The first 200 lines.
وایستا
نما رو تغییر بده
خوب نیست
اون؟
خوبه
برگرد
اون؟
ادامه بده
بله. اون
برو
خوبه
به قدر کافی دیدم
زل زدی
زل نزن
آخه قبلاً انجامش رو ندیده بودم
...ممکنه بپرسم
چطوریه؟
رابطه نزدیک با ایندرا؟
چی میشنوید؟
باید با این اپسیلون صحبت کنم
با یه اپسیلون صحبت کنید؟
نه "یه" اپسیلون
این اپسیلون
البته
خب، ظاهراً یه سیجکـه
هیچی از زیر دستت قسر در نمیره
ممنون
بهت که گفتم. داره میاد
!آخ
به نظرم بیشتر از اونی که باید از این کار لذت میبری
خوشم میاد که بیام این پایین
این همه چهرههای معصوم
با همدیگه سیستم رو کشف میکنن
یاد میگیرن چطور خودشون رو وفق بدن
همه سر جاشون هستن
حالا همه خوشحالن
طوری میگی که انگار چیز بدیه
قدرش رو بدون
این بچهها هرگز با خشونت و تعصب آشنا نمیشن
اوه، وایستا
وایستا
بهت که گفتم
لنینا کراون - گندش بزنن -
دیرم شد
تو باعث شدی دیر کنم
مجبور نیستی که بری
چرا؟
همه مدام در مورد اینکه چقدر هیجانانگیزه حرف میزنن
جاستین میگه که میتونی قشنگ نزدیکشون بشی
بله، جذاب و وحشیه
ولی نکته اصلی این نیست
نکته اینه که آدم میخواد اولین بارش
خاطره ارزشمندی باشه
در هتل اکسلشن عشقبازی کنه
با هر کس و همه کس
اشیاء هنری رو بازدید کنه
همگی خیلی اصیل و واقعی هستن
یادم نمیاد که تا حالا رفته باشی
خاطرت جمع باشه که وقتی میرم
با یه آلفای مناسب خواهد بود نه برنارد مارکس
اون آلفا مثبته
همه میگن که جنینش دچار سوءمدیریت شده بود
مثبت نیست
احتمالاً آلفا هم نیست - این "همه" که میگی کیه؟ -
فقط دارم توصیه دوستانه میکنم
اوه، لطف داری
حتماً تمامش رو برات تعریف میکنم
وقتی که برگردم
ببخشید - اوه -
دیر کردم؟
،بله، واقعاً...دیر کردی ...ولی مهم نـ
...خیلی خوشـ
ممنون. تو هم همینطور
بذار اینا رو برات بیارم
باشه
خب، باید خوش بگذره
«میدونی، من عاشق «مرکز بازیافت
توی این وقتِ روز هستم، تو نیستی؟
...تمام رنگها
فرآیند سوزاندن اجساده
فکر میکنم رنگ قرمز به خاطر فسفره
یا شاید ذرات افشانهایِ پراکنده در نور خورشید باشه
که زمانی اتفاق میافته که اونا هماندازه
با طول موجِ تابش باشن
اونجا دود چگالتره. میبینی؟
طول موجهای کوتاهتر نمیتونن عبور کنن
نه رنگ آبی هست، نه سبز
تنها چیزی که میبینی چیزیه که باقی مونده
نورِ باقی مونده
طول موجهای بلندتر
و قرمزه
اولین بارته؟
چیز خاصی نیست
زمان باقیمانده تا پرواز: 11 دقیقه و 37 ثانیه
بجنبید دخترا
تصور کنین که مادر
یا پدر یا پدربزرگی ببینیم
ببخشید
بتا
اونو دیدی؟
اوه. این صندلی ماست
هر آلفا در اون سن به وحشیکده میره
چرا؟
تا یاد بگیره چه چیزی در خطره
وقتی از کسی میخوای که به سلامت جامعه اهمیت بده
