The Strange Madame X

The Strange Madame X (L'Étrange Madame X)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

L Etrange Madame X 1951 1080p x264
L Etrange Madame X 1951 720p x265
A Commentary by Francofilms
✅ کاری از گروه ترجمه: FrancoFilms ✅ مترجم: علی کلان

Tags

bluray
professional_translation
Published on: 2026-07-16
Downloads: 9
Hearing Impaired: No
FPS: 24

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫ ‫( در نقش: ایرِن )

‫ ‫( در نقش: اِتیِن )

‫در فیلمی از: ‫

‫کارگردانی از: ‫

‫به سفارش: ‫

‫مترجم: ‫علی کلان

‫اتین!

‫بله!

‫مطمئنی که همین دو تا صندلی بودن؟

‫مطمئنم، تنها صندلی‌های نزدیک تو بودن.

‫خب خوبه.

‫منم همین‌جوری نشسته بودم.

‫داشتم نگات می‌کردم.

‫- واقعاً ایده عجیبیه! ‫- چی؟

‫اینکه برگردیم اینجا برای سالگرد آشناییمون.

‫اولاً که سه ماه، سالگرد واقعی نیست.

‫چرا اتین، باید عجله کنیم که خوشحال باشیم.

‫و اون روز یکشنبه بود

‫و ورزشگاه پر بود.

‫انگار فقط من و تو تنها بودیم.

‫می‌دونی، من بعضی وقتا از شانس میترسم.

‫شانسی در کار نیست.

‫گوش کن، اون روز تصمیم گرفته ‫بودم با یه دختره کوچولو برم برقصم.

‫یه دختره کوچولو که سینما رو ترجیح میداد.

‫و چون لجباز بود، رفت فیلمشو دید و من اومدم اینجا.

‫- پشیمونی؟ ‫- نه.

‫خوشحالم.

‫اینجوری حتی بهترم هستی.

‫ببین...

‫واقعاً هیچ راهی نیست که امشب با هم باشیم؟

‫نه، رئیس‌هام مهمونی دارن.

‫نمی‌تونی بهشون بگی برای سالگردته؟

‫سالگردهای یه خدمتکار، برای این آدما هیچی نیست.

‫- سالگردهای بی‌اهمیت. ‫- این منصفانه نیست و اذیتم میکنه.

‫قهر نکن عزیزم.

‫من کارامو جور کردم که آخر هفته رو با هم باشیم.

‫واقعاً؟

‫می‌دونی چی کار میکنیم؟ میریم خونه عموم.

‫هر جا تو بخوای میریم،

‫حتی سینما.

‫عزیزم...

‫من دیگه دیرم شده.

‫مرسی.

‫متاسفم، این ساعت یه یادگار خانوادگیه.

‫به خاطر همینه انقدر باهاش مدارا میکنیم.

‫آره، واقعاً یه کار نادره.

‫کوکتل‌هاتون غیرمنتظره‌تر از ‫کتاب‌هایی هستن که چاپ میکنید.

‫نه، ممنون.

‫انتشارات «واوآزَن-لاریو» سنت‌های خودش رو داره.

‫سنت‌ها برای این ساخته شدن که تغییر کنن.

‫برای همین دوست دارم تو خونه ما ببینمتون.

‫بهش فکر میکنم ولی مسئولیت بزرگیه.

‫خانم واوآزَن-لاریو حالشون خوب نیست؟

‫بی‌دقتی هیچ‌وقت بیماری خیلی جدی نبوده.

‫دیر اومدی، ایرن عزیز،

‫ولی چشمگیر شدی.

‫- شما فوق‌العاده زیبا هستید. ‫- این کاملاً ناخواسته است.

‫میدونم، شما خود بی‌گناهی هستید.

‫آقای موآساک رو سمت راست شما گذاشتم.

‫خیلی روی شما حساب میکنم ‫که رضایتش رو جلب کنید.

‫قبوله.

‫این ایرن مهربون، ‫آدم فکر میکنه از یه کتاب شعر فرار کرده.

‫برای یه منشی که با رئیسش ازدواج ‫کرده، خیلی خوب خودشو نشون میده.

