Rawhide

Rawhide

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rawhide 1951 720p BluRay DD1 0 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Rawhide 1951 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-03-18
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بله قربان. همینه. پست "اورلند"

از سان‌فرانسیسکو تا سنت لوئیس در ۲۵ روز

مایل در ۲۵ شب و ۲۵ روز ۲۷۰۰

البته اگه هوا و سرخ‌پوست‌ها راه بیان

اگه راه نمی‌اومدن، خیلی دورتر و طولانی‌تر می‌شد

مردم می‌گفتن غیرممکنه

بهش می‌خندیدن و صداش می‌کردن "پست الاغی"

اما وقتی نامه‌ها، مسافرها و طلاها

شب و روز از کالیفرنیا سرازیر شدن

کل کشور شستش خبردار شد و به خودش اومد

از سان‌فرانسیسکو تا سنت لوئیس

کوتاه‌ترین، سریع‌ترین و کمرشکن‌ترین سواری‌ای که می‌تونستی با ۲۰۰ دلار طلا بخری

با غذای مجانی

بله قربان. همینه

پست الاغی

این ایستگاه تعویض اسب در گردنه "راوهاید"ـه

یکی از چندین ایستگاهی که در طول مسیر ۲۷۰۰ مایلی قطار شده بودن

اینجا، موقعی که یه دسته قاطر تازه‌نفس رو به کالسکه می‌بستن

سورچی و مسافرها می‌تونستن خودشون رو بشورن و یه چیزی بخورن

و برن سراغ ایستگاه بعدی که مایل‌ها اون‌طرف‌تر بود

لعنتی تام. برای منم همچین گل و بلبل نبوده

من فقط دارم دستمزد یه قاطرچی رو می‌گیرم

و این شامل پاداش برای یاد دادن کار به تو نمی‌شه

من بابای پیرت رو ۴۰ ساله که می‌شناسم

هیچ‌چیزی واسش اون‌قدرها سخت نبود

واسه همینه که وقتی شلاق می‌زنه، آدم و قاطر گوش به فرمانش می‌شن

آخه اگه کسی می‌خواست اون‌طوری که من با تو حرف می‌زنم با اون حرف بزنه

با هر دو تا مشتش می‌کوبید تو صورتش

خب، نمی‌تونی حتی جواب بدی؟

هی

مشکل تو اینه که اصلاً گوش نمی‌دی

من اینجا پنج شش ماهه دارم سعی می‌کنم کار رو یادت بدم

و تو هنوز داری ریش می‌زنی و حموم می‌کنی

خب، تعجبی نداره که اون قاطرها زیاد باهات حال نمی‌کنن

ببین اینجا رو. بابات درباره من چی فکر می‌کنه

اگه تو رو همون‌جوری سوسول بفرستم برگردی که روز اول اومده بودی؟

ای بابا لعنتی! نمی‌تونی یه چیزی بگی؟

آره سام. صدای شیپور می‌آد

مشکل همینه. منو اون‌قدر عصبی می‌کنی که حتی نمی‌تونم به کارم برسم

دوباره امتحانشون کن، بیلی

حالا همون‌جوری که یادت دادم انجامش بده. بعد بیا بیرون و توی کار قاطرها کمکم کن

هو، هو. هو

هایا! هایا

هایا

برو! هایا

هایا! هو

وایسا! سلام

تام، هنوز توی این مرکز تمدن گیر کردی؟

دیگه زیاد نمی‌مونم، آقای اسکات. بالاخره مرخصی‌م رو گرفتم

