The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
فینیکس به ماک؛ فرماندار لئونید پولیوانوف هستم
تمام پروازها از مدار به سطح، موقتاً متوقف میشن
اطلاع داشته باشید
فرماندار پولیوانوف؟
هاپر باری به بخش فرود نزدیک میشه
بازرسیهای پیش از پرواز تمومه و فقط منتظر مجوز کنترل ترافیکیم
دستور میدم نگهشون دارید
- دریافت شد، متوجهایم - حرکت کنید
برید
- برگرد پیش بقیه - بقیهٔ چی؟ گروگانها؟
چون ما همینیم؛ گروگانهاتونیم، نه؟
آدمهایی که با اسلحه نگهشون داشتید
- آدمربایی... - خفه شو
فکر نکنم بتونم این کار رو بکنم، گِر
شوخی میکنی؟
فقط...
دیگه زیادی شده، مرد
پس حداقل اون تفنگ لعنتی رو بذار زمین
عقل اون از همهٔ شما بیشتره
خواستههاتون چیه؟ کی رئیستونه؟ تویی؟
بشین. بشین سر جات، لعنتی
بگیریدش! بگیریدش!
کمک! ما رو گروگان گرفتن! کمک!
بلندش کنید
نقشه چیه، خراردو؟
منظورت چیه؟
جلوی خودکارسازی رو میگیریم
چطوری؟
ارتباطات خروجی رو قطع کنید
نمیخوام کسی به زمین خبر بده
تا وقتی بفهمیم باید چه غلطی بکنیم، همه همینجا میمونیم
همه آروم باشید، باشه؟
اگه آروم باشید، دیگه کسی آسیب نمیبینه
هَپیولی، این سوجورنره؛ صدای ما رو دارید؟
هَپیولی، سوجورنر؛ لطفاً پاسخ بدید
توی سامانهٔ ارتباطی خودمون مشکلی نمیبینم،
پس ایراد باید از سمت مریخ باشه
ممکنه طوفان خورشیدی یا مشکل رلهٔ ماهوارهای باشه
هر چیزی ممکنه باشه
از ماک خبری نیست؟
نه، مأموریت کوراگینه
سوجورنر، این کاسموس-۱ است؛ صدای ما رو دارید؟
صداتون رو داریم، کاسموس-۱. خوشحالیم ازتون خبر گرفتیم
مطمئن نبودیم ارتباط خودمون قطع شده یا نه
در مریخ مشکلی پیش اومده
بیشتر توضیح بدید
شهر ستارهها به من اطلاع داده
آنارشیستها اتاق کنترل هَپیولی رو تصرف کردن
ظاهراً عدهای رو گروگان گرفتن
همهٔ اونجا در امانن؟
خبری دارید که حال همه خوبه؟
بیشتر از این نمیدونیم
ظاهراً حدود یک ساعت پیش اتفاق افتاده
متأسفم که باید این خبر رو بهتون بدم
میرم بقیهٔ خدمه رو بیدار کنم
بیرون آشوبه
بهتره افرادتون همونجایی که هستن بمونن
دریافت شد
در جریانم بذارید
قربان، خانم، اعتراضهای منطقهٔ تجاری
به خشونت کشیده شده و به بقیهٔ پایگاه هم سرایت کرده
نه، دوباره نه
یه گروه از معترضها جدا شدن و با زور ماک رو تصرف کردن
چیکار کردن؟
از کارکنانمون که اونجا بودن خبری گرفتید؟
نیم ساعت گذشته هیچ خبری نداشتیم
اون اتاق تمام سامانههای حیاتی پایگاه رو کنترل میکنه
برق، پشتیبانی حیات، ارتباطات، تازه مأموریت تایتان هم هست
نمیفهمن چهکار کردن؟
مشخص نیست، خانم
از محل الکس بالدوین خبر داریم؟
توی اعتراضها بوده؟ حالش خوبه؟
اوضاع لحظهبهلحظه عوض میشه؛ چیزی نمیدونیم
گزارش روشنی به دستمون نمیرسه
- چه حسی داری؟ - خوبم
- انگشتم رو دنبال کن - باشه
هوم، سردرد یا حالت تهوع نداری؟
- نه - خوبه
ضربهٔ مغزی نیست؛ باز هم یخ بذار
لیلی
خوب میشه؟
زیر نظر نگهش داشتیم؛ حالش پایدار بهنظر میرسه
مایلز، خوب میشه
باید اونجا میبودم و ازش محافظت میکردم
تو اونجا بودی
حرف دیما رو شنیدی
بهاحتمال زیاد فقط یه ضربهٔ مغزی خفیفه
خدا رو شکر که فقط همینه
توجه کنید، خراردو اورتیس نینیو هستم
کنترل ماک دست ماست
فرماندار و همهٔ افراد داخل ماک رو در اختیار داریم
محمولهها رو متوقف کردیم
و نمیذاریم ما رو به زمین برگردونن
یا عیسی، چه غلطی کرده؟
مثل همهٔ ما عصبانیه
ولی مایلز، خودت گِر رو میشناسی
با این همه فشار...
