Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Georgie and Mandys First Marriage S01E03 720p HEVC X265-MeGusta
Georgie and Mandys First Marriage S01E03 1080p HEVC X265-MeGusta
Georgie and Mandys First Marriage S01E03 720p WEB x265-MiNX
A Commentary by SepSensi
🔶 @SepSensiSubs | سـپـهـر طـهـمـاسـبـی 🔶

Tags

webdl
Published on: 2025-04-29
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫عجیبه.

‫چی؟

‫خب، این مقاله میگه وقتی که آماده بودین دیگه شیرندین

‫برگ کلم توی سوتینتون بذارید.

‫چرا باید همچین کاری کنی؟

‫تا کمکت کنه شیرت خشک شه

‫چه بلایی سر برگ کلم میاد؟

‫واقعاً سوالت اینه؟

‫خبر خوب، بالاخره نامه‌هام

‫به این آدرس میاد.

‫اوه، چه خوب

‫- اینجا رو ببین. ‫- اون چیه؟

‫اولین کارت اعتباریم

‫تاحالا نداشتی؟

‫نه. کارت بلاک‌باستر، کارت مترو.

‫همین.

‫کارت کتابخونه چی؟

‫شوخی خوبی بود.

‫تبریک، پسر

‫این درست میره کنار گواهینامه‌م

‫شاید وقتشه که بیخیال چسب ولکرو بشی

‫چرا؟ هنوز کار می‌کنه

‫فقط مراقب باش

‫اون کارتا ممکنه توی دردسر بندازنت

‫امم، آماندا حسابی توش وارده

‫درسته، آماندا؟

‫اوه، واقعاً؟

‫خب، وقتی جوون‌تر بودم، یکم جوگیر شدم،

‫اما درس عبرت شد برام.

‫جوون‌تر یعنی سن من؟

‫آره

‫پس خیلی وقت پیش

‫آره

مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام

‫خدایا، سی‌سی

‫چطوری غذا رفته توی موهات؟

‫آره، دلم برای وقتی که کچل بود تنگ شده

‫نقطه مشترکمون بود

‫هی، میشه تا من تمیزکاری می‌کنم ‫ببریش حموم؟

‫شوخی می‌کنی؟ حموم‌بازی بخش موردعلاقه‌ی روزمه

‫زودباش، دختر بوگندو

‫بای.

‫خیلی‌خب، دیگه پیش جورجی بحث از کارت اعتباری نباشه

‫فکرمی‌کردم بهش گفتی

‫خب، اشتباه فکرکردی

‫فکرنمی‌کنی حق داره بدونه؟

‫البته که داره

‫پس مشکل چیه؟

‫فکرمی‌کنه من عالیم

‫چرا باید اینو ازش بگیرم؟

‫آماندا،

‫راز برای ازدواج بده

‫آره، آره

‫چیو مخفی می‌کنیم؟

‫بحث خصوصیه، عزیزم

‫منم راز خودمو دارم

‫اه، خوش به حالت

‫دوست داری بشنوی؟

‫نه واقعاً

‫داشتم با مجری تونایت شو

‫جی لنو نامه‌نگاری می‌کردم.

‫جداً؟

‫تولدمون توی یه روزه

‫براش کارت فرستادم، جواب داد،

‫و یک دوستی دورازذهن شکل گرفت.

‫اه، بیخیال، چرا باید با تو دوست بشه؟

‫ساده‌ست. ‫اون آدم مردمیه،

‫و منم مردمم.

‫تولد من با برایانت گامبل توی یه روزه

‫اه، بیخیال، باحاله

‫خیلی وقته اینکارو نکردیم

‫باید یه حالی به کارت اعتباری جدید می‌دادم

‫خب، بیا جوگیر نشیم

‫نگران نباش، بعد از امشب،

‫برمی‌گردیم به همون منوی چنددلاری تاکوفروشی

‫هی، من عاشق منوی چنددلاریم

‫دختر، بهتره این حرفای سکسی رو برای خونه نگه داری

‫و می‌دونم این شرکت‌های کارت اعتباری چطوری کار می‌کنن

‫مردم رو تشویق می‌کنن که قبض بالا بیارن، و

‫باقی زندگیشون مثل مشنگا سودشو پرداخت کنن.

‫خب...

