Prisoner

Prisoner

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Prisoner 2026 S01E06 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏تیبور استون باارزش‌ترین مهره‌ایه که داریم‏

‏شهادتش می‌تونه هریسن دمپسی‏ ‏و پگاسوس رو نابود کنه‏

‏اونا سلاح‌های پهپادی رو طراحی‏ ‏کردن که به کاروان حمله کرد‏

‏و فکر می‌کنم بیشتر هم دارن‏ ‏ما دیدیم‌شون؛ کارخانه دارن‏

‏مجموعه‌ای از اعتراضات راست افراطی‏ ‏در شش پایتخت مهم اروپا شکل گرفته‏

‏برای همین ایوانف رو لازم داشتن‏ ‏یه «روز اقدام»ه و دارن مسلح‌شون می‌کنن‏

‏تبیته‏ ‏جسدش رو توی رودخونه پیدا کردن‏

‏اگه پگاسوس رو حذف کنی، یه نفر جدید‏ ‏میاد؛ کسی که نمی‌تونیم کنترلش کنیم‏

‏ اما زندان برای اونا کافی نیست ‏

‏محمولهٔ اروپا آماده‌ست‏ ‏همین که پرونده فروبپاشه حرکت می‌کنیم‏

‏باید با پدرت حرف بزنیم‏ ‏به ما نیاز داره؛ خودش گفت‏

‏«کارهایی که با هم می‌کنیم»‏

‏برو!‏

‏پلیس مسلح! پلیس مسلح!‏

‏بخواب زمین!‏

‏ حالا برمی‌گردیم به خبر اصلی ‏

‏ کمتر از یک هفته پس از کمین مرگبار ‏

‏ به کاروان زندان در ولز شمالی ‏ ‏ که یازده کشته بر جا گذاشت، ‏

‏ توجه‌ها به ارتباط احتمالی این حمله ‏

‏ با پروندهٔ جنایی مهمی معطوف شده ‏

‏ که امروز در اولد بیلی به پایان می‌رسد ‏

‏ هنوز از زندانیِ محور این کمین خبری نیست ‏

‏ واحد ملی جرائم از تأیید ‏

‏ هرگونه ارتباط عملیاتی میان ‏ ‏ این دو رویداد خودداری کرده، ‏

‏ اما زمان‌بندی و دقت حمله ‏

‏ گمانه‌زنی دربارهٔ یک ‏ ‏ عملیات هماهنگ را شدت داده ‏

‏ در طول روز تازه‌ترین خبرهای دادگاه را ‏

‏ به اطلاع شما خواهیم رساند ‏

‏میا؟‏

‏خدایا‏

‏ببخشید...‏

‏همسرم... امبر... امبر تاد...‏

‏اون...‏

‏آسیب دیده؟‏ ‏نه، نه‏

‏ولی برنامه عوض شده‏

‏سلام‏

‏ببخشید، شما کی هستید؟‏

‏من کلی‌ام‏

‏مادرشم‏

‏خبری ازشون هست؟‏

‏هیچی‏

‏ـ پنجاه‌وپنج دقیقه تا دادگاه استون مونده‏ ‏ـ این‌ها‏

‏تا نتونن تشخیص‌مون بدن‏

‏آماده‌ایم؟‏ ‏آمادهٔ چی؟‏

‏استون پیداش نیست، امبر هم بازداشته‏

‏پس این کار چه فایده‌ای داره؟‏

‏این؟‏

‏بچه‌ها، تموم شد‏

‏واحد ملی جرائم و پگاسوس دنبال استونن‏

‏هیچ‌کس با این حجم تعقیب‏ ‏نمی‌تونه از لندن رد شه‏

‏و حالا امبر...‏ ‏می‌رسه‏

‏سه ون؛ بدون اسم، بدون چهره‏

‏حرکت، گمراه‌کردن، تا آخر‏

‏برای اون؛ چون اونم همین کار رو می‌کرد‏

‏این‌طوری می‌بریم‏

‏حاضر می‌شیم‏

‏با هم‏

‏سلام؛ آره، توی اتاق دوئه‏

‏دیروز بعدازظهر، ساعت‏ ‏پانزده‌وچهل‌ونه دقیقه...‏

‏دو مأمور انتقال زندانی‏

‏یک زندانی رو از زندان وست‌بورن تحویل گرفتن‏

‏تا در تحقیقات جاری واحد ملی جرائم همکاری کنه‏

