Cobra Kai

Cobra Kai

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

cobra kai s06e11 480p web x264 rmteam
A Commentary by Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-02-13
Downloads: 153
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫وقتشه؟

‫به زودی

‫خانواده‌ش چی میشن؟

‫اون خانواده‌ای نداشت

‫ما از وقتی بچه بود خانواده‌ش بودیم

‫این تقصیر منه

‫مسببش منم

‫مسببش همه‌مون‌ایم

‫و پدربزرگ...

‫دیر یا زود، با عواقب خشمش روبرو می‌شیم

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫«کبرا کای»

‫فارغ‌التحصیل شدنش سخت میشه

‫می‌تونیم درباره سال بعد صحبت کنیم، ‫ولی دانشگاه ممکنه تو برنامه امسال نباشه

‫اگه یه درس اضافه برداره چی؟

‫اگه بتونه به مطالب برسه، می‌تونه ‫کمبود واحدهاش رو جبران کنه؟

‫شاید، ولی حجم کار...

‫اگه اجازه بدید

‫اوم، همیشه یه راهی برای ‫تسریع این چیزا هست

‫مخصوصاً برای بچه‌های ‫با استعدادی مثل رابی

‫ما هر کاری لازم باشه ‫برای حمایت ازش انجام می‌دیم

‫ممنونم. ولی همونطور که به ‫خیلی از فوتبالیست‌هامون میگم،

‫بعیده رابی تو ورزش انتخابیش پا ‫تو عرصه‌ی حرفه‌ای شدن بذاره،

‫پس می‌تونیم با گفتن حقیقت در این مورد

‫بدون خجالت ازش حمایت کنیم

‫یه زمانی منم رویای ساختن زندگیم ‫حول هاکی روی چمن رو داشتم

‫- هاکی روی چمن؟ ‫- آره

‫رابی تا این حد نزدیک بود ‫که قهرمان جهانی کاراته بشه

‫ما تا این حد نزدیک بودیم

‫آره، خب، منم تو هاکی ‫روی چمن خیلی خوب بودم

‫باشه، ببینید

‫رابی ممکنه به این فکر کنه که

‫برخلاف جریان سنتی ‫تجربه دانشگاه حرکت کنه

‫خیلی از آدم‌ها تو موقعیت اون

‫به دانشگاه فنی و حرفه‌ای و ‫مسیرهای جایگزین دیگه نگاه می‌کنن

‫سعی کنید ذهن بازی داشته باشید

‫درباره اینکه زندگی بدون ‫کاراته چطور می‌تونه باشه

‫دنیل یه ماشین دیگه فروخت؟

‫حس نمی‌کنی انگار کل قضیه ‫بارسلونا اصلاً اتفاق نیاُفتاده؟

‫نه، یه مشکلی داره

‫از نظر روانی

‫منظورم اینه که، طفلک ‫مرگ یه بچه رو به چشم دیدش

‫آره شنیدم خودش بچه رو برگردوند

‫چته تو؟ «برگردوند؟»مگه پنکیکه؟

‫چرا یکم احترام نمی‌ذاری

‫لعنتی. داره میاد اینجا

‫هی! فروش خوبی بود، پسرعمو ‫می‌خوای یه بونسای بیارم؟

‫دیگه به مشتری‌ها بونسای نمی‌دیم ‫داریم از این کار دست می‌کشیم

‫این یه تغییر استراتژی قابل توجهه

‫چرا وایسادین اینجا؟

‫مهمونی سالگرد دو روز دیگه‌ست، باشه؟ و ‫حدس بزنید چی؟ شما دست راست من هستین

‫من... من بیشتر دست چپم

‫گوش کنید. می‌خوام این بهترین ‫مهمونی تا حالا باشه، اوکی؟

‫پس شما مسئول تزئینات ‫هستید، درست مثل قدیما

‫قدیما یعنی قبل از کاراته؟

‫وقتی فروشنده‌های جزء بودیم و آلت ‫تناسلی رو از بیلبوردها پاک می‌کردیم؟

‫دیدی؟ گرفتی. حالا یالا. ‫برید اون بنر رو آویزون کنید

‫زود باشید، قهوه‌هاتون ‫رو بذارید زمین، باشه؟

