The first 200 lines.
فکر نکنم سنگرها از این بدتر باشن
افتضاحه، به تمام معنا
لطف کردن یه پرنده بهمون دادن
بعد از اینکه 200 تا رو زدن؟
آره. خیلی هم دست و دلباز
کدوم طرف میری؟
ماموریت رسمیه
من عقب میمونم وقتی میخوای خبر بد رو بدی
اون پایین توی کُرال ثبتنام میکنن
آزمون آزاده
بنداز گردن جنگ. مردی نمونده
بنداز گردن جنگ؟
مرز طبقاتی داره میشکنه. وقتش بود
البته
اینجا که خبری از انقلاب نیست
-رمزدن؟ -انگلیس
ما خوراک چرخ آسیابیم
آخرش هم خوراک جبهه میشیم
ببخشید خانم
-از طرف کیه مامان؟ -از طرف شاه
متاسفم
-میتونستی بری تو لافتی -نه
فکر میکنی؟
عزا. خودش یه فرصته
پشت سرت
حواست کجاست لاتهای لعنتی
-ممنون از مهربونیتون -نه! من باید تشکر کنم
این چندمیشه؟
دوازده؟ چهارده؟
-از دستم در رفت -هوووف
خیلی آرومن
البته برای سربازا نرخ ویژه داریم
اگه برشون میگردوندن خونه حسابی پول پارو میکردم
-کیا؟ -مردهها. کلی میخندیدم
نه هربرت
مصائب متی مقدس آزمون. راس ساعت
جوان
آقای تریکِت
تو گروه کر سنت ویلفرد نیستی؟
-بودم -چی شد؟
صدام شکست
هنوز میتونی بخونی؟
یه کم. چرا؟
من و آقای تریکِت هردومون تو کُرالیم
-عضو کمیته -الان آزمون داریم
-تو تالار جوبیلی -من و اون؟
هرکی. میتونی بخونی؟
آره. اگه لازم باشه میرقصم هم
-نه توی مصائب متی -خجالت نکش. نمیخوریمت
شاید بخورم
راستش زیاد راغب نیستم
تازه میگن خیلی هم سخت میگیرن
ولی حالا که کلاس شبانه تعطیل شده بیکار میمونم
-چرا تعطیل شد؟ -معلمش رفت سربازی
با این حال خوشم نمیاد
انجمن کُرال
-منم همینطور -بذار مردم بخونن؟
که چی؟ آخرش هیچی عوض نمیشه
باز هم همونه که بوده
ببخشید، اینجا آزمونه؟
-کُرال رمزدن؟ -فکر کنم آره
اتفاقا خودمونم میخواستیم بریم تو، نه؟
ای آواره بیچاره
اگه از راهت دور شدی
دل قوی دار، برگرد عقب
ای آواره
امروز نه، ممنون. سرمون شلوغه
برای آزمون اومدم. مری لاکوود
بشینین خانم جوان
فکر کردم اومده کمک جمع کنه
همشون همینن، ارتش نجات
که آرامش واقعی رو پیدا کنی
به خاطر کلاهته
حواسشونو پرت میکنه
-هیچوقت برش نمیداری؟ -نه
حتی توی تخت؟
هر دلی رو بگیر جز دل ما
آره، برمیگرده
دل قوی دار، روزای خوب میاد
هر دلی رو بگیر
ما کنترآلتوییم. تو هم کنترآلتویی؟
من... فقط دوست دارم بخونم
پس جات اونجاست ما آزمون نمیدیم
-مگه نه ورا؟ -نه، ما قدیمیهایم
ستون فقراتیم
که آرامش واقعی رو پیدا کنی
ای بیچاره من
ای آواره
ممنونم خانم پروکتور
خانم هلمز، نوبت شماست
اوه، سلام
این دوستدختر کلایده مفقودالاثر
-خبری نشده؟ -نه
بهترین تنوری بود که داشتیم
بود؟ فقط مفقوده چیزی تایید نشده
اون هنوز دوستپسرمه
هنوز نه، امیدوارم
من همیشه جلو خودمو میگیرم اگه دلت بخواد
اگه دلت بخواد، معلومه
اگه چاقم بکنه چی؟ اصلا برام مهم نیست
آخه یه کم از چیزی که دوست داری