‏اون زندانی کلی داگلاس بود‏

‏مادرت‏

‏حالا یه زندانی فراریه‏

‏گرفتنش سال‌ها به حکمش اضافه می‌کنه‏

‏و مطمئن باش می‌گیرنش‏

‏چرا قبل از تلاش برای مبادلهٔ‏ ‏استون به واحد زنگ نزدی؟‏

‏دخترم امنه چون به آدم‌های‏ ‏خودم اعتماد کردم...‏

‏نه آدم‌های تو‏ ‏خب، به ویل اونیل اعتماد کردی و حالا مرده‏

‏ردی از ویرانی پشت سرت گذاشتی، امبر‏

‏به من گوش کن‏

‏تمام پروندهٔ ما به شهادت استون وابسته‌ست‏

‏اگه تا ساعت ده صبح حاضر نشه،‏

‏محاکمه تمومه و دمپسی دست‌نیافتنی می‌شه‏

‏ـ پس باید بهم بگی استون کجاست‏ ‏ـ نمی‌تونم‏

‏چرا؟‏

‏چون به‌اندازه‌ای بهت اعتماد‏ ‏دارم که بتونم پرتت کنم‏

‏ولی اگه از این‌جا آزادم کنی...‏

‏می‌تونم این رو تموم کنم‏

‏آزادت کنم؟‏

‏اگه واقعاً می‌خوای این حرومزاده‌های‏ ‏پگاسوس رو بندازی زندان، ثابتش کن‏

‏آره؟ تا این‌جا آوردمش‏

‏بذار کار رو تموم کنم‏

‏باشه‏

‏ولی باید تمام مدت باهام در تماس باشی‏

‏باشه‏

‏یه گوشی برات می‌گیرم‏

‏و یه پزشک دوباره اون زخم رو ببینه‏

‏نمی‌خوایم حالا غش کنی، نه؟‏

‏باید با موکلم تنها باشم‏

‏اگه استون تا ساعت ده خودش رو معرفی نکنه،‏

‏قاضی چاره‌ای جز رفتن‏ ‏سراغ دفاعیات پایانی نداره‏

‏بدون اون، دادستانی پرونده‌ای نداره‏

‏چه هدررفت شرم‌آوری از پول مالیات‌دهنده‌ها‏

‏بیرون منتظر می‌مونم‏

‏کجاست؟‏

‏کمپبل تمام واحد ملی جرائم‏ ‏رو برای پیدا کردنش بسیج کرده‏

‏همین که پیداش شه زنگ می‌زنه‏ ‏آماده‌ام‏

‏پس مشکل چیه؟‏

‏داشتیم فکر می‌کردیم...‏ ‏ما؟‏

‏من و نینا... دربارهٔ آینده‏

‏بعد از تبرئه‌شدنت،‏

‏وقتی معامله بسته و اسلحه‌ها آزاد شدن،‏

‏به نظر میاد وقت مناسبیه...‏

‏که مستقل شیم و چیزی برای خودمون بسازیم‏

‏«چیزی» رو تعریف کن‏

‏سرمایه‌گذاری برون‌مرزی‏

‏قراردادهای امنیتی خصوصی‏ ‏در اروپا و غرب آفریقا‏

‏هیچ‌چیز مزاحم کار تو نمی‌شه‏ ‏هیچ‌وقت وارد قلمروت نمی‌شیم‏

‏بابا، می‌خوام دیگه بارت نباشم‏

‏از روی احترام خواستیم خودمون بهت بگیم‏

‏برای هر کاری که برام کردی ممنونم،‏

‏ولی جاه‌طلب و تشنهٔ پیشرفتم‏

‏فکر کردم این رو دیدی...‏ ‏یه لحظه تنها‌مون می‌ذاری؟‏

‏نه، فکر می‌کنم مهمه‏ ‏سه‌تایی درباره‌ش حرف بزنیم‏

‏نینا، اشکالی نداره‏

‏خوبم‏

‏تو بار نیستی‏

‏پسر منی‏

‏درسته، زمان برد بفهمم جایگاهت چیه‏

‏ولی این اواخر... تحت‌تأثیرم گذاشتی‏

‏اما نینا خانواده نیست‏

‏اون یه سلاحه؛ مفید، ولی...‏ ‏نه بابا، بیشتر از اینه‏

‏اون دمپسی نیست‏

‏یکی از ما نیست‏

‏کارهایی که با هم می‌کنیم‏

‏راه افتاد‏

‏بیاریدش روی صفحه‏

‏مستقیم ما رو می‌بره پیش استون‏

‏ ایستاد، خانم ‏

‏نه، نایستاده؛ گوشی رو انداخته‏

‏ردیاب بدن رو فعال کنید‏

