Taarzan: The Wonder Car

Taarzan: The Wonder Car

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Taarzan The Wonder Car 2004 720p WEB-DL
A Commentary by MRTranslate

Tags

other
Published on: 2025-02-20
Downloads: 114
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

23.976

صبح بخیر، راج.

پسر، پاشو. صبحه.

صبح بخیر، بابا. - صبح بخیر، پسرم.

هی، پاشو. باید بری مدرسه. - هنوز بیدار نشده؟

هی، راج، پاشو. ببین، مادربزرگ اومده.

بابا شب نداره...

...و پسر هم صبح نداره.

بیا، شیرتو بخور. و بهم بگو...

این چند ماهه نصفه نیمه خوابیدی...

...دیگه چند شب دیگه میخوای بیدار بمونی؟

مادر، دیشب آخرین باری بود که بیدار موندم.

پروژه‌ای که روش کار می‌کردم تموم شد.

بیا، بهت نشون بدم. بیا، پسرم.

بابا، یه ماشین فوق‌العاده درست کردی.

مادر، خوشت اومد؟

خیلی خوبه، پسرم. ولی تو هم روش کار کردی، مگه نه؟

چند تا شرکت بهم پیشنهاد دادن.

بعد از ثبت اختراع، باید باهاشون جلسه داشته باشم.

من آقای راکش کاپور هستم. - سلام. - و اینا شریکای من هستن.

لطفاً بفرمایید.

این یه موتور هشت سیلندر V شکله.

و همه این تکنولوژی...

...توسط سیستم عیب‌یابی کامپیوتری کنترل میشه.

اگه ماشین تصادف کنه، یعنی.

برای ساخت این ماشین، من...

...بیشترین توجه رو به صندلی‌های بلند...

...و چسبندگی عالی به جاده برای راننده داشتم.

طراحی خیلی زیبایی انجام دادید.

ما پروژه‌تون رو خیلی دوست داریم.

بگید ببینم. چه نوع معامله‌ای رو می‌خواید انجام بدید؟

من بیست درصد از حق امتیاز رو می‌خوام.

لوگوی ماشین به اسم من باشه.

ما خیلی تحت تاثیر طراحی شما قرار گرفتیم.

اما... اما نمی‌تونیم این شرایط شما رو درک کنیم.

آقا، شرایط من به خاطر زیبایی‌های پروژه‌مه.

ماشین من یه ماشین آینده‌نگرانه.

و همونطور که شماها دیدید...

...هیچ ماشینی مثل این ساخته نشده...

...که این همه ویژگی توش باشه.

و با این راندمان سوخت خوب.

ما قبول داریم که شما یه مدل ماشین عالی ساختید.

اما باید ارزش اسم شرکت‌مون رو...

...تو بازار حفظ کنیم.

بنابراین، نمی‌تونیم اسمتون رو بذاریم.

اما هر چقدر که برای این پروژه بخواید، پرداخت می‌کنیم.

اما نمی‌تونیم به شما حق امتیاز یا شراکت بدیم.

من با معامله شما موافق نیستم.

دیسکشو پس بده بهش.

یه ماشین خیلی پیشرفته ساختی.

فکر نمی‌کنم همچین ماشینی بشه...

...تو صنعت خودروسازی تو ده سال آینده ساخت.

ما همه شرایط شما رو قبول داریم.

بهتون حق امتیاز می‌دیم و اسم ماشین رو هم اسم شما می‌ذاریم.

من فردا با تیم فنیم یه جلسه دارم.

بعد از اون، هفته بعد...

قرارداد رو امضا می‌کنیم.

مادر...

هی، اومدی؟

معامله پروژه‌ام نهایی شد. هفته دیگه قرارداد رو امضا می‌کنم.

می‌دونستم. تلاش واقعی هیچوقت هدر نمیره.

منم حتی یه ماشین ساختم. - واقعا؟

تو از من مهندس بزرگ‌تری می‌شی.

این غیر ممکنه. - چرا؟

چون نمی‌تونم مثل تو شبا بیدار بمونم.

الاغ!