‫غذا آماده است خانم.

‫- فردا چی کار میکنی لولو؟ ‫- با بچه‌ها میریم پیست «ول دیو».

‫یه مسابقه صد کیلومتری آمریکایی هست. تو نمیای؟

‫اصلاً حرفشو نزن، فردا خونواده ناهار میان خونه‌مون.

‫باید با رون گوسفند بِرِتون سروکله بزنیم.

‫شاهکار زن مرحومم، بیف میروتون بود.

‫ولی رازش رو با خودش به گور برد.

‫پیرزن ما ملکه استیک و سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌س...

‫شوخی میکنی!

‫- حدافظ رفقا، تا دوشنبه! ‫- خدافظ آرماند!

‫اتین، بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

‫وقت نیست، میان دنبالم دارم میرم دهات.

‫- دهات؟ ولی اگه بارون بیاد چی؟ ‫- پناه می‌گیریم، باهوش!

‫ژانت، منتظر چی هستی که یه چتر بهش قرض بدی؟

‫- خدافظ آقای رتوری. ‫- خداحافظ.

‫- خداحافظ ژانت! ‫- یکشنبه خوبی داشته باشی لولو!

‫اتین؟

‫خداحافظ ژانت، تا دوشنبه.

‫حداقل می‌تونستی یه نگاهی بهم بندازی.

‫چی؟

‫راسته که الان دیگه وقتی بهم نگاه میکنی، ‫حتی منو نمی‌بینی.

‫چی داری میگی؟

‫هیچی.

‫- از خودم دلخورم که ناراحتت کردم. ‫- تو منو ناراحت کردی؟

‫آره، برای سینما.

‫سینما؟

‫- خیلی وقته دیگه بهش فکر نمیکنم. ‫- باشه، دیگه بهش فکر نمیکنی.

‫- ببخشید. ‫- خواهش میکنم.

‫تا دوشنبه!

‫- خوش بگذره! ‫- تو هم همینطور.

‫سلام ژانت، لطفاً نامه‌ها رو پست کن.

‫چشم آقای رتوری.

‫- خداحافظ آقای رتوری. ‫- خداحافظ اتین.

‫آها، تو اینجایی! تنها هم نیومدی!

‫چقدر مهربونه!

‫- ایرنه. ‫- از آشناییتون خوشبختم، دوشیزه.

‫- زنده باد عروس! ‫- خفه شو کوکو!

‫زنده باد عروس، لعنتی!

‫اومده بودیم که یکشنبه رو بگذرونیم.

‫فکر خوبیه، خوب موقعی اومدین.

‫فردا خیلی بهتون خوش می‌گذره، ‫پسر پاریولو ازدواج میکنه.

‫پاریولو؟

‫یادته اوژن، همون که خیلی خنگ بود!

‫فردا مهمونی دارن. یه عروسی خیلی قشنگ میشه.

‫تازه با ارکستر جاز و همه چی!

‫وقت نمیکنید حوصله‌تون سر بره.

‫تازه پدر پاریولو هم برنامه‌ی ‫تقلید صداشو اجرا میکنه.

‫خیلی باحاله، پیرمرده!

‫امشب وقت نداریم ازتون پذیرایی کنیم.

‫یه کباب و بعدش لالا!

‫خدای من،

‫اتاقتون چی؟

‫هنریِت حتی یه دقیقه هم وقت نداره مرتبش کنه.

‫من همین الانش هم با این جونورهای کثیف مشکل دارم!

‫- آدم نمی‌تونه همه‌جا باشه! ‫- نگران عمو نباش.

‫ایرن انجامش میده، عادت داره.

‫من؟

‫خانم...

‫آدم تخت خودشو درست کنه بهتر از تخت بقیه است.

‫راست میگی عزیزم.

‫هنریِت، بهشون ملافه‌های تمیز بده،

‫تا این کوچولوها خواب‌های خوب ببینن!

‫زنده باد عروس!

‫این یه پرنده خیلی قشنگه، تو منطقه‌ی ما خیلی نایابه.

‫نره: می‌بینید این پرهاش تو فصل جفت‌گیری ‫چطور قهوه‌ای مایل به قرمز میشه.

