The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
تصمیم گرفتی مرخصی آخر هفتهات رو چهکار کنی؟
خب، تا حالا مسابقهٔ بیسبال ندیدم، پس...
فکر کردم برم یکی ببینم
من یه بار رفتم. تمومی نداره
واقعاً میتونی همهش رو جز اینینگ آخر بیخیال بشی
آلفا یک ناینر
با مرکز نیوآرک روی یک سه دو ممیز دو تماس بگیرین
مرکز نیوآرک، یک سه دو ممیز دو
از همراهیتون ممنون، آلفا یک ناینر
مرکز نیوآرک، اسکات آلفا یک ناینر، سطح پرواز سه چهار صفر
آلفا یک ناینر شناسایی شد
اطلاع داشته باشین یه ناوچه و زیردریایی روسی در مسیر کوباست
و در منطقه رزمایش دارن
ممنون از اطلاع، نیوآرک. آلفا یک ناینر
میدی! میدی!
هشدار، عوارض زمین
هشدار
داریم سقوط میکنیم!
بکش بالا
بکش بالا. بکش بالا. بکش بالا
در گزارش امنیتی سالانهاش، مدیرکل امآی۵، مادلین دِلِینی
که اینجا در واشینگتن دیده میشود
دربارهٔ ۶۴ مقام روس
که اخیراً از سفارتهای بریتانیا و آمریکا در اروپا اخراج شدند، صحبت کرد
او بیش از ۲۰ نفرشان را جاسوس خواند
این دور تازهٔ اخراجها تقریباً دقیقاً ۱۸ ماه پس از
سقوط ادعاییِ تصادفی نمونهٔ اولیهٔ هواپیمای ترابری جدید
سامسون دیـ۳۰۰ انجام میشود
که گفته شد با شلیک یه زیردریایی روسی در رزمایش اطلس شمالی سقوط کرد
کرملین هرگونه دخالت در این فاجعه را قاطعانه رد کرده
فاجعهای که دو نیروی هوایی رو کشت
ستوان پرواز پاتریک جانسون
و کمکخلبانش، افسر پرواز پل اِدنی
هرچند رسماً اعلام نشده اخراج از سفارتها
در واکنش به حادثهٔ دیـ۳۰۰ بوده
اما نشاندهندهٔ افزایش تنشها
بین بریتانیا و روسیه است
و در خبری مرتبط، پروژهٔ مشترک دیـ۳۰۰
میان ارتش بریتانیا و آمریکا
پس از تأخیرهای طولانی، این هفته سرانجام وارد خط تولید میشود
شنبهتون خوش. بررسی ارتباط با برودی
ارتباط خوبه، قربان
صبح بخیر، پیت
این فهرست تیم برگزاری داخلیه؟
بله. سوئیت لینکلن تقریباً آمادهست
و همین الان دارن تریبون رو میارن بالا
خوبه
پس برنامه اینه که مراسم از آتریوم شروع بشه
سفیر یه نطق کوتاه و جامبلندکردن داره
بعد همه رو برای غذا به سوئیت لینکلن میبریم
تحویل ویژهای برنامهریزی شده؟
فقط یکی
یه پیک همین الان با پرواز شبانه به هیترو رسیده
فقط یه چمدونه، قربان؟
درسته
من پیک دیپلماتیکم، تازه از واشینگتن رسیدم
محتویاتش رو نمیشه باز یا ایکسری کرد
بسیار خوب، آقای میلز
به بریتانیا خوش اومدین
ممنون
اسپرسوی سهگانه! دیوید!
ممنون
خدای من، چه وضعی
ببخشید رفیق. یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه
ـ چی میخوای؟ شکر؟ ـ آره
بیا
ممنون
مرسی
ضربه. یک، دو
یک، دو، هوک
خوبه. اون لگد رو بزن
عالی
ترکیب، دفاع. خارج شو. بوم بوم. هوک، آرنج
خوبه. بچرخونم. عالی
آپِرکات، هوکها، لگد. عالی
ناکاوت
اوف! تموم شد؟
نه
ـ باشه ـ دوباره بریم
هی، آبجی! تولدت مبارک!
ممنون
ـ عرق کردی! ـ جس، زود اومدی
آره، چون امروز مرخصی گرفتم که با تو باشم
ـ جدی؟ ـ اوهوم
از گزارشدادن دربارهٔ دنیای هیجانانگیز
جلسههای شورای محلی استراحت کردی
که با من وقت بگذرونی؟
اوه، خفه شو
و اگه خیلی کنجکاوی
دارم روی گزارشی دربارهٔ یه مهندس نیروی هوایی کار میکنم
که مقامات میگن خودکشی کرده
ولی جسدش هیچوقت پیدا نشده و همسرش به قتل شک داره
ـ واقعاً؟ ـ اوهوم
فقط یه مصاحبهٔ دیگه با همسرش دارم
و دیمین میگه یکشنبهٔ بعد چاپش میکنن
خیلی باحاله
ولی وقتی جسد پیدا نشده، از کجا میدونن خودکشی بوده؟
دقیقاً!