بابا، چرا هر روز اینو می‌شوری؟

منم هر روز تو رو حموم می‌برم، مگه نه؟ - ولی چرا؟

چیزی که دوست داریم رو...

...نباید همیشه قشنگ نگه داریم؟

تو این ماشینو خیلی دوست داری؟ - آره.

چرا؟ بابا؟

پسرم، این نماد پدرمه. اون به من هدیه داده بود.

وقتی بزرگ بشی، من به تو هدیه می‌دمش.

بابا، چرا این تارزان رو اینجا گذاشتی؟

من اینو تو بچگیم اینجا گذاشته بودم.

من باور داشتم که این ماشین تارزانه و...

...حتی اسمشو تارزان گذاشته بودم.

تارزان یه مرد بود.

آره، یه مرد بود. ولی مثل این ماشین قوی بود.

ولی بابا، تارزان غذا هم می‌خورد.

این ماشین کجا غذا می‌خوره؟

نمی‌خوره؟

پس چرا لباس نمی‌پوشه؟

تارزان هم لباس نمی‌پوشید.

فقط به خاطر اینکه سانسور گیر نده...

...تارزان فیلم و کارتونی...

...مجبور بودن یه شورت از برگ درست کنن. - ولی...

حالا دیگه از من نپرس سانسور چیه.

این گوشی توئه، پسرم. - دارم میام، مادر.

من موکوند جوشی از شرکت هارش موتورز صحبت می‌کنم.

بله، آقای جوشی...

شرکت ما تمایلی به معامله با شما نداره. - چرا؟

طرحی که می‌گید مال شماست...

...و با استفاده از اون می‌خواید با شرکت معامله کنید...

...شرکت فور فاکس سه ماه پیش اونو به ثبت رسونده.

ولی... من این طرح رو چهار...

...روز پیش کامل کردم و ثبتش کردم. پس چطور...

...فور فاکس سه ماه پیش ثبتش کرده؟

ما نمی‌دونیم. از اونا بپرسید.

یه فکری دارم. - چی؟

ما خودمون این ماشینو نمی‌سازیم.

در عوض، طرح این ماشینو می‌دیم...

...به یه شرکت آلمانی یا ژاپنی...

...و تا آخر عمر حق امتیازشو می‌گیریم. - آره!

ما نمی‌تونیم حق امتیاز بدیم، ولی می‌تونیم بگیریم، مگه نه؟ - قطعا.

یه چیز دزدی رو نباید همینطوری آویزون کرد.

چون کسی که صاحب اون چیزه، خفه تون می‌کنه.

شما طرح منو تو...

...اسم خودتون با رشوه دادن به ثبت کننده اختراع، ثبت کردید.

درسته، ما این کارو کردیم.

و شما الان به هیچ وجه نمی‌تونید به ما آسیب برسونید.

من رسید درخواست ثبت اختراع رو دارم.

من شما چهار تا روباه و...

...ثبت کننده اختراع رو به دادگاه می‌کشم.

هنوز اونقدر مدرک دارم که می‌تونم شما چهار تا رو دستگیر کنم.

همین الان میرم اداره پلیس و شما رو رسوا می‌کنم.

اطلاعات رو گرفتم. اونا تو دفتر نیستن.

رفتن به مزرعه.

مدرک‌هاتون رو با خودتون آوردید؟

سی‌دی طرح‌هام و...

...رسید درخواست ثبت اختراع پیش منه.

همین الان میریم مزرعه‌شون. - بریم.

ولی خوب به حرفام گوش کن. توافقی که امضا کردیم...

اون یه شکایت ثبت کرده.

شماها طرح‌های ماشینشو دزدیدید.

و در حال حاضر، مدرک هم پیششه.

اون اومده بود پیش ما که ماشینشو بفروشه.

ما معامله رو تموم نکردیم، واسه همین سی‌دیشو کپی کردیم.

همچنین می‌دونستیم که اگه اون به دادگاه بره...

...ما باید سال‌ها تو پرونده بمونیم.

و چیزی هم دستمون نمیاد.

حق با شماست.

لطفاً همه مدارک رو بهشون بدید.

مشکل حل میشه.

