متأسفم. من تای هستم
.مگائرا .نیازی به عذرخواهی نیست
.در واقع یه جورایی حرکت جالبی بود
واقعاً؟ - .نه، اصلاً -
خب، شغلت چیه؟
اوه، آم، من واقعاً .دوست ندارم در موردش حرف بزنم
اوه، نه، من از حرف زدن راجع به کارم اونقدر بدم میاد
.که اصلاً شغلی ندارم
،نه از نوع غمگینش
.بیشتر از نوع باحال، پولدارِ بیکارش
.من تو یه قایق زندگی میکنم
.اوه، به نظر جالبه
واقعاً؟
چی شده؟ - .(با هم مچ شدیم (به هم خوردیم -
وقتشه که اژدها .ما رو از روی قایق پرت کنه پایین
وقتشه که اژدها چیکار کنه؟
SANDS Movie :ارائه شده توسط
✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
!صبح بخیر، خانواده
دارین به مردی نگاه میکنین
،که دیشب خیلی .خیلی خوششانس بوده
لطفاً با تمام جزئیات کامل .به پدرت بگو
خب، بعد از اینکه من و مگ از روی قایق افتادیم پایین
،و من دست از جیغ کشیدن برداشتم
.رفتیم شام خوردیم
فعلاً این حجم از جزئیات
.هیچ کمکی به من نمیکنه
.داریم آروم آروم پیش میریم
حالا .کلاً منو گیج کردی .سلام، تای
فکر میکنی بتونی امشب تو یه سری کارای شهری کمکم کنی؟
.اوه، من قرار دارم
.اوه
.اما شاید هنوز بتونم
.زمان زیادی تو روز هست
مسئله اینه، هیچکس توافق نداره
،که یه روز چقدر طول میکشه
واسه همین آدما .هی قرارهای ملاقاتشون رو از دست میدن
فکر کردم من و تو میتونیم شروع کنیم به تماشای غروبها
.تا یه سرنخی ازش پیدا کنیم
برای تماشای غروب خورشید به کمک من احتیاج داری؟
.آره، قله پاپی
،اما تو قرار داری .پس فرض کن چیزی نگفتم
.شاید بتونم یه چیزایی رو جابهجا کنم
،بیخیال .میتونیم یه شب دیگه این کارو بکنیم
.خورشید هر روز غروب میکنه
.حداقل، فکر کنم اینطوره
بابا، میشه لطفا تو اتاق دیگه باهام حرف بزنی؟
.امیدوارم دستشویی باشه، چون من دارم میرم اونجا
پیامی از طرف !منشی امور اجتماعی
.بابا رفت. فقط ما اینجاییم
خب، من قبلاً ،صدای ترومپت رو درآوردم
.پس فقط میخوام اصل مطلبو بگم
خانواده سلطنتی پادشاهی سابیسیا
با کمال تأسف به شما اطلاع میدهند .که طاعون اومده
پس ما یا باید ،تاریخ دیدارتون رو عوض کنیم
،یا، بسته به آمار تلفات
.اونو برای همیشه لغو کنیم
گفتی "طاعون"؟
مامان، چرا "طاعون" رو
همونطوری گفتی که من "کیک" رو میگم؟
چون اولین خدایی که وارد شهر طاعونزده بشه
،اعتبارش مال اونه
و بعد کل شهر از ترس میلرزن
.هر وقت که دوباره برگردیم
.این شبیه کیک نیست
،پس اگه اجازه بدید .مامان باید بره پول بگیره
اجازه هست منم بیام؟
چرا؟
.مردم سابیسیا ماهیان
.شاید به مترجم نیاز داشته باشی
.من یکم قلپقلپ بلدم
.فکر کنم مشکلی پیش نیاد
.باشه، قبوله
.قراره یه سری کارای سطح بالای خدایی انجام بدی
.میخوام ببینم
میخوام از کار استاد .درس بگیرم
.خب، دفعه دیگه، با این شروع کن
.خروج با رضایت آسان از چاپلوسی
!اوه، آره
کی دختر خوبیه؟
.بابا، خیلی اشتباه میکردی
.ویسرا از من خوشش میاد
،فقط برای اینکه مطمئن باشم آیا این موقعیتیه
که اشتباه کردن من برات خوبه؟
!چون اگه اینطوره، هورا
