ted

ted

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Ted S02E03 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-20
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

.خدایا

‫این حرفیه که یه دیوونه ‫ممکنه به خودش بزنه.

‫آره، معلومه.

‫آره، این همون چیزیه که ‫ممکنه خون‌ آلود...

‫روی دیوار صحنه جرم پیدا کنی.

‫تازه، مگه پیتزا عصرها...

‫و پیتزا موقع شام یکی نیستن؟

‫نه، برای این یارو که عقلش رو ‫از دست داده اینجوری نیست.

.بیا تو

‫باشه.

‫اممم، راستش ترجیح میدم بمیرم تا اینکه ‫از شماها بخوام این لطف خاص رو در حقم بکنید.

‫برای هر چی که قراره بگی، ‫شروع خوبی نیست.

‫ولی من هفته دیگه امتحان دارم ‫و دیگه علف ندارم...

‫و برای درس خوندن بهش احتیاج دارم.

‫میشه لطفاً یکم ازتون قرض بگیرم؟

‫خب، خب، خب.

‫این که یه مشت گنده‌ باحال نیست؟

‫بیخیال، بدون اون نمیتونم تمرکز کنم.

‫و یه عالمه کار دارم که باید بکنم.

‫به ما تیکه بنداز.

‫- چی؟ ‫- به ما تیکه بنداز.

‫- به هر کدوم‌مون یکی. ‫- آره.

‫و خوب هم باشه.

‫یه چیزی که حتی خودمون ‫ازش خبر نداشته باشیم.

‫باشه.

‫اوه، جان...

‫تو یکی از معدود آدم‌ هایی که...

‫با سرعت مناسب توی مرکز خرید راه میرن.

‫وای، این... این واقعاً خوب بود.

‫هست.

‫و، تد، خوشم میاد که...

‫اگه یه خون اطراف خونه پیدا کنم...

‫میدونم که مال تو نیست.

‫عالیه، بلر.

‫جانی، جعبه‌ قوطی رو بیار.

‫جعبه‌ قوطی داره میاد.

‫ممنونم.

‫اوه، لعنتی.

‫- چی؟ ‫- ما هم تموم کردیم.

‫اوه، عالیه.

‫خب، باشه، یه ایده دارم.

‫شاید برای یه مدت بیخیالش بشیم.

‫این قراره سالم باشه؟

‫جانی، توی چشم هام نگاه کن.

‫به خودت بیا لعنتی!

‫میخوای بمیریم؟

‫خب، میخوای چیکار کنم؟

‫مرد همیشگی‌مون شهر نیست.

‫- هی، کریس بلث چی؟ ‫- اون کیه؟

‫اوه، اون یه بچه عجیب و غریب مدرسه‌ست که ‫یه مار خونگی داره و همیشه خیس به نظر میاد.

‫اوه، آره، میدونی، اون مواد میزنه.

‫وایسا، نه، من نمیتونم ‫از یه بچه ۱۷ ساله علف بخرم.

‫- نه، اشکالی نداره، اون ۲۳ سالشه. ‫- خدای من.

‫آره، اون هنوز با مامان ‫و باباش زندگی میکنه.

‫من همیشه اونا رو از پنجره ‫طبقه بالای خونه می‌بینم...

‫ولی اونا هیچ وقت تکون نمیخورن.

‫مادرش یه روزنامه زرد دستشه.

‫سلام، گاس.

‫سلام، خانم بنت.

‫نامه ‌هاتون رو آوردم.

‫خیلی ممنونم.

‫چشم جدید زنت چطوره؟

‫اوه، سخت بوده.

‫اوه، بعضی وقت ها میچرخه...

‫برای همین باید حدود ‫هفت دقیقه تکونش بدم.

‫ولی دکتر میگه که وضعیت زندگیمون...

‫برای چند ماه آینده اینجوریه.

‫لطفاً سلام من رو بهش برسون.

‫حتماً، خیلی ممنون.

‫- روزنامه‌ت اینجاست، متی. ‫- خدای من، سوزان.

