The first 200 lines.
پلیس تو خیابون پیداش کرد. انگار گازش گرفتن.
یه حیوونی...
زن: یا خدا! کیسه آبش پاره شده!
داره رحمش منقبض میشه!
باید سزارینش کنیم!
اون پایین چی داری مرد کوچولو؟
آه، اون ردیاب گرمای منه.
شرط میبندم همینطوره.
آه!
ها ها ها!
خب، داریم کجا میریم؟
یه سورپرایزه عزیزم.
آره، من سورپرایز دوست دارم.
آره.
دنیس: واو! اوه خدای من!
اینجا چه غلطی میکنیم؟
واو! به همه اینا نگاه کن!
ها ها ها!
اون دیگه چه کوفتیه؟
هی!
چی گفتی الان؟
دنیس: واو.
واو! هی، چه خبره؟
آخ!
واو!
خیله خب.
ها ها ها!
آره.
واو!
ها ها ها!
چی شده؟
آخ!
اوه!
آه!
لعنتی!
لعنتی. یه نوشیدنی میخوام.
آه!
نه! نه!
آه!
چی شده، عزیزم؟
آه! آه!
نه! نه!
آه! نه!
ها ها ها!
اون خودشه؟
یا خدا، اون خودشه.
بلیده. اون رَوزادهس.
بیا جلو، رَوزاده!
آه!
هی! سر لعنتیتو از تنت جدا میکنم!
آه!
آه!
آه!
اون خودشه! اون خودشه! بگیرینش!
داغونش کنین!
حسابی داغونت میکنیم. حسابی درد بهش بدین.
واو!
یاه!
یاه!
کویین.
یه خورده از تیکه تیکه کردنت خسته شدم.
گفتم شاید برای تنوع، آتش رو امتحان کنم.
سلام منو به فراست برسون.
نه! خواهش میکنم!
خاموشش کنین.
بله قربان. امدادگرا.
یه جسد سوخته اینجا داریم براتون. هنوزم گرمه.
یک، دو، سه.
اوه خدای من، چه بوی گندی میده.
وقتی پیداش کردن هنوز داشت جیغ میکشید.
به دیوار منگنه شده بود.
خیلی قشنگه.
کرتیس: آزمایشهای شیمیایی رو چک کردی؟
قند خونش سه برابر حد عادیه.
فسفر و اسید اوریکش از حد طبیعی خیلی بالاتره.
کارن: اینا رو از یه مُرده گرفتی؟
آره.
ولی این هیچ معنی نمیده.
گلبولهای قرمزش دوطرفه محدب هستن.
که غیرممکنه.
به پلیها نگاه کن، دو هستهای هستن.
باشه کورتیس، ساعت سه صبحه.
این شوخی نیست.
من الان جسد رو تو سردخونه دارم.
فکر کردم قول دادی یه کم ازم فاصله بگیری.
فقط میخوام بیای پایین و یه نگاه بندازی.
باشه. جسد رو نشونم بده.
و نمیخوام حتی یه کلمه درباره خودمون بشنوم.
قبوله. اون بحث رو قبلاً کردیم.
هنوز کار روی اعضای داخلی رو شروع نکردی؟
فقط یه نمونه خون از پریکاردیم.
فک بالاش یه کم تغییر شکل داده.
یه ساختار عضلانی عجیب دور دندونهای نیشش هست.
میخوام برش Y شکل رو شروع کنم.
و مخاط نای رو هم چک کنم.
بذار یه چیزی ازت بپرسم.
راستش رو بگو.
تاحالا دربارهمون دو دل شدی؟
بعضی وقتا.
ولی بعد یادم میاد چقدر عوضی بودی.
میتونی یه کم راه بیای باهام؟
خودت مرخصی خواستی، منم بهت مرخصی دادم.
ببین، کرتیس.
دارم تلاش میکنم.
تموم شد.
یا!
آه!
زن: زنگ بزن حراست!
آه!
برگشتم تا کارتو تموم کنم.
از سر راهم برو کنار، هیولای عوضی!
خشک شو!
حرومزاده! عقلتو از دست دادی لعنتی؟!
آخ! آخ!
یا!
آه!
هی، تو! خشک شو!
آه!
آه!
آه!
تکون نخور!
همونجا وایسا!
آخ! آخ!
شونم...
دررفته.
آخ!
اوف!
بلید: ویسلر.
ویسلر.
حالا داری ولگرد میاری خونه؟
اونو گاز گرفتن.
پس باید میکشتیش.
آره، میدونم.
ولی این کارو نکردم.
حواست حسابی بهش باشه.
اگه شروع به تغییر کرد، کارشو تموم کن.
وگرنه خودم این کارو میکنم.
کارن: اوف!
وضعیتش لب مرزه.
یه ساعت دیگه کاملاً عوض شده بود.
دکتر کارن جنسون.
خوب گوش کن.
میخوام بهت عصارهی آلیوم ساتیوم تزریق کنم.
سیر.
این خیلی درد داره... خیلی زیاد.
کویین بود.
اون پادوی کوچولوی فراست؟
سرنخی ازش داری؟
نه.
حیف شد.
اوف!
نگهش دار.
پنجاه پنجاه بهش شانس میدم.
اگه بتونه شب رو دووم بیاره.
بلید.
روزشبگرد.
هنوز داره اون جنگ صلیبی مسخرهاش رو دنبال میکنه.
چند نفر مردن؟
تعداد دقیق رو نداریم.
ظاهراً کلی نقره استفاده کرده بود.
مشکل داریم.
فراست رو بفرستین داخل.
دیکن فراست.
میتونید وارد بشید.
این کلوبهای شبانهی تو خطرناکن.
واقعاً؟
توجه بیمورد رو به امثال ما جلب میکنن.
سیاست ما رو میدونی.
سیاست توئه، نه من.
دراگونتی: زندگی ما...
به توانایی ما در قاطی شدن (با انسانها) بستگی داره.
و احتیاطمون.
شاید وقتشه احتیاط رو فراموش کنیم.
باید بر انسانها حکومت کنیم.
نه اینکه اینور و اونور بدویم...
و باهاشون تو کوچهپسکوچهها پیمان ببندیم.
لعنتی، این آدما غذای ما هستن.
نه متحد ما.
داری از حدت میگذری، فراست.
واقعاً؟
شاید هم من فقط اولین نفرم که بلند میگم...
چیزی که همهمون تو دلمون میگفتیم.
ما هزاران ساله به همین شکل وجود داشتیم.
برای هزاران سال.
تو کی هستی...
که بخوای روش ما رو زیر سوال ببری؟
تو حتی خونخالص هم نیستی.
انگار که فرقی میکنه.
من یه خونآشام مادرزاد بودم.
مثل بقیهی اعضای این خاندان.
ولی تو، فراست...
تو فقط تبدیل شدی.
دنیا مال ماست.
نه انسانها.
این رو میدونی.
موضوع دیگهای هست که باید راجع بهش حرف بزنیم؟
خب، اِمم...
مسئلهی حسابهای بانکی خارج از کشورمون هست.
دچار مشکل شدیم.
و آیا انتقال به...
No comments yet. Be the first to leave one.