‫شاید نباید بهشون بگی "مشنگ"

‫خوبه که درس شده برات

‫اوهوم

‫تو خوبی؟

‫انگار یکم عرق کردی

‫اه، این... به خاطر سالساست

‫یکمی تنده

‫بابام خیلی زود بهم یاد داد که ‫نه قرض بده نه قرض بگیر

‫توی کتاب مقدسه

‫اه، اون درواقع مال شکسپیره

‫خب، قطعاً بابام از اونجا نخونده

‫خب، دیگه بابات چیا یادت داده؟

‫همم، بذار فکرکنم

‫اه، از این یکی خوشت میاد

‫راز اینکه بفهمی زنت وقتی پیرشد

‫قراره چه شکلی بشه ‫اینه که یه نگاه به مادرش بندازی

‫اوه، اه

‫چیه؟ مامانت جذابه

‫اینکه به نفعته

‫اوه، دوباره باید بگم

‫اوه، اه

‫لعنتــی

‫همچنین به خودت، کابوی

‫امشب قراره خیلی خوب بخوابم

‫پس خوشحالی؟

‫خوشحال‌ترینم

‫خوبه، یه چیزی هست که باید درباره‌ش حرف بزنیم

‫ببخشید به مامانت گفتم جذاب

‫می‌شه بیخیالش شیم؟

‫نه، اون نیست

‫ام، اون دردسری رو یادته

‫که درباره‌ی جوونیم و کارت اعتباری گفتم؟

‫آره

‫و بهت گفتم که برام درس عبرت شد؟

‫اوهوم

‫بیشتر یه درس ادامه‌دار بوده

‫منظورت چیه؟

‫خب، یعنی هنوز

‫یه مقدار از بدهیش رو دارم

‫درباره‌ی چقدر حرف می‌زنیم؟

‫خب...

‫12هزاردلار!؟

‫فکرکنم بهش گفت

‫ساکت، الان بچه رو بیدار می‌کنی

‫چطور تونستی بهم نگی؟

‫چون مشکل منه

‫ما الان ازدواج کردیم

‫یعنی مشکل ماست

‫الان باهام سکس کردی

‫که خرم کنی!

‫خب، فکرکن چقدر عصبانی می‌شدی اگه نمی‌کردم

‫باید قبل از اینکه ازدواج کنیم بهم می‌گفتی

‫آره، خب، داشتم بهش رسیدگی می‌کردم

‫چطوری؟

‫ببین برای هرکارت ماهی 20دلار می‌فرستی

‫و یه جورایی کاریت ندارن دیگه

‫مگه چندتا کارته؟

‫یه جفت

‫- پس دوتا؟ ‫- چندتا

‫- پس سه تا؟ ‫- یه تعدادی

‫ما داشتیم راجع به گرفتن خونه برای خودمون حرف می‌زدیم

‫حالا چطور می‌شه اینکارو کرد؟

‫نمی‌دونم، اما حلش می‌کنیم

‫نمی‌تونم باور کنم

‫خیلی متاسفم

‫باید باشی

‫خب، بذار برات جبرانش کنم

‫نه، تمومش کن!

‫فروشگاه جورجی دیگه بسته‌ست

‫آره، هیچ‌وقت فکرنمی‌کردم ‫اونی که گند می‌زنه مندی باشه

‫منم همین‌طور

‫اما راضیم

‫صبح بخیر

‫سلام

‫واقعاً هوا رطوبت داره

‫باعث می‌شه موهام وز بشه

‫می‌خوای تظاهر کنی که

‫دیشب دعوامون رو نشنیدی؟

‫برنامه‌م همین بود، آره

‫درباره‌ی کارت‌ها می‌دونستی؟

‫آه...

‫آره

‫به این فکرنکردی که بهم بگی؟

‫اه، فکرکردم...

‫اوه، دارچین. به‌به

‫هی، روبن، بذار یه سوال ازت بپرسم

‫اگه یه رازی رو بدونی که ‫مربوط به یه عضو خونواده‌ست،

‫بهش میگی، درسته؟

‫برای چی اونو قاطی ماجرا می‌کنی؟

‫یه دیدگاه خارجی می‌خوام

‫خب؟

‫خب، چه نوع رازی؟

‫یه دروغ ساده‌ی کوچولو،

‫یا اینکه خواهرت درواقع مادرته؟

‫همچین چیزی داریم؟

‫وقتی 16سالت باشه، حامله و کاتولیک باشی، آره

‫خب، دخترش یه عالمه پول بدهکاره

‫و اون چیزی نگفته بود

‫اوه، جالبه

‫چقدر؟

‫خب، دیگه کافیه

‫برگردین سرکارتون

‫نه، دوست دارم نظرشو بشنوم

‫جورجی!

‫باشه

‫اصلاً اون بچه مال اونه؟

‫الان روی لبه‌ی تیغی، رفیق

‫اه، بیخیال، درباره‌ی مامانم بهت گفتم

‫برو

‫- یه دقیقه وقت داری؟ ‫- چرا؟

‫می‌خوای منو ببوسی و بگی

‫مادرت خواهرته؟

‫چی؟

‫بیخیال

‫بیا

‫این چیه؟

‫همه‌ی قبض‌های کارتامه، همه‌شون

‫مسترکارت، امریکن اکسپرس،

‫ویزا، دیسکاور

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left