The Agency

The Agency

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

The Agency 2024 S02E03 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏یکی از رابط‌هامون در‏ ‏وزارت خارجه تماس می‌گیره‏

‏تا برای آزادی سامیا ظاهر مذاکره کنه‏

‏در ازای جذب این مرد‏

‏اگه از بازجویی زنده بیرون بیاد،‏

‏راهی ابوظبی می‌شه‏

‏باید به پدرم زنگ بزنی و بهش بگی‏

‏- من بی‌گناهم‏ ‏- اگه با کسی حرف بزنم،‏

‏حقیقت ماجرا رو بهشون می‌گم‏

‏خانوادهٔ وایکینگ...‏

‏خواهرش و مادرش... اینجان‏

‏اوون توی میدونه‏

‏گفتی دوباره برای کی کار می‌کنی؟‏

‏پرستار نیروی هوایی‌ام، خانم‏

‏اگه این رد‏

‏تا جمهوری آفریقای مرکزی برسه چی؟‏

‏اون‌وقت شامپاین باز می‌کنیم‏

‏نگرانم‏

‏نائومی... خیلی به مأمور پوششی‌ش نزدیک شده‏

‏اگه از پروندهٔ گرملین کنار بذارمش،‏ ‏کی مسئولش می‌شه؟‏

‏- خودم‏ ‏- وقتی تو میدون بودی،‏

‏حتی یه بار هم اشتباه کردم؟‏

‏حتی یه بار‏

‏نظرت دربارهٔ نزدیک‌تر شدن‏

‏- به حسن زمانی چیه؟‏ ‏- هفتهٔ بعد‏

‏علیه‌ش شهادت می‌دم. خودت می‌دونی، نه؟‏

‏شهادت نده‏

‏بعضی جنبه‌های‏

‏عملیات‌های اخیر‏

‏احتمال رخنهٔ امنیتی رو مطرح کرده‏

‏داریم دنبال نفوذی می‌گردیم‏

‏خب، اجرایش کنیم‏

‏اول نقاط ضعف‏

‏بزرگ‌ترین چالش، با اختلاف،‏

‏جلب اعتماد خواهرشه‏

‏باید اوون رو باور کنه‏

‏اوون باید راضیش کنه‏

‏بره برادرش رو ببینه‏

‏در حالت ایده‌آل، کاری می‌کنیم وایکینگ رو‏

‏از قلمروهای والهالا بیرون بکشه‏

‏جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، مالی...‏

‏الان همه‌شون پایگاه‌های محکمن‏

‏روسیه یا اونجا دستش با دولته‏

‏یا داره خودش می‌شه دولت‏

‏ابوجا، نایروبی یا لاگوس‏

‏برای ما امن‌ترن. از اونجا‏ ‏می‌تونیم تخلیه‌ش کنیم‏

‏اگه با پای خودش نیاد چی؟‏

‏خب‏

‏ولی شاید...‏

‏یه کم بی‌سروصداتر‏

‏روشنه؟‏

‏چطور تماس می‌گیرن؟‏

‏احتمالاً خودش به خواهرش زنگ می‌زنه‏

‏هنوز نمی‌دونیم‏

‏اگه خواهره برای هر دو طرف بازی کنه چی؟‏

‏خودش به اوون زنگ زد، درسته؟‏

‏سطح اطمینان خوبه‏

‏پرستار نیروی هواییه و از‏ ‏مادر الکلی‌ش مراقبت می‌کنه‏

‏خب، همه‌چیز رو چک کنید‏

‏مطمئن شیم اوون طعمه‌ست‏

‏نه موشی که توی تله افتاده‏

‏بله؟‏

‏امارات متحدهٔ عربی. باید با کی حرف بزنم؟‏

‏روی عملیات «بویی‌نایف» کار کردم، می‌دونی‏

‏وگرنه زنگ نمی‌زدی‏

‏چه منابعی می‌تونیم به کار بگیریم؟‏

‏هیچ. امارات نقطهٔ کور سازمانه‏

‏به دلایل دیپلماتیکِ به‌شدت احمقانه‏

‏ازشون جاسوسی نمی‌کنیم‏

‏غیررسمی چی؟‏

‏غیررسمی با کشورهایی رابط‏ ‏داریم که این کار رو می‌کنن‏

‏هند کلی منبع داره. ایران‏ ‏هم. چین از همه بیشتر‏

‏نه، اون‌ها عاشق ما نیستن‏

‏با منابع هندیِ مستقر‏

‏در ارتباطی؟‏

‏قضیه چیه، مارشن؟‏

‏پنج دقیقهٔ دیگه با گرملین‏ ‏یه قرار رمزگذاری‌شده دارم‏

‏بعداً می‌تونیم درباره‌ش حرف بزنیم؟‏

‏حتماً‏

‏همه‌چی مرتبه؟‏

‏آره‏

‏فکر کنم‏

‏پاپای‏

‏برادرم پنج سال پیش رفت‏

‏اول رفت سوریه‏

‏اوایل خیلی ایمیل می‌زد‏

‏عکس می‌فرستاد‏

‏بعد کمتر شد‏

‏بعدش هم، خب... کلاً قطع شد‏

‏می‌دونی الان کجاست؟‏

‏آخرین خبری که داشتیم، جایی‏ ‏بود به اسم کاگا-باندورو،‏

‏شمال کشور‏

‏برای یه شرکت خصوصی کار می‌کرد‏

‏شرکت مهندسی بود...‏

‏یا...‏

‏ببخشید، ساختمانی؟‏

‏شرکت امنیتی‏

‏فکر کنم بیشترشون روسن‏

