The first 200 lines.
شما آدم کشا رو فرستادین که رئیس دستفروشا رو بکشن؟
همین؟
بعد پنج سال اومدی منو ببینی
و اینو ازم میپرسی؟
رئیس دستفروشا رو تنها بذار
من
بهش علاقه دارم
اگه بهش صدمه بزنین منم صدمه میبینم
اگه بکشینش
خودم زندگیمو تموم میکنم
ترجمه تیم بارکد
چی...چی شده؟
ساکت باش
دسته ی پیونسو چند تا آدم کش فرستاده
کثافتا . ده موک چطور جرئت کرده
ده موک ؟ کیه؟
قربان
پس
چونسو همه ی این مدتو داشت با دسته ی پیونسو میجنگید؟
چیز بیشتری نباید بگم
چرا نباید؟ چرا اینو ازم مخفی کردی؟
رئیس دستفروشا گفت که
اگه وقتی داره مبارزه میکنه گرفتارش بشی
ممکنه به خطر بیفتی
ممکنه
به خطر بیفتم؟
بله این چیزیه که ایشون گفتن
نمیدونی چقدر
رئیس دستفروشا بهت اهمیت میده
چونسو خان
نمیدونم دنبال کی میگردی
اما من چونسو نیستم
به خاطر نامه ایه که برات گذاشتم؟
یا چون سر حرفم واینستادم
داری تظاهر میکنی که منو نمیشناسی؟
ما هیچوقت بهم قولی دادیم
تو هم هیچوقت نامه ای نفرستادی
چرا اینجایی؟
نگرانم بودی؟
بله
انقدر شبیه این مرد که اسمش چونسوئه هستم؟
با توجه به نگاهت
اون حتما عشق اولت بوده
خوبی؟ تو چونسو نیستی
چرا همش جلوم ظاهر میشی؟
همون چهره و صدارو داری
نمیخوام بشنوم که تو نگرانمی
دوباره پیدات نشه
برای همینه که
تنهایی همه ی خطرارو به جون خرید
و تظاهر کرد که منو نمیشناسه
ببخشید که تظاهر کردم نمیشناسمت
فکر کردم حفظ کردن فاصله ام
زنده نگهت میداره
اما هیچوقت
فراموشت نکردم
اگه رئیس دستفروشا رو بکشم
توهم میمیری
اومدی پدربزرگتو تهدید کنی؟
برای تهدید کردنتون اینجا نیستم
اومدم باهاتون معامله کنم
معامله؟
خب
در عوض زندگی رئیس دستفروشا چه پیشنهادی میدی؟
یه جانشین براتون که حتی از خودتم بهتره
رئیس جدید دسته ی پیونسو.خوبه؟
من باید
رئیس جدید دسته ی پیونسو بشم
گفتم تو اتاقت بمون . چی شده؟
یه چیزی باید گزارش بدم
ضروریه؟
نه اگه ضروری بود
میسپردیش به من؟
میتونی بری
اگه زندگی رئیس دستفروشا رو بهش ببخشم
تو رئیس دسته ی پیونسو میشی
الان وقتشه که تو رو به
بزرگان معرفی کنم
رئیس جدید دسته ی پیونسو رو اوردم
نوه ی ده موک
آینده ی دسته ی پیونسو رو دنبال میکنه
پس چرا موقع جلسه ی تاجران
طرف رئیس دستفروشا رو گرفتی؟
به عنوان رئیس تاجران
پرسودترین گزینه رو انتخاب کردم
وقتی مسمونو از دست دادیم
نقشه ی دسته ی پیونسو نقش برآب شد
تو هم اونروز اونجا بودی
دسته ی پیونسو کاملا از همه چی باخبره
بله من اونجا بودم و مراقب معامله ی بزرگمون بودم
تو دسته ی پیونسو رو ترک کردی
چرا میخوای برگردی؟
به خاطر اتفاقیه که تو وگوان افتاد
نتونستین از مس ها محافظت کنین و
نقشه ی دسته ی پیونسو رو خراب کردین
اون اشتباه احمقانه بیش از حد تاسف بار بود
