The Breslau Murders

The Breslau Murders (Breslau)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Breslau S01E06 1080p WEB h264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-09-23
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- هایل هیتلر! ‫- زیگ هایل!

‫یه ملت، یه امپراتوری، یه رهبر

‫بشینید، دوستای من.

‫ما امروز اینجاییم که یه فیلم ببینیم، ‫نه اینکه در یک تجمع سیاسی شرکت کنیم.

‫ولی راست میگید.

‫حتی اگه بخوایم از سیاست ‫و تهدیداتی که پیش رومونه فرار کنیم،

‫باز بهمون میرسن.

‫ما اینو به تازگی در برسلاو دیدیم،

‫جایی که حال و هوای شاد ‫آماده‌سازی برای المپیک

‫با یه قاتل دوره‌گرد به اسم چشم‌سوز، ‫یه بلشویک، بهم ریخت.

‫ولی اینا دیگه گذشته.

‫ما نه‌تنها تونستیم اونو دستگیر کنیم،

‫بلکه یه گروه تروریستی خطرناک ‫کومونیستی رو هم نابود کردیم.

‫نمایش درست و حسابی‌ایه.

‫کومونیسم و یهودیت

‫استراتژی‌هایی هستن که ‫میخوان سرزمین مارو ازمون بگیرن،

‫اتحاد ملیمون رو،

‫خون پاکمون رو!

‫براوو!

‫شکی نیست که فراماسونری ‫از همون ریشه‌ای میاد

‫که یهودیت و کومونیسم.

‫همون ریشه‌ هست!

‫ولی ما قراره این ریشه رو ‫از برسلاو بکَنیم!

‫نمایش امروز ‫یه قدم مهم تو این مسیره.

‫فقط یک ماه پیش، اینجا ‫لژ بین‌المللی فراماسون‌ها بود.

‫امشب، من شما رو به یه سینمای آلمانی ‫دعوت میکنم، تا یک فیلم آلمانی ببینیم

‫ساخته‌ی هانس لاوفنِ نابغه‌مون.

‫براوو!

‫لطفاً از فیلم «پیروزی، اراده و مبارزه» لذت ببرید.

‫ممنون بابت دعوت. شب جالبی بود.

‫- باعث افتخاره، سرهنگ. ‫- سلام به خانومتون برسونید.

‫حتماً، معلومه که میرسونم.

‫فاکس؟

‫فیلم چطور بود؟

‫عالی بود. ای کاش تو انگلیس ‫هم همچین کارگردانایی داشتیم.

‫جدی میگی؟ هیتلر میتونه الهام‌بخش باشه.

‫امیدوارم ناراحت نشده باشی.

‫از چی؟

‫چون ما اود فلوز رو ‫از اینجا بیرون کردیم.

‫اونا فراماسونای بریتانیایی‌ان، نه؟

‫اود فلوز فراماسون نیستن. ‫یه انجمن خیریه هستن

‫منو نخندون.

‫فردا بیا دفترم. ‫شاید یه چیز جدید برات پیدا کنیم.

‫ممنون.

‫ولی تو یه بار قبلاً منو گول زدی.

‫درباره چی حرف میزنی؟

‫راستشو بگو.

‫کنجکاو نیستی ‫بدونی چشم‌سوز واقعی کیه؟

‫فاکس بعد از بازداشت گربر ‫با کسی حرف زد؟

‫رفت یه روسپی‌خونه و کازینو، ‫با معشوقه‌ش شام خورد،

‫و با کارآگاه پودولسکی ملاقات کرد ‫قبل از اینکه خودشو از پل پرت کنه.

‫چرا منو در جریان نذاشتی؟

‫پرونده رو بستیم. ‫فکر نمیکردم مهم باشه.

‫فردا یه گزارش کامل میخوام رو میزم.

‫کجا با کدوم روسپیا بود، چقدر تو کازینو باخت، ‫و پروفایل معشوقه‌ش.

‫فرانتز.

‫فرانتز، عزیزم، صدامو میشنوی؟

‫نمیدونی چقدر ترسیدم.

