The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آزاد کردنش... پیچیدهست
مشکل خودته
مشکل هردومونه
سامیا زندهست
تا وقتی معامله پابرجاست، زندهست
معاملهمون سر جاشه، بهم اعتماد کن
حسن زمانی هنوز هدفه
نه
معدن طلا میپره
تصمیمم رو گرفتم
به گوشی همهٔ کارکنها دسترسی داری، نه؟
میخوام کل تیمم همین قابلیت رو داشته باشن
یه نقشه بده با شانزده نقطهٔ قرمز چشمکزن
حسن داره میاد لندن
تو میاریش اینجا
هنری گفت دیگه هدف نیست
هنری رو دربارهٔ ارزشش قانع کردم
گرملین باید
شب با یه پسر توی شهر بچرخه؟
سوار شو. یه جای امن میبینمت
همهچی رو درست میکنم، قول میدم
پس تو هم اونجا هستی، درسته؟
تنهایی خیلی میترسم
معلومه
محل قرار با وایکینگ
یه طویلهٔ بز بیرون کاگا-باندوروئه
اگه توی میدان چیزی غافلگیرت کرد
هشتاد درصد احتمال داره کار خودمون باشه
اگه میخوای از مأموریت کنار بکشی، میتونی
من هستم
توصیهٔ دولت به غربیها اینه
از شهر خارج نشن
پس اگه کسی پرسید، فقط داریم میریم
هتل و سازمان مردمنهاد. فهمیدی؟
یکی داره میاد طرفمون
- شما دوتا، اونجا! - اشکالی نداره
- گذرنامهٔ آمریکایی؟ - آره
با من بیاین. بیا
فقط جواب سؤالهاشون رو بده
انگلیسی؟
پس با این سازمان پزشکی مردمنهاد اومدید؟
داوطلبیم
من پرستارم
برای دو هفته اومدیم
توی بانگی آموزش و خدمات درمانی بدیم
پس...
تو پرستاری، درسته؟
با این شماره تماس بگیر
با والهالا در کاگا-باندورو حرف بزن
پس آمریکایی هستید؟
مشکلیه؟
تو بگو
دیدی چی گفتم؟ چیزی نمیشه
نترسیدی؟ من که داشتم از ترس میمردم
از اونها؟
خب، بریم داخل
- وسایلت رو میگیرم - آره، ممنون
ـ بعداً میبینمت ـ خداحافظ
پسرمون سالم رسید
فرمانده پرویت، لطفاً
مایلم تقدیم کنم...
نیکلاندود...
کُلت پایتون کالیبر ۳۵۷
ـ بفرمایید! ـ ریلِ تهویهدار
دنیلا
با بیشترین سرعتی که تونستم اومدم
با حسن زمانی تماس گرفتی؟
درسته
و کاری کردم بیاد اینجا، لندن
بهت گفته بودم تماس گرفتن باهاش
- اکیداً ممنوعه - صبر کن، تو...
بعد من چیکار کردم؟
نظرت رو عوض کردی
کردم؟
مارشن گفت قانعت کرده
جدی؟
صبر کن. این یه امتحانه؟
از اول شروع کنیم
مارشن بهت دستور داد با حسن تماس بگیری
و بیاریش لندن
تا تماس مستقیم برقرار کنی؟
بله
- و گفت من خبر دارم؟ - بله
گفت قانعت کرده
خیلی خب
چه خبره؟
هیچی. چیزی نیست که نگرانش باشی
یه سوءتفاهم سادهٔ اداری
باشه
بگو دربارهٔ زمانی کجای کاری
گزارش کامل بده
این کار نمیکنه
مشکلی هست؟
باید برید کنترل دسترسی
چرا؟
همراهیتون میکنیم
تو دوباره مسئول گرملین میشی
- در کنار وودچاک، یا... - میتونی هردو رو انجام بدی، نه؟
چی شده؟ مارشن هنوز درگیره؟
- مارشن دیگه اینجا نیست - ببخشید؟
شنیدی چی گفتم
اینجا نیست؟
هنوز...