هی، نیازی به شوکه شدن نیست.

ما اون بازرس رو خریدیم.

شانس بدتون بود که پیش اون رفتید.

و ما می‌دونیم که شما مدرک رو به ما نمی‌دید.

بنابراین، اون الان شما رو می‌کشه.

و پرونده‌تون رو هم می‌بنده.

شنیده بودم که هر سگی یه روزی داره.

ولی هیچ عبارتی برای روباه‌ها نشنیده بودم.

شما با دعوت من به اینجا، یه اشتباه بزرگ مرتکب شدید.

من یه مهندس خودروسازم.

همونطور که می‌تونم طرح رو بسازم، می‌تونم خرابش هم بکنم!

پامو شکست! اون سگ!

من به پلیس و مطبوعات زنگ می‌زنم.

من پوست این چهار نفر رو با پوست تو یکی می‌کنم.

فکر می‌کنی چی؟ تو دنیای تجارت، آدم‌های святой و святой هم هستن؟ (святой - святой یه چیزی مثل "قدیس" یا "مقدس" هست، اینجا حالت تمسخر داره)

می‌خوای طرح رو خراب کنی؟ اینو بگیر!

به ما می‌گی روباه؟

لطفاً وایسید.

اینجا نکشیدش.

می‌ذاریمش تو ماشینش و می‌ندازیمش تو دریاچه پشت.

هیچوقت معلوم نمیشه تصادف بوده یا قتل.

حق با بازرسه. - باشه.

اسم و حق امتیاز رو تو تولد دوباره‌ات بهت می‌دیم.

برو. برو یه ماشین پرنده طراحی کن...

...برای خدای مرگ، برو!

هی، عینکی! حتی بعد از عینک زدن هم نمی‌بینی؟

اونجا جای پارک دوچرخه‌ات نیست.

جای پارک موتورهای ماست.

پس کجا پارک کنم؟

هی، فکر می‌کنی ما اینجا معلم پارک کردنیم؟

بیا، هر جا می‌خوای پارک کن.

هی، عینکی. بیا اینجا. بیا اینجا.

ببین، عینکی. قبول شدی و اومدی کلاس ما.

این یعنی چی؟

این یعنی این دفعه هم رد شدی؟

خیلی خوشحالی؟ - نه. متاسفم.

داری با این خوشحالی، ناراحتیتو نشون میدی. - بیا اینجا.

بیا اینجا.

خب، بهم بگو. دو و دو چند میشه؟ - بله؟

چرا مِن و مِن می‌کنی؟ بهم بگو چند میشه؟

دو و دو میشه چهار.

احمق. دو و دو میشه بیست و دو، چی؟

بهم بگو، چند میشه؟

بیست و دو.

حالا اومد تو دسته ما.

چه خبره؟ - یا خدا! دو تا عینکی!

اینجا چیکار می‌کنی؟ - هیچی آقا.

همه این بچه بیچاره رو عینکی صدا می‌زنن.

ما فقط داشتیم اسم واقعیشو ازش می‌پرسیدیم.

نه آقا. نه کس دیگه، اونا منو عینکی صدا می‌زنن. - چرا؟

چون عینک می‌زنم، مگه نه؟

این یعنی شما هم باید منو عینکی صدا بزنید؟ - نه آقا.

اینا شما رو دو تا عینکی صدا می‌زنن. - چی!

من شماها رو از مدرسه اخراج می‌کنم، فکر کردید چی؟

شماها می‌خواید تا آخر عمر اینجا بمونید؟

می‌خواید زندگی اینم خراب کنید؟ من نمی‌ذارم این اتفاق بیفته!

عینکی، برو از اینجا!

راج، تو برو.

به من می‌گی دو تا عینکی؟ آره؟

راج، چرا دیر کردی؟ - با اون چهار تا دردسر روبرو شدم.

به نظر میاد اون چهار تا دردسر...

...فکر می‌کنن تو بابورائو هستی. - بابورائو؟

این دیگه چیه؟

هنوز نتونستم از دست عینکی خلاص شم...

...تو یه فامیل دیگه هم بهم دادی؟

Taarzan: The Wonder Car subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left