پس داری برمی‌گردی شرق، نه؟ بله قربان

کی؟ یه هفته دیگه

این بچه هنوز نصف کار رو هم یاد نگرفته

اسم بچه چیه، خانم هولت؟

کَلی. کَلی؟ تا حالا این اسم رو نشنیده بودم

مخفف کالیفرنیاست، سام. اونجا به دنیا اومده، مگه نه؟

پلسرویل. توی اردوگاه معدن؟

درسته. طفلکی کوچولو

سخته. کلاً به دنیا اومدن تو هر جایی سخته

یه کم دیگه قهوه میل دارید، خانم هولت؟

نه، ممنون. و لطفاً دیگه بهم نگید خانم هولت. من "دوشیزه" هستم

دوشیزه هولت؟ بله

آقای اسلید، یه کم دیگه قهوه می‌خورید؟

قهوه؟ این زهرماری مزه ذرت سوخته‌ای رو می‌ده که توی آب جوب جوشونده باشن

خب، ممکنه. ما اینجا هتل لوکس راه ننداختیم

حتی با یه قلپ ویسکی هم نمی‌شه دادش پایین

اونجایی که ازش اومدی، شرط می‌بندم از خدات بود از توی جوی آب بخوری

ولی اونجا ۲۰۰ دلار طلا پاش نمی‌دادم

این قیمت بلیط کالسکه است، آقای اسلید

شرکت غذا رو مجانی می‌ده. به این می‌گی غذا؟

انگار این پسرِ قاطرچی ازش خوشش اومده

پسر قاطرچی خوشش نیومده. ولی یا باید خورد یا از گشنگی مرد، واسه همین منم می‌خورم

فقط صبر کن برگردم میزوری

می‌رم سراغ اون یارو و حسابی از خجالتش درمی‌ام

هر کسی که این شرکت رو اداره می‌کنه

انگار واسه جِی.سیِ پیر دردسر درست شده

جِی.سی از پس هر دردسری که سر راهش بیاد برمی‌آد

جِی.سی کیه؟ جِی.سی اوونز

بابای اونه، ناظر بخش شرقیه

آدرسش توی سنت جو رو بهت می‌دم، به شرطی که چند تا شکایت هم از طرف من بهش بکنی

هایا! خب، توی سنت جو می‌بینمت، آقای اسکات

هایا

وایسا

تازه از غرب رسیدی؟ نیم ساعت پیش

تصادفی چهار تا مرد رو توی راه ندیدی؟ نه

دنبال کی می‌گردی ستوان؟ یه یارویی به اسم زیمرمن

رِیف زیمرمن؟

آره. فکر می‌کردم توی زندان هانتسویل حبس باشه

درست یه روز قبل از اینکه قرار بود اعدام بشه، فرار کرد

خودش و سه نفر دیگه

تو اونا رو ندیدی، نه تاد؟ نه، اصلاً هم دلم نمی‌خواد ببینمشون

فکر می‌کنی زدن به مرز مکزیک؟

نه، اونا دنبال طلا هستن. خیلی زیاد

این موضوع رو توی "لا مسیلا" فهمیدیم، همون‌جایی که راه کالسکه جانی مدن رو بستن

خب، جانی همین دیروز از اینجا رد شد. درسته

خسارت زیادی زدن؟ خیلی. جانی مدن رو کشتن

جانی مدن کشته شد؟ جانی؟

آره. ما اینجاییم تا اسکورتتون کنیم

تا خودِ لا مسیلا، اگه آماده حرکت هستید

من که آماده‌ام، ولی مسئولیت دارم: مسافرهام

دوشیزه هولت، شما و کلیِ کوچولو باید اینجا بمونید. چرا؟

قانون شرکته. همین‌طوره خانم

قانون شرکت به درک. من کرایه‌م رو دادم. تمام پولی بود که با بدبختی جمع کرده بودم. نمی‌مونم