‫اگه بتونی اونو بیاری، عالی میشه

‫- سلام ‫- سلام

‫یه خبر خوب. اون یارو ‫که الان بهش ماشین فروختم

‫تو بخش پذیرش دانشگاه ‫کالیفرنیا کار می‌کنه

‫فکر می‌کنه سم شانس ‫خیلی خوبی برای قبولی داره

‫بهش تخفیف دوست و آشنا و هم‌وطن دادی؟

‫نه بابا، لازم نیست براش پارتی بازی کنیم

‫اون همه چیز رو عالی چیده، نه؟

‫دانشگاه عالی، نزدیک ‫خونه، امن و خوشحال

‫درست مثل خودمون، نه؟ امن و خوشحال

‫آره، به نظر خوب میاد

‫نه، بهت میگم، این یه مشکل خیلی جدی داره

‫گونتر، خیلی تنش داری

‫کم گفتی

‫مشکلی پیش اومده؟

‫آقای براون

‫آقای سیلور

‫یادم نمیاد دعوتت کرده باشم

‫در واقع، اصلاً نمی‌خواستم کسی مزاحمم بشه

‫تو یه زمانی قهرمان بودی، مگه نه گونتر؟

‫یه مبارز بزرگ؟

‫مبارزها با مشکلاتشون رو در رو میشن

‫راه درازی رو اومدی که ‫حرفت رو بزنی. خب، چیه؟

‫سکای تایکای...

‫کاراته به طور کلی

‫...اخیراً خیلی توجه‌ها رو جلب کرده

‫و... هیچ تبلیغاتی ذاتاً بد نیستش

‫گمونم الان از پی. تی. بارنوم نقل قول کردی، ‫مردی که به خاطر اداره سیرک معروف بود

‫من دلقک نیستم

‫الان هستی

‫می‌خوای بذاری این ‫میراث سکای تایکای باشه؟

‫مسابقات کنسل شده. راه دیگه‌ای نیست

‫نه، یه چیز بهتر هست

‫یه فرصت

‫ما باید به سمت این طوفان ‫بریم، نه اینکه ازش فرار کنیم

‫مسابقات رو دوباره راه بندازیم

‫بزرگترش کنیم

‫بذاریم دنیا خوبی‌هاش رو ببینه

‫اتفاقی که اُفتاد یه حادثه نادر با یه ‫شیء خارجی خارج از تشک بود

‫تیم روابط عمومی من ‫این رو راحت حل می‌کنن

‫تو یه مذاکره‌کننده واقعی هستی،

‫حتی تا جایی که موقعی اومدی ‫که من تو یه... وضعیت ناجور بودم

‫داری از موضع بالا حرف می‌زنی

‫من همیشه موضع بالا رو دارم

‫ولی به این معنی نیست که اشتباه می‌کنم

‫قبول دارم،

‫اینکه سکای تایکای تو دوره ‫من تموم بشه خیلی بد میشه

‫هیچ‌کدوممون نمی‌خوایم ‫همه چیز یهو تموم بشه

‫باید با این واقعیت روبرو ‫بشیم که یه رقابت‌کننده مرد

‫و ما بهش احترام می‌ذاریم، ‫نه اینکه خاطره‌ش رو دفن کنیم

‫آخرین تصاویر سکای تایکای ‫می‌تونه اون باشه که خونی و...

‫یا می‌تونه یه جشن قهرمانی جهانی

‫برای ورزش بزرگمون باشه

‫تنها راهی که حتی بتونیم به ‫از سرگیری مسابقات فکر کنیم

‫اینه که همگی،

‫و منظورم از همگی یعنی همه،

‫کاملاً موافق باشن

‫همه سنسی‌ها

‫آقای براون گفت اگه همه موافق ‫باشن، مسابقات ممکنه برگزار بشه

‫نمی‌دونم

‫الان مجبور نیستیم تصمیم بگیریم ‫می‌تونیم در موردش حرف بزنیم

‫ ساکت ‫(به کره‌ای)

‫نیاز به بحث نداره

‫دوجانگ من خجالت‌زده شده

‫ما به مسابقات برمی‌گردیم،

‫و انتقام شاگردمون رو می‌گیریم

‫اونا یکی از ما رو گرفتن،

‫ما هم یکی از اونا رو می‌گیریم

‫تمرین رو شروع می‌کنیم،

‫و یون مبارز ما خواهد بود

‫و ما یه درس

‫ ویژه نیاز داریم

‫آماده باش

‫شروع کن!

