The first 200 lines.
«پیشرفت» این دوروبر کلمهی بدیه.
ـ جاده رو خالی کنید! ـ بین رزرویشن
و کامیوندارهای معدن بنبستن.
همهتون از اینجا برید!
اسم داتن دیگه اعتباری نداره،
پس مجبوری پشت نشان فدرال قایم بشی.
این گلولهها برای ما بود.
تیراندازها برادران کلگن؛ کارسون و وس.
تکون بخوری مردی!
از وقتی برادرت شدم،
زندگیم خطرناکتر شده.
فکر کنم نزدیکبودن به من هزینه داره.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
برات هدیه آوردم.
باز از یه فراری گرفتیشون؟
باشه، دوربین باتریخور داریم،
حساس به حرکت و مجهز به دید در شب.
خودم سیستم امنیتی خودمم.
و همین سیستم درجهیک گذاشت یکی بیسروصدا بیاد،
یه پوکه جلوی ایوونت بندازه.
بدتر از یه گلوله روی پادری هم از سر گذروندم.
آره، فهمیدم مونتاناییها اهل نمایش نیستن.
نمیتونی این تهدید رو نادیده بگیری.
تیت رو فرستادم خونهی پدربزرگش،
و تو هم سه روز طول کشید اینها رو پیدا کنی.
یه کم زمان برد تجهیزات مناسب
کلگهای انتقامجو رو سفارشی بگیرم.
توی بنبست خیلیها رو عصبانی کردیم.
میتونه هرکسی باشه.
رندال کلگ قبل از اینکه پسرش رو بکشی بهت حمله کرد.
میتونی روی همه شرط ببندی، ولی پول من روی اوناست.
اگه گذشتهام چیزی ثابت کرده باشه، هرکی باشه،
یهجوری، یهوقتی میاد سراغم.
پس آماده باشیم.
هوو! شهرنشین توی ورزش خودت ضایعت کرد.
شانس تازهکار بود.
و توی ورزش من طناب استفاده نمیکنیم.
ـ من گاوگیرم. ـ چی هستی؟
از اسب میپرم پایین و با یه گاو چهارصدپوندی کشتی میگیرم.
از سوپلکسکردن گاو پول درمیاری؟
دعوا منصفانهست.
همزمان با من میزنه بیرون،
بعد یه گاوچران دیگه به اسم هیزر
توی مسیر نگهش میداره تا من زاویه بگیرم.
پس انگار هیزر همهی کارها رو میکنه
و افتخارش میرسه به تو.
فهمیدم.
این اواخر بیشتر حس هیزر دارم تا گاوگیر.
سر کار قسمت بدِ آبنبات نصیبت شده؟
فعلاً.
ولی اگه نتیجه بدم و رئیسهام رو راضی نگه دارم،
بالاخره منو برمیگردونن تمدن.
باشه. شانس تازهکار، هان؟
چی میخوری، هنری؟
ویسکی خالی، مَدز.
اهل این دوروبر هستی؟
اشتباه اومدی سراغم، رفیق.
نه، ببخشید. فقط میخواستم بدونم
خانوادهی کلگ رو میشناسی؟
جز دردسر چیزی نیستن.
واقعاً؟
دقیقاً چقدر؟
چون شاید اونجا لونهی زنبور رو لگد کردم.
قانونهایی که بقیه رعایت میکنن براشون اهمیتی نداره.
تهدیدت کردن؟
خودت میدونی.
میتونی مطمئن باشی تهدیدشون رو عملی میکنن.
این قیافه چیه؟
محاله هنری اذیتت کرده باشه،
هرچند احتمالاً حقته.
نه، فقط داشتم سعی میکردم بفهمم
چقدر باید هوای یکی از آدمهام رو داشته باشم.
این حسابوکتاب رو از بر هستی.
تیم قبل از هرچیز میاد.
همیشه همینطور بوده، نه؟
مایلز؟
سابرینا. واو.
خیلی وقته.
یعنی از وقتی توی گردهماییمون غیبت زد؟
پشتکردن به رزرویشن انگار تخصص توئه.
دارم سربهسرت میذارم، مرد.
انگار من بخوام آرزوهات بیرون از بروکن راک رو مسخره کنم.
فوتبال دانشگاهی، تفنگداران دریایی، امامای.
همیشه از دور تشویقت میکردم.
آرزو و دستاورد دو چیز متفاوتن.
تو چطوری؟
نگرانم دو نفرمون توی یه بار گاوچرانی باشیم.
من سر قرارم.
بهانهی تو چیه؟
ـ با همتیمیهامم. ـ درسته.
شنیدم حالا مارشالی.
چطور پیش میره؟
نشانم رو عوض کردم تا برای مردمم پلیس باشم،
ولی بعضی از بزرگترها فکر میکنن
مارشالشدن منو خائن کرده.
هیچوقت اهل جورشدن با بقیه نبودی.
ولی من هنوز تشویقت میکنم.
غریبه نشو، مایلز.
چطور ممکنه سس مایونزی داشته باشیم
که قبل از راهافتادن تیم تاریخش گذشته؟
ببخشید.
قسم میخورم کارم عالیه.
برای الهام به گاوگیرت نیاز داره.