‫چرا، چرا باید سرت ‫توی کار همه باشه، هان؟

‫اون یارو باید زنش رو...

‫مثل توپ شانسی تکون بده.

‫اون نمیخواد در موردش حرف بزنه.

‫من داشتم نشون میدادم که برام مهمه.

‫مردم وقتی به زندگیشون ‫اهمیت میدی دوستت دارن.

‫باعث میشه احساس خاص بودن کنن.

‫این رو ببین!

‫سه تا بچه رو به خاطر خرابکاری ‫توی کلیسا دستگیر کردن.

‫وای، خدای من، واقعاً؟ ‫آره.

‫میگن مواد زده بودن و رفتن توی کلیسا...

‫و آلت تناسلیشون رو ‫روی کلیدهای ارگ کشیدن.

‫- وای، نه. ‫- آره.

‫نیم ساعت طول کشید تا پدر اودل ‫بالاخره تونسته جلوشون رو بگیره.

‫اوه، متی، نگاه کن.

‫نوشته همه پسرها دانش ‌آموز ‫دبیرستان جان هنکاکن.

‫این مدرسه جانه!

‫یه مشت خلافکار.

‫و یه نقل قول از پدر اودل اینجاست.

‫این فقط آخرین نمونه از پیامدهای...

‫کاهش ارزش ‌های خانوادگیه.

‫وقتی والدین به زندگی ‫فرزندهاشون توجه کنن...

‫اینجور اتفاق ها نمیفته.

‫اوه، متی، اگه جان هم ‫اینجوری باشه چی؟

‫نیست، نگران نباش.

‫خب، شاید باید بیشتر ‫به زندگیش توجه کنیم.

‫بالاخره.

‫اگه جانی مثل اون پسرهای ‫کلیسایی که مواد میزدن میشد...

‫هیچ ‌وقت خودم رو نمی‌بخشیدم.

‫و این هم بقیه‌ش.

‫جایگاه سوخت لعنتی بدترین ‫ساندویچ تن ماهی که تا الان...

‫توی عمرم خوردم رو درست کرده.

‫این مال دو هفته پیشه.

‫آره، هنوز پشت صبحونه دنیس گیر کرده.

‫متی...

‫نظرت چیه امشب یه زمان ‫با کیفیت با هم بگذرونیم؟

‫خواهش میکنم؟

‫باشه، هر چی تو بگی.

‫اوه، ممنونم، متی.

‫بتل بیلی لعنتی...

‫داره با پول مالیات من بازی میکنه.

‫سلام، میتونم کمکتون کنم؟

‫سلام، آره. ‫ما دوست های کریس از مدرسه ایم.

‫اوه، آره، البته. ‫میتونید داخل بیاید.

‫پسرها دارن بازی میکنن.

‫مغزش رو له کن!

‫اول پاهاش رو قطع کن! ‫بکشیدش!

‫بمیر، آشغال زشت!

‫کصکش سرش رو قطع کن!

‫رفیق، بهش چاقو زدی!

‫لعنتی، دارم میمیرم!

‫کیه؟

‫لعنت به این شانس کوفتی!

‫اُول ‌بِر (جانور افسانه ‌ای)، ‫از گرزت جاخالی میده...

‫از دماغ تا نافت رو پاره میکنه.

‫۱۲ امتیاز از دست میدی... ‌

‫اون هم موقعی که ‫اُول‌ بِر خونت رو لیس میزنه.

‫واقعاً میخوای درست قبل از اینکه ‫معبد رو پیدا کنیم من رو بکشی؟

‫گورت رو گم کن کریس! ‫این حرفت خوب نیست!

‫آره کریس، چته اصلاً؟

‫بدون برنت نمیتونیم بازی کنیم.

‫هی، قانون، قانونه.

‫اگه بازی من رو دوست نداری...

‫هر وقت خواستی میتونی بری.

‫میدونی چیه؟ ‫پس ریدم توش!

‫کیسه تاس مخملیم رو پس میخوام.

‫از وقتی یه دختر رو بوسیدی ‫یه عوضی واقعی شدی.

