Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E07 Family Business Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در مارشال‌ها گذشت... ‏

‏هی! هی!‏

‏هی! هی!‏

‏- استالیون می‌ره‏ ‏- مال مامانه‏

‏ نمی‌تونی همهٔ خاطره‌هاش رو پاک کنی ‏

‏توی مراسم خاک‌سپاری پدرم گریه نکردم‏

‏فقدانش اون‌قدر سنگین بود‏ ‏که نتونستم واقعاً سوگواری کنم‏

‏ لطف کردن شوهرت و پسرت سر زدن ‏

‏می‌دونی، دیوار کشیدن آدم‌هایی رو‏

‏ که برات مهمن بیرون نگه می‌داره ‏

‏ تو جونم رو نجات دادی ‏

‏بذار چندتا نیرو بهت قرض بدم‏

‏روز خوبی بود؛ نشان‌ت موند‏

‏هم یه دوست جدید پیدا کردی‏

‏زین کن، کابوی‏

‏کدوم قسمتِ «تغییر کن یا بمیر» رو نمی‌فهمی؟‏

‏اومدم به نیروهای پدرت سر بزنم‏

‏دارن گله رو جابه‌جا می‌کنن‏

‏رفته بودم اطراف رو بگردم‏

‏یه خاطرهٔ مبهم دارم که قول دادی‏

‏به این تازه‌وارد یه تور خودمونی بدی‏

‏فکر کنم گفتم «شاید»‏

‏اسب بهتر از مونتانائه؟‏

‏چی مونتانا رو این‌قدر خاص کرده؟‏

‏سعی کن عقب نمونی‏

‏من رو یاد پیرنه می‌اندازه‏

‏آلپ هم همین‌طور‏

‏جدی؟ زیاد سفر کردی؟‏

‏آره؛ وقتی بچه بودیم‏

‏هر تابستون و کریسمس سفر خانوادگی می‌رفتیم‏

‏تو چی؟‏

‏مجبور شدم برم نیروی دریایی تا دنیا رو ببینم‏

‏فکرش رو بکن‏

‏این رو ده‌هزار سال پیش یه یخچال طبیعی ساخته‏

‏همین‌جا لباس‌های برادرم جیمی رو برداشتم‏

‏وقتی لخت شنا می‌کرد؛ مجبور شد برهنه برگرده خونه‏

‏بزرگ شدن با بهترین حیاط دنیا‏

‏حتماً مثل رؤیا بوده‏

‏خیلی خوب از پس اون اسب برمیای‏

‏باور کنی یا نه، توی شهر هم اصطبل هست‏

‏گفتی گردن و شونه‌ات درد می‌کنه؟‏

‏درد گردن و شونه داشتی؟‏

‏دستت هم مورمور می‌شه؟‏

‏از کی این علائم رو داری؟‏

‏از اولین دری که شکستم؛ فقط...‏

‏یاد گرفتم باهاشون زندگی کنم‏

‏چند بار اعزام شدی؟‏

‏واقعاً بیشتر از اونیه که یادم بیاد‏

‏چندتا آزمایش می‌گیریم‏ ‏شاید جوابش رو پیدا کنیم‏

‏باشه‏

‏بعداً می‌بینمت‏

‏کال؟‏

‏اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏

‏بل نگفته بود تیم‌تون‏

‏دنبال دکتر فراریه‏

‏سلام، جرد‏

‏نه، فقط اومدم یه معاینهٔ معمولی‏

‏من هم ناهار کاری بودم؛ باید برگردم اداره‏

‏درسته؛ خوشحال شدم دیدمت‏

‏آره‏

‏پدرت وادارت کرد جمع کنی‏

‏و تا اینجا بیای؟‏

‏من یه زن بالغ‌ام‏

‏نمی‌تونه مجبورم کنه کاری بکنم‏

‏اینجام چون دوستش دارم‏

‏و توی کسب‌وکار جدید دامداریش شریکم کرده‏

