The first 200 lines.
قبلا در کلانتر کانتری
تو پلیس خوبی هستی ، بون
این همون چیزیه که به کلانتر اوکلند گفتم
من زنگ زدم تا رسما شغل معاون ارشد رو بهت پیشنهاد بدم
من به کمک با اسکای به تو نیاز دارم
میخوام با ما زندگی کنی
دخترم بقیه عمرشو تو زندان میگذرونه اگه قاتل برندون رو پیدا نکنم
اسمیت برندون رو کشت ، هیچ شکی در این نیست
شاید قانون رو نشکستم ، ولی خیلی نزدیک شدم
اسکای هنوز با محاکمه قتل روبهرو میشد
تو بیشتر شبیه پدرت هستی تا اینکه بخوای قبول کنی
خوش اومدی خونه
مرسی مامان
این چه جهنمیه؟
لعنتی ، فرانک باید جلوی ورودتو میگرفت
فرانک
باید تا یه دقیقه دیگه راه بیفتیم
فقط فکر کردیم ، قبل از رفتن از دکتر خواستیم جنسیت بچه تو رو بنویسه
اون ، توی پاکت مهر و مومش کرد
ما پاکتو بردیم به یه شیرینیپزی
بفرما، بازش کن
تو آدم خوبی هستی
تو و فرانک هر دو
دکوراتورای مشکوک
نمیخوام بدونم
مطمئنی؟
میدونم ،مثل جشن گرفتن با دوستان ...و خانواده ات نیست ولی
باید بری
راه طولانی تا خارج از اجواتر هست
برو جلو ،من یه لحظه لازم دارم
بچه داره مثل طوفان لگد میزنه اگه قبل از این محاکمه لعنتی زایمان کنم
برو داخل ، درها رو ببند
میتونی اسلحه خودتو روی میزم تمیز نکنی؟
این اسلحه مال توئه
آه
مرسی
هی ، صبحانه با بکا چطور بود؟
اون بکا از سینما بود یا بکا از بار نوشیدنی؟
بار نوشیدنی
خوب بود
اون داره از دانشگاه فارغالتحصیل میشه برای تحصیلات تکمیلی درخواست داده و تازه نامزد کرده
خب ، خوش به حال بکا
و من هیچکدوم از اون کارا رو نمیکنم
من دارم برمیگردم دانشگاه
چرا؟
یه هفته گذشته ، از وقتی که از اتهام قتل تبرئه شدم؟
اگه خانم بخواد اینطوری جشن بگیره
آره ، تازه مگه نمیخواستی من برگردم مدرسه؟
من هیچوقت همچین چیزی نگفتم
نه ،تو فقط از هر سوراخ بدنت بیرونش دادی
خب، برام آرزوی موفقیت کن که رئیس دانشکده رو با پانصد کلمه یا کمتر قانع کنم
بله
خب ، خبر خوب اینه که خونه دوباره مال خودت میشه
تو هم میری؟
بله من میرم تا به اسکای کمک کنم
و اگه اسکای نباشه فکر کنم کارم اینجا تمومه
فکر میکردم تو تنهایی رو دوست داری
یعنی چی؟
فاکس؟
من الان میام
من به اون اسلحه نیاز دارم
هی ، اون دوتا مارشال حالشون خوب میشه؟
خوششانس بودن که استارت از راه دور زدن
اون بمب ، طوری کار گذاشته شده بود که وقتی موتور روشن بشه منفجر بشه
اگه داخل ماشین بودن
اون میدونه ، صحنه جرم اینجاست ، درسته؟
اسمش والری فولتون هست
مردهای زخمی، اعضای تیم حفاظت شاهد او بودن
من چند هفته پیش از ویتسک تماس گرفتم
اونا گاهی ، یه شاهد رو قبل محاکمه تو اجواتر مخفی میکنن
جای بدی برای ناپدید شدن نیست
والری قراره فردا تو دادگاه فدرال سانفرانسیسکو در محاکمه قتل شهادت بده
اسم متهم دامیر باز هست
آه ، من اون اسم رو از یکی تو اوکلند میشناسم
قاچاقچی اسلحه
پس دوستپسر والری توی کلوبی که باز پوشش پولشویی داشت باهاش آشنا شد
اون دوتا وارد دعوا شدن و باز دوستپسر والری رو جلوی چشماش کشت
والری تونست فرار کند، اما اون میخواد مطمئن بشه که اون هرگز شهادت نده
به گفته یه خبرچین ویتسک ، باز یه قاتل قراردادی از ساحل شرقی استخدام کرد تا دنبال والری بره
اون، از اونجا مراقبش بود
من اینو پیدا کردم
و رد تازه لاستیک
...آه
اون این بار خوششانس بود ، ولی حالا اون میدونه که کارو تموم نکرده
یعنی هنوز دستبردار نیست
والری
وال
من کلانتر فاکس هستم
این معاون بون هست
من امروز صبح با ویتسک صحبت کردم
اونا فکر میکنن اجواتر دیگه برای تو امن نیست
واقعا فکر میکنی؟
متاسفانه نزدیکترین دفتر ویتسک شش ساعت فاصله داره
پس از من خواستن که انتقالت به سانفرانسیسکو رو شروع کنم
ما با یه ماشین بدون علامت و لباس غیرنظامی میریم
اونا نیمه راه با ما ملاقات میکنن
ما تو رو تحویل میدیم تا فردا بتونی شهادت بدی
شوخی میکنی ، نه؟
مردی که باز فرستاد منو بکشه همین الان دوتا مارشالو زد
یه کلانتر شهر کوچیک قراره منو امن نگه داره؟
باید میرفتم مکزیک
من هیچوقت نمیخوام شهادت بدم
من مردم
پسر یا دختر؟
من هنوز بازش نکردم
خانواده ام حتی نمیدونن من باردارم
میدونم چی داری میگذرونی
منم مامانم
بهت قول میدم ، همه کار میکنم تا تو و بچه ات امن بمونید
تو تلاش میکنی
تو گفتی من یه ایتیوی دزدیدم
درسته
من یه نسخه گزارش پلیس برای بیمه لازم دارم
هیچکس دیگه به اموال احترام نمیذاره
اجواتر به خاطر رئیست به جهنم رفته
بشین ، من الان میام پیشت
من و بون باید چند ساعت بریم بیرون
بعدا توضیح میدم ، ولی میخوام وقتی ما نیستیم مسئول اکساو باشی
همه چی خوبه؟
تو هیچوقت منو مسئول نکردی
آره همه چی خوبه
تو آمادهای
تو عالی عمل میکنی
درسته؟
اون مثل اینه که هیچوقت نرفتی
فکر کنم ، این بیشتر اتفاق بیفته که کسیدی مسئول بشه
وقتی بون بره تو هم یه شماره جدید لازم داری
آره ، فکر کنم
به فکر این بودی ازش بخوای بمونه؟
بازم نه
اون مرد استعفا داد ، جینا
بله
واقعا؟
اوه ، فوقالعادهست
گفتم بهش فکر کردم
نگفتم میخوام انجامش بدم
من دلایل خیلی خوبی برای قبول استعفاش دارم
هوم
که هنوز مسئولیتشو قبول نکرده
...هوم
برو بیرون باشه؟
آمادهای؟
آره
چی ازش مخفی میکنی؟
یکی همین الان خواست منو بکشه
من باید بدونم به کی میتونم اعتماد کنم
اون ، همین الان یه تماس گرفت که نمیخواد تو بدونی
میخواستم وقتی برگشتیم ،بهت بگم ولی
من ، شغل اوکلند رو گرفتم
من دارم اجواتر رو ترک میکنم
...اوه
...اون
تبریک
کی شروع میکنی؟
میتونیم بعدا دربارش حرف بزنیم
یا میتونیم الان حرف بزنیم
من زندگیم و بچهه خودمو به تو سپردم
باید بدونم که تو بیشتر روی این کار تمرکز داری تا کار بعدی
من هفته بعد شروع میکنم
اوه، اون
برات خوشحالم
خوشحال؟
دوست ندارم ،عصبانی بشنوم
دوست داشتم فکر کنم ، کمی بیشتر خبر میدادی
تو ، استعفای منو قبول کردی
نباید کار بگیرم؟
تو استعفا دادی؟
نمیتونم صبر کنم ، این داستانو بشنوم
آمادهای؟
بریم
یه زن باردار ، توی فضای بسته با غذاهای بدبو ترکیب وحشتناکیه
اوه ، یخ خرد شده؟
مامانم ، به یخ خرد شده قسم میخورد
میگفت ، تنها چیزی بود که بارداریشو گذروند
از یخ خرد شده متنفرم
چای ترجیح میدم
یعنی ،چی باعث این استعفا شد؟
فرسودگی؟
استفاده بیش از حد؟
سهمیه ماهانه دوناتتو رد کردی؟
میدونی ، میتونم اینو کل روز ادامه بدم
اون یه ایست بازرسی بود
ما روی پرونده ربودن بچه بودیم
مظنونها داشتن فرار میکردن
مگان گفت ایست بازرسی نذار
شرط میبندم ، فکر کردی بهتر میدونی
خب چی شد؟
مظنونها از صخره افتادن پایین
یه صخره؟
بچهها همه سالم هستن
اونا الان خونه عمه خودشون هستن
و در واقع دارن عالی پیش میرن
من بهشون سر میزنم
همچنین ، خودش رو برای کلانتر شدن معرفی کرد
...اوه
پس ، تقریبا سرپیچی آشکار از دستور بود
عذرخواهی کردی؟
استعفا دادم
اون ، مثل عذرخواهی نیست
عذرخواهی کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.