.شنیدی چی گفت
میخواد که باهاش .غروب خورشید رو زمانبندی کنم
غروب خورشید رو زمانبندی کنی؟
.اون یه فعالیت کاملاً مندرآوردیه
.کاره تمومه
.عالیه خب، مشکل چیه؟
.مشکل اینه که من این دوستدختر جدید رو دارم، مگ
اوه خدایا، باید
باهاش بهم بزنم، مگه نه؟
.اوه، متنفرم از این کار
.حالم بده
پسر، داری سعی میکنی چی به من بگی؟
تو تکزوجی هستی؟
.چی؟ آره، فکر کنم
،ببین ،من هر چی که باشی دوستت خواهم داشت
و حاضرم .سبک زندگیتو قبول کنم
فقط ترجیح میدم .مجبور نباشم در موردش بشنوم
!مردم شریف سابیسیا
حتماً دارید تعجب میکنید
که چرا همگی دارید میمیرید .و/یا خیلی زشت میشید
.خب، دیگه تعجب نکنید
،من، الهه ملکه دلیریا
این طاعون رو براتون آوردم
.چون شما منو ناراحت کردید
،من همیشه این شکلی بودم
پس من خوبم، درسته؟
.نه، من حافظهتو پاک کردم
.دیروز، تو محشر بودی
واقعاً؟
!این... فوقالعادهست
خب، ما نمیدونستیم ،کدوم خدا رو عصبانی کردیم
،اما حالا که میدونیم
میتونیم یه کاری در موردش بکنیم، درسته بچهها؟
.یه لحظه صبر کن، پادشاه آگوست
.فقط چندتا سؤال دارم
داری چه غلطی میکنی لعنتی؟
.یه ذره کار علمی
منبع اصلی آب آشامیدنی شما چیه؟
همین برکهست؟
آره. چرا میپرسی؟
بله، چرا میپرسی؟
چون خیلی داری نزدیک میشی ،که منو ناراضی کنی
.و منم توی مود طاعونزدگیام
یه تئوری دارم که طاعونها به خاطر
.یه چیزی توی آب مدفوعی ایجاد میشن
.احتمالاً خود مدفوع
.خب، دیگه این تئوری رو نداشته باش
گفتی ،اومدی که منو زیر نظر بگیری
و قبلش گفتی .قلپقلپ حرف میزنی
هر کاری که لازم بود .تا تو منو بیاری اینجا
حالا میخوام بفهمم ،طاعون چطور کار میکنه
تا بشه ازش .در آینده جلوگیری کرد
چرا باید
چنین کار کینهای و بیاهمیتی بکنی؟
فکر میکنی چرا؟ !واسه افتخار. خب معلومه
،باشه ،تو کار علمی کوچیکت رو انجام بده
.اما از سر راه من دور بمون
و اگه حتی یه اشاره کوچیک
...بهشون بکنی که من باعث این طاعون نبودم، قسم میخورم
!هی تا کی کارت طول میکشه؟
.بله، کارمون طول میکشه
و تو همین الان برای این مزاحمت
سه هفته طاعون بیشتر .به خودتون اضافه کردی
!آلگوس
!احمق، احمق
...چرا باید
.خب، همه اشتباه میکنن
،دفعه بعد موفق میشی !آلگوس
.ممنون که زودتر باهام قرار گذاشتی
.اوه، خوشحال شدم
میدونی، پیشگوی من بهم گفت
قراره یه مرد بامزه رو تو یه قایق .ملاقات کنم
،در واقع، اینو داشته باش ."گفت "یه مورد مناسب
اوه، شگفتانگیز نیست؟
.آره... در مورد اون
همه چیز خوبه؟ - .نه، یعنی آره -
منظورم اینه که ...یه چیزی هست که باید
.اوه، خدای من
.صبر کن .باورم نمیشه که اون اینجاست
کی؟ - .خیلی متأسفم -
.باید خیلی سریع اینو حل کنم
!سث! میبینمت
فکر میکنی میتونی یه غذای خوب بخوری؟
!هیچوقت نمیتونی از من فرار کنی
.من بیرحمم
.من بیگذشتم
،هر جا بری ،هر کاری کنی
.من نابودی شخصی توام
.تنها راه تموم کردنش اینه که خودتو بکشی
!انجامش بده! همین حالا انجامش بده
.داره بهش فکر میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.