‏بابا، اینجا چی‌کار داری؟‏

‏کیسی پام رو شکست‏

‏باید مطمئن می‌شدم سالمی، کدوتنبل‏

‏فکر کنم‏

‏آخرین بار برام یه کلاه آوردی‏

‏اجازه بده جبران کنم‏

‏خوشحالم این‌قدر زود سرپا شدین، قربان‏

‏توی مزرعه مرخصی نداریم، درسته؟‏

‏اون‌قدر خوب شدم که یه واپیتی شکار کردم‏

‏گفتم شام درست کنم و بدهی‌ام رو صاف کنم‏

‏اون‌قدر می‌دونم که پیشنهاد یه ویور رو رد نکنم‏

‏عالیه‏

‏بفرما، مایلز‏

‏چای یه‌کم ترش بود‏

‏برای همین یه حبه قند انداختم توش‏

‏ممنون‏

‏حس بدیه شب دورهمی مامان‌ها پولت رو ببرم‏

‏اِ...‏

‏جرد و براکستون رفتن اردوی پدر و پسری‏

‏پس تمام شب وقت دارم پولت رو ببرم‏

‏روی کی شرط می‌بندی؟‏

‏بعد از دیدن بل در نقش دختر موتورسوار‏

‏شک ندارم یه حقه‌باز حرفه‌ای توی وجودشه‏

‏هوم‏

‏پولم روی مایلزه‏

‏شانس بروکن راک به‌لطف فرشتهٔ نگهبانش برگشته‏

‏سابرینا، اینا هم‌تیمی‌هامن؛ بل و آندریا‏

‏برای پیداکردن دخترها کمک کردن‏

‏عجب، داری اعتبار رو تقسیم می‌کنی‏

‏برای ورزشکار سابق دانشگاهی‏

‏خیلی خودت رو نمی‌گیری‏

‏«ورزشکار دانشگاهی» یه‌کم اغراقه‏

‏تایت‌اند و لاین‌بکر منتخب ایالت بود‏ ‏بورسیهٔ کامل دستهٔ یک گرفت‏

‏- یه دانشگاه دستهٔ یک‏ ‏- لعنتی، مایلز‏

‏می‌دونستم بازی می‌کردی‏ ‏نمی‌دونستم چه بازیکنی بودی‏

‏نبودم؛ توپ رو انداختم‏

‏مایلز و مربی با هم کنار نمی‌اومدن‏

‏داست‌کلاود همیشه همین بوده‏

‏آروم‌تر شدم‏

‏امیدوارم نه خیلی زیاد‏

‏از دیدنتون خوشحال شدم‏

‏دوست‌های مایلز؛ یه وقت زنگ بزن، مایلز‏

‏خب، این یه سؤال خیلی مهم رو پیش می‌کشه‏

‏با کسی قرار می‌ذاری؟‏

‏نه‏

‏از یکی خوشت میاد‏

‏پیچیده‌ست‏

‏از دنیای من نیست‏

‏- که چی؟‏ ‏- مثل دوران فوتبالم‏

‏احتمالاً قسمت نیست‏

‏می‌دونم، خیلی خوشمزه بود‏

‏فکر کنم هفتهٔ بعد هم می‌خوام بیام‏

‏- آره، میایم‏ ‏- خوبه، عالیه‏

‏غذاهای اضافه رو جا گذاشتم‏

‏بلیک...‏

‏باشه، برمی‌گردم‏

‏عینکم داخل جا موند‏ ‏یه دقیقه طول می‌کشه‏

‏ماشین روشن می‌مونه، عالی‌جناب‏

‏عالی بود، قربان؛ بیشتر مردم واپیتی رو خشک می‌کنن‏

‏هوم، بابا آشپز خانواده‌ست‏

‏ناخواسته ارتقا گرفتم و آشپز خونه شدم‏

‏نمی‌تونم باهات رقابت کنم‏

‏من هم در مورد دامداری‏

‏برای خانواده‌ت همین حس رو دارم‏

‏برای همینه به یه تیم نابغه‏

‏مدرک کشاورزی پول‌سازه‏

‏بیشتر از کمک دارن می‌کنن‏

‏چندتا فناوری بهم معرفی کردن‏

‏که شانس موفقیتم رو بیشتر می‌کنه‏

‏من با این باور بزرگ شدم‏ ‏که روش‌های قدیمی درست‌ترن‏