خب، تاثیر بهسزایی داره که
اول یه جامعهی مُرده رو نشونش بدی
وای، وای، این چیه؟
آمادهباش برای پرتاپ در چهار، سه، دو، یک ثانیه
برنارد
خارج از بُرده. شبکه وجود نداره
هیچی نمیتونه به اینجا برسه، حتی ایندرا
دلت میخواد اینو حس کنی
بس کن
بس کن. بس کن
بگیر بشین. بس کن
این بچه جدیدا نگرانم میکنن
محشره
محشره
برنارد، باید امتحانش کنی
شاید تو راه برگشت
لنینا، باید بیای پایین - !دارم پرواز میکنم -
...میبینم، اما همین الان داریم نقطه اوج رو
...رد میکنیم و تو واقعاً
لنینا نکن
ببخشید
لنینا
سلام
تا حالا شده پول، وسیله، یا چیزای دیگه رو
به دوست و خانواده قرض بدین و اونا اصلاً برای
پس دادنش عجله نکنن؟
اون روزها دیگه به سر رسیده
با تشکر از یه دستگاه جدید «و شیک به اسمِ «مرسی رفیق
اینطوری کار میکنه
به رفیقتون یهکم پول میدین
دستبندِ «مرسی رفیق» رو به دستش میبندین
و تایمر رو تنظیم میکنین
و فراموشش میکنین
وقتی رفیقتون پول رو پس میده
به سادگی کد رو وارد میکنین
و حسابتون صاف میشه
مرسی رفیق
ولی فرض کنین رفیقتون یهکم آب زیر کاه باشه
اونوقت «مرسی رفیق» ترتیب کارو میده
مرسی رفیق
کسی که شنکشتون رو قرض گرفته؟
مرسی رفیق
به مادرت 20 چوق برای خوار و بار دادی؟
داشتم میدیدمش
دیشب تا دیروقت بیرون بودی
با اون دختره بودی
الان وقت این چیزا نیست
فکرم خیلی مشغوله
اوهوم
یه بچه میندازه توی دامنت
آخرش کارت به جایی میرسه که واسه بابای چاقش کار میکنی
توی مزرعهی کِرمش
اونوقت چه بلایی سر من میاد؟
من کجا برم؟
میخوای بری؟
بریم. ماشین شارژ شده
همین الان سوار میشیم، چند ساعت راه میریم
...میتونیم توی - کجا؟ بیابون؟ -
سرگردون بشیم، بدون سقفی بالای سرمون؟
جاهایی هستن - کجا؟ کی میگه؟ -
!اینجا میمیریم
...خب پس
پس بهتره مشروب بخورم
اون بر نمیگرده
دیگه وجود نداره
دهنت رو ببند
جان
خیلی باحال بود
همونیه که تصورش رو میکردی؟
چطور ممکنه همچین چیزی رو تصور کنم؟
...بریم؟ امم
گوزن غربی
لنینا
هوم؟
گوزنه
خیلی زشته
انگار سخت نیستش
،زندگیِ پیزوری توی اینجا رو تحمل کنی
بلکه باید نگران باشی که یکی از اون جونورها
زخمیت نکنه و نخورتت
نگران نباش. هواتو دارم
خب، خدا رو شکر همهشون منقرض شدن
پس بار از روی دوشت برداشته شد
وحشیها از بابتش خاطرجمع شدن
...یه خرده
یه خرده ناراحتکنندهست، نه؟
باید یه کاری میکردن، مگه نه؟
میگن با هر چیزی که داشتن با اونا مبارزه کردن
اسلحههاشون، ماشینهاشون
هر چیزی که به دستشون میرسید
واقعاً آدمای انعطافپذیری هستن
...آره درسته، ولی
کلِ گونهها رو نابود کردن
برنارد مارکس؟ ایشون هستن؟
بله. لنینا کراون
No comments yet. Be the first to leave one.