باید بری اون بالا
نه، نمیتونم لیلی رو تنها بذارم
حالش خوب میشه
با اینجا نشستن و نگرانی هم کاری ازت برنمیاد
ولی اون بالا میتونی کاری بکنی
میدونن میتونن بهت اعتماد کنن
تا اطلاع بعدی داخل هَبهای خودتون بمونید
تا اطلاع بعدی داخل هَبهای خودتون بمونید
هی! تکون نخور
دستها بالا
یه لحظه صبر کنید. فقط میخوام از پایگاه رد بشم
خفه شو، عوضی. بازداشتی، فهمیدی؟
میدونم با اونهایی
- فقط میخوام برم... - خفه شو
- بیخیال، مرد - برگرد
دارید زیادی پیش میرید. گوش کنید، من فقط میخوام...
- هی! - آخ!
صبر کنید
از اینجا به بعدش با من
دستور دارم
باید تمام زندانیهای ردهبالا رو مستقیم به فرماندهی میدانی ببرم
- از کجا بدونیم طرف کدومی؟ - من صلحبانم، احمق
آره، ولی بعضی از ما به این عوضیها پیوستن
گوش کنید، بهتر نیست...
کسی ازت نخواست حرف بزنی، آشغال
بجنب، حرکت کن
چهار راهروی دیگه توی این طبقهٔ زیرین مونده
خدای من
دریافت شد
- چرا زدی توی شکمم؟ - شانس آوردی دماغت نبود
یه لحظه صبر کن، بذار اینا رو باز کنم
اینجا چیکار میکنی؟ امن نیست
فقط میخوام نذارم اوضاع بیشتر از این از کنترل خارج بشه
یه کم دیر شده
شاید بهتره با من بیای
کجا؟
ممکنه اوضاع زشت بشه،
فکر کردم اگه یکیدو آدم خونسرد اونجا باشن،
شاید بتونیم جلوی آسیب دیدن بقیه رو بگیریم
بیخیال، من رو میشناسی
کمکت به دردم میخوره
باشه، ولی مواظب باش، مایلز
فکر کنم قبل از رفتن بهتره لباست رو عوض کنی
آره، راست میگی
سلام
مایلز اومده
آروم، یواش
اون تو چه خبره، مالکا؟
نمیدونم
همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد
مایلز
لعنتی، داداش، موفق شدیم
این زن اینجا چه غلطی میکنه؟
- پلیسه، من رو دستگیر کرد - میدونم...
هی، هی، صبر کنید. با منه، باشه؟
همه آروم باشید
ندیدی اون پشت چه بلایی سرمون آوردن؟
چرا، دیدم
منم اندازهٔ تو عصبانیام، ولی همهشون اونطوری نبودن
اون نبود
پس چی، حالا طرف ما شدی؟
طرفدار اینم که همه یه کم آروم بگیرن
اومده کمک کنه
همه فقط آروم باشید
دلیلی نداره کسی اینجا آسیب ببینه
تا حالا هم به آدمها آسیب زدید
خفه میشی؟
فکر میکنید بستن دستوپای مردم قابل قبوله؟
گِر، این یارو... میفهمم دنبال چی هستی،
ولی اگه M-6 بفهمه بلوف میزنی چی؟
- بلوف؟ - اینا مردم بیگناهن
- حق نداری - واقعاً که نمیخوای به کسی آسیب بزنی
نمیدونم توی کشور شما چهطوره، ولی توی اتحاد شوروی
تروریستها رو به جرم خیانت دار میزنیم
و همین سرنوشت در انتظار شماست؛ همهتون
وقتی نظم به پایگاه برگرده، تاوان جنایتهاتون رو میدید
گِر، نکن... گِر
مواد انفجاری رو کار بذارید
سه، دو، یک؛ انفجار
خیلی خب، حرکت، حرکت!
تماس از چپ! راست! برید، برید!
- تماس از راست - پوششت میدیم
هدف سمت راست افتاد
سمت راست رو پوشش میدم
دارم رد میشم؛ هدف سمت راست افتاد
تماس از راست
- خوبه، نفر چهار - سمت راست پاکه
دارم رد میشم؛ بالا رو چک کنید
- هوات رو دارم - مرکز، اینطرف
هدف افتاد! هدف افتاد!
پشت سر من!
بالا پاکه
سمت من پاکه، قربان
- تفنگدارها، جمع بشید - پاکه
پاکه
پاکه
پاکه
- پاکه - پاکه
آتشبس، آتشبس
تبریک، تفنگدارها
موفق شدید این بخش رو از نیروی دشمن فرضی پس بگیرید
کلاهها رو بردارید و برای جلسهٔ جمعبندی آماده بشید
No comments yet. Be the first to leave one.