To Your Eternity

To Your Eternity (不滅のあなたへ)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Fumetsu no Anata e S3 - 16
A Commentary by Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tags

webdl
Published on: 2026-02-01
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بعد از اینکه فوشی توی رنریل به خواب رفت چه اتفاقی افتاد ؟

بون همه چیز رو به فوشی گفت

لطفاً نمیرید و منو تنها نذارید

... حتی آخرش

... همگی خیلی

مهربون بودند

یه بلیط به تاکوناها

چرا یهویی ؟

از کجا آوردیش ؟

فوشی گوگو رو که به تاکوناها می رفت بدرقه کرد

پیوند دهنده

! خوبه ، خوبه

سال اولیها ، ورودتون به مدرسه رو تبریک میگیم

به دبستان میناموتو خوش اومدید

! سلام

! من مارچ هستم

! بیاید دوست بشیم

مارچ-چان ؟

اسم عجیبیه

! از آشناییتون خوشحالم ، من مارچ هستم

! بیاید دوست بشیم

اونی که روی سرته چیه ؟

! بذار ببینم

خوشگل نیست ؟

مامانم برام درستش کرده

نباید همچین چیزهایی رو بیاری مدرسه

مامانم اینو گفت

چرا ؟ تو هم که داری

برای من کش موست

برای تو وسیله ی تزئینیه

! تو هم وسیله تزئینی داری

من همیشه این روبانها رو داشتم ، حساب نیستند

! منم همیشه اینو روی سرم داشتم

همیشه چه مدته ؟

! برای 500 سال

پونصد سال ؟

! دروغگو

! دروغ نمیگم

! سنسه ، این مدرسه یه دروغگو داره

امیدوارم مشکلی برای مارچ-چان پیش نیاد

مشکلی براش پیش نمیاد

اون اجتماعیه و بون رو همراهش داره

آیکو ، ورودی سال اولیها اون طرفه

باشه پس بعداً می بینمتون

! تو هم با همکلاسیهات کنار بیا

باشه

سلام

! رئیس ! صبح بخیر

فوشی-کون ، شماها با میزوها-سان صمیمی اید ، مگه نه ؟

ما نمی تونیم اسم میزوها رو توی کلاس بندی جدید پیدا کنیم

اون به یه مدرسه ی دیگه منتقل شده

بخاطر کار پدرش بوده

! ما چیزی در موردش نشنیدیم

خوب ، خیلی ناگهانی بوده

هاننا-سان ، واقعاً نمی دونستی ؟

نه ، اصلاً خبر نداشتم

که اینطور

کش موت رو نبستی ، پس فکر کردم شاید اتفاقی افتاده

چه خبر ؟

بنظر میاد اونجا نیستند

شاید دیگه اسبابکشی کردند

نه ، فقط به خودشون زحمت ندادند جواب بدند

چرا نه ؟

من به خونه ی میزوها سر می زدم

اصلاً متوجه نشدم اسبابکشی بکنند

... خدا رو شکر ، اون یعنی

فردا تولد میزوها-سنپایه ، درسته ؟

! دلم می خواد دوباره لبخند زدن سنپای رو ببینم

! هر کاری میکنم تا اون اتفاق بیوفته

... آره

دلم می خواد بدونم چی باعث میشه لبخند بزنه

! خیلی خوب ، بخندید

خسته نباشی مارچ ! خوش گذشت ؟

اوه ، چی شده ؟

اتفاقی افتاده ؟

بون-سان

اوه ، میموری-کون

ببین مارچ ، میموری-اونه چانه

اون همه به مدرسه ی تو میره

مارچ ؟

اوه ، همونی که فوشی-سان در موردش حرف میزد

مامانش ؟

ها ؟ چیزی گفتی ؟

نه ، چی شده ؟

فکر کنم از مدرسه بیزار شده

پس درست مثل من

اوه ، فوشی

مارچ چیکار داره میکنه ؟

داره با میموری-کون توپ گلی درست میکنه

چیزی شده ، فوشی ؟

گوگو یه پیام برام فرستاد

دلش می خواد با لباس مدرسه ببیندش

چه به موقع

تا همین الان داشت گریه می کرد

گریه می کرد ؟

بنظر میاد از مدرسه خوشش نمیاد

تازه شروع کرده به خندیدن

چطور ؟

چطور ؟

! یه کمی آب آوردم

اوه ، درسته

جوتسوی جلب توجه

چیزی که میموری توی غیبتش بجا گذاشت

چیزی که یه نفر رو به یه نفر دیگه مرتبط بکنه

چیزی که حتی بعد از یه مدت طولانی بهشون برسه

