Elite Force

Elite Force (GIGN)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Elite Force 2026 S01E04 FRENCH NF WEB H264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 185 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫بیست و یک نفر گروگان دارن. ‫یکیشون هم یه بچه ست، لینا.

‫باباش سرهنگ الکسی مایار، ‫رئیس آزمایشگاهه.

‫مامانشم تو ارتشه.

‫احتمالا اومده بودن سر کار بابا رو ببینن ‫که گروگانگیری شروع شده.

‫تروریست تنها قبلا تو ‫همین آزمایشگاه کار میکرده.

‫یه آدم آرمان‌گراست.

‫از اسلحه هایی که میسازن عصبانیه ‫و میخواد کل کشور خبردار بشه.

‫روانی نامتعادل و بدبینه.

‫تو آزمایشگاه چی میسازن؟

‫نمیدونم. طبقه‌بندی شده هست.

‫فقط گفتن مواد منفجره هست.

‫دو نفری. با هم‌تیمی های همیشگیتون.

‫قوانین معمول درگیری.

‫دفاع از خود منطقی،

‫تهدید فوری جون یه گروگان ‫یا یه دستور مستقیم.

‫میدونیم این مرکز مواد منفجره میسازه. ‫پس شلیک نکنین.

‫از تونل خدماتی میریم تو. ‫راه بیفتین!

‫توجه تمام یگان ها، ‫داریم به هدف نزدیک میشیم.

‫همه یگان ها موقعیتشون رو حفظ کنن.

‫میخوام همین الان ‫با وزیر دفاع صحبت کنم.

‫میخوام با یه خبرنگارم صحبت کنم.

‫اگه این کارو نکنین، ‫یکیو میکشم.

‫دیوید و لوران ‫تو موقعیتن، براوو چارلی.

‫چرا اینقدر طول کشیده؟

‫میخوای یکیو بکشم؟ همینه منظورت؟

‫15 دقیقه بهتون وقت میدم. ‫بعدش همه رو میکشم.

‫میشنوی؟

‫15 دقیقه!

‫نمیتونین با یه ترفند دیگه ‫گولمون بزنین!

‫باشه، گروگان ها رو میبینم.

‫چیز خاصی نیست. آسیبی معلوم نیست.

‫میفهمی چی میگم؟

‫لعنتی!

‫مذاکره قطع شد.

‫لعنت بهش!

‫هدف رو میبینم.

‫یه ساچمه‌زنی 12 کالیبر دستش داره. ‫یه چاشنی هم تو دست چپشه.

‫عصبی به نظر میاد.

‫دیگه نمیتونم این وضعو تحمل کنم!

‫اینجوری نگام نکنین!

‫اسکار 12 رو گم کردم.

‫دخترکوچولو رو نمیبینم. ‫نمیدونم کجاست.

‫هدف داره حرکت میکنه.

‫- لعنتی! ‫- تازه از سالن غذاخوری اومد بیرون.

‫حواستون باشه. ‫اسکار 9 داره میره سمت پشت.

‫نمیبینم چیکار داره میکنه.

‫یه کیف برداشت.

‫داره چه غلطی میکنه؟

‫تو! پاشو!

‫انجامش بده! لعنتی!

‫توام همینطور!

‫داره یه برتا رو پر میکنه. ‫الان بدجور اوضاع بهم میریزه.

‫باید همین الان دست به کار بشیم.

‫ممکنه در تله‌گذاری شده باشه. ‫از پشت میریم.

‫توام همینطور! پاشو دیگه!

‫پاشو! همین الان!

‫لعنتی!

‫پلیس!

‫- پلیس! ‫- با من بمون امل. به من گوش کن عزیزم.

‫- هدف خنثی شد. ‫- حالت خوب میشه. فقط بمون.

‫- قربان، داریم تخلیه میکنیم. قربان! ‫- باید فشار بیاریم. بهش شلیک شده.

‫- تخلیه میکنیم! ‫- ما مراقبشیم.