‫نگاه کن و دنبال کن

‫کووان، شاگرد تو بودش

‫تو اونو مخصوصاً انتخاب کردی... درسته؟

‫حالا

‫اون مُرده

‫تو اینطوری لایق آموزش ‫دادن تو دوجانگ من نیستی

‫محکم‌تر!

‫من یه بار یه شاگرد ویژه تربیت کردم

‫اسمش ترنر بود

‫من تانگ سو دو رو تو جنگ کره

‫زیر نظر استاد کیم سان‌یونگ یاد گرفتم

‫تو هم همین رو یاد می‌گیری

‫کریس! منو بکش بالا!

‫اون رفت به جنگ آمریکایی شما

‫برنگشت

‫رحم بی‌رحم

‫کافیه

‫یون!

‫آماده شو!

‫نه!

‫با مین‌سوک!

‫ ما با تنبیه یاد می‌گیریم

‫تنبیه برای ناامید کردن هم‌تیمی

‫تنبیه برای ناامید کردن شاگردها

‫تنبیه برای ناامید کردن من

‫محکم‌تر!

‫چونگ‌هی!

‫تا وقتی بی‌نقص نشه ادامه می‌دیم!

‫هنوز بی‌نقص نیست

‫فردا ادامه می‌دیم

‫بچه‌ها، خیلی شل گرفتید ‫زود باشید، یکم زور بزنید

‫شنیدی چی گفت. محکم‌تر بکش، مرد

‫هی. با رابی چطور پیش رفت؟

‫دارن بهش یه ساندویچ گه با نون خیس میدن

‫بچه‌ها با اینکه مسابقات درست دم آخری

‫ازشون گرفته شده، دارن ‫دست و پنجه نرم می‌کنن

‫می‌دونم، ولی باید پشت سرش ‫بذاریم. چاره دیگه‌ای نیست

‫تازه، کلی چیز هست ‫که اینجا بهش توجه کنیم

‫همه باید کمک کنن، نه؟

‫آره، از جمله خودت

‫- تو مسئول بادکنک‌ آرایی هستی ‫- بی‌خیال، مرد

‫- خوشت میادش ‫- کص میگی

‫شنیدی بابات امروز صبح ‫به کی ماشین فروخت؟

‫آره، یه ده باری. تنها چیزیه که ‫می‌خواد در موردش حرف بزنه

‫میگل، شنیدی امروز صبح ‫به کی ماشین فروختم؟

‫- دیدی؟ ‫- به کی؟

‫یه آدم مهم تو بخش ‫پذیرش دانشگاه کالیفرنیا

‫واو. سم، این عالیه

‫آره. یعنی، هنوز خیلی زوده البته

‫آره. با تموم شدن سکای تایکای، ‫رویای استنفورد هم تقریباً از بین رفت

‫- ولی من نمی... ‫- می‌دونم. همه چیز رو برای همه تغییر داد

‫آره، خب، شاید فقط به معنی نزدیک‌تر بودن به ‫خونه و نزدیک‌تر بودن به دانشگاه کالیفرنیا باشه

‫آره. عالیه

‫الان برمی‌گردم، ‫طرفدارهای بروینز. باشه

‫الو؟

‫آره. سنسی لارنس هم اینجاست

‫چرا؟ این در مورد چیه؟

‫آره عالیه! گفتن کی ‫دوباره شروعش می‌کنن؟

‫چند هفته دیگه؟ یک یا دو ماه؟ گفتن ‫برمی‌گردیم بارسلونا یا جای دیگه؟

‫آروم بگیر، جانی

‫چرا؟ فکر نمی‌کنی ‫همه دوباره موافقت کنن؟

‫نه

‫چون من موافق نیستم

‫- چی؟ ‫- منظورم همون چیزی بود که گفتم

‫ما باید پشت سرش بذاریم، باشه؟

‫واقعاً می‌خوای برگردی و ‫دوباره با کریس سر و کله بزنی؟

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left