‏امبر، فکر کردیم از دستت دادیم‏

‏رسید؟ کجاست؟‏ ‏تیبور کجاست؟ این‌جا نیست‏

‏ده دقیقه پیش باید راه می‌افتادیم‏

‏باشه، بریم!‏ ‏آره‏

‏شب سختی بود؟‏

‏داغون به نظر میای‏

‏ممنون، تو هم همین‌طور‏

‏همه حواس‌تون به ساعت باشه‏ ‏خیلی وقت نداریم‏

‏دخترت خوبه؟‏

‏آره‏

‏الان باید پیش اولی باشه‏

‏آماده‌ام‏

‏ همه روی ارتباط بمونید‏ ‏حرکت کنید و گیج‌شون نگه دارید ‏

‏ شما اون رو به دادگاه برسونید‏ ‏ما به اسلحه‌ها رسیدگی می‌کنیم ‏

‏ ـ صدام رو دارید؟‏ ‏ـ واضح و بلند. ـ جید؟ ‏

‏ بله، همه‌چیز خوبه ‏

‏ پس همینه؛ بیرون مراقب باشید ‏

‏ـ سرعتش برای پیاده‌بودن زیاده‏ ‏ـ دوربین‌های ترافیکی رو بیار‏

‏همه قیام کنند‏

‏بنشینید‏

‏پروندهٔ پادشاهی علیه دمپسی‏ ‏در دادگاه مرکزی جنایی‏

‏بجنب، بجنب‏

‏جلسه شروع شده، حرکت کنید‏

‏ دریافت شد، مسیر جلو بازه ‏

‏ دریافت شد، در مسیرم ‏

‏خانم، ظاهراً چند ون زندان‏

‏در شعاع یک مایلی اولد بیلی داریم‏

‏ولی هیچ‌کدوم توی سامانهٔ‏ ‏خودروهای انتقال زندانی ثبت نیستن‏

‏شماره پلاک و شناسه‌شون یکیه‏

‏تشخیص چهره؟‏ ‏در حال اجراست‏

‏فقط ون تاد رو دنبال کنید‏

‏ الو، نانسی هستم ‏ ‏اسمم جمال آزوماست‏

‏من و تیمم قبل از قتل الکس‏ ‏تبیت باهاش کار می‌کردیم‏

‏چیزی داریم که باید ببینی‏ ‏مربوط به رئیسته‏

‏ کجایی؟ ‏ ‏درست بیرونم‏

‏داریم مسیرهای احتمالی به اولد‏ ‏بیلی رو مشخص می‌کنیم، خانم‏

‏نانسی؟‏

‏پگاسوس داره سلاح‌های‏ ‏چاپ سه‌بعدی تولید می‌کنه‏

‏تا برای «روز اقدام» شانزدهم‏ ‏مارس به گروه‌های افراطی بفروشه‏

‏الکس تبیت همهٔ تکه‌ها رو کنار هم گذاشت‏

‏چرا این‌ها رو به من می‌گید؟‏

‏چون بهت اعتماد داشت‏

‏باید از این استفاده کنی و‏ ‏جلوی اون سلاح‌ها رو بگیری‏

‏فقط... باهاش نزدیک کمپبل نشو‏

‏اون برای پگاسوس کار می‌کنه‏

‏چی؟‏ ‏تبیت همهٔ این‌ها رو برد پیش اون‏

‏فکر می‌کنم اون...‏

‏به‌خاطر چیزهایی که می‌دونست‏ ‏کشتش یا دستور قتلش رو داد‏

‏پس مراقب باش‏

‏لعنتی‏

‏ توی ترافیک گیر کردم ‏

‏ نه، نه، باید حرکت کنی ‏

‏ امبر، محاکمه شروع شده‏ ‏از برنامه عقبیم ‏

‏ لعنتی ‏

‏ لعنتی ‏

‏ یه چیزی درست نیست‏ ‏فکر کنم فهمیدن کدوم ونیم ‏

‏ چطور آزاد شدی؟‏ ‏کمپبل آزادم کرد ‏

‏ پس داره ردیابی‌ات می‌کنه ‏

‏ نه، یه گوشی داد ولی انداختمش ‏

‏ زیادی آسونه ‏

‏ باید یه ردیاب دیگه باشه ‏

‏ همه، پیدامون کردن‏ ‏باید دوباره جمع شیم ‏

‏ برید سمت زیرگذر اشفیلد ‏

‏ بهم اعتماد کنید ‏

‏ یه ایده دارم‏ ‏دریافت شد ‏

‏دارن به هم می‌رسن‏ ‏می‌بینم‏

More Farsi/persian subtitles for Prisoner

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left