The Agency

The Agency

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

The Agency 2024 S02E05 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏آزاد کردنش... پیچیده‌ست‏

‏مشکل خودته‏

‏مشکل هردومونه‏

‏سامیا زنده‌ست‏

‏تا وقتی معامله پابرجاست، زنده‌ست‏

‏معامله‌مون سر جاشه، بهم اعتماد کن‏

‏حسن زمانی هنوز هدفه‏

‏نه‏

‏معدن طلا می‌پره‏

‏تصمیمم رو گرفتم‏

‏به گوشی همهٔ کارکن‌ها دسترسی داری، نه؟‏

‏می‌خوام کل تیمم همین قابلیت رو داشته باشن‏

‏یه نقشه بده با شانزده نقطهٔ قرمز چشمک‌زن‏

‏حسن داره میاد لندن‏

‏تو میاریش اینجا‏

‏هنری گفت دیگه هدف نیست‏

‏هنری رو دربارهٔ ارزشش قانع کردم‏

‏گرملین باید‏

‏شب با یه پسر توی شهر بچرخه؟‏

‏ سوار شو. یه جای امن می‌بینمت ‏

‏ همه‌چی رو درست می‌کنم، قول می‌دم ‏

‏پس تو هم اونجا هستی، درسته؟‏

‏تنهایی خیلی می‌ترسم‏

‏معلومه‏

‏محل قرار با وایکینگ‏

‏یه طویلهٔ بز بیرون کاگا-باندوروئه‏

‏اگه توی میدان چیزی غافلگیرت کرد‏

‏هشتاد درصد احتمال داره کار خودمون باشه‏

‏اگه می‌خوای از مأموریت کنار بکشی، می‌تونی‏

‏من هستم‏

‏توصیهٔ دولت به غربی‌ها اینه‏

‏از شهر خارج نشن‏

‏پس اگه کسی پرسید، فقط داریم می‌ریم‏

‏هتل و سازمان مردم‌نهاد. فهمیدی؟‏

‏یکی داره میاد طرفمون‏

‏- شما دوتا، اونجا! ‏ ‏- اشکالی نداره‏

‏- گذرنامهٔ آمریکایی؟‏ ‏- آره‏

‏ با من بیاین. بیا ‏

‏فقط جواب سؤال‌هاشون رو بده‏

‏انگلیسی؟‏

‏پس با این سازمان پزشکی مردم‌نهاد اومدید؟‏

‏داوطلبیم‏

‏من پرستارم‏

‏برای دو هفته اومدیم‏

‏توی بانگی آموزش و خدمات درمانی بدیم‏

‏پس...‏

‏تو پرستاری، درسته؟‏

‏با این شماره تماس بگیر‏

‏با والهالا در کاگا-باندورو حرف بزن‏

‏پس آمریکایی هستید؟‏

‏مشکلیه؟‏

‏تو بگو‏

‏دیدی چی گفتم؟ چیزی نمی‌شه‏

‏نترسیدی؟ من که داشتم از ترس می‌مردم‏

‏از اون‌ها؟‏

‏خب، بریم داخل‏

‏- وسایلت رو می‌گیرم‏ ‏- آره، ممنون‏

‏ـ بعداً می‌بینمت‏ ‏ـ خداحافظ‏

‏پسرمون سالم رسید‏

‏فرمانده پرویت، لطفاً‏

‏مایلم تقدیم کنم...‏

‏نیکل‌اندود...‏

‏کُلت پایتون کالیبر ۳۵۷‏

‏ـ بفرمایید! ‏ ‏ـ ریلِ تهویه‌دار‏

‏دنیلا‏

‏با بیشترین سرعتی که تونستم اومدم‏

‏با حسن زمانی تماس گرفتی؟‏

‏درسته‏

‏و کاری کردم بیاد اینجا، لندن‏

‏بهت گفته بودم تماس گرفتن باهاش‏

‏- اکیداً ممنوعه‏ ‏- صبر کن، تو...‏

‏بعد من چی‌کار کردم؟‏

‏نظرت رو عوض کردی‏

‏کردم؟‏

‏مارشن گفت قانعت کرده‏

‏جدی؟‏

‏صبر کن. این یه امتحانه؟‏

‏از اول شروع کنیم‏

‏مارشن بهت دستور داد با حسن تماس بگیری‏

‏و بیاریش لندن‏

‏تا تماس مستقیم برقرار کنی؟‏

‏بله‏

‏- و گفت من خبر دارم؟‏ ‏- بله‏

‏گفت قانعت کرده‏

‏خیلی خب‏

‏چه خبره؟‏

‏هیچی. چیزی نیست که نگرانش باشی‏

‏یه سوءتفاهم سادهٔ اداری‏

‏باشه‏

‏بگو دربارهٔ زمانی کجای کاری‏

‏گزارش کامل بده‏

‏این کار نمی‌کنه‏

‏مشکلی هست؟‏

‏باید برید کنترل دسترسی‏

‏چرا؟‏

‏همراهی‌تون می‌کنیم‏

‏تو دوباره مسئول گرملین می‌شی‏

‏- در کنار وودچاک، یا...‏ ‏- می‌تونی هردو رو انجام بدی، نه؟‏

‏چی شده؟ مارشن هنوز درگیره؟‏

‏- مارشن دیگه اینجا نیست‏ ‏- ببخشید؟‏

‏شنیدی چی گفتم‏

‏اینجا نیست؟‏

‏هنوز...‏

‏ـ معاون مدیر اوگلـ...‏ ‏ـ اینجا نیست‏

‏چرا دارم برکنار می‌شم؟‏

‏می‌دونید نمی‌تونم بهتون بگم، قربان‏

