Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E04 The Gathering Storm Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-26
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏«پیشرفت» این دوروبر کلمه‌ی بدیه.‏

‏ـ جاده رو خالی کنید!‏ ‏ـ بین رزرویشن‏

‏و کامیون‌دارهای معدن بن‌بستن.‏

‏همه‌تون از اینجا برید!‏

‏اسم داتن دیگه اعتباری نداره،‏

‏پس مجبوری پشت نشان فدرال قایم بشی.‏

‏این گلوله‌ها برای ما بود.‏

‏تیراندازها برادران کلگن؛ کارسون و وس.‏

‏تکون بخوری مردی!‏

‏از وقتی برادرت شدم،‏

‏زندگی‌م خطرناک‌تر شده.‏

‏فکر کنم نزدیک‌بودن به من هزینه داره.‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏برات هدیه آوردم.‏

‏باز از یه فراری گرفتی‌شون؟‏

‏باشه، دوربین باتری‌خور داریم،‏

‏حساس به حرکت و مجهز به دید در شب.‏

‏خودم سیستم امنیتی خودمم.‏

‏و همین سیستم درجه‌یک‏ ‏گذاشت یکی بی‌سروصدا بیاد،‏

‏یه پوکه جلوی ایوونت بندازه.‏

‏بدتر از یه گلوله روی پادری هم از سر گذروندم.‏

‏آره، فهمیدم مونتانایی‌ها اهل نمایش نیستن.‏

‏نمی‌تونی این تهدید رو نادیده بگیری.‏

‏تیت رو فرستادم خونه‌ی پدربزرگش،‏

‏و تو هم سه روز طول کشید این‌ها رو پیدا کنی.‏

‏یه کم زمان برد تجهیزات مناسب‏

‏کلگ‌های انتقام‌جو رو سفارشی بگیرم.‏

‏توی بن‌بست خیلی‌ها رو عصبانی کردیم.‏

‏می‌تونه هرکسی باشه.‏

‏رندال کلگ قبل از این‌که‏ ‏پسرش رو بکشی بهت حمله کرد.‏

‏می‌تونی روی همه شرط ببندی،‏ ‏ولی پول من روی اوناست.‏

‏اگه گذشته‌ام چیزی ثابت کرده باشه، هرکی باشه،‏

‏یه‌جوری، یه‌وقتی میاد سراغم.‏

‏پس آماده باشیم.‏

‏هوو! شهرنشین توی ورزش خودت ضایعت کرد.‏

‏شانس تازه‌کار بود.‏

‏و توی ورزش من طناب استفاده نمی‌کنیم.‏

‏ـ من گاوگیرم.‏ ‏ـ چی هستی؟‏

‏از اسب می‌پرم پایین و با یه‏ ‏گاو چهارصدپوندی کشتی می‌گیرم.‏

‏از سوپلکس‌کردن گاو پول درمیاری؟‏

‏دعوا منصفانه‌ست.‏

‏هم‌زمان با من می‌زنه بیرون،‏

‏بعد یه گاوچران دیگه به اسم هیزر‏

‏توی مسیر نگهش می‌داره تا من زاویه بگیرم.‏

‏پس انگار هیزر همه‌ی کارها رو می‌کنه‏

‏و افتخارش می‌رسه به تو.‏

‏فهمیدم.‏

‏این اواخر بیشتر حس هیزر دارم تا گاوگیر.‏

‏سر کار قسمت بدِ آب‌نبات نصیبت شده؟‏

‏فعلاً.‏

‏ولی اگه نتیجه بدم و‏ ‏رئیس‌هام رو راضی نگه دارم،‏

‏بالاخره منو برمی‌گردونن تمدن.‏

‏باشه. شانس تازه‌کار، هان؟‏

‏چی می‌خوری، هنری؟‏

‏ویسکی خالی، مَدز.‏

‏اهل این دوروبر هستی؟‏

‏اشتباه اومدی سراغم، رفیق.‏

‏نه، ببخشید. فقط می‌خواستم بدونم‏

‏خانواده‌ی کلگ رو می‌شناسی؟‏

‏جز دردسر چیزی نیستن.‏

‏واقعاً؟‏

‏دقیقاً چقدر؟‏

‏چون شاید اونجا لونه‌ی زنبور رو لگد کردم.‏