‏تا جایی که شنیدم، روش‌های قدیمی باعث شد‏

‏یلواستون هیچ‌وقت سود نکنه‏

‏توی دامداری، خودِ سبک زندگی‏ ‏پاداش واقعیه، قربان‏

‏وقتی پای دامداری وسطه، قربان‏

‏برای سرمایه‌گذارهای من نه‏

‏اگه بتونم کفهٔ ترازو رو به نفع خودم سنگین کنم‏

‏چرا نکنم؟‏

‏آزمایش نشانگرهای ژنتیکی کمکم کرد‏

‏از اول بهترین دام‌ها رو بگیرم‏

‏تا هزینهٔ نیروی کار پایین بمونه‏

‏هزینهٔ اولیه‌اش باید سنگین باشه‏

‏برای همین ریسک رو پخش کردم‏

‏هر رأس رو به‌عنوان یه دارایی جداگانه عرضه می‌کنم‏

‏تا مردم بتونن روش سرمایه‌گذاری کنن‏

‏اون سرمایهٔ در گردش، ارزش‌گذاری‌ام رو بالا می‌بره‏

‏تو و خواهرم خوب با هم کنار میاین‏

‏من برای بلندمدت وارد این کار شدم، کیسی‏

‏زمین بیشتر، دام بیشتر‏

‏این‌طوری سرمایه‌گذار بیشتری جذب می‌کنم‏

‏خیلی دوست دارم‏

‏ایست‌کمپ رو بخشی از کارم کنم‏

‏می‌خوای مزرعه‌ام رو بخری؟‏

‏بابا، اول بذار دسر بخوره‏ ‏بعد دعوتش کن توی تختت‏

‏وقتی چیزی رو بخوام، مستقیم می‌رم سر اصل مطلب‏

‏هوم؛ ممنون بابت شام‏

‏بذارید برای جمع‌کردن کمک کنیم‏

‏نه، ظرف شستن تنها کاریه‏ ‏که از پسش برمیام‏

‏قصد بی‌احترامی نداشتم‏

‏هردومون می‌تونیم برنده باشیم‏

‏بهش فکر کن‏

‏این نقشه بود که نرمم کنی‏

‏تا پدرت برای ایست‌کمپ پیشنهاد بده؟‏

‏برای خرید ایست‌کمپ؟‏

‏من هم به‌اندازهٔ تو غافلگیر شدم‏

‏برای همینه خانواده‌ام سر میز شام‏ ‏دربارهٔ کار حرف نمی‌زنن‏

‏ببخشید‏

‏داشتیم خوش می‌گذروندیم تا اون خرابش کرد‏

‏مگه نه؟‏

‏آره‏

‏ممنون بابت روز فوق‌العاده‌ای که ساختی‏

‏شب‌به‌خیر‏

‏هی، چیزی هست بخوای بهم بگی؟‏

‏دربارهٔ چی؟‏

‏دیشب توی بار پیچوندنمون‏

‏آره، روز از دستم در رفت؛ تقصیر من بود‏

‏آهان‏

‏گیفورد زنگ زد‏

‏یه پرونده داریم‏

‏قاضی فدرال پالین ایرز و شوهرش بلیک‏

‏- از انفجار خودرو جون سالم به در بردن‏ ‏- آره، دیدم‏

‏پارکبان به اون خوش‌شانسی نبود‏

‏سرنخی از مظنون دارید؟‏

‏یه قاضی فدرال احتمالاً دشمن کم نداره‏

‏کلینت گالو؛ ده سال پیش تهدید به انتقام کرد‏

‏وقتی ایرز به جرم بمب‌گذاری‏

‏در مرکز سلامت زنان زندانیش کرد‏

‏ماه پیش آزاد شد و هفتهٔ قبل‏

‏به مأمور ناظر گزارش نداد‏

‏پس الان فراریه‏

‏ولی گالو مال ماست‏

‏حفاظت از قضات هم مسئولیت مارشال‌هاست‏

‏از ایرز مراقبت می‌کنیم؟‏

‏از خودش و خانواده‌اش‏ ‏تا مهاجم دستگیر بشه‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left