‏می‌دونم به چی فکر می‌کنی‏

‏واقعاً قضاوتت نمی‌کنم‏

‏من هم می‌ترسیدم. اگه برادر خودم‏

‏توی اون وضعیت بود، من هم نگران می‌شدم‏

‏حالا می‌فهمم چرا می‌خوای بری اونجا‏

‏من فقط...‏

‏می‌خوام داداش بزرگم سالم برگرده خونه‏

‏معلومه‏

‏شاید...‏

‏- وای خدا‏ ‏- خیلی ببخشید‏

‏اشکالی نداره‏

‏بذار کمکت کنم. ببخشید‏

‏- روی تو هم ریخت؟‏ ‏- چه ماهرانه‏

‏نه‏

‏ببین، رابین، من نمی‌تونم‏

‏قولی بدم‏

‏ولی اون سازمان مردم‌نهاد‏

‏واقعاً راه‌هایی بلده که‏ ‏آدم‌ها رو بفرسته جاهایی‏

‏که هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه بره‏

‏پس شاید اگه بری اونجا‏

‏و بتونی برادرت رو ببینی،‏

‏بتونی راضیش کنی برگرده خونه‏

‏فقط همین رو می‌خوام‏

‏فقط می‌پرسم‏

‏چرا اوون رو انتخاب کردید‏

‏وقتی یه افسر باتجربه‌تر در دسترس بود‏

‏منظورت خودتی‏

‏مثلاً‏

‏چون مرده‏

‏مردها تخم دارن‏

‏بی‌تخم، بی‌مأموریت‏

‏خیلی بامزه بود‏

‏می‌خوای بدونی چرا اون رو به تو ترجیح دادم؟‏

‏واقعاً می‌خوای بدونی؟‏

‏چون فکر می‌کنی دروغ گفتن‏

‏فقط باعث بالا رفتن ابروها می‌شه‏

‏اگه به‌جاش با والهالا طرف بودیم،‏

‏نه قلم‌به‌دست‌های بی‌عرضهٔ وزارت خارجه،‏

‏الان پرچم‌های تاخورده رو‏ ‏به همسرهای هردومون می‌دادن‏

‏من که ازدواج نکردم، قربان‏

‏پس همه‌ش فرضی بود‏

‏مثل آینده‌ات توی اینجا‏

‏شنیدم جلسه‌ات با بوسکو عالی پیش رفته‏

‏عجب، خبر اینجا زود می‌پیچه‏

‏خیلی افتضاح بود؟‏

‏معمولی بود‏

‏نه، جهنم بود‏

‏یعنی چی؟‏

‏یعنی ازم متنفره و فکر کنم اخراجم کنن‏

‏بوسکو از اون آدم‌ها نیست که بذاره شک کنی‏

‏نظرش درباره‌ات چیه‏

‏فکر می‌کنه پوکرفیس ندارم و نمی‌تونم دروغ بگم‏

‏برای دروغ گفتن به هرکسی...‏

‏مادرت، رئیست،‏

‏بازجو یا مدیر سی‌آی‌ای...‏

‏فقط باید بلد باشی به خودت دروغ بگی‏

‏اول از همه خودت باید باورت بشه‏

‏بچگی دروغ می‌گفتی؟‏

‏یک‌نفس‏

‏برای رفتن به هاروارد هم دروغ گفتی؟‏

‏از کجا می‌دونی هاروارد رفتم؟‏

‏تاریخ خوندی‏

‏فوق‌لیسانس امور جهانی داری‏

‏درباره‌ام تحقیق کردی. چرا؟‏

‏مسیر شغلی‌ات برام جالبه‏

‏- چرا؟‏ ‏- بلندپروازم‏

‏می‌خوام بدونم چطور باید به اینجا رسید‏

‏وقت داری من رو زیرورو کنی؟‏

‏که محرمانه نیست‏

‏خوندن رزومهٔ یه همکار نمونه‏

‏اسمش زیرورو کردن نیست‏

‏پس اسمش چیه؟‏

‏باید برم‏

‏کسی ازت خواسته درباره‌ام تحقیق کنی؟‏

‏این بخشی از یه تحقیقه؟‏

‏نه، اصلاً‏

‏خب، حالا بشین‏

‏گفتی می‌خوای یاد بگیری. بشین‏

‏به من نگاه کن‏

‏تکون نخور‏

‏عضلات صورتت رو شل کن‏

‏نه گرم، نه سرد‏

‏یه لبخند خیلی کم‏

‏نه، این دیگه زیادیه‏

‏باید شک کنم واقعاً لبخند می‌زنی یا نه‏

‏حالا جوابی پیدا کن که به‏ ‏اندازهٔ حالت صورتت خنثی باشه‏

‏راستش رو بگو‏

‏از تو خواستن درباره‌ام تحقیق کنی؟‏

‏اگه خواسته باشن چی؟‏

‏بهم می‌گی؟‏

‏چرا باید چیزی بهت بگم؟‏

‏می‌تونم بهت اعتماد کنم؟‏

‏معلومه که می‌تونی بهم اعتماد کنی‏

‏خیلی خوب بود‏

‏یه چیزی بگو‏

‏تا حالا اسم سامیا ظاهر رو شنیدی؟‏

‏هنوز داریم بازی می‌کنیم؟‏

‏ما همیشه داریم بازی می‌کنیم‏

‏یه استاد دانشگاهه‏

‏دو ماه‌ونیم پیش ناپدید شده‏

‏توی سودان نگهش داشتن‏

‏اونجا دست سرویس اطلاعاتی اماراته‏

More Farsi/persian subtitles for The Agency

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left