‫داشتم دیوونه میشدم.

‫قول بده دیگه هیچ‌وقت این کارو نمیکنی، ‫مخصوصاً حالا.

‫فرانتز، ما قراره بچه‌دار بشیم.

‫بچه‌مون.

‫فرانتز، ما قراره بچه‌دار شیم.

‫خوشحالی؟

‫بچه‌مون.

‫پرستار، فکر کنم داره به هوش میاد.

‫ما چند جور معاینه‌ش کردیم.

‫از نظر جسمی، حالش تقریباً خوبه.

‫خب، چی پیشنهاد میکنید؟

‫میتونم بفرستمش به تیمارستان ‫در خیابون بریک.

‫تیمارستان؟

‫خودت خوب میدونی ‫که آدما از اونجا برنمیگردن.

‫اینجا یا اونجا. براش فرقی نداره.

‫سلام بریتانیا. سلام آر‌تی‌اف.

‫اینجا برسلاوه.

‫اینجا اوضاع تند پیش میره.

‫فقط سه سال پیش، ‫هیتلر حتی شهروند آلمان نبود.

‫امروز، اون قدرت دیکتاتوری داره،

‫که احتمالاً تو تاریخ بی‌سابقه‌ هست

‫از زمان چنگیزخان.

‫و بزرگ‌ترین قربانیای این قدرت مطلق

‫یهودیای آلمانن.

‫زیادی تند رفتم؟

‫نه، قربان.

‫این اندرو فاکسه،

‫خبرنگار جدیدتون در آلمان.

‫و حالا، برمیگردیم به شما تو لندن.

‫تو لندن.

‫- اوه... ‫- مرسی.

‫لندن.

‫باید ببینیش، ‫اوبراشتورمبان‌فورر هولتز.

‫معلومه که نفرستادمش.

‫مرسی.

‫هایل هیتلر.

‫کارآگاه، چهار روزه گذشته. ‫باید قرصاتو بخوری.

‫فرانتز چطوره؟

‫هیچ تغییری نکرده.

‫دارم فکر میکنم بفرستمش بیمارستان.

‫جدی نمیگی.

‫- اونجا مراقبت کامل داره. ‫- مغزشو میبرن.

‫برو سر کارت دیگه.

‫باهاش حرف میزنم.

‫مرسی.

‫گوش کن، از وقتی اومدی اینجا، ‫پولدک نتونسته بخوابه.

‫نگران توئه. منم نگران اونم.

‫ببین، من تو جنگ خیلی کارای بدتر کردم، ‫آدما رو کشتم.

‫جوونا، بی‌گناها، پسرای ترسیده،

‫که درست مثل من، ‫آرزو داشتن یه روز دیگه زنده بمونن،

‫یه روز وحشتناک دیگه تو سنگرا.

‫و بهت قول میدم، هیچ‌کدوممون ‫حتی یادمون نبود برای چی می‌جنگیم.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫خودتو جمع کن.

‫نمیخوام.

‫چی نمیخوای؟

‫خودمو جمع کنم.

‫دیگه برای خودت متأسف نباش، لعنتی.

‫لنا چی میگه ‫اگه تو رو این‌جوری ببینه؟

‫لنا رفته.

‫- رفته. ‫- اولین بارش نیست. برمیگرده.

‫برنمیگرده.

‫- بهش فشار آوردی؟ ‫- سعی کردم.

‫ببخشید، دنبال کارآگاه پودولسکی‌ام.

‫بهش فشار بیار.

‫- من اینگا آیسمانم. ‫- میدونم کی هستی.

‫متأسفم، کارآگاه تصادف کرده.

‫چه جور تصادفی؟

‫تو کافه روبه‌رو منتظرم باش.

‫تو گزارشی رو امضا کردی ‫که گناهکاری گربر رو تأیید کرد.

‫پودولسکی هم همین کارو کرد.

‫باهم کار کردید؟

‫بهت گفت که...

