The first 200 lines.
چی؟
جدی میگی؟
!نه
میدونی فیدجت اسپینر چیه؟
همون اسباببازیهای احمقانهای که تو همه مغازهها میفروشن؟
من دارم خودم طراحیش میکنم
البته با یه سری تغییرات
.- هاک، من که... من که... تیغهای ریشتراشی رو هر طرفش
...با بلبرینگهای مناسب... تیغهای به اندازه کافی تیز
.پوست رو میبره و همینطور به چرخیدن ادامه میده
.- و بریدن و چرخیدن. هوم
.مرگ با هزاران برش در دقیقه. عالیه
میدونی، وقتی کوئین رو برگردوندیم،
.میتونی روی آدمایی که گرفتش تستش کنی
.اگه کوئین رو برگردوندیم
.همه کامپیوترهام دارن QR رو اجرا میکنن
.دارم دارک وب رو برای هرگونه خبر جستجو میکنم
.پیداش میکنیم، چارلی. زنده
...پس من چرا دارم یه لیست رو ورق میزنم
.- از اعضای بدن بیصاحب؟ ما فقط داریم جوانب احتیاط رو رعایت میکنیم
میدونی اگه دستم به کسایی که کوئین رو بردن برسه چی کار میکنم؟
.خیلی روشم کمتر از تو مالِ این زمونههاست
...من فقط میرم اوراقچی و تیزترین و بُرندهترین
.زنگزدهترین تکه فلزی رو که پیدا کنم برمیدارم و حسابی دخلشون رو میارم
.بعدش چند روز صبر میکنم تا کزاز بگیرن
.و بعدش دوباره حسابی دخلشون رو میارم
.آره، اینم خوبه
.چیزی پیدا کردم
.حدوداً سی و چند ساله، مو قهوهای، نه ماهه باردار
.- کجا؟ گرمنتاون
.- میخوای ما هم بیایم؟... نه
فقط داریم همه جوانب رو میسنجیم، درسته؟
...مهمه که دوباره تاکید کنی
.رژیم جدید بَشرانی چقدر همکاری کرده
...و روی خوشبینیات برای آینده تاکید کن
.باشه، فکر کنم اون لایه دوم کافی بود. ممنون
.لیو، لازم نیست به من بگی چی بگم
.من همین هفته سه تا مصاحبه انجام دادم
.و تازه دو روز دیگه معاهده رو امضا میکنیم
...واقعا فکر میکنی ۴۸ ساعت وقت کافی نیست
که اتفاق بدی بیفته؟
راستی، دوستت چطوره؟
همونی که گم شده. کوئین، درسته؟
خبری ازش نشده؟
...اگه کاری هست که بتونم کمک کنم
.آدمها دارن روش کار میکنن
.تو فقط باید نگران امضای این معاهده باشی
.ما هیچی نداریم. هنوز هیچ سرنخی نداریم
.از تیمم خواستم هر فریم از فیلم آسانسور رو تحلیل کنن
.دوربینهای خیابونها رو تو شعاع شش بلاک از QPA چک کردم
.و کوئین نیست
.- تا الان هیچی نداریم. ازشون بخواه همه رو دوباره بررسی کنن
.- ببین، هر کی گرفتش ماهر بود. پس تو بهتر باش، جیک. بهتر باش
.اولیویا، ما داریم دنبالش میگردیم
.و ما تسلیم نمیشیم، ما نمیبازیم
.پیداش میکنیم
.لیست دشمنانمون رو میخوام، گشتهای مسلح در آمادهباش
.ماهوارهها رو میخوام، ابرکامپیوترها، واحدهای داخلی سیا رو روی این قضیه
...من این شهر رو میخوام، کل دولت فدرال رو میخوام
.تبدیل بشن به یه ماشین بزرگ برای پیدا کردن کوئین
.و اون هیولایی که این کارو کرده رو میخوام. میخوامشون اینجا
...میخوام با فرماندهی روبرو بشن. میخوام بفهمن
.تو جنگ کی قدم گذاشتن، و بعدش میخوام کارشون تموم بشه
