The first 200 lines.
.ما داريم يه سمتِ شهرِ "ابسولوشن" ميريم
مي دوني چقدر به سمتِ غرب اومديم؟
.شايد لالِ
دليلي وجود داره که به سؤالم جواب نميدي؟
،نگاه کن بابا .يه آهن دوره مُچش بسته ست
.بهش تير خورده
.مي تونه از اون فراري هاي تحت تعقيب باشه .ممکنه يه پولي ازش کاسب شيم
.ممکنه
.امروز روز خوش شانسيت نيست، غريبه
.برگرد و راه بيوفت
!بهت گفتم، برگرد و راه بيوفت
«گــاوچــرون ها و بيـــگانان»
!گمشو
!هي! همين جا بمون. وايسا
کسي اينجاست؟
.دست هات رو به آسمون، رفيق
.آروم باش
.خيلي خب، حالا به آرومي برگرد
.بهم تير خورده
...دو دسته هستن که معمولاً بهشون تير مي خوره
.مجرمان و قربانيان
حالا تو جزو کدوم دسته اي؟
.نمي دونم
اسمي هم داري، رفيق؟
.اينو هم نمي دونم
خب پس چي مي دوني؟
!اينکه انگليسي بلدم
.بشين اينجا. همين جا
اينجا مالِ توئه؟
.6روزِ هفته، آره
.روزِ هفتم متعلقِ به قادرِ متعالِ
از کجا به اينجا اومدي، پسرم؟
.غرب
غرب؟
!خب، اون محدوده بزرگي ميشه؛ غرب
،همه کسايي که توي غرب ـن مثلِ تو پُر حرفن؟
.شروع بکنيم
.بيا اينجا توي روشنايي، پسرم
،يه قُلپ از اون ويسکي بزن
.بعدش راحت اينجا دراز بکش
.خب، يه زخمِ عجيب غريبي اينجا داري
.بيشتر شبيه زخمِ چاقوئه
.اين ممکنه يکمي بسوزونتت
اين يه شهرِ معدنيه؟
...آره ...خب، اين يه تصوّر بود
...مردم هم براي همين اومدن
!ولي از طلا خبري نبود
.سعي کن خودتت رو ثابت نگه داري
.اينم از اين
.اثري از تير خوردن نيست
اين زخم کجا بوجود اومد؟ - .نمي دونم -
من هم نمي تونم تو رو به درستي ...از گناهانت پاک کنم
اگر اونا رو بخاطر نياري، درسته؟
همونجور که گفتن "مردان خوبي رو ديديم "که کارهاي بدي انجام دادن
"و مردان بدي که کارهاي خوبي رو انجام دادن"
...و درنهايت اينکه بهشت بري يا جهنم
،تقدير خداوند نيست .بلکه در اختيار خودته
.فقط بايد بخاطر بياري که اون چي بوده
.خيلي خب، انگشتت رو بذار اينجا
.تموم شد
.آره
.ممنونم
.کارم به عنوان يه کشيشِ محلي بد نبود
!بازم اين پسرِ احمقِ "دالرهايد" اومده
!هي، هي، هي، چيکار داري مي کني؟
!چيکار مي کني "پرسي"؟ آدم اون بالا هستش - !هيچکس اون بالا نيست. عيبي نداره -
خيلي هم ايراد داره. همين که ميان .مشروب مجاني مي خورن به اندازه کافي بده
حالا هم بايد به سمتِ اينجا تيراندازي کنه؟
چي داشتي مي گفتي، دُکي؟ - ...هيچ مشکلي بوجود نيومده -
.همه چي مرتبه - .لطفاً، برگرد برو داخل -
ميشه خفه شين؟
،ميخوام بشنوم چي گفتي کارم به اندازه کافي بده" چي چي؟"
شما بابتِ کار و کاسبيِ ما، نمک نشناسين؟
،چون اگه بخاطرِ گله گاوِ پدرم نبود ...!هيچ پولي وارد اين شهر نميشد
!هيچ گوشتي روي ميزهاي شما نبود !و درِ خونه همهتون تخته شده بود
پرسي" خودت مي دوني که" .قصد هيچ اهانتي به پدرت رو نداشتم
،البته که اينجوري نبوده .ولي ازم خواستي که بهت پول بدم
.بيا اينجا. بذار قضيه رو روشن کنيم
.بيا اينجا
.هي پسر، من اصلاً دنبالِ دردسر نيستم ...من فقط سعي کردم
...قبل از اينکه کسي پاش بره روش
.بهتره عينکت رو برداري، دُکي
ها؟
!بس کن
!پولِ اون رسيدِ کوفتي رو با خودم
!خيلي خب، پسر .گفتش که قصدِ هيچ بياحترامي رو نداشت
همه مون فقط سعي داريم .به زندگيمون برسيم. بسه ديگه
ميدوني چيه، کشيش؟ .الان يه ايدهاي بهم دادي
،مي دونم امروز يکشنبه نيست، مردم
ولي چطوره يه پولي براي اين مردِ فقيرمون جمعآوري کنيم؟
ها؟
حالا، کي پول داره؟
.زود باشين. بريزيد توي کلاه
.خيلي سپاسگزارم
الانم، متأسفم که بختِ بدِ دُکي
.بايد سرِ شما، مردم خوب تلافي بشه .بريزيد توي کلاه
.اين مسيحي بودن واقعي شما رو نشون ميده
.هي