‏قانون‌هایی که بقیه رعایت‏ ‏می‌کنن براشون اهمیتی نداره.‏

‏تهدیدت کردن؟‏

‏خودت می‌دونی.‏

‏می‌تونی مطمئن باشی تهدیدشون رو عملی می‌کنن.‏

‏این قیافه چیه؟‏

‏محاله هنری اذیتت کرده باشه،‏

‏هرچند احتمالاً حقته.‏

‏نه، فقط داشتم سعی می‌کردم بفهمم‏

‏چقدر باید هوای یکی از آدم‌هام رو داشته باشم.‏

‏این حساب‌وکتاب رو از بر هستی.‏

‏تیم قبل از هرچیز میاد.‏

‏همیشه همین‌طور بوده، نه؟‏

‏مایلز؟‏

‏سابرینا. واو.‏

‏خیلی وقته.‏

‏یعنی از وقتی توی گردهمایی‌مون غیبت زد؟‏

‏پشت‌کردن به رزرویشن انگار تخصص توئه.‏

‏دارم سربه‌سرت می‌ذارم، مرد.‏

‏انگار من بخوام آرزوهات بیرون‏ ‏از بروکن راک رو مسخره کنم.‏

‏فوتبال دانشگاهی، تفنگداران دریایی، ام‌ام‌ای.‏

‏همیشه از دور تشویقت می‌کردم.‏

‏آرزو و دستاورد دو چیز متفاوتن.‏

‏تو چطوری؟‏

‏نگرانم دو نفرمون توی یه بار گاوچرانی باشیم.‏

‏من سر قرارم.‏

‏بهانه‌ی تو چیه؟‏

‏ـ با هم‌تیمی‌هامم.‏ ‏ـ درسته.‏

‏شنیدم حالا مارشالی.‏

‏چطور پیش می‌ره؟‏

‏نشانم رو عوض کردم تا برای مردمم پلیس باشم،‏

‏ولی بعضی از بزرگ‌ترها فکر می‌کنن‏

‏مارشال‌شدن منو خائن کرده.‏

‏هیچ‌وقت اهل جورشدن با بقیه نبودی.‏

‏ولی من هنوز تشویقت می‌کنم.‏

‏غریبه نشو، مایلز.‏

‏چطور ممکنه سس مایونزی داشته باشیم‏

‏که قبل از راه‌افتادن تیم تاریخش گذشته؟‏

‏ببخشید.‏

‏قسم می‌خورم کارم عالیه.‏

‏برای الهام به گاوگیرت نیاز داره.‏

‏گاوگیر؟‏

‏از «منو از مونتانا ببرید بیرون»‏

‏تا عاشق رودئوشدن در یه چشم‌به‌هم‌زدن.‏

‏اکشن رو از دست دادی، بِل.‏

‏آره، می‌دونم.‏

‏شب فیلم با بچه‌ام اولویت داشت.‏

‏هی.‏

‏دوربین‌ها چطور کار می‌کنن؟‏

‏آماده‌ای پسرت رو برگردونی خونه؟‏

‏می‌خوام یه کم دیگه زمان بدم.‏

‏یعنی ترجیح می‌دی‏

‏تهدید رو به ما ترجیح می‌دی؟‏

‏فقط می‌خوام شما رو از خط آتیش دور نگه دارم.‏

‏این رو کسی می‌گه که از روزی که اومده‏

‏دائم باعث شده بهمون تیراندازی بشه.‏

‏هری.‏

‏می‌دونستیم قراره بیای؟‏

‏بعضی خبرها رو بهتره حضوری گفت.‏

‏وزارت دادگستری شکایتی از رندال کلگ گرفته.‏

‏ادعا می‌کنه وقتی پسرش رو کشتی‏

‏حقوق مدنی‌اش رو نقض کردی.‏

‏خیلی چیزها رو نقض کردم؛ نه حقوقش رو.‏

‏کلگ می‌گه کارسون قبل از شلیک تو‏

‏اسلحه‌اش رو انداخته؛ داتن فعلاً کنار.‏

‏بقیه‌تون هم قبل از این‌که‏

‏قبل از وزارت دادگستری، پیداش کنید.‏

‏گذاشتن هم‌تیمی‌مون زیر ذره‌بین اتلاف وقته.‏

‏دفاع از دوستت با سپرگرفتن‏

‏هم قابل‌تحسینه، هم بی‌فایده.‏

‏یه بررسی بی‌طرف می‌خوام.‏ ‏معاون کروز، تو مسئولی.‏

‏باشه. شروعش می‌کنم.‏

‏شاید کارسون کلگ اسلحه‌اش‏ ‏رو انداخته و تو ندیدی.‏

‏جنگل پر از سایه، شاخ‌وبرگ و آشوبه.‏

‏من وسط آشوب از همیشه آروم‌ترم.‏

