The first 186 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
بر اساس وقایع واقعی
اه خدای من.
قهرمانان زاده نمیشوند...
آنها ساخته میشوند.
سی و شش ساعت قبل
اوه، لعنتی.
دِلاوَر
ممنون قربان.
براکمن!
امروز روز شانس توئه.
یه ماموریت فوری برات دارم و برای گروهبان سلبی اینجا.
هیچ کس دیگه رو ندارم که امروز
به جای گودینا با یه دستگاه جی پی آر خراب جاشو پر کنه.
یه سر به انبار بزنید. تجهیزاتتون رو بردارید.
عالیه. اوم...
براکمن.
ببین...
یه نصیحت، شاید درجهات از من بالاتر باشه،
ولی حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که دکمههای لباستو درست ببندی.
ای وای شت.
مرد، این... هی، یو،
این دوربین بیدیسی خیلی خفنه،
و این قنداق از مدل استاندارد سنگینتره،
پس من کنترل بیشتری دارم.
لی...
یه حسی بهم میگه دیگه تو کانزاس نیستم.
باشه. آروم باش، دوروتی.
رفیق، من پشتتم، نگران نباش.
آره، از همین میترسم.
صبر کن. چی سر گروهبان گودینا اومده؟
حالش بده.
چی، گودینا اسهال گرفته و ما باید تو رو تحمل کنیم؟
این یارو خیلی شانس آورده.
آره، من ترجیح میدم اسهال داشته باشم
تا الان تو هلیکوپتر باشم.
باشه. بیایید روی ماموریت تمرکز کنیم، بچهها.
باشه.
اصلا میشه اینو ماموریت حساب کرد؟
تو هیچ چیز رو جدی نمیگیری؟
نه. ولی قراره این اتفاق بیفته.
خب، پس جی.آی. جوکر اینجا و دستیارش...
من دستیار کسی نیستم.
آره، هستی.
به هر حال، شماها قراره دور و ور بچرخین و ادای آدمای سرسخت رو در بیارین
چون فکر میکنن که گروه دلتا
اونا رو زیر نظر داره، در حالی که در واقع اینطور نیست.
و شما قراره روی زمین باشین
حدودا ۲۰ دقیقه.
فقط یه لطفی به خودتون بکنین و این چیزا رو جا بذارین.
این اتفاق قرار نیست بیفته.
یه حسی داشتم که اینو میگی.
خب، تو چی، آقای همهچیزدون؟
من؟ اوه، من قراره تو رویاهام غرق بشم
یه حقوق هفت رقمی تو سیلیکون ولی
وقتی دارم از این پیمانکار دفاعی پرستاری میکنم
که فقط قراره یه چند تا دکمه رو فشار بده
و وانمود کنه که یه قهرمان لعنتیه.
یه کم پیچیدهتر از این حرفاست.
چی؟ تعمیر یه واحد رادار
که فعالیتهای زیرزمینی رو ردیابی میکنه، شوخی نیست.
و مهمتر از اون...
...این یارو همین جا یه هفته هم تو سیلیکون ولی دووم نمیاره.
هاها. باشه.
جاشوا ویور،
شرکت کوانتیکو سیستمز، تحلیلگر ارشد سیگنالها
برای انجام وظیفه حاضر.
- اوه، وای. - شت.
پس من قراره...
نه، به من نگاه نکن. اونا افراد تو هستن.
- اون؟ نه. افراد من نیستن. - آره.
خیلی خب. هر چی. برام مهم نیست.
من فقط اینجام که این واحد رو دوباره راه بندازم،
به دنیا کمک کنم یه کم بهتر بخوابه.
فکر میکنم دنیا بدون تو خیلی هم خوب میخوابید.
اوم.
شما دوتا باید یه اتاق بگیرین.
شاید بهتر باشه، میدونین، یکم پول ذخیره کنیم.
خیلی خب، بریم.
براکمن، ویور، نوبت شماست!
- خب، آمادهای؟ - آمادهای؟
از این بهتر نمیشه. بریم.
بریم. بریم.