.تو هم همينطور
قبل از اينکه آسيب ببيني !مراقب نشونه گرفتنِ اون تفنگت باش
...گوش کن
ميخوام يه شانسي بهت بدم ...و شک و شبههها رو از بين ببرم، چون
.شايد ندوني که من کي هستم
!ولم کن
!هي، تو
!بهت اخطار ميکنم
حالت خوبه؟
اون از کدوم گوري پيداش شد؟
اينجا چه خبره؟
.اين يه حادثه بود
!يهو اونجا سبز شد
.و اون يارو هم برام کمين کرده بود .سعي کرد منو مثلِ احمقها نشون بده
.تقصيرِ من نبود، کلانتر
!"لعنت بهت، "پرسي
.اين دفعه از حدّ خودت عبور کردي .مجبورم زندانيت کنم
"تگرت"
.ميدوني که اين فکرِ خوبي نيست
"خب، متأسفم، چاره ديگهاي ندارم، "نَت
نت"؟"
!نت"، اي حرومزاده" کجا داري ميري؟
.نگران نباش
.به پدرت ميگم که امروز چه اتفاقي افتاده
.ميکي"، دوباره قهوه رو سوزوندي"
،"آره. مي دوني چيه، "اد .دفعه بعد ميذارم تو قهوه درست کني
.باشه، خيليخب
چرا تو داري سرِ خوردنِ اون ويسکيِ آشغال زيادهروي ميکني، "مورفي"؟
آقاي "دالرهايد" خوشش نمياد .که سرِ کار مشروب بخوريم
آقاي "دالرهايد" خوشش نمياد سرِ کار مشروب بخوريم؟
به تخمم که جناب سرهنگ "دالرهايدِ" بزرگ !از چي خوشش نمياد
برام مهم هم نيست که !جونِ چندتا سرخپوست رو گرفته
مطمئن شو، وقتي که رئيس اين دور و ورا نيست !اين هارت و پورت هات رو بکني
!اگر اينجا بود، توي روش هم ميگفتم
"سرهنگ "دالرهايد
.يه چيزي رو بهتون ميگم، بچه ها
.پول شما رو ضعيف ميکنه
پس اون دليجان کدوم گوريه؟
دليجان؟ کدوم دليجان؟
"تو به معاونِ کلانتر تيراندازي کردي، "پرسي
.کلانترِ ايالتي، تو رو به "سانتافه" ميبره
کلانترِ ايالتي؟
کلانتر، عقلت رو از دست دادي؟
.پدرم الان توي راهِ اينجاست
بهتره قبل از اينکه اوضاع از کنترلت .خارج بشه، منو آزاد کني
!کلانتر، اون يه حادثه بود
!من که "جسي جيمز" نيستم
!حرومزاده
!کلانتر
هي، بازم ويسکي مياري؟
ميشه اون رو به حساب "پرسي" بزني؟
.پنجاه سنت
باهات شوخي کردم، دُکي
هي. چرا اينجا اصلاً صابون نيست؟
چرا ظرفهاي کثيف رو اينجا گذاشتي؟
.دوست دارم اينجا باشن
...من مي تونم کارها رو انجام بدم، اگه تو
چرا استراحت نميکني؟
.من به استراحت احتياج ندارم
.مشتري دارم
.هيچکس توي اين شهر بهم احترام نميذاره
اين حقيقت نداره، ميفهمي؟
اينجوري نيست... من فقط نميخواستم .که بهت تيراندازي کنن، فقط همين
ميخواي از اينجا بريم؟
.نه. اينجا رؤياي تو بوده .من همه جا دنبالت ميام
.فکر کردم که رؤياي جفتمون بوده
!لعنت بهش
هي "چارلي"، چرا يه چيزِ شادتر نمي زني؟
!انگار اينجا يه مراسمِ ختم داريم
اصلاً چرا تو با من موندي؟
چرا... چرا نميري با يه نفر باشي که بتونه ازت محافظت کنه؟
.من حتي نميتونم از خودم محافظت کنم
هي، لازم نيست چيزي رو اثبات کني، باشه؟
باشه؟ .من دوسِت دارم
.من که بچه نيستم
.ويسکي
.بخاطر کاري که انجام دادي، مهموني
.من فقط براي نوشيدني اينجا اومدم
شما رو ميشناسم؟
.نه
.اسمِ من "الا" ست
اين دستبند رو از کجا آوردي؟
چيزي هست که در موردِ من ميدوني، خانم؟
تو هيچي يادت نمياد، درسته؟
چي ميخواي؟
.مي دونم که دنبالِ چيزي هستي
.درست مثلِ خودم
.خب، موفق باشي
.برو کنار
"جيک لونرگن"
،ممکنه تا دفترِ کلانتر همراهم بياي
تا بتونيم يه صحبتِ کوچيکي باهم داشته باشيم؟
.فکر کنم که طرفت رو اشتباه گرفتي
خب، در هر صورت، بازم .ازت ميخوام که همراهمون بياي
.اگر جاي تو بودم، اونکارو نميکردم
!نــــه
.من دنبالِ دردسر نيستم
!ساعتِ خواب
.الان ديگه توي دردسر افتادي
.قراره سوزونده بشي
.بابام داره مياد دنبالم
اون توي جنگ ياد گرفته که چطور !يه آدم رو درست حسابي و به آرومي بُکشه
No comments yet. Be the first to leave one.