The first 200 lines.
هماهنگي دوباره viper114 bn.viper114
:يادداشت نويسنده .اثر فوق تنها ساخته اي از وهم است هرگونه تشابه اسمي شخصيت ها با افراد زنده يا مرده .يک تصادف خالص است
."مخصوصاً تو، "جني بکمن
.هرزه
هماهنگي دوباره viper114 bn.viper114
.اين داستان آشنا شدن يه پسر با يه دختره
."پسر، "تام هنسن"، اهل "مارگيت، نيوجرسي
...با اين عقيده بزرگ شد که هيچوقت خوشبخت نخواهد بود
.تا وقتي که با "اون" آشنا بشه...
...اين عقيده از يک آهنگ قديمي پاپ انگليسي
.و فيلمي به نام "فارغ التحصيلي" برگرفته شد...
..."دختر، "سامر فين"، اهل "شينکاک، ميشيگان
.چنين عقيده اي نداشت...
تا قبل از فروپاشي زندگي مشترک ...پدر و مادرش
.اون فقط دو تا چيز رو دوست داشت...
.اوليش موهاي بلند و تيره اش بود
دوميش اين بود که خيلي راحت مي تونست ...اونا رو کوتاه کنه
.و هيچ حس خاصي نداشته باشه...
.در روز هشتم ژانويه، "تام" با "سامر" آشنا ميشه
تام همون موقع مي فهمه که .سامر، همونيه که اين همه وقت دنبالش بوده
.اين داستان آشنا شدن يه پسر با يه دختره
...اما اول بايد محض اطلاعتون بگم که
.اين يه داستان عشقي نيست...
.نميدونستيم به کي زنگ بزنيم
.دوباره قضيه "آماندا هلر" پيش اومده
.کار درستي کردين
الان کجاست؟
."توماس"
."راشل" اينجا چي کار مي کني؟
.اومدم کمکت کنم - چطوري مي خواي کمکم کني؟ -
.اول، اون بشقاب رو بزار زمين
.اينو بخور
چيه؟ - .ودکا -
مامان ميدونه تو اينجايي؟
.چون فکر کنم ساعت از 10 گذشته باشه - .نگران نباش -
فقط از اول شروع کن .و تعريف کن که چي شده
.همه چي داشت خوب پيش ميرفت
بعد چي شد؟
.فکر کنم ديگه نبايد همديگه رو ببينيم
به همين راحتي؟ - .به همين راحتي -
نگفت چرا؟ - منظورم اينه که...ما داريم چي کار مي کنيم؟ -
اين طبيعيه؟
.نميدونم. برام مهم نيست من که خوشحالم. تو نيستي؟
تو خوشحالي؟ - تو نيستي؟ -
.ما فقط داريم با هم دعوا مي کنيم - .مزخرفه -
.شايد اون موقع حوصله نداشته
.آره، شايد مشکل هورموني داشته باشه
مشکل زنونه داشته؟ - آخه تو از اين چيزا چي ميدوني؟ -
.از تو بيشتر ميدونم، تام - بعد چي شد؟ -
.بعيد مي دونم خيلي غافلگير شده باشي
.الان چند ماهه که روابطمون مثل "سيد" و "نانسي" شده
سامر، "سيد" هفت بار با .چاقوي آشپزخونه به "نانسي" ضربه زد
،ما يه کم با هم اختلاف داريم .اما اصلاً نميتونم خودمو با "سيد" مقايسه کنم
.نه. سيد منم
پس من نانسي هستم؟
،بيا غذامونو بخوريم .بعداً درباره اش حرف بزنيم
.خيلي خوبه
.خيلي خوب شد که اومديم اينجا
.من عاشق پنکيکم
چيه؟
.تام، نرو !تو هنوز بهترين دوست مني
!خداي من - قبلاً با دختري بهم زده بودي؟ -
.آره
.و دخترها هم بلاً با تو بهم زده بودن
.ابن فرق داره - چرا؟ -
.چون اون سامره
.پس...ميخواي با يه دختر ديگه اشنا شي
.مسئله اينه که تو بهترين پسري هستي که تا حالا ديدم .تو خيلي از اون سرتري
...فکر کنم در اين مواقع ميگن
.ماهي هاي مختلفي واست توي دريا پيدا ميشه...
.نه - .اونا...اونا ميگن -
.خب، دروغ ميگن
.نميخوام فراموشش کنم
.مي خوام برگردم پيشش
شايد ساده اجرا کردن اون .اشتباه ما باشه
...خانواده هسته اي ديگه مرده
و ما يه تعطيلي جديد لازم داريم... .تا اينو مشخص کنه
.روز 21 مِي
.روز مادري ديگر
.متشکرم
.من که ميگم خيلي خوب بود چي فکر مي کني، "هنسن"؟
ميتوني چند تا طرح براش بسازي؟
آقاي "ونس"، يه نفر روي خط سه .هست که ميخواد باهاتون حرف بزنه
.ممنون
،ايشون "سامر" هستن .دستيار جديد من
...سامر به تازگي از
.ميشيگان - .بله. از ميشيگان اومده -
.سامر، بچه ها
.بچه ها، سامر .ببخشيد. بايد برم جواب بدم
.از ديدن همه شما خوشحال شدم
.فقط دو نوع آدم توي دنيا هست
.زنان، و مردان
.سامر فين" يه زن بود"
.قد، متوسط. وزن، متوسط
.سايز کفش، تقريباً متوسط
...در همه معيارهاي ديگه هم
.سامر فين، يه دختر بود...
.اما نبود
...محض اطلاع، در سال 1988
...سامر، يه شعر از يه گروه اسکاتلندي رو
.توي دبيرستان خوند...
با آشفتگي دردسر" ."زندگيم را رنگ ببخش
...اين درصد فروش آلبوم اون
...باعث شد که اين پسر عرب...
.به تحقيق درباره اين صنعت ادامه بده...
استخدام سامر توي يه باجه ي فروش ...در دوره کارآموزيش
با افزايش ناگهاني و غير قابل توضيف... .درآمد اين شرکت به طور 212% همراه بود
...هر آپارتماني که سامر اجاره مي کرد
به طور ميانگين، به قيمت 9.2% کمتر از... .نرخ بازار اجاره داده ميشد
...و سفر روزمره او به سر کار
باعث شد که استقاده از اتوبوس... .به مقدار 18.4 برابر افزايش پيدا کنه
.اين "اثرات سامر" واقعاً کمياب بودن
...کمياب، و تقريباً هر مرد بالغي
.در زندگيش يک بار با اين موضوع مواجه شده...
براي اينکه تام هنسن اونو در شهري ...که 400000 شرکت
و 91000 ساختمان تجاري ...و 3.8 ميليون نفر جمعيت داشت، پيدا کنه
:فقط يه چيز مي تونست توضيح مناسبي براش باشه...
.سرنوشت
.رفيق، شنيدم جنسش خرابه
واقعاً؟
آره. "پاتل" سعي کرد توي اتاق کپي .باهاش حرف بزنه
.ولي حتي بهش نگاه هم نکرده
.خب شايد عجله داشته
شايد هم اون يه از خود راضي عوضيه .که خودش رو از همه برتر ميدونه
.لعنتي
.ميدونم. وحشتناک جذابه
.افتضاحه ...چرا همه دختراي خوشگل
فکر مي کنن با مردم مي تونن مثل يه... آشغال رفتار کنن و از کنارشون رد بشن؟
ميدوني چيه؟ .گور باباش. اصلاً مهم نيست
.اگه مي خواد اينطوري باشه، اشکالي نداره
اسميتز" گوش ميدي؟"
.سلام
.من عاشق آهنگاي "اسميتز" هستم - ببخشيد؟ -
.گفتم عاشق آهنگاي اسميتزم
.سليقه ات توي موسيقي خيلي خوبه
از اسميتز خوشت مياد؟ - .آره -
.عاشقشونم
.لعنتي
.بفرما .يه تيکه ديگه هم بردار
مي خورين؟
.ممنون
يکي ميخواين؟ - .آره -
يکي ميخواين؟
سامر، درسته؟ - .آره -
.طرفدار اسميتز - .آره. تام -
...يه کم
.شامپاين نيست .نميدونم چيه
.حتماً
خب، اوضاع چطوره؟
.عالي - تازه اومدي اين شهر، درسته؟ -
کِي؟
.شنبه
انگيزه ات چي بود؟
.خسته شده بودم
.مي خواستم يه چيز جديد و هيجان انگيز رو امتحان کنم
.خب، پس جاي درستي رو انتخاب کردي
خيلي وقته اينجا کار مي کني؟
.حدود سه - چهار ساله
...تو
هميشه ميخواستي کارت تبريک بنويسي؟...
.نه، الانم نمي خوام
.خب، پس بايد يه کار ديگه اي بکني
.آره. من در اصل، معماري خوندم
.واقعاً؟ خيلي باحاله بعد چي شد؟
.نشد ديگه
.من يه شغل مي خواستم، الانم که اينجام
خودت راضي هستي؟
.خب، من اينو نوشتم
.امروز تو يک مردي"
."مازل تاو" در حکم کتاب مقدس توست"
.خيلي خو بفروش ميره - .منظورم به عنوان يه معمار بود -
.آره
.شک کردم - ...خب -
تو کاملاً يه نويسنده... .کارت تبريک شايسته هستي
.متشکرم. راستش اين لقب من توي کالج بود
بهم مي گفتن ."کاملاً شايسته"
."بقيه به من مي گفتن "دختر چسونه
.آخه من خيلي مرتب و منظم بودم
...خب، بايد برگردم، پس
.باشه. بعداً مي بينمت
.نميدونم .فکر کنم تموم شد
.عاشق سامر شدم .عاشق لبخندشم
.عاشق موهاشم. عاشق زانوهاشم
عاشق اون خال گردنش هستم .که شبيه قلبه
عاشق جمع کردن لبش هستم که .بعضي وقتا قبل از حرف زدن اينجام ميده
.عاشق صداي خنده شم
.عاشق طرز نگاه کردنش توي خوابم
...عاشق گوش دادن به اين آهنگم .هر وقت که بهش فکر مي کنم
.عاشق اون احساسيم که بهم ميده
...انگار
.انگار هر چيزي ممکن ميشه ....يا انگار...نميدونم. انگار
.انگار زندگي ارزششو داره
.اين خوب نيست
.اون از "مارگريت" و "هاپر" خوشش مياد
و حدود 20 دقيقه .راجع به "موزماهي" با هم حرف زديم
.ما خيلي با هم توافق داريم، ديوونه کننده ست
.اون...خب، اونطوري نيست که قبلاً درباره اش فکر مي کردم
.اون فوق العاده ست
.پسر - چيه؟ -
چون يه دختر خوشگلي از همون مزخرفاتي ...خوشش مياد که تو دوست داري
No comments yet. Be the first to leave one.