‫آدم اشتباه رو گرفتیم؟

‫هولتز دستامونو بسته بود.

‫ولی اون هنوز بیرونه. ‫و بازم قراره بکشه.

‫حتی اگه بکشه،

‫آدمای هولتز مطمئن میشن ‫که هیچکس اینو به چشم‌سوز ربط نده.

‫نمیتونیم همین‌جوری ولش کنیم.

‫پرونده‌های قتل

‫این بیانیه قربانی احتمالی چشم‌سوزه.

‫تنها سرنخی که برامون مونده.

‫بله؟

‫اینگا آیسمان. ‫اومدم خانم گردا هولتز رو ببینم.

‫بفرمایید تو.

‫صبح بخیر، خانم.

‫ببخشید که مزاحم شدم، ‫ولی تو این محل بودم.

‫متأسفم، وقت زیادی ندارم.

‫- یورگن رو پیدا کردید؟ ‫- آره.

‫ولی دو جلسه آخر نیومد.

‫تقصیر منه.

‫بهت نگفتم. ما دکترشو عوض کردیم.

‫فکر میکردم تو و یورگن ‫از جلساتمون راضی بودید.

‫نمیخوام توضیح بدم.

‫بله، معلومه.

‫حالا کی داره ازش مراقبت میکنه؟ ‫من پرونده‌هاشو می‌فرستم.

‫نه، لازم نیست.

‫میدونم یورگن قرصاشو نمیخوره. ‫با داروخانه چک کردم.

‫دکتر جدیدش ‫یه داروی جدید براش تجویز کرده.

‫خداحافظ.

‫خدمتکار راهنماییتون میکنه.

‫اونجا، لطفاً.

‫کی تو رو اینجا زندانی کرده؟

‫آروم!

‫آروم! یالا!

‫آروم! بیا، عزیزم!

‫بیا.

‫کسی تونسته شناساییش کنه؟

‫از اینجا نیست. ‫اسمش ماکسیمیلیان اشمیدته.

‫از یه خانواده فقیره. ‫مشروب، دعوا، خشونت.

‫شاهد داریم، کسی دیده کی این کارو کرده؟

‫تا حالا چیزی گیرمون نیومده.

‫متخصص علوم جناییمون میگه ‫این پسر قبل از اینکه اینجا بندازنش مُرده بوده.

‫دو سه ساعت قبلش مرده.

‫قاتل کلی زحمت کشیده ‫تا جنازه رو بیاره اینجا.

‫هایل هیتلر!

‫قول میدم ناامیدت نکنم. ‫ما چشم‌سوز رو میگیریم.

‫ما قبلاً چشم‌سوز رو گرفتیم، فهمیدی؟

‫- یه مقلد داریم اینجا. ‫- فکر نکنم.

‫نحوه استفاده‌ش از کلر نشون میده ‫قطعاً همون آدمه.

‫جنازه پسره رو تو یه خیابون شلوغ انداخت ‫تا بهمون نشون بده هنوز داره میکشه.

‫و اینکه ما خواستیم ‫کارشو به یکی دیگه نسبت بدیم.

‫این نتیجه‌گیری‌ها رو برای خودت نگه دار. ‫فقط با من در مورد این پرونده حرف بزن.

‫و من دستور میدم خبر کاملاً سانسور بشه.

‫- ولی... ‫- اون دنبال شهرته؟ بهش نمیدم.

‫کورت، راه بیفت. میریم کلانتری.

‫امروز صبح پیداش کردیم.

‫این بار قاتل جنازه رو تو جای باز گذاشت.

‫مصمم بود که پرونده رو عمومی کنه.

‫ولی شکی نیست که همون آدمه.

‫چشم‌سوز.

‫رئیس، میدونی چقدر دلم بچه میخواست؟

‫و اینکه دیدن یه بچه منو ‫مثل یه دختر تو رژه عید پاک احساساتی میکنه؟

‫میدونم.

‫برای همین اینو بهم نشون میدی؟

‫آره.

The Breslau Murders subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Breslau Murders

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left