حالتو خوب میکنه
باشه، باشه
قبل از اینکه ادامه بدی
امروز یکی دو تا چهره جدید توی سالن هست
بهتره خودتو معرفی کنی
-چی؟ -بگو کی هستی
اونا میدونن من کیم
نه. اینجا
من آلدِرمن داکسبریام همتون منو از کارخانه میشناسین
ولی اینجا کارخانه نیست، کُراله
و اینجا همه باهم برابرن
آره، واقعا؟
اون کسی که باید حواستون بهش باشه من نیستم
رهبر کُره، آقای پولارده
سمت درستش وایسین راهتون کج نمیره
حرفم اینه که اگه شانس بیارین و انتخاب بشین
انتظار میره رفتارتون درخور اینجا باشه
امیدوارم واضح گفته باشم
نگران نباشین آقای داکسبری من جنبه معنوی هم دارم
منظورم تویی پسر سیاه و دودی هستی
-تازه از کارخانه اومدم -کارخونه کی؟
مال شما
باشه. بعدی کیه؟
میخوای بری سربازی؟
چرا حالا؟
حس میکنم وظیفه میهنیمه
چرا صبر نمیکنی برگه احضاریه بیاد؟
اونم میشه میهنپرستی
خب، اینایی که امروز اومدن چی؟ میگیریمشون یا نه؟
-بعضی از دخترا خوبن -ما دنبال دختر نیستیم
خب، پسرا بد نیستن
بد نیستن؟
بد نیستن؟ اینجا کُراله
صداهای قوی و درست فقط یه کم دلگرمی میخوان
خب، همین بود
فکر کنم بهتره من
جو
-کشیش -خدا همراهت
-آقای تریکِت -موفق باش پسر
امیدوارم بیشتر از سوپرانوها آلمانیها رو بترسونه
گیلبرت
یادت باشه گیلبرت
اولین نفر نباش
تو چی؟
تو هر چیزی. دعوا، هرچی
نگرانم نباشین آقای داکسبری اونقدر زرنگم تیر نخورم
اوه خدایا، منظورم این نبود
-من نگفتم -نه پسر
برو و موفق باش
یه نفر دیگه پیدا میکنیم جای خالیتو پر کنه
آمادهای گیلبرت؟ خیلی بیحرکت
آرتور فاکس چی؟
نویل ویداپ؟
کنترل نداره. کُرال کنترل میخواد
ایروین پرایس همیشه هست
برای من یکی نه
طلاق گرفته
میخوام یه اسم بگم
ولی نمیخوام کلهپا شم
کی میخواد بزنه تو دهنت؟
فعلا هیچکس، ولی تا دهن باز میکنم
چی شده مارگارت؟
صدا شنیدم
کمیتهست عزیزم، بهت گفتم
دنبال رهبر کُر جدیدیم
پولارد رفته سربازی اون دیوونه
برو بالا عزیزم
مزاحمت نمیشیم
خب جو، بگو
چی؟
اسمتو. بگو دیگه
دکتر گاتری
-چی؟ -هنری گاتری
نه. نه. نه، نه
-برگشته -احتمالا برگشته
و راستش اگه شرایط فرق داشت
اصلا ما رو آدم حساب نمیکرد
-گاتری همونه که...؟ -آره
سالها آلمان زندگی و کار کرده به انتخاب خودش
اونجا فرصت موسیقی داشته قابل درکه
اینجا هم فرصت داشت ولی آلمان رو ترجیح داد
چون گروههای بهتری داشتن
-خیانته -تو لیدز معجزه کرد
ازش متنفر بودن
مردم ازش میترسیدن
بیدینه
به همین خاطر انداختنش بیرون
الان بیدین زیاده
یکیشون تو برادفورده
نه برای رهبری مصائب متی
من رکوییم موزارتشو شنیدم
منم همینطور
فوقالعاده بود
هیچوقت نگفتی
نمیشه جو نه وقتی دلش با آلمانه
تازه حرفای دیگهای هم هست
چه حرفایی؟
بذار اینطور بگم یه مرد خانوادهدار ترجیح میدم
پس اسقف اعظم کانتربری رو میخوای
No comments yet. Be the first to leave one.