‫گور بابای تو و اون اسب ‫نیمه اژدهایی که باهاش اومدی.

‫بیاید دیگه بچه ‌ها.

‫باشه، خداحافظ. ‫باشه، خداحافظ.

‫برید بیرون.

‫حالا لازم نیست...

‫پدر گمشده‌ت رو وارد داستان کنم.

‫این مزخرفه.

‫از اینجا بریم.

‫اوه، هی.

‫جان بنت، اینجا چیکار میکنی؟

‫خب، اممم، من و خانواده‌م ‫امیدوار بودیم که...

‫تو یکم ماری‌ جوانا برای خرید داشته باشی.

‫الان وقتش نیست، باشه؟

‫من تازه یه شاهکار از یه کمپین D&D رو...

‫برای یه مشت آشغالِ ‫نمک به حروم خراب کردم!

‫اوه، من، خیلی متاسفم که این رو میشنوم.

‫خب، پس سریع کارمون رو میکنیم.

‫من الان خیلی عصبانی‌ تر از اونی ‌ام ‫که بتونم علف بفروشم، باشه؟

‫باید توی تاریکی دراز بکشم ‫و به ستاره‌ های شب‌ تابم نگاه کنم.

‫تو، ام، سر شاهکارت ناراحتی.

‫- درسته؟ ‫- لعنتی آره!

‫خب، شاید بتونیم کمکت کنیم.

‫منظورت چیه؟

‫خب، شاید بتونیم بازی کنیم...

‫و همزمان یکم علف هم گیرمون بیاد.

‫نمیخوام این ماجراجویی رو دوباره ‫با یه گروه تخمیِ تازه شروع کنم.

‫- ببخشید. ‫- بیخیال.

‫نمیخوای حسودی اون عوضی ‌ها رو ببینی؟

‫آره، وقتی داری این کار رو با بچه ‌های ‫جدید میکنی به قیافه‌شون فکر کن.

‫لعنتی این چی بود؟

‫منظورت چیه؟ ‫داشتم تاس میریختم.

‫نه، نمیریختی. ‫اون کاری نبود که داشتی میکردی.

‫- چرا بود. ‫- داشتی لبت رو گاز میگرفتی.

‫آره، چون برای بازی خیلی هیجان‌ زده‌م.

‫و چرا جلوی صورتش انداختیش؟

‫شماها تا حالا اصلاً D&D بازی کردید؟

‫اوه، نه، ولی سریع یاد میگیریم.

‫یه دقیقه وایسید، بچه ‌ها.

‫اصلاً ارزشش رو داره؟

‫من هیچی از این بازی ‫عجیب و غریب نمیدونم.

‫این همون بازی با اسب آبی‌ های گرسنه نیست؟

‫- وایسا، من به چی فکر میکردم؟ ‫- بیخیال.

‫شما هنر رو به مسخره گرفتید.

‫خب، خب، یه لحظه وایسا. ‫فقط وایسا.

‫چطوره یه جوری جذابش کنیم؟

‫اگه بتونیم بازیت رو ببریم، ‫علف رو بهمون بده.

‫مأموریت رو انجام بدید، ‫علف رو به دست بیارید.

‫همین الان گفتم. ‫انگار فکر میکنی قافیه داره.

‫تو که فکر نمیکنی این قافیه داره، مگه نه؟

‫فقط بهش فکر کن.

‫یه بازی D&D با ریسک ‌های دنیای واقعی.

‫تصور کن چقدر زنده حسش میکنی.

‫باشه، انجامش میدیم.

‫ولی باید خونه شما بازی کنیم.

‫پسرم صبح زود برای مدرسه بیدار میشه.

‫چون این اولین باره که بازی میکنید...

‫برگه شخصیت ‌هاتون رو از قبل آماده کردم ‫تا بتونیم سریع شروع کنیم.

‫پس میتونیم مستقیم سر بازی بریم.

‫نوشته من جادوگرم، یعنی چی؟

‫مثل یه ساحره.

‫تعطیلات آخر هفته دارم؟

‫اولین سوالت اینه؟

More Farsi Persian subtitles for ted

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left