The Thursday

The Thursday (Il giovedì)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Il giovedì AKA The Thursday (1964)720 Dino Risi fa
The Thursday (1964)
A Commentary by adelmomen

Tags

bluray
Published on: 2026-08-17
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زيرنويس عادل مومن نژاد

دينو! بيدار شو، دير شده.

دينو، پاشو ديگه.

آقاي دينو ورسيني اينجا زندگي مي‌کنه؟

چرا؟

ماليات بيشتري براي مغازه لوازم برقي.

بيشتر از يک ساله ورشکست شده. حالا از کي دوباره ماليات مي‌گيرن؟

اين اخطار دومه. بعدش توقيف مي‌کنن.

متأسفم، ولي اينجا چيزي براي توقيف پيدا نمي‌کنيد. همه‌چيز مال منه.

آپارتمان به اسم منه. پس کاغذتون رو برداريد و خداحافظ.

ولي شما همسرش نيستيد؟

نه، همسرش نيستم. خداحافظ.

چرا درِ روبه‌رو رو امتحان نمي‌کنيد؟

بيدار شو دينو. دير شده.

پاشو ديگه.

داشتم يه خواب فوق‌العاده مي‌ديدم.

اوناسيس، زانو زده بود و ازم پول مي‌خواست.

بهش مي‌گفتم: «ببين، ارسطو، اوضاع مالي منم تعريفي نداره.»

همه‌ش هم به يوناني.

دير نشده، تازه هفت و نيمه.

يک ربع به نهه.

يک ربع به نه؟

لعنتي!

اينم عاقبت ساعت خريدن از دوست.

چه عوضي‌ايه اين ناندو!

شش هزار ليره پول ريختم دور.

يک ربع به نه... بايد ساعت نه پسرم رو ببينم.

باورم نمي‌شه! بهت گفته بودم بيدارم کني.

عمداً اين کارو کردي، مگه نه؟

شش بار صدات کردم.

آره، حتماً...

حالا بايد چي کار کنم؟

وکيل زنم ساعت نه احضارم کرده.

يک ربع که کافي نيست. بايد اصلاح کنم، لباس بپوشم...

- پيراهن تميز دارم؟ - آره.

فکر مي‌کني روبرتينو منو مي‌شناسه؟

چرا يه پسر خوشگل درست نکنيم؟

يا يه دختر کوچولوي خوشگل. خوشت مياد؟

چرت نگو. زود باش، عجله کن.

اگه دير برسي، زنت...

اين دايرةالمعارف لعنتي! حتي يکي هم نفروختي.

چرا، يکي فروختم.

آره، مشتري بعد از قسط اول غيبش زد.

غيبش نزد، افتاد زندان.

يکي اومده بود ماليات مغازه رو مي‌خواست.

با کازوتي حرف مي‌زنم. ماليات، تخصص اونه.

- بفرما، سرد مي‌شه. - ممنون.

داغه.

کازوتي رو به آقاي ريگوني معرفي کردم.

تقريباً ماليات بر درآمدش رو نصف کرد.

از بابت معرفي‌شون به هم

دويست هزار ليره گيرم اومد.

پولشو گرفتي؟

نه، فردا مي‌گيرم، يا پس‌فردا.

امروز بهش زنگ مي‌زنم.

- پيراهنم کجاست؟ - درست جلوي دماغته.

آهان، اينجاست.

«سلام. پيراهنتون مثل روز اوله.»

شسته، اتو شده و سوخته. لعنتي!

مي‌ري ساحل؟

با اين گرما، بعد از اداره مي‌رم.

بدون من احساس تنهايي نمي‌کني؟

با پسرت هستي. البته اگه ساعت دو آزاد نباشي.

پنج ساله نديدمش.

مي‌تونم تمام روز رو باهاش باشم، مگه نه؟

براي پدر بودن جوون نيستم؟

بجنب، عجله کن.

ديروز بهم پيشنهاد دادن يه جفت سگ آبي بخرم.

مي‌توني تو خونه نگهشون داري.

خيلي سريع زاد و ولد مي‌کنن.

يک سال ديگه دويست‌تا داريم. دو سال ديگه...

اگه بخواي مي‌تونم برسونمت هتل.

نه، منو برسون تعميرگاه، يه ماشين کرايه مي‌کنم.

مي‌تونم ماشين خودمو بهت بدم.

نه، وگرنه خودت ديرت مي‌شه.

پس چطور مي‌ري ساحل؟

يکي از همکارام مي‌تونه منو برسونه.

نه، از تعميرگاه يه ماشين پيدا مي‌کنم.

و وسط خيابون رانندگي نکن.

پول داري؟

آره. ولي طرف تعميرگاه دوسته.

هيچ‌وقت پول نمي‌گيره.

و ديگه نمي‌خوام يه ليره هم ازت بگيرم، تحقيرکننده‌ست.

بيا، ده هزار ليره.

بيست هزار بهتره...

اين‌ها رو حساب مي‌کني، مگه نه؟ فکر کنم حدود صد هزار ليره بهت بدهکارم.

شايد يه کم بيشتر، ولي نه خيلي بيشتر.

من مي‌گم صد و شصت هزار.

همين رو گفتم.

اگه بهت بگم فقط همين سيچنتو رو دارم.

انتظار داري پسرمو با سيچنتو ببرم اين‌ور و اون‌ور؟

چرا؟ جا نمي‌شه؟

تو هيچي نمي‌فهمي. بچه داري؟

پنج‌تا. مي‌خواي؟ همشون رو بهت مي‌دم.

خوش به حالت که جرئت کردي زن و بچه‌تو ول کني!

بلدي چطور زندگي کني.

اين روزها بايد آزاد باشي، بدون هيچ قيد و بندي.

اين يکي رو بده من.

مال يه آمريکاييه که يه کم...

هر صد کيلومتر بيست هزار ليره خرجشه.

اگه اينو بهت بدم، خودم چي برام مي‌مونه؟

پس همون سيچنتو رو ببر!

به دايرةالمعارف بريتانيکا علاقه نداري؟

بيست‌وچهار جلده، همه به انگليسي،

با ضميمه و...

نه، علاقه نداري. ببين چي دارم!

پاريس، کِريزي هورس.

استريپ‌تيز.

بذار ببينم.

مي‌خواي؟ مال خودت.

- کليدها رو بده. - بيست هزار، دينو.

تخفيف مالياتي خوبي مي‌گيري.

يکي از همکلاسي‌هاي قديميم مدير اداره مالياته.

خدا مي‌دونه چقدر ماليات مي‌دي...

من که ماليات نمي‌دم، صاحب ماشين مي‌ده. اگه بده...

باشه...

اين رو گرو مي‌ذارم.

اين ساعت سوئيسي صد و پنجاه هزار ليره مي‌ارزه. مواظبش باش.

اينم بگير.

فوراً باکش رو پر کن، وگرنه وسط راه مي‌مونه.

خيلي بنزين مي‌خوره، از مادرزنم هم بيشتر!

روبرتينو.

بيا اينجا.

چقدر بزرگ شدي.

بابا رو بغل کن.

بابا! بابا!

آقاي ورسيني؟

بله.

من پرستار پسرتون هستم.

ببخشيد که يه کم دير کردم.

کراواتم...

روبرتينو کجاست؟

الان مياد پايين.

زنم چي؟

بايد ساعت نه مي‌رفت.

روبرتينو...

بريم.

يه لحظه صبر کنيد.

بچه نمي‌تونه هر چيزي بخوره.

اينم فهرست چيزهاييه که نبايد بخوره.

و دقيقاً ساعت هشت برش گردونيد،

چون ساعت هشت‌ونيم شام مي‌خوره و ساعت نه مي‌خوابه.

آلماني بلدي؟ چه جالب!

چي بهت گفت؟

گفت بچه خوبي باشم.

آفرين، روبرتينو.

مامانه.

اين رو ببر تو اتاقم.

حتماً، خانم.

آنا!

سلام، دينو.

خوبي؟

خوبم، تو چطوري؟

به مامان سلام کن.

که قبلاً کرديم. مگه نه؟

بيشتر از نيم ساعته.

من احمقم يا چي؟!

خيلي خوب به نظر مياي. جوون‌تر، زيباتر...

قدبلندتر...

تو هم خوب به نظر مياي.

کارت بهتر شده؟

آره، خيلي بهتر.

کارم خيلي زياده و وقت آزادم خيلي کمه.

نظرت چيه هر سه‌تامون بريم بيرون؟

بريم يه دوري توي حومه شهر بزنيم.

مثل روزهاي خوب قديم، وقتي من کالسکه‌ش رو هل مي‌دادم

و تو...

نه، بهتره شما دوتا تنها بريد. من کار دارم.

اگه اين‌طوره، مي‌تونم خودم برسونمت.

يه ماشين آمريکايي جديد دارم، تازه خريدمش.

خانم؟ تلفن از طرف آليتالياست.

يه لحظه.

ببخشيد، عصر همديگه رو مي‌بينيم. امروز صبح

خيلي سرم شلوغه.

يادت باشه دقيقاً ساعت هشت برگردي.

بچه بايد ساعت نه توي تخت باشه.

- باشه. - خداحافظ.

به راست بپيچ!

الو؟ براي فردا بعدازظهر تأييد مي‌کنم.

بله، سه صندلي. به ژنو.

مامانت خيلي قشنگه، مگه نه؟

يه کم سرد و بي‌احساسه، ولي مثل هميشه قشنگه.

ولي تو شبيه مني.

همين دماغ.

همين گوش‌هاي بيرون‌زده.

آخرين بار که ديدمت،

قدت اين‌قدر بود.

قدت چنده؟

يک متر و سي‌ودو.

يک متر و سي‌ودو؟

براي هفت سال...

بيشتر از هشت سالمه.

آره، معلومه! هشت سالت رو در...

نوزده مارس.

هفتم سپتامبر.

آره، درسته. نوزده مارس روز اسمته.

روز سنت ژوزف نوزده مارس هست.

درسته.

اون توپ جنگي رو مي‌خواي؟

اونو دارم.

The Thursday subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left