ندیدی همین الان اون پشت افتادم؟
آره.
چه خبره؟
بیایید فقط این دستگاه جی پی آر رو دوباره آنلاین کنیم
و برگردیم خونه.
یعنی، اگه بخوای میتونی کمک کنی.
بیا. بگیرش.
نه؟ درسته.
آره، به نظر میاد مشکل سختافزاری باشه.
آره، نه، قطعا یه مشکل سختافزاریه.
مثل اون کابلهای ریش ریش شده تو دستت. عالیه.
سختافزار.
باشه. لختشون کن،
بعد من نرمافزارشو آپدیت میکنم.
بابا، این چیزای خیلی ابتداییه.
گروهبان،
هوای خیلی بد داره خیلی سریع میاد.
کندور داره همه چیو قطع میکنه. بریم.
گرفتم.
براکمن، هوا داره خیلی سریع میاد.
باید از اینجا بریم.
حله.
الان برمیگردیم.
- خیلی خب. همه چیو قطع میکنیم. - چی؟
- چرا؟ - چون دستور داریم.
فقط اون سیمها رو وصل کن و دوباره کارت راه میافته.
رسما شد وظیفه یکی دیگه، پس...
بریم.
پس این همهاش چیزیه که میتونین باشین.
آره.
عالیه.
برو، برو، برو!
بریم، بریم.
زود باش، ویور. بریم.
خیلی خب. ما خوبیم. ما خوبیم.
چرخها بالا، چرخها بالا.
به راست بپیچ، به سمت ۲۷۰
احتیاط. خطر فعالیت باد شدید در منطقه شما
دریافت شد، آلفا یک. به سمت ۲۷۰
ما داریم تلاطم شدید رو تجربه میکنیم.
درخواست مسیرهای جایگزین پرواز رو داریم.
- این عادیه، درسته؟ - آره. ما خوبیم.
مِیدِی! مِیدِی!
مِیدِی! نقص فنی موتور.
مِیدِی! مِیدِی! ما هر دو موتور رو از دست دادیم!
نه، نه، نه. لعنتی.
ای وای شت. سلبی، سلبی، سلبی، بیدار شو.
سلبی؟
- سلبی. - ها؟ چی؟
وایستا. وایستا.
شت.
به من نگاه کن...
باید از اینجا بریم.
- دنبالم بیا. - آره، آره.
سلبی...
نمیتونم. نه، نمیتونم.
ایکس ری. ایکس ری، صدامو میشنوی؟
لعنتی.
لی.
هیس. هیس.
ویور.
هی. ویور.
چه خبر بود؟
- خوبی؟ خوبی؟ - آره.
باشه. راس رو دیدی؟
راس کدوم خریه؟
کمک!
راس.
راس. راس!
لعنتی!
راس. راس. هی، هی.
گرفتمت. گرفتمت.
گرفتمت.
اوه لعنتی. لعنتی. دندههام.
ویور.
به من نگاه کن. به من نگاه کن.
- حالت خوبه؟ - آره.
- آره. - به من نگاه کن.
- خوبی. - من خوبم. من خوبم.
من اینجا به کمک احتیاج دارم!
- همین جا بمون. - باشه.
چی داریم، سلبی؟
کمک کنین اونو از هلیکوپتر دور کنیم.
- آمادهای؟ - سه، دو، یک. برو!
برو، برو، برو، برو. اونجا رفتیم.
رئیس؟
رئیس.
تکون نخور. تکون نخور، رئیس.
باشه.
بریم. آمادهای، رئیس؟
سه، دو، یک.
باشه.
- هی! - برو، برو، برو، برو!
استاد گروهبان!
بیا. گرفتمت.
- باشه. باشه. بریم. - نه، نه، نه، نه.
داره از لگنم رد میشه.
باشه.
رئیس؟
سلبی اونو گرفته. حالش خیلی خرابه، قربان.
لعنتی. برو و
جعبه کمکهای اولیه رو بیار و یه تلفن ماهوارهای برام بیار.
No comments yet. Be the first to leave one.