متأسفم. قانون شرکته که جون بچه‌ها رو به خطر نندازیم

اگه اصرار داری بری، نمی‌تونم جلوت رو بگیرم

ولی باید بچه رو بذاری اینجا بمونه

این مسئولیتیه که اجازه ندارم قبولش کنم

کَلی رو بذارم بمونه؟ چرند نگو

این دیگه با خودتونه خانم

هی تو، وسایلش رو بردار

هیچ غلطی نمی‌کنه. من اینجا نمی‌مونم. برو دیگه، عجله کن

متأسفانه باید بمونید خانم. قوانین شرکته

به این وسایل دست نزن

دست از سر من و وسایلم بردار

من با این کالسکه می‌رم و بچه هم با من می‌آد

تام، جلوش رو بگیر. جرئت داری جلوت رو بگیر

گفتم جلوش رو بگیر تام! چطوری؟

خب بگیرش دیگه لعنتی. بگیرش. ولم کن

دستت رو از من بکش! من باید برم سنت لوئیس

ولم کن! باید سوار اون کالسکه بشم. زود باش، بجنب

دستت رو بردار! ولم کن

احمق! باعث می‌شی کارم رو از دست بدم

عجله کن گیل! راهشون بنداز! ولم کن

امیدوارم از کاری که کردی راضی باشی

ببخشید که دستتون رو درد آوردم. ممنون که نشکوندینش

از دست من عصبانی نباشید خانم. من اینجا فقط یه کارگر ساده‌ام

خانم فقط یه روز عقب می‌افتید. فردا با کالسکه می‌رید

تام، تو وسایلش رو ببر تو، منم حواسم به قاطرها هست

آروم‌تر. اینا کل دار و ندارمه

داری چیکار می‌کنی؟ من این اتاق رو می‌گیرم

شرمنده، این اتاق منه. امشب دیگه نیست

از چی می‌ترسی؟ کایوت‌ها؟

آره. از اون نوعی که چکمه پاشونه

یه لحظه صبر کن

این دور و بر جایی هست که بتونم حموم کنم؟

آره، اون پارچ پره. گفتم حموم

بیخیال

اونو می‌بینی؟

اون چیه؟

همون چیزی که سام داره توش آب پمپ می‌کنه

اون آخور اسبه

خب، فقط صابون نزن. حیوونا خوششون نمی‌آد

تو اونجا حموم می‌کنی؟

نه. مگه تو هیچ‌وقت حموم نمی‌کنی؟

هر از گاهی اون پشت توی دره، یه چشمه آب‌گرم هست

این شد یه چیزی. اشکالی نداره اینو قرض بگیرم؟

خب، به نظر می‌آد که قبلاً گرفتیش

مطمئنی بلدی باهاش کار کنی؟

این‌ور و اون‌ور دیدم. بیا بگیر

اگه این‌طوره، بهتره اینم با خودت ببری

حوله و صابونم رو هم توی اتاقم پیدا می‌کنی

حموم خوبی داشته باشی

کجا داره می‌ره؟ اون پشت، توی دره

داره کاری رو می‌کنه که تو هم باید هر از گاهی انجام بدی: حموم کردن

بیرون رو خشک نگه دار و تو رو خیس. این کاریه که یه مرد توی این مملکت انجام می‌ده

اون چی بود؟ چیزی شنیدی؟

نه، چیزی نمی‌شنوم. تفنگت کجاست؟

کجا می‌خوای باشه؟ اون بردش

پِست

حالا اون کی-کی می‌تونه باشه؟

می‌خوای چیکار کنی؟ نشونه بگیر روش تا بفهمی کیه

تو مسئول ایستگاهی؟ نه، من فقط اینجا کار می‌کنم

رئیس کجاست؟

اوه، همین دور و براست

فقط شما دو نفر اینجا کار می‌کنید؟

لابد داری فکر می‌کنی من کی هستم، نه؟

خب، اینجا غریبه زیاد رد نمی‌شه

منم داشتم به تو فکر می‌کردم

ولی فکر کنم آدم درستی باشی

معاون کلانتر، مایلز، از هانتسویل

اوه. اسم منم اوونزه

اشکالی نداره سام. می‌تونی بیای بیرون

شنیدم یکی از بهترین دوستام، جانی مدن رو کشتن

درسته. اون زیمرمن رو باید مثل یه سگ هار تیربارون کرد

شکی توش نیست

سربازها گفتن دنبال طلاست

همون‌جا وایسا، تاد

دست‌ها بالا

برو کنار اون دیوار

بالاتر

روت به دیوار باشه

حالا همون‌جوری بمون

چطوری کلانتر زیمرمن؟ - حواست بهشون باشه

حتماً، زیم

رئیس همه‌شون همینان؟ فقط همین دو تا؟ - دقیق نمی‌دونم

ایول، همون‌طور که زیم گفت گرفت. می‌تونستیم تخت گاز بیایم تو

یانسی، یه نگاهی به بیرون بنداز. حتماً

بیا. اینو بگیر. رئیس، فکر می‌کنی به اسلحه احتیاج پیدا کنم؟

بگیرش. اسب‌ها رو ببر توی آغل و زین‌ها رو قایم کن. حتماً

یه گشتی بزن ببین اسلحه پیدا می‌کنی

گراتز. بله زیم؟

خیلی خب تاد، اوونز، برگردید

گوش کن زیمرمن. من حرف می‌زنم

باید یه چیزی بگم

حالا جواب می‌خوام، اونم جواب درست

کالسکه بعدی کی می‌رسه اینجا؟

اونی که از شرق می‌آد. چه ساعتی؟

امشب. چه ساعتی؟

حدود غروب آفتاب

کالسکه بعدی از غرب چی؟

اون فرداست. چه ساعتی؟

More Farsi Persian subtitles for Rawhide

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left