ـ معاون مدیر اوگلـ... ـ اینجا نیست
چرا دارم برکنار میشم؟
میدونید نمیتونم بهتون بگم، قربان
میخوام با هنری اوگلتری حرف بزنم
از این به بعد حق تماس
با هیچکس توی این ساختمان یا مقر تماس نداشته باشین
هر تلاشی برای این کار ممکنه
نقض مادهٔ ۷۹۸ از عنوان ۱۸ قانون ایالات متحده تلقی بشه
انجمن حقوق بشر خلیج
یه سازمان مردمنهاد مستقر در ابوظبی
از زندانیان عقیدتی، خبرنگارها
و رهبران مخالفی که بدون محاکمه زندانی شدهان دفاع میکنن
این یه خیریهٔ پوششیه
که اطلاعات بریتانیا پشتشه؟
فقط همینقدر بگم... به همدیگه لطفهایی میکنیم
حمیدتی و دوستان اماراتیش
اصرار کردن با کمکشون سامیا رو آزاد کنیم
خیلی مشتاقن در مسائل بشردوستانه
معقول به نظر بیان
ما سهم خودمون از معامله رو انجام دادیم
خب، سامیا هنوز آزاد نشده
ولی همونطور که میبینی، کار داره انجام میشه
ممکنه هر روز آزاد بشه
پس تو هم سهمت رو انجام بده
آزاد نشده
ـ هنوز ممکنه همهچی خراب بشه ـ هر لحظه
به هر دلیلی و بدون هیچ توضیحی،
حمیدتی میتونه زیر حرفش بزنه
ما هم میتونیم
عکسش بالا رفته؛ یه تماس کافیه پایینش بیارن
- هیچکس هم اهمیت نمیده - سهمت رو تحویل میدم
زمانی و دوستدخترش امروز صبح
بلیت یکطرفه به لسآنجلس گرفتن
به ایران برنمیگردن. برای همیشه رفتن
پس... مشکل داریم
- دوستدخترش بلیتها رو گرفته؟ - حسن گرفته
با گوشی و کارت خودش
خودم رسیدگی میکنم
مأمورت این رو بهت نگفت؟
برای امنیت، روزی یه بار تماس داریم
درستش میکنم
سلام
خیلی خوبه میبینمت
از اون سختی، یه چیز خوب هم بیرون اومد
تبریک
- جدی میگم - بابت چی؟
برای زنده بیرون اومدن از بازداشتگاه سپاه
به آموزشهات پایبند موندی
و نتیجهاش این شد
برگردم لندن
چه خبره؟
فعلاً از پاپای فاصله بگیر و هر رابطهای باهاش رو
تا اطلاع بعدی متوقف کن
چی؟
مارشن
میخواد باهاش حرف بزنه
تو نمیتونی باهاش حرف بزنی
هنوز مافوقتم
تلاش خوبی بود
هی، تو نمیفهمی
هدف اهمیت راهبردی داره. نمیتونی رهاش کنی
مارشن...
تموم شده
داری میری بیرون؟ فکر کردم برای شام میام پیشت
نمیشه. امشب نه
چی؟ چرا؟
نرو بالا، بههمریختهست
دزد زده
وسیلهای اینجا نداشتی، نه؟
لپتاپ یا چیز دیگهای؟
نه، فقط مسواک و چند دست لباس
- حالت خوبه؟ - خوبم
فقط میرم یکم بدوم تا ذهنم آروم شه
بعداً زنگ میزنم، باشه؟
امشب خونهٔ مامانت بمون
سوار شو
کنترلت رو از دست دادی؟
گوش کن
سامیا ظاهر رو دارن به ابوظبی منتقل میکنن
بعدش میفرستنش لندن
اونوقت تو دقیقاً همین موقع رو انتخاب کردی که...
کنترلم رو از دست ندادم
پس چرا شنیدم تا پایان تحقیقات
برکنارت کردن؟
اگه درست باشه، دیگه به پروندهٔ حسن زمانی دسترسی نداری
من میتونم سامیا رو ناپدید کنم
همونقدر راحت که ظاهرش کردم
پس جواب سؤال رو بده
کنترلت رو از دست دادی؟
نمیتونی ناپدیدش کنی
امتحانم کن، کثافت
تو به زمانی نیاز داری، پس زر نزن
و کمکم کن این مشکل رو حل کنم
یادت هست بار اول چطور باهات تماس گرفتم؟
یه میکروفن روشن توی بار سیگار
خب، خبر داری از
No comments yet. Be the first to leave one.