برای همین تصمیم گرفتم که باید خودم دست به کار بشم
چی
اشتباه احمقانه؟
ما؟ دسته ی پیونسو؟
دسته ی پیونسو نسبت به خانواده ی سلطنتی چوسان
دارایی بیشتری داره
نمیتونیم بذاریم اینجوری خراب بشه میتونیم؟
من باید رئیس جدید بشم و
و نظمی که از دست دادیمو برگردونم
چرا رئیس پیونسو
منظورم معاون رئیس
قربان , چرا میخواستین منو ببینین؟
مزرعه خشخاش
ببخشید؟
از امروز به بعد مزرعه ی خشخاشو من نگه میدارم
بهم کمک کن
منظورتون از نگهداری مزرعه ی خشخاش چیه؟
این برای شما خیلی ناچیزه
ناچیزه؟
قدرت دسته ی پیونسو از اونجا سرچشمه میگیره
اگه مزرعه ی خشخاشو کنترل کنم
یه روزم میتونم ده موک بشم
اونوقت هواگون
فکر نمیکنه پدرش بی کفایته
حالتون خوبه بانوی من؟
گون
منو ببر پیش ولیعهد
میخوام ببینمش
نگرانم که نکنه زخماش عفونی شده باشه
دارم فکر میکنم بیدار شده یا نه
خیلی نگرانم
الان میتونی اینجوری این اطراف بچرخی؟
ببین؟ واقعا خوبم
به اندازه ی کافی حالم خوبه که ببینمت
پس تا اونجا باهام قدم بزن
...خب فکر نمیکنم
بتونم
نمیخوام
دوباره ازت دور بشم
پنج سال پیش اومدم ببینمت
اونموقع
ازت دور شدم فکر میکردم به خاطر خودته
اما ازون به بعد همش تاسف خوردم
چونسوخان
بله؟ چرا
انقدر دیر اومدی؟
هیچوقت
دوباره
تنهات نمیذارم
دارم حرفتونو قطع میکنم؟
نه
چی این همه راه کشوندتتون اینجا؟
اومدم چون نگران بودم
اما الان خوبم چون میبینم شما خوبی
شرمنده که باعث شدم نگران بشین
باشه ولی دوباره نگرانم نکنین
ترس ازینکه
از دستتون بدم
تقریبا باعث شد قلبم بایسته
ممنون که نگرانم شدین
خیلی زود تو جلسه ی تاجران میبینمتون
گایون
اینو میگم چون ممکنه اشتباه برداشت کنی
اما هیچ چیزی بین ما نیست
راست میگم بهم اعتماد کن
چیزی گفتم مگه؟
صبر کن گایون
اون و من ... ما واقعا
ما؟
فکر میکردم
همیشه به من فکر میکنی
همیشه به تو فکر میکردم
راست میگم
پس
رابطه ات باهاش چیه؟
اون کسیه که
میتونه منو دست تو دست تو ببینه
به هرحال
احیانا
حسودیت شد؟
نه فقط از رو کنجکاوی پرسیدم
صبرکن
بانو کیم , ازش شر اون دختر خلاص بشم؟
چرا باید به آدم بی ارزشی مثل اون اهمیت بدم؟
من با اون دختره ی بی مصرف فرق دارم
خیلی زود ولیعهد میفهمه
من چیزی دارم که بقیه زنا ندارن
من تنها کسیم که
میتونه اون چیزو بهش بده
چرا اداره ی آب میخواد مردم
نقدا بدهیشونو پرداخت کنن؟
بهتون قول دادم که دلیلشو پیدا میکنم
همه چیز
نقشه بود تا قدرت ضرب سکه رو به دست بیارن
قدرت ضرب سکه؟
قدرت ضرب سکه؟ این دلیلشه؟
خوشبختانه جناب ووبو
و دستیار پارک جلوشونو گرفتن
جناب ووبو وزیر دارایی شد
معاون سونگ کیون کوان جناب وو بو
وزارت دارایی رو به عهده میگیرن
مشکل اینه که
اداره آب راحت تسلیم نمیشه
درسته موافقم
No comments yet. Be the first to leave one.