‏می‌خوام با هنری اوگلتری حرف بزنم‏

‏از این به بعد حق تماس‏

‏با هیچ‌کس توی این ساختمان‏ ‏یا مقر تماس نداشته باشین‏

‏هر تلاشی برای این کار ممکنه‏

‏نقض مادهٔ ۷۹۸ از عنوان ۱۸‏ ‏قانون ایالات متحده تلقی بشه‏

‏انجمن حقوق بشر خلیج‏

‏یه سازمان مردم‌نهاد مستقر در ابوظبی‏

‏از زندانیان عقیدتی، خبرنگارها‏

‏و رهبران مخالفی که بدون محاکمه‏ ‏زندانی شده‌ان دفاع می‌کنن‏

‏این یه خیریهٔ پوششیه‏

‏که اطلاعات بریتانیا پشتشه؟‏

‏فقط همین‌قدر بگم... به‏ ‏همدیگه لطف‌هایی می‌کنیم‏

‏حمیدتی و دوستان اماراتی‌ش‏

‏اصرار کردن با کمک‌شون سامیا رو آزاد کنیم‏

‏خیلی مشتاقن در مسائل بشردوستانه‏

‏معقول به نظر بیان‏

‏ما سهم خودمون از معامله رو انجام دادیم‏

‏خب، سامیا هنوز آزاد نشده‏

‏ولی همون‌طور که می‌بینی،‏ ‏کار داره انجام می‌شه‏

‏ممکنه هر روز آزاد بشه‏

‏پس تو هم سهمت رو انجام بده‏

‏آزاد نشده‏

‏ـ هنوز ممکنه همه‌چی خراب بشه‏ ‏ـ هر لحظه‏

‏به هر دلیلی و بدون هیچ توضیحی،‏

‏حمیدتی می‌تونه زیر حرفش بزنه‏

‏ما هم می‌تونیم‏

‏عکسش بالا رفته؛ یه تماس کافیه پایینش بیارن‏

‏- هیچ‌کس هم اهمیت نمی‌ده‏ ‏- سهمت رو تحویل می‌دم‏

‏زمانی و دوست‌دخترش امروز صبح‏

‏بلیت یک‌طرفه به لس‌آنجلس گرفتن‏

‏به ایران برنمی‌گردن. برای همیشه رفتن‏

‏پس... مشکل داریم‏

‏- دوست‌دخترش بلیت‌ها رو گرفته؟‏ ‏- حسن گرفته‏

‏با گوشی و کارت خودش‏

‏خودم رسیدگی می‌کنم‏

‏مأمورت این رو بهت نگفت؟‏

‏برای امنیت، روزی یه بار تماس داریم‏

‏درستش می‌کنم‏

‏سلام‏

‏خیلی خوبه می‌بینمت‏

‏از اون سختی، یه چیز خوب هم بیرون اومد‏

‏تبریک‏

‏- جدی می‌گم‏ ‏- بابت چی؟‏

‏برای زنده بیرون اومدن از بازداشتگاه سپاه‏

‏به آموزش‌هات پایبند موندی‏

‏و نتیجه‌اش این شد‏

‏برگردم لندن‏

‏چه خبره؟‏

‏فعلاً از پاپای فاصله بگیر‏ ‏و هر رابطه‌ای باهاش رو‏

‏تا اطلاع بعدی متوقف کن‏

‏چی؟‏

‏مارشن‏

‏می‌خواد باهاش حرف بزنه‏

‏تو نمی‌تونی باهاش حرف بزنی‏

‏هنوز مافوقتم‏

‏تلاش خوبی بود‏

‏هی، تو نمی‌فهمی‏

‏هدف اهمیت راهبردی داره. نمی‌تونی رهاش کنی‏

‏مارشن...‏

‏تموم شده‏

‏داری می‌ری بیرون؟ فکر کردم‏ ‏برای شام میام پیشت‏

‏نمی‌شه. امشب نه‏

‏چی؟ چرا؟‏

‏نرو بالا، به‌هم‌ریخته‌ست‏

‏دزد زده‏

‏وسیله‌ای اینجا نداشتی، نه؟‏

‏لپ‌تاپ یا چیز دیگه‌ای؟‏

‏نه، فقط مسواک و چند دست لباس‏

‏- حالت خوبه؟‏ ‏- خوبم‏

‏فقط می‌رم یکم بدوم تا ذهنم آروم شه‏

‏بعداً زنگ می‌زنم، باشه؟‏

‏امشب خونهٔ مامانت بمون‏

‏سوار شو‏

‏کنترلت رو از دست دادی؟‏

‏گوش کن‏

‏سامیا ظاهر رو دارن‏ ‏به ابوظبی منتقل می‌کنن‏

‏بعدش می‌فرستنش لندن‏

‏اون‌وقت تو دقیقاً همین‏ ‏موقع رو انتخاب کردی که...‏

‏کنترلم رو از دست ندادم‏

‏پس چرا شنیدم تا پایان تحقیقات‏

‏برکنارت کردن؟‏

‏اگه درست باشه، دیگه به پروندهٔ‏ ‏حسن زمانی دسترسی نداری‏

‏من می‌تونم سامیا رو ناپدید کنم‏

‏همون‌قدر راحت که ظاهرش کردم‏

‏پس جواب سؤال رو بده‏

‏کنترلت رو از دست دادی؟‏

‏نمی‌تونی ناپدیدش کنی‏

‏امتحانم کن، کثافت‏

‏تو به زمانی نیاز داری، پس زر نزن‏

‏و کمکم کن این مشکل رو حل کنم‏

‏یادت هست بار اول چطور باهات تماس گرفتم؟‏

‏یه میکروفن روشن توی بار سیگار‏

‏خب، خبر داری از‏

More Farsi/persian subtitles for The Agency

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left