‫راستش رو بگم، این اولین باریه که این شانس رو دارم

‫که اردک وحشی شکار کنم.

‫آقای موآساک عزیز، این اردک نیست

‫این یه کفچه نوک سفید بزرگه.

‫اگه آخرین رساله منو خونده بودید

‫اینجوری احمق به نظر نمی‌رسیدید.

‫من درباره کفچه نوک سفید بزرگ صحبت کردم!

‫یعنی قرار بود همه کارای شما رو بخونیم...

‫می‌بینید حتی شکار اردک بومی یا ‫مهاجر هم خیلی سرگرم‌کننده‌ست.

‫من همیشه به پرنده‌های مردابی علاقه داشتم.

‫اینجوری، تو این فصل جفت‌گیریشون

‫همیشه نراشون گیر می‌افتن.

‫مثل آدمهای احمق.

‫- ولی شما نمی‌تونید این کارو بکنید! ‫- چرا؟

‫اسبتون اونجا بود!

‫شما الان داری تقلب میکنی!

‫من تقلب نمیکنم، من نزدیک‌بینم.

‫- عینک بزنید! ‫- نه، زشتم میکنه.

‫عذر میخوام.

‫الو؟

‫الو پاریس؟ ممنون خانم.

‫الو؟ شما انگله هستید.

‫بله. خانم رفتن؟

‫لباس گرم پوشیده بودن؟ هوا خنک شده.

‫فقط یه چمدون کوچیک؟

‫لباس پشمی داشتن؟

‫باشه ممنون انگله.

‫شب بخیر.

‫شما با همسرتون، نمونه یه زوج متحد هستید.

‫بله، ایرن خیلی دلرباست.

‫دیدگاه شما نسبت به ازدواج تقریباً منو ‫با این مقوله آشتی میده

‫باید دو موجود استثنایی به هم برسن.

‫- همینطور ژنرال و من... ‫- دقیقاً همین رو می‌خواستم بگم...

‫ببخشید، اما فکر کنم فردا

‫- از سپیده‌دم بیداریم. ‫- اتاقهاتون رو نشونتون میدم.

‫خواهش میکنم...

‫روز عروسی پسرش.

‫تقصیر این پیرمرد بیچاره نیست!

‫روز عروسی، من میگم این کار درست نیست!

‫این آداب معاشرت نیست!

‫حالا که مرده، ‫حالا وقتی نوبت شما شد، خودتون انتخاب کنید!

‫یه چیز خوب بهت میگم.

‫تو یه آش فروش بیشتر نیستی!

‫- یه آش فروش! ‫- کاملاً!

‫شما هیچ حس انسانی نداری!

‫- هیچی، تو فقط یه حیوون پیری! ‫- عمو، عصبانی هستی؟

‫خفه شو!

‫آدم شب برای کارمنداش مهربونی میکنه

‫و صبح روز بعد، اونا رو سرت سوار میشن.

‫- نمی‌دونی چی شده؟ ‫- نه.

‫- دیگه عروسی‌ای در کار نیست. ‫- شوخی میکنی!

‫پدر پاریولو، مرگ ناگهانی، سکته مغزی.

‫یه پیرمردی که اینقدر شوخ بود، باورنکردنیه.

‫- اوژن دیگه ازدواج نمیکنه؟ ‫- ازدواج میکنه ولی

‫بدون مهمونی.

‫زنده باد عروس!

‫دقیقاً، فقط تو کم بودی!

‫خوب موقعی اومدی!

‫زنده باد عروس،

‫آره بابا!

‫ایرن!

‫ایرن!

‫لازم نیست چمدون ببندی، دیگه نمیریم.

‫بیا یه چیزی بنوشیم.

‫بفرمایید رئیس، گروه جاز اینجاست.

‫پر از ظرافت و شادی.

‫میکی بویز از ژوانویل-لو-پون!

‫میشه گفت خوب موقعی اومدین.

‫آقایان، می‌تونید مارش عزا بزنید؟

‫مارش‌های عزایی که فاجعه رو اعلام کنن!

The Strange Madame X subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left