گاوگیر؟
از «منو از مونتانا ببرید بیرون»
تا عاشق رودئوشدن در یه چشمبههمزدن.
اکشن رو از دست دادی، بِل.
آره، میدونم.
شب فیلم با بچهام اولویت داشت.
هی.
دوربینها چطور کار میکنن؟
آمادهای پسرت رو برگردونی خونه؟
میخوام یه کم دیگه زمان بدم.
یعنی ترجیح میدی
تهدید رو به ما ترجیح میدی؟
فقط میخوام شما رو از خط آتیش دور نگه دارم.
این رو کسی میگه که از روزی که اومده
دائم باعث شده بهمون تیراندازی بشه.
هری.
میدونستیم قراره بیای؟
بعضی خبرها رو بهتره حضوری گفت.
وزارت دادگستری شکایتی از رندال کلگ گرفته.
ادعا میکنه وقتی پسرش رو کشتی
حقوق مدنیاش رو نقض کردی.
خیلی چیزها رو نقض کردم؛ نه حقوقش رو.
کلگ میگه کارسون قبل از شلیک تو
اسلحهاش رو انداخته؛ داتن فعلاً کنار.
بقیهتون هم قبل از اینکه
قبل از وزارت دادگستری، پیداش کنید.
گذاشتن همتیمیمون زیر ذرهبین اتلاف وقته.
دفاع از دوستت با سپرگرفتن
هم قابلتحسینه، هم بیفایده.
یه بررسی بیطرف میخوام. معاون کروز، تو مسئولی.
باشه. شروعش میکنم.
شاید کارسون کلگ اسلحهاش رو انداخته و تو ندیدی.
جنگل پر از سایه، شاخوبرگ و آشوبه.
من وسط آشوب از همیشه آرومترم.
اگه انداخته بود، میدیدم.
مدرکی داری؟
حرف خودم.
موفق باشی با تحقیقاتت.
میدونی اون ادعاها هیچ پایهای ندارن.
با حمایت گیفورد، پایه هم لازم ندارن.
منتظر نمیمونم بفهمم سرنوشتم چی میشه.
نه، چون در واقع با من راه میافتی.
جنگلداری برای جستوجو نیرو میخواد
توی رشتهکوه بریجر نیرو لازم داره،
و شرط میبندم منطقه رو میشناسی.
آره، مجموعهای بیرحم از قلههای شیبداره.
برای نبرد انسان با طبیعت آمادهای؟
از چیزی که اینجا باهاش روبهروام امنتره.
بالگرد حامل تام ویور
و خلبانش بعد از شدتگرفتن باد پیام اضطراری فرستاد.
هنوز داریم پیداش میکنیم.
از بالا دید ندارید؟
باد اون بالا اجازهی هیچ وسیلهی هوایی، حتی بیسرنشین، نمیده.
یعنی بیشتر از هزار مایل مربع
باید پیاده پوشش بدیم، آن هم با کمبود
محیطبانهای آموزشدیدهی نجات.
بخش دیچهار با شما دوتاست.
ببخشید مزاحم میشم.
خبری از پدرم هست؟
ارتفاع اون بالا بیشتر از هشتهزار و پانصد فوته.
آمادهی صعود باشید.
خواهش میکنم. من خودِ بز کوهیام.
فقط سعی کن بهم برسی، داداش.
خوبه بتونیم به دالی ویور دربارهی پدرش خبری بدیم.
هوا فقط بدتر میشه، پس راه بیفتید.
مسلحیم، ولی ممنون.
سلاح سازمانیتون از پس چیزی که بالای اون کوهه برنمیاد.
این همون شکلِ سخت کارکردن
روی تحقیقاته؟
غذای خوب توی آشپزخونهی خوبه،
و همین حالا هم حسابی گرسنه شدیم.
باشه، مایلز گفت چیزی ندیده
چون با وس کلگ درگیر بوده،
و توی گزارش حادثهی کیسی هم نکتهی مشکوکی نیست.
اعتماد به حرف یه داتن با مسئولیت خودته.
کیسی که یه پلیس فاسد خیابونی نیست.
پس چرا از قبل تصمیم گرفتی گناهکاره؟
بحث گناه نیست.
اگه با هدف شخصی خودش اینجاست،
این تیم چقدر میتونه مؤثر باشه؟
و اگه داتن تیم رو پایین بکشه،
انتقال دوبارهی تو به واشنگتن خیلی سختتر میشه.
به نفع خودته
توی این تحقیق خیلی دقیق باشی.
داری میگی مدرک بسازم
تا ادعای کلگ رو تأیید کنم؟
میگم حتی اگه پشت این آتیش کلگ هیچ دودی نباشه،
تحقیقات وزارت دادگستری اسکلتهای دیگهی داتن رو پیدا میکنه
که میتونه به تیم آسیب بزنه.
بهتره خودمون پیداشون کنیم،
وگرنه وقتی دیگری پیدا کنه زیرشون دفن میشیم.
میخوای از این گودالی که
تیم قدیمیت پرتت کرده بیرون بیای؟
پس باید دستهات رو کثیف کنی.
مارشال نشدم که همتیمیهام رو بپام.
کندوکاو دربارهی مردی که دائم
کونمون رو از آتیش میکشه بیرون، بدتر هم هست.
No comments yet. Be the first to leave one.