بچهها، گوش کنین. کوتاه میگم
حدود شش ساعت دیگه صد مهمان میرسن
میدونم یه بار کل ساختمون رو گشتیم
ولی ظهر یه بار دیگه و یک ساعت قبل مراسم هم بار سوم رو میخوام
فضاهای بدون استفاده قفل میشن
نمیخوایم مهمونها جاهایی بچرخن که نباید
پیت، تو یه تیم چهارنفره برای تأمین امنیت طبقهٔ هشتم
و حفاظت شخصی سفیر مدیریت میکنی ـ بله، قربان
گفتم برودی صدام کن
ولی میدونم بریتانیاییها عاشق عنوانن
باشه
این اولین مهمونی رسمی سفیره
پس میخوام دقیق طبق برنامه پیش بره
بدون اشتباه
فرصتیه نشون بدیم کارها رو چقدر خوب انجام میدیم
پس چشمهاتون باز و ارتباطتون برقرار باشه
شب بزرگیه. حرکت
ـ قربان ـ مأمور لوئیس
میدونم ارتقای بزرگیه. هفتهٔ اولت چطور بود؟
خوب، قربان
برای امشب استرس داری؟
فقط نمیخوام ناامیدتون کنم
توی آموزش کسی رو ناامید کردی؟
ـ نه ـ خوبه
فقط یادت باشه
اگه از پسش برنمیاومدی استخدامت نمیکردم
ممنون، قربان
حالت خوبه، رفیق؟
ـ خوبی، رفیق؟ ـ خوبی؟
خدای من
خوبین؟ یکی آمبولانس خبر کنه!
آمادهای؟
با همین لباس میای رستوران؟
این چه ایرادی داره؟
انگار داری میری سر کار
مامان و بابا واقعاً به خودشون رسیدن، آبجی
بابا کراوات مخصوصش رو زده
حتی از آقای سوئن خواسته برات جیدانبینگ درست کنه
فقط یه تولده، جس
اُف!
«فقط یه تولده». باشه
ـ داری چیکار میکنی؟ ـ بیا اینجا
حالا دستکم مناسب مراسم شدی
ـ بهتره؟ ـ اوهوم
سایمونه
نه، جواب نده
مجبورم. هنوز آنکالم
صبر کن، امروز مرخصی نگرفتی؟
جایگزین ندارم
سلام رئیس
تولدت مبارک
اوه، ممنون. فقط برای همین زنگ زدی؟
کاش. چقدر سریع میتونی خودت رو به ترمینال سه برسونی؟
هیترو؟
چرا؟
یه پیک دیپلماتیک به قتل رسیده
نه!
فوراً میام
ـ ممنون ـ خوش اومدین
صبح بخیر، روآن
صبح بخیر، مدیرکل
روث، مادلینم. قبل پرواز خواستم یه بررسی بکنم
صبح بخیر، خانم. گزارشهای عملیاتی رو گرفتین؟
گرفتم. توی راه برگشت میخونم
میدونی چرا وزیر دفاع پترسون اینجاست؟
جلسهٔ پنتاگون دربارهٔ مخارج مشترک نظامی داشته. دفترش زنگ نزد؟
نه
ظاهراً جلسهها طول کشیده، پس با پرواز شما برش میگردونن
عالی شد
آدم خوبیه، ولی لعنتی خیلی ازخودراضیه
ـ صورتجلسههام رو گرفتی؟ ـ بله
همهٔ نکات مهم برای جلسهٔ توجیهی دوشنبه
با نخستوزیر رو علامت زدم
میشه برام مرتبشون کنی؟
راستش، خانم، نخستوزیر خواسته زمانش عوض بشه
با سفیر آمریکا جلسهٔ اضطراری داره
تیلمن. پنج دقیقهست سفیر شده
و از همین حالا داره قدرتنمایی میکنه
ببینم چی اینقدر مهمه
چیز دیگهای هست که باید بررسی کنیم؟
فقط یه مورد، خانم
صبح امروز یه پیک دیپلماتیک آمریکا در هیترو کشته شده
میدونن کار کی بوده؟
منتظر گزارش تازهایم
باشه، در جریانم بذار
ولی تا وقتی آمریکاییها کمک نخواستن
دخالت نکنیم
بسیار خوب، خانم...
صبح بخیر، مادلین. ببخشید اینطوری خودم رو به پروازت تحمیل کردم
هواپیمای دولته، الکس
بههرحال ممنون
شوهرت... شوهرت چطوره؟
لئونارد؟
بله، لئونارد. حالش چطوره؟
اِم، تا جایی که انتظار میره خوبه
حیف شد
کوهنوردی سرگرمی خطرناکیه. مرد خوبی بود
هنوز هم هست
البته. منظورم همین بود. من...
هوم
مدیرکل دِلِینی، خوشحالیم دوباره در پرواز همراهمونین
No comments yet. Be the first to leave one.