‫همینجور فشار بده! ‫صبر کن، صبر کن! بهش شلیک شده!

‫- برو کنار! ‫- بهش شلیک شده!

‫یه تایمر داریم. ‫3 دقیقه. همه رو ببرین بیرون.

‫- برین عقب، قربان! ‫- خانوم، صدامو میشنوین؟ صدامو میشنوین؟

‫- حرکت کنین! ‫- داریم میبریمش بیرون!

‫صدامو میشنوین خانوم؟ ‫ما ازتون مراقبت میکنیم.

‫- دخترم. ‫- برو، برو!

‫- حرکت کن! ‫- ولم کن. حرف منو شنیدی؟

‫برو!

‫- دخترتون؟ دخترتون کجاست؟ ‫- تو آزمایشگاهه.

‫- بیا، باید بریم. ‫- آزمایشگاه...

‫- تو آزمایشگاهه. ‫- تو آزمایشگاهه؟

‫- اون یارو مواد منفجره کار گذاشته! ‫- ما حلش میکنیم قربان.

‫- دخترم تو آزمایشگاهه! ‫- ببرینش بیرون از اینجا.

‫پیداش میکنیم. پزشک!

‫- دکتر! اینجا! ‫- دخترتونو پیدا میکنم خانوم.

‫دخترتونو پیدا میکنم. ‫منم یه دختر دارم.

‫نجاتش بده.

‫همه برن بیرون! ‫برین، برین، برین. از اینجا برین بیرون!

‫همه تخلیه کنین!

‫نه، صبر کنین! ‫وایسین! باید دختره رو پیدا کنیم!

‫دختره جاش خالیه!

‫90 ثانیه وقت دارین. ‫بعدش بزنین بیرون.

‫تقریبا وقتی نمونده بود،

‫واسه همین من و لوران ‫برگشتیم دنبال دخترکوچولو بگردیم.

‫... تو راهروها دویدیم و، اِم...

‫و لینا مایار کمی بعد از اون ‫تو انفجار آزمایشگاه مُرد؟

‫همراه با ستوان لوران ویلیه.

‫آره.

‫15 سال پیش، دقیقا همین روز.

‫جزئیات دیگه‌ای یادت میاد؟

‫هرچی به ذهنت میرسه ‫که بتونی باهامون در میون بذاری؟

‫نه.

‫کلوئه، بعدش بریم سراغ زنش.

‫درسته. این امل مایاره.

‫بعد از مرگ دخترش، ‫از نیرو استعفا داد و از رادار خارج شد.

‫یه سال بعد، طبق سوابق

‫تو یه تصادف ماشین ‫تو ترکیه کشته شده.

‫اما شوهرش ‫طرفشو عوض کرد.

‫10 سال زندان بوا-دارسی رو گذروند ‫بابت قاچاق اسلحه.

‫بیشتر مواد منفجره.

‫همونجا با کرولر آشنا شده.

‫همین آبان‌ ماه آزاد شده، ‫و بعدش دیگه خبری ازش نبوده.

‫حتی تو فضای مجازی هم نه.

‫از طریق کرولر، تیمشو ‫واسه ماموریت سی‌ال بیست جمع کرده.

‫حدس ما اینه که خودش بوده ‫که کرولر رو حذف کرده

‫وقتی دیروز دستگیرش کردیم.

‫و یکی از اونایی بود که سی‌ال بیست رو ‫تو اتاق بیمارستان کریستف کار گذاشت.

‫نصف تیم شناسایی رو گذاشتم رو این پرونده.

‫ ‫| جی‌ژن |

‫گوش کن، عجب هیولاییه. شنیدی؟

‫باشه. بجنب، آقای سافاری. موتورو بگیر بالا.

‫حواستون باشه بچه ها، ‫ممکنه خیلی سر و صدا کنه.

‫خودت خواستی!

‫- آماده‌ای مکس؟ بد نبود؟ ‫- یه کم بیشتر.

‫یه لحظه، یه لحظه. گوش کن.