‏اگه انداخته بود، می‌دیدم.‏

‏مدرکی داری؟‏

‏حرف خودم.‏

‏موفق باشی با تحقیقاتت.‏

‏می‌دونی اون ادعاها هیچ پایه‌ای ندارن.‏

‏با حمایت گیفورد، پایه هم لازم ندارن.‏

‏منتظر نمی‌مونم بفهمم سرنوشتم چی می‌شه.‏

‏نه، چون در واقع با من راه می‌افتی.‏

‏جنگل‌داری برای جست‌وجو نیرو می‌خواد‏

‏توی رشته‌کوه بریجر نیرو لازم داره،‏

‏و شرط می‌بندم منطقه رو می‌شناسی.‏

‏آره، مجموعه‌ای بی‌رحم از قله‌های شیب‌داره.‏

‏برای نبرد انسان با طبیعت آماده‌ای؟‏

‏از چیزی که اینجا باهاش روبه‌روام امن‌تره.‏

‏بالگرد حامل تام ویور‏

‏و خلبانش بعد از شدت‌گرفتن‏ ‏باد پیام اضطراری فرستاد.‏

‏هنوز داریم پیداش می‌کنیم.‏

‏از بالا دید ندارید؟‏

‏باد اون بالا اجازه‌ی هیچ وسیله‌ی‏ ‏هوایی، حتی بی‌سرنشین، نمی‌ده.‏

‏یعنی بیشتر از هزار مایل مربع‏

‏باید پیاده پوشش بدیم، آن هم با کمبود‏

‏محیط‌بان‌های آموزش‌دیده‌ی نجات.‏

‏بخش دی‌چهار با شما دوتاست.‏

‏ببخشید مزاحم می‌شم.‏

‏خبری از پدرم هست؟‏

‏ارتفاع اون بالا بیشتر از‏ ‏هشت‌هزار و پانصد فوته.‏

‏آماده‌ی صعود باشید.‏

‏خواهش می‌کنم. من خودِ بز کوهی‌ام.‏

‏فقط سعی کن بهم برسی، داداش.‏

‏خوبه بتونیم به دالی ویور‏ ‏درباره‌ی پدرش خبری بدیم.‏

‏هوا فقط بدتر می‌شه، پس راه بیفتید.‏

‏مسلحیم، ولی ممنون.‏

‏سلاح سازمانی‌تون از پس چیزی‏ ‏که بالای اون کوهه برنمیاد.‏

‏این همون شکلِ سخت کارکردن‏

‏روی تحقیقاته؟‏

‏غذای خوب توی آشپزخونه‌ی خوبه،‏

‏و همین حالا هم حسابی گرسنه شدیم.‏

‏باشه، مایلز گفت چیزی ندیده‏

‏چون با وس کلگ درگیر بوده،‏

‏و توی گزارش حادثه‌ی کیسی‏ ‏هم نکته‌ی مشکوکی نیست.‏

‏اعتماد به حرف یه داتن با مسئولیت خودته.‏

‏کیسی که یه پلیس فاسد خیابونی نیست.‏

‏پس چرا از قبل تصمیم گرفتی گناهکاره؟‏

‏بحث گناه نیست.‏

‏اگه با هدف شخصی خودش اینجاست،‏

‏این تیم چقدر می‌تونه مؤثر باشه؟‏

‏و اگه داتن تیم رو پایین بکشه،‏

‏انتقال دوباره‌ی تو به‏ ‏واشنگتن خیلی سخت‌تر می‌شه.‏

‏به نفع خودته‏

‏توی این تحقیق خیلی دقیق باشی.‏

‏داری می‌گی مدرک بسازم‏

‏تا ادعای کلگ رو تأیید کنم؟‏

‏می‌گم حتی اگه پشت این‏ ‏آتیش کلگ هیچ دودی نباشه،‏

‏تحقیقات وزارت دادگستری اسکلت‌های‏ ‏دیگه‌ی داتن رو پیدا می‌کنه‏

‏که می‌تونه به تیم آسیب بزنه.‏

‏بهتره خودمون پیداشون کنیم،‏

‏وگرنه وقتی دیگری پیدا کنه زیرشون دفن می‌شیم.‏

‏می‌خوای از این گودالی که‏

‏تیم قدیمیت پرتت کرده بیرون بیای؟‏

‏پس باید دست‌هات رو کثیف کنی.‏

‏مارشال نشدم که هم‌تیمی‌هام رو بپام.‏

‏کندوکاو درباره‌ی مردی که دائم‏

‏کونمون رو از آتیش می‌کشه بیرون، بدتر هم هست.‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left