چیزی که لبخند به لبشون بیاره

فردا تولد میزوها-سنپایه ، درسته ؟

شاید باید یه هدیه بهش بدم

تولدم مبارک

تولدم مبارک

تولدت مبارک میزوها

... میزوها

باید یه سوابقی از میزوها توی کامپیوتر ایزومی-سان باشه

پس پرینت می گیریمشون و به عنوان هدیه بهش میدیم

! فکر عالی ایه ، فوشی

... رمزش

0406

خودشه

دلم می خواد حداقل حقیقت رو بدونه

اینکه تنها چیزی که مادرش می خواست این بود که اون بدونه

اون لحظه ها رو ثبت کرده تا خودش و میزوها فراموششون نکنند

همینطوره

خوب دیگه تموم شد

همشون چسبونده شدن

چیکار دارید می کنید ؟

داشتیم یه هدیه ی تولد برای میزوها-سنپای درست می کردیم

یه آلبوم مخصوص

دلم می خواد خوشگلترش بکنم

دیروز کلی استیکر خریدم

عالی بنظر میرسه

خیلی خوب

!چرا از اونجا اومدی بیرون ؟

اون تو چیکار می کردی ؟

هیچی

شماها ناراحت بنظر می رسید

چی شده ؟

اوه ، الان داشتیم اتفاقاتی که افتاده و این جور چیزها رو براشون تعریف می کردیم

داشتیم بحث می کردیم که در مورد ناپدید شدن میزوها کاری بکنیم یا نه

اما نمی دونیم چیکار کنیم

هاننا ، فکر نمی کنم لازم باشه بذاری این موضوع اذیتت بکنه

اما یه اتفاقی بین تو و میزوها افتاده ، درسته ؟

شاید کاری که داره میکنه از جایی که هست مهمتره

پس تو می دونی ، فوشی-کون ؟

می دونی میزوها الان داره چیکار میکنه ؟

نه

اگه حداقل بتونیم کاری کنیم که ببینه آدمهایی ... اطرافش داره که بهش اهمیت میدند

مطمئن نیستم حتی اگه ببینیمش درباره ی چی باهاش حرف بزنیم

احساس میکنم اگه خرابش کنیم شاید کامل از دستش بدیم

بیاید ساده تر فکر کنیم

رئیس هاننا ، دلت می خواد دوباره میزوها-سنپای رو ببینی ؟

دلم می خواد

دلم می خواد

شاید امروز هم بیرون نیاد ، اما بیاید به هرحال یه سری به خونه اش بزنیم

آره

براش یه هدیه ی تولد هم درست کردم

شما بودید که اینو توی صندوق پستی من انداختید ، مگه نه ؟

شما پدرش هستید ؟

! اون یه هدیه ی تولد برای میزوها-سنپایه

ببخشید ، اما مطمئنم اینو رد میکنه

دخترم دیگه اون موضوع رو پشت سر گذاشته گذشته اش برنمی گرده

اصلاً قصد برگشتن ندارم

به کجا اسبابکشی می کنید ؟

به جایی که شما هیچوقت نتونید بیاید

فردا با دخترم میرم

یه جایی اونقدر دور که دیگه نتونید دوست بازی بکنید

امیدوارم درک کنید

بنظر نمیاد رفتن هیچ فایده ای داشته باشه

واقعاً به خودش زحمت داده اینو بهمون تحویل بده

مهربونه

آره

یه چیزی رو انداختی

فکر می کردم همه رو خوب چسبوندیم

ها ؟

این عکس رو یادت میاد ؟

خانواده ی عزیز من

من ؟

فکر میکنم باید برم خونه ی میزوها

دیگه نمیشه وضعیت رو عوض کرد ، توی این وضعیت فقط دردسر درست می کنیم

! درسته

! هنوز به میزوها-سنپای اعتراف نکردم

! باید اون کار رو بکنم

! که یعنی منم همراهت میام

! این آخرین شانس منه

... باید

! باید بهش بگی ، آئوکی-کون

مگه نه ؟

! بیا این کار رو بکنیم ، معاون

ما تشویقت می کنیم

! بیاید بریم

! آره

مهمون امروز ما

هاروماکی-سان متخصص علف چینی رنریل از موسسه ی هلوی خوشمزه هستند

ممنون

بون-سان باز توی تلویزیونه

این پخش زنده است

! مشهوره

بابابزرگ ، می تونی به بون-سان بگی از زیر کارش توی مدرسه فرار نکنه ؟

مدیر عصبانیه

آه

من رفتم

More Farsi Persian subtitles for To Your Eternity

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left