‫- زیادیه. ‫- بازم؟

‫- داره فکمو میلرزونه! ‫- خاموشش کن!

‫نه، نه، نه!

‫- صداتو نمیشنویم! ‫- دندونام درد گرفت.

‫خاموشش کن!

‫آره!

‫- پای خودشه، پای من نیست. ‫- اوه!

‫پاتو از رو گاز بردار، چطوره؟

‫- منم میتونم سر و صدای خودمو بکنم! ‫- حواست باشه مکس، جدی میگه!

‫دیوید، صبر کن.

‫به جایی رسیدی؟

‫یه پیشرفتی هست. ‫یه پیشرفتی هست، ولی...

‫تنها چیزی که واقعا میخواستم این بود که ‫تو اون مدت کمی که داشت، پیشش باشم.

‫تو هر روز میتونستی پیشش باشی.

‫من این فرصتو ندارم.

‫بهم قول بده قسر در نمیرن.

‫قسر در نمیرن. نگران نباش.

‫بهت قول میدم.

‫هی، این یکیو تا حالا ندیده بودم.

‫اون یه باربیکیو تو خونه کریستف بود.

‫ولی تو هم اونجا بودی، میدونی.

‫آره، اون روزو یادمه.

‫- ده سالم بود، آره. ‫- آره.

‫میدونی چرا یادته؟

‫نه.

‫اون بعدازظهر ‫یه لیوان کامل شراب سر کشیدی.

‫آره، یادمه.

‫- اولین بار بود که مست کردم. ‫- مادرت حسابی حالمونو گرفت.

‫چه دعوایی کرد!

‫- باید صداشو میشنیدی. ‫- شرمنده.

‫واسه کریستف متاسفم.

‫وقتی بچه بودم، بابام منو میبرد ‫بوفه چینی تو ورسای.

‫کاری بود که همیشه میکردیم. فقط ما دوتا.

‫مامانم از اون جا اصلا خوشش نمیومد.

‫حالا هر سال میرم اونجا غذا میخورم ‫همون روزی که مُرد.

‫معمولا تنهایی، ولی...

‫چون امشب همون روزه، گفتم ‫شاید تو هم بخوای بیای.

‫نه.

‫نه، امشب نمیتونم.

‫باید یه چیزیو چک کنم.

‫باشه.

‫اینکه تمام روز نفس‌گیرمون باشن ‫سرعتمونو بیشتر نمیکنه.

‫شاید یه سرنخ از مایار پیدا کردم. میای؟

‫" سروان کلوئه لوفور " ‫" ستوان آدرین لدوک "

‫وزارت دادگستری ‫سابقه کیفری شماره ۱

‫" دهم فوریه ۲۰۱۱: ورود غیرمجاز ‫به یک مرکز طبقه‌بندی‌شده دفاعی "

‫دیوید. بهت گفتم هر وقت چیزی گیرم بیاد، ‫تو اولین نفری هستی که میفهمی.

‫فکر کردم شاید چیزی پیش اومده باشه.

‫خب، چیزی گیرم نیومده، ‫پس لطفا برو.

‫میشه یه نگاه بندازم؟

‫گمونم آره.

‫" دهم فوریه ۲۰۱۰ ‫ویرایش شده: 30 ژوئن ۲۰۱۶ "

‫" امروز، دهم فوریه، دو دقیقه پیش "

‫" دهم فوریه ۲۰۱۱: ورود غیرمجاز ‫به یک مرکز طبقه‌بندی‌شده دفاعی"

‫کجا داری میری؟

‫میدون تیراندازی، تو چی؟

‫اسلحه هاتو تو کیف ورزشی میذاری الان؟

‫عوضی.

‫بذار ببینم چی داری.

‫میخوای منم بیام؟

‫این چیزی نیست که ‫بخوای توش دخیل باشی.

‫میدونی، با این جور تجهیزات، ‫به‌ندرت خوب تموم میشه.

‫آره خب، همیشه که خوب تموم نمیشه.

More Farsi/persian subtitles for Elite Force

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left