Damien

Damien

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Damien S01E05 WEB-DL DD5 1 H 264-RARBG Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 199 lines.

‏ آنچه گذشت... ‏

‏چرا با فتوشاپ‏ ‏توی این عکس گذاشتیش؟‏

‏من فتوشاپش نکردم‏ ‏خودش توی عکس‌ها ظاهر شد‏

‏حتماً روی یه گزارش مذهبی‏ ‏کار می‌کرده‏

‏این کشتارها همین حالا متوقف می‌شن،‏

‏حتی اگه مجبور شم‏ ‏گلوت رو ببرم‏

‏ـ جلسه خوب بود؟ اون حالت رو می‌شناسم‏ ‏ـ باید جشن بگیرم‏

‏باید جشن بگیرم‏

‏بار خوبی این اطراف هست؟‏

‏صبر کن، من... هی‏

‏توی چند روز گذشته، خیلی نزدیک‏

‏چند مرگِ توضیح‌ناپذیر بودی؟‏

‏هی! نه! نه!‏

‏شاید نتونم ثابتش کنم،‏

‏ولی می‌دونم مسئول اون مرگ‌هایی‏

‏برید کنار! آه!‏

‏نه! مامان!