The first 200 lines.
آنچه گذشت...
مالی رو پیدا کردن
یکی بهش شلیک کرده
- نتیجهی اعمال و این حرفا - تبریک میگم
تو اولین دریافتکنندهی
بورسیهی بردی بردلی هستی
قبول کردی باهاش ارتباطی نداشته باشی
من پدرشم
نزدیک پسرم نشو
هردفعه که شوهرت ندید
چی باعث خاص بودنت میشه اینو بدون که یکی میبینه
چرا آدمایی مثل گری همیشه فکر میکنن
میتونن از این کارا قسر در برن؟
شاید نباید قسر در برن
همین امشب وسایلت رو از دفترت
و خونهی دخترم جمع کن
پسرت سگ منو کشت
ما برای اونا کار میکنیم، آلیس
باورم نمیشه داریم جنازه دفن میکنیم
باغ چی؟
مجبوریم خاکبرداری کنیم
چقدر؟
همهشو
قرار بود نگهش داری!
خب چرا نسوزونیمش؟
چون هنوزم میتونن ردیابیش کنن!
وایسا ببینم. گوشی کجاست؟
و بردی کجاست؟
اگر واقعاً تو فکری
یه پیغام بذارم بذاری قطع کن و پیامک بده، اسکل
نه
خیلیخب. بهش پیامک بده
- الان فرستادم - دوباره بفرست
بهش بگو خستهست
- فکرش درست کار نمیکنه - آره
فقط گوشی رو برگردونه
اگر هر کار احمقانهای انجام بده
همهچی رو از دست میدیم
بچهها، بچهها نمیتونم اونقدر سریع تایپ کنم
کجا داره میره؟
که خودشو نجات بده
خیلیخب
چهار تا ساندویچ کنی مخصوص حسابی براتون چیلی ریختیم
دیگه فقط سه تا میخوایم
عه، باشه. آره
تمام چیلی رو از روش جمع میکنم
هاتداگه رو خام میکنم و دوباره میاندازمش روی قفسه
جوری که انگار فروشگاه والمارتیم
میدونی چیه؟ خودم... خودم میخورمش
بردی عمراً همچین کاری نمیکنه
صددرصد حاضره ما رو لو بده تا بتونه معامله کنه
تو اصلاً تا الان بهش فرصتی ندادی
باور کن. همچین آدمایی رو خوب میشناسم
خیلیخب، شرمندهها
ولی مگه برگشتیم دبیرستان؟
آره، ولی قراره خانم تشویقگرمون
- عضو گروه موسیقی رو بفرسته زندان - خیلیخب
تمام آدمای پولدار نمیخوان زیر پات رو خالی کنن، آلیس
اون قطعاً میتونه
وکیل بهتری نسبت به من بگیره
تو کلاً 5 ثانیهست میشناسیش
آره! دقیقاً!
بهش بگو دیوونه شده
اونه که دیوونه شده، مگه نه؟
شب سختی داشتی؟
من و دوستهام کمابیش یکی رو به قتل رسوندیم
کی؟
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
سلام، خانم بردلی « زمان حال »
بازم منم، فورد
واقعاً نیاز دارم باهات صحبت کنم
پیام خصوصی هم فرستادم، ولی نمیدونم بلدی چطور باهاش کار کنی یا نه
البته توهین نباشه
بنظر بدجوری تو نخته
دبیرستانیه
در مورد یه بورسیهست
نمیخوام بیشتر از این بدونم
من مشاورشم
فقط خودتو تو دردسر ننداز
اینا مال منه
اگر تو نبودی چیکار میکردم؟
غرق در کثافت زندگی میکردی
هر باغی مهمانهای ناخونده داره
حلزونهایی که روی برگها جا خوش میکنن...
ذره ذره تمام چیزهایی که برات اهمیت داره رو میخورن
عه
سلام رفیق
همهچی مرتبه؟
یه لحظه فرصت داری؟
آره
بیا تو
کنههای تارعنکبوتی از اونم بدترن...
چون هرچقدرم تلاش کنی
کنترل کردنشون غیرممکنه
اومدم دنبال مالی
نژادش؟
مُرده
همم
با گلدون یادبود میشه 96.82 دلار
میشه بدون گلدون بگیرمش؟
نمیدونم دکتر توی تصویر سهبعدی چی میبینه
چون به نظر من که شبیه آدمیزاد نیست
دختر من شبیه یکی از فسیلهای پمپی بود
خب، الان یه پا ملکهی زیبایی شده
پس شاید نشونهی خوبیه
خب، آلیس قراره کی فسیل تو رو بهت بده؟
اوه
ایکاش میدونستم
میدونی چیه؟ بالشت گوهای خودمو بهش قرض میدم
چی هست؟
لگن رو میاره بالا
تا منی بتونه به دهانهی رحم برسه
ایش
فقط میگم
اگر سریعتر دست به کار نشن
وقتی بچهدار شدن پیرتر از اونیه که بتونه از بچه نگهداری کنه
شتهها مثل طاعون میمونن
تا وقتی متوجهشون بشی، دیگه آلوده شدی
پس اگر تو و مامان جفتتون موهاتون قهوهایه
چرا مال من قرمزه؟
چون موهای بابابزرگ "پت" قرمز بود
ژنش از من به تو رسیده
این یعنی ممکنه مثل مامانبزرگ دائمالخمر بشم؟
عه
اینو ننویسیا
ولی خصلته
مامانت در مورد خانوادهی من دیگه چیا بهت گفته؟
عمه سالی هرموقع به خورشید نگاه میکنه عطسهش میگیره
اون... اون اسمش حساسیت به نوره
چون روانپریشه اینطوری شده؟
ولی ترسناکترین مهاجمها
اونایی که بیشتر از همه صدمه میزنن
ظاهراً همیشه شبها سروکلهشون پیدا میشه
منم آلت به دست
جلوی پدر خانمم وایساده بودم
و تا به خودم اومدم دیدم دارم توی ماشینم میخوابم...
یا خدا
و بابت شغل کفشفروشی التماس میکنم
خب، با یه زن دیگه خوابیدی دیگه
همیشه تقصیر مردهاست، ها؟
زنه رو میشناسیم؟
یه سلیطهی بیاهمیته
خب میخوای چیکار کنی؟
کاری میکنم از کارش پشیمون بشه
چطوری؟
این دیگه چه کوفتیه؟
دارم کیو گول میزنم؟
من یه مشاور املاک برندهی جایزهم
نه یه قاتل
چیزی نیست رفیق
خب...
همهچی درست میشه
هرچی لازم داشته باشی رو چشم میذاریم
مگه نه عزیزم؟
توی خونهی استخریتون زندگی میکنه؟
بچهها مدام بهش میگن عمو گری
کی بهشون گفته اینکارو بکنن؟
عمو گری
اون بیشرف با زجر دادنت کیف میکنه
باید چیکار کنم؟
بقیهی زیرخوابهاش خونهی استخری ندارن؟
تو بیشتر از این حرفا بودی
ممنون
همهجا پر از پیربهاره
دارن میرن سمت لالههام
گل آهارها رو هم که نابود کردن
خیلیخب، از ریشه درشون میاریم
مثل موی چونه میمونن
یکی رو دربیاری دو تا دیگه جاشو میگیرن
خب، هنوز چند وقتی تا مسابقات مونده
- یه فکری براش میکنیم - نمیخوام کاری کنم وحشت کنی
ولی بهشدت سمی هم هستن
خیلیخب. مایع ظرفشویی چی؟
آره، فصل قبل روی پنجه کلاغی جواب داد
دانا!
خیلیخب. زود باش برو کروگر
هرچی پالمولیو دارن بخر بیا
خیلیخب سلیطهها آمادهی جمع کردن برگهام
چیه؟
نمیدونستم لباس کار با شلوارک هم درست میکنن
پارسال برای هالووین لباس "باغبون هرزه" پوشیدم
از این سنگ تموم گذاشتنت راضیم
ممنون
خدا رو چه دیدین؟
شاید تمام این قضایا باعث شد آدم بهتری بشم
همهجا خون ریخته بود
گمونم وقتی بدن کسی اون همه سوراخ میشه
همهش... میریزه بیرون
چند تا سوراخ؟
نمیدونم
بیش از حد زیاد بود!
خیلی وحشت کرده بودیم
همهچی بهسرعت از کنترل خارج شد
فندک میخوای؟
دارم سعی میکنم ترک کنم
دیشب رانندگی کردی؟
چه اهمیتی داره؟
چقدر مشروب خوردی؟
نمیدونم... چند لیوان
وقتی آزادی مشروط داری کار عاقلانهای نیست
No comments yet. Be the first to leave one.