.بله، خانم
.فقط پیداش کنین
.بله، خانم
کجایی؟
.این معاهده هستهای درباره صلح است
و نه فقط برای دوستانمان در خاورمیانه،
.بلکه برای خودمان، ایالات متحده آمریکا
...ما اینجا فرصتی داریم که بالاخره به مشکلی پایان بدیم
.که تمام دنیا دهههاست باهاش دست و پنجه نرم میکنه
!باید بهش تبریک گفت. ملی گرنت برنده شد
.اینا رو میبینی؟ آره
فکر میکنی این معاهده چقدر روی محبوبیتش تاثیر میذاره؟
.فکر میکنی بالای ۶۰ میره؟ لعنتی، حتی ۷۰
.فکر کنم تنها اعدادی که باید نگرانشون باشیم همینجاست
چی؟
.میتونیم ازش استفاده کنیم. نه
...میزان سرمایه سیاسیای که قراره به دست بیاره
با این معاهده، آقای رئیسجمهور،
.باید اونو صرف کاری کنه
.پس چرا برای کاری که ما اینجا میکنیم استفاده نشه؟ اصلاحات عدالت کیفری. میتونیم ازش استفاده کنیم
.غیرقابلشروعه، مارکوس. لازم نیست اینطور باشه
میدونی وقتی میرم کاخ سفید تا تدی رو بردارم چی میشه؟
.نه، آقا
.من فقط اجازه دارم کلاً هشت دقیقه اونجا باشم
...هشت دقیقه برای اینکه وارد شم، برم بالا به اقامتگاه
...با زنی به اسم جرالدین ملاقات کنم، دست پسرم رو بگیرم
.و بعدش سریعاً منو اسکورت میکنن بیرون
.من و تو یه جزیرهایم، مارکوس
.اگه میخوایم برنامههامون پیش بره، باید خودمون انجامش بدیم
...چار
چارلی، تو اینجا چی کار میکنی؟
کوئینه؟ خبری داری؟
.یه جسد تو گرمنتاون هست
.زن، حدوداً سی و چند ساله، مو قهوهای، نه ماهه باردار
.میخوای باهات بیام؟ من نمیتونم
.نمیتونم به یه زن باردار مرده دیگه نگاه کنم
.شرمندهام که اینجام، اما جای دیگهای نداشتم برم
.من که عمراً نمیرم گرمنتاون
.مطمئنم اون نیست
تا حالا رولت روسی بازی کردی؟
.آره، حدس میزنم نه. خب، این خیلی شبیه اونه
هر جسد بینام و نشون بارداری که کوئین نباشه،
.فقط یه گلنگدن خالیه و من دارم گلنگدنهام تموم میشه، لیو
...یکی از همین دفعات، من ملحفه رو کنار میزنم و
.بام! تو اینو نمیدونی
.ازت میخوام باهام رو راست باشی
.چون اون دوتا خوشبین تو دفتر این کارو نمیکنن
اون مرده، مگه نه؟
...حتماً مرده. من نمیتونم
.فقط نیاز دارم یکی بلند بگه
.بعدش، شاید بتونم ادامه بدم. هر معنیای که داشته باشه
!چارلی
چیه؟
.یادم رفت این اپلیکیشن مزخرف «بابا شدن» رو پاک کنم
.داره بهم میگه فردا روز زایمانه
.خب، به من تبریک بگین
.بگذریم
.به من نگاه کن
.تا جایی که ما میدونیم، ممکنه فردا برش گردونیم
.هر چیزی ممکنه
.اون از من بهتر بود. هست
.اون از تو بهتره
.ممنون
بازم، وظیفه دارم یادت بندازم
.که لازم نیست این کارو اینطوری انجام بدی
.ما یه اتاق نشیمن داریم. قشنگه، آرومه
.میتونم یه عکس برات بیارم. رو به پایین
.میتونی هر چقدر میخوای وقت بذاری... فقط اون ملحفه مزخرف رو کنار بزن
!چارلی. چارلی! چارلی
.یه زن مردهی دیگه است. کوئین نیست
.خدا رو شکر. شاید هنوز زنده است
بهتره یا بدتر؟
.ممنون رد، که اومدی
.نمیخواستم از عملیات جستجو دور باشی
شوخی میکنی؟ این اولین اتاقیه
.که امروز توش بودم و بوی مرگ نمیده
.اون چیه؟ اوه
.شمع کاج پندروسا. فنتون برام فرستاده
.اجازه نداری تو کاخ سفید روشن کنی
.قوانین آتشنشانی. ولی بوش پخش میشه
.بگذریم
.میخواستم بدونی که فنتون دیگه مشکلی ایجاد نمیکنه
تونستم باهاش صحبت کنم
.تا از شکایت علیه چارلی منصرف بشه
.ممنون
.رفته مزرعهاش تو مونتانا برای مدتی
.قرار بود این شمع، وقتی نیست، اونو تو ذهن من نگه داره
.یا همچین چیزی
.بگذریم. چارلی واقعاً حالشو گرفته بود
.به زمان نیاز داره تا بهبود پیدا کنه
چطور اینقدر اشتباه فهمیدیم، رد؟
...فنتون کسی نیست که
.اون خیلی چیزها هست، اما قاتل نیست
.این اطلاعاتی بود که داشتیم، سای
اینکه یکی تو باند فرودگاه قبلاً برای گلکلند کار میکرده؟
این یه زنگ خطر بود. شاید ما سریع نتیجهگیری کردیم،
.اما تو اون لحظه، تنها چیزی بود که داشتیم
.و بالاخره، مستقیماً از NSA اومده بود
بالارد؟
.دریاسالار بالارد! آقای معاون رئیس جمهور
.یکم خسته به نظر میرسی، دریاسالار
.شببیداری داشتی؟ بیشتر از همیشه نه
پس آره. منظورم اینه که با رشید و این معاهده،
و دوست گمشدهمون، خانم پرکینز،
.حتماً داری از دو طرف شمع رو میسوزونی
.بعضی چیزا مجبورن از لای درزها رد بشن
مثل این گروهبان لاد. همونی که بمب رو کار گذاشت
تو هواپیمای رئیس جمهور رشید. این اطلاعات تو بود
که اونو به فنتون گلکلند وصل میکرد، مگه نه؟
که خندهداره، چون من خودم یه کمی تحقیق کردم
و هیچی پیدا نکردم
.که گروهبان لاد رو نزدیک فنتون گلکلند نشون بده
البته، من همون کامپیوترهای فانتزی تو رو ندارم،
اما اگه اینطوره، چارلی ربوده و تقریباً کشته
.آدم اشتباهی رو، بدون هیچ دلیلی
خب، همونطور که گفتی، آقای معاون رئیس جمهور،
.اوضاع خیلی درهم برهمه
.ما تمام تلاشمون رو میکنیم، اما اشتباهات هم پیش میان
هی. میدونی چیه؟
.۱۵ دقیقه وقت برای خودت پیدا کن
.در اتاقتو ببند. روی مبل دراز بکش
.یه چرت کوتاه. بهت میگم خیلی فرق میکنه. هوشیارت نگه میداره
.امتحانش میکنم. باشه
خبری هست؟
حالت چطوره؟
.تیم رفته سراغ سردخانهها و بیمارستانها
.سردخانهها و بیمارستانها. به این معنی نیست که مرده، لیو
دلیلی نداره مرده باشه. چرا؟
چون تنها دو نفری که دلیلی برای کشتنش داشتن،
.تو همین اتاق وایسادن. یکی اونو برده
.و چارلی داره یه دور از جسدهای بینام و نشون باردار و سفیدپوست میزنه، جیک
پیداش میکنیم. زنده؟
.ما این کارو کردیم
.این تقصیر ماست. شاید... نه، نیست
.این تقصیر هیولاهاییه که کوئین رو بردن
.شاید کسایی که بردنش هیولا نباشن
.شاید ما هیولا باشیم. نگرانش نباش
No comments yet. Be the first to leave one.