The first 200 lines.
مکس.
مکس. مکس، صدام رو میشنوی؟ مکس.
زود باش. چشم هات رو باز کن. آره! آره، مکس!
صدام رو میشنوی؟
مکس!
آره! باهام بمون. باهام بمون.
تا آخرش، مکس.
آره! همینه! همینه!
سلام، لوکاس.
آره. مکس. زود باش، مکس. منم. من همینجام. من همینجام، مکس.
تو… تو… تو خوبی؟ جایی درد… درد داری؟
من... زیاد حس نمیکنم.
تو... تو این رو حس میکنی؟ دست من رو حس میکنی؟
یکم.
می... میتونی... میتونی ببینی؟
نورها خیلی... خیلی زیادن.
هی.
تو از چشم هات استفاده نکردی، باشه، یا عضلاتت برای مدت طولانی.
باشه، بدنت فقط ضعیفه،
ولی فقط نیاز داره دوباره تنظیم بشه، و دوباره یاد بگیره.
تو خوب میشی.
تو خوب میشی.
میدونستم اونجایی.
همیشه میدونستم هنوز اونجایی.
.من دیدمت
منتظر من، آهنگ من رو... آهنگ من رو میذاشتی.
هنوز ازش خسته نشدی؟
تو شدی؟
معلوم شد...
که تمام این مدت...
حتی بهش احتیاج نداشتم.
فقط به تو احتیاج داشتم.
فقط تو.
نمیخوام تا ابد شنا کنم...
وقتی هوا سرده، دلم میخواد بمیرم...
نمیخوام که...
- وای، خدای من. - مکس.
تو اینجایی. واقعاً اینجایی.
من اینجام.
هی، خوش اومدی خونه، بچه.
خیلی طولش دادی، نه؟
گمشو، ویلر.
من کجام؟
آه.
آره، گیج کننده میشه. ام…
...تو داشتی توسط دمو-داگ ها شکار میشدی
و همهمون چند ثانیه با ناهار شدن فاصله داشتیم که خانم ویلر اومد و…
.حسابشون رو رسید
لعنتی! مامان!
وِکنا.
عصبانی میشه.
سعی میکنه من رو پیدا کنه.
میفهمه که فرار کردیم.
هالی کجاست؟
اون کجاست؟
جاناتان.
جاناتان.
جاناتان.
.جاناتان، بس کن
چی؟
اگه به خودمون آسیب بزنیم، واقعاً بدبخت میشیم.
آره، فکر کنم حق با توئه.
وای، خدای من.
خب، حالا چیکار کنیم؟
چیز دیگه ای هست که بخوای اعتراف کنی؟
.عقب بمون
متاسفیم که دیر کردیم.
حالتون خوبه؟
آره. آره، حالمون خوبه.
ممنون.
عجیب بود؟ متاسفم. عجیب بود.
من... ما فقط... هر دومون فکر کردیم...
- فکر کردید کارمون تمومه. آره، ما هم همینطور. - آره.
معلوم شد که اون مولد سپر شما...
در واقع مولد سپر نیست. آره، میدونیم.
خب، فکر میکنید این اطلاعات خوبی بود که به اشتراک گذاشته بشه.
خب، تلاشمون رو کردیم.
آنتن شکست.
تقصیر اون بود.
خیلی خب، پس من دقیقاً به چی شلیک کردم؟
ماده اگزوتیک.
و ما باید بدونیم اون چیه؟
.همه چی اینجاست .ببینید. این رو چک کنید
دفترچه یادداشت دکتر برنر از سال ۱۹۸۳.
این یه معدن طلاست.
تمام تحقیقاتش در مورد دروازه، چطور اون رو ایجاد کرد، واقعاً چیه.
هنوز دارم رمزگشایی میکنم، ولی...
آره، این چیزها مغزت رو میسوزونه.
خلاصه بگم، هالی اون طرف دیوار نیست.
پس اون کجاست؟
.نمیدونم... به طور دقیق
ولی هر جا که هست، دنیای وارونه نیست.
وقتی من رو برد، دروازه چهارم و نهایی رو باز کرد،
هاوکینز رو به دو قسمت تقسیم کرد.
تو میتونی انجامش بدی.
- اون چی بود؟ - چی چی بود؟
هالی.
SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی
✦ ترجمه از امیرعلی و احسان ✦ ○○ AmirLuminox & Ehsan_Cn ○○
« چــیــز هــای عــجــیــب » فـــصـــل پـــنـــجـــم
قسمت هفتم: پل
وویجر بتا.
هنوز هیچ سیگنالی نیست؟
منفیه، وویجر آلفا. وویجر گاما؟
اینجا یه صفر گنده و چاق داریم.
آزمایش بالنت یه شکست بود، جون دل
بیا آنتن رو روی ون بذاریم و بریم.
همونطور که گفتم، وویجر گاما، با توجه به زمین ناهموار و طبیعت جنگلی هاوکینز،
یه وسیله نقلیه به سادگی راه مناسبی برای تعیین دقیق یه تگ تله متری نیست.
"مناسب"؟ ما شیش ساعته داریم آزمایش لعنتی بالنت رو میسازیم!
آره، ولی به محض اینکه سه سیگنال رو مثلث یابی کنیم،
میتونم مکان دقیق داستین رو مشخص کنم.
اگه نتونیم سیگنال بگیریم، نمیتونی هیچی رو مثلث یابی کنی،
پس بیا همین الان ضرر رو قطع کنیم،
قبل از اینکه شاگرد ستارهت ته یه گودال مرده پیدا بشه.
"ضررش رو قطع کنیم…"
اقبال به نفع جسورهاست.
من یه مکان رو روی داستین پیدا کردم.
بالن هاتون رو رها کنید، وویجرها.
- دوباره بگو؟ - وایسا، صبر کن. چی؟
به ارتفاع بیشتری نیاز داریم. بالن هاتون رو رها کنید.
منفی ۸۰!
منفی ۴۴.
،حرفم رو پس میگیرم، جون دل !تو یه نابغه دیوونه ای
ممنون، وویجر. محاسبات در حال انجامه. سفت بگیرید.
تو جاسوس من میشی،
.برای آخرین بار
ویل.
هاپر تازه رادیو زد.
مکس سالمه. اون بیرون اومد.
هی، این خبر خوبیه.
اگه تو نبودی، هیچکدوم از اینا اتفاق نمیفتاد.
همه چی درست میشه.
ولی تا کی، مامان؟
اگه لوکاس درست بگه، امروز همون روزه،
روزی که وِکنا میخواد عمل کنه.
فکر کردم شکستش دادم. ولی حقیقت...
حقیقت اینه که من هیچ وقت شانسی نداشتم.
و اون این رو میدونست. همیشه میدونست.
به خاطر همینه که از بین همه توی هاوکینز، من رو انتخاب کرد.
چون میدونست من ضعیفم، و میدونست میتونه من رو کنترل کنه.
این درست نیست.
هست، مامان. هست.
من ظرف اون بودم.
ظرفی برای هدایت قدرت هاش، برای جاسوسی،
و... و برای ساختن.
"برای... برای ساختن"؟
تونل ها.
اونا به خودی خود از دروازه پخش نشدن.
هر شب، من به لونه متصل میشدم، و کنترل تاک ها رو به دست میگرفتم،
ازشون برای تونل زدن استفاده میکردم، دنیامون رو با دنیای وارونه آلوده میکردم.
خیلی ها به خاطر من مردن.
و اگه من میتونستم همه این کارها رو انجام بدم،
اون با ۱۲ نفر دیگه مثل من، چیکار میتونست بکنه؟
بهم گوش کن.
هیچکدوم از اتفاقاتی که افتاد تقصیر تو نیست.
صدام رو میشنوی؟
و در مورد نقشه بزرگش،
اون قرار نیست ۱۲ تا ظرف داشته باشه، یا هر کوفتی که اسمشون رو میذاره،
چون هالی رو از دست داد، و اون میدونه بقیه کجان.
عزیزم، این تموم نشده، به این زودی ها تموم نمیشه.
اشتباه میکنی.
اشتباه میکنی، مامان.
تقصیر منه.
نه.
نه، عزیزم.
برو! برو!
نمیتونستم ببینم هالی کجا قراره بیدار بشه.
ولی حدس زدم...
هر جا که وکنا اون رو نگه داشته...
باید توی دنیای وارونه باشه.
خب...
بهش گفتم فقط بره خونه.
خونه؟ خونه، منظورت خونه خودمونه؟
یعنی باید دوباره به دنیای وارونه برگردیم.
- نزدیک ترین شکاف به تو کجاست؟ - فکر کنم بیرون کورنوالیس.
تقریباً یک مایل و نیم، کم و بیش.
لوکاس، صدام رو میشنوی؟
- اوه، رابین. - آره.
لوکاس!
اریکا، واقعاً الان نمیتونم صحبت کنم.
خب، وِکنا اون سربازها رو از بین برد،
پس باید خیلی راحت تر باشه که وارد مک بشیم.
نه. الان حتماً نیروی کمکی میرسه.
من میتونم یه صفحه رو بشکنم.
دارید میگید که هالی زیر یه صفحه فولادی گیر افتاده؟
بدون زمینه، ممکنه نگران کننده به نظر برسه،
ولی اون زیر یه تیکه بزرگ فولاد له نشده یا چیزی شبیه اون. اون…
چطور در موردش صحبت کنم؟
- خب، یه دنیایی زیر دنیای ما هست... - زیر صفحه ها.
دنیای وارونه.
آره، و درست مثل هاوکینزه، فقط خیلی مزخرف تره.
بچه ها، بچه ها، بچه ها. خب، باور نمیکنید،
ولی اریکا و آقای کلارک موفق شدن. داستین و بقیه رو پیدا کردن.
خیلی خب. خب، اونا میتونن هالی رو خیلی راحت تر از ما پیدا کنن.
بهتره عجله کنیم. مهمون داریم.
هی، هی. حالت خوبه؟
من خوبم، مایکل. من خوبم.
خانم ویلر، با تمام احترامی که قائلم، تو خوب نیستی.
ممکنه عفونت بگیری، خون ریزی کنی، خدا نکنه، نفست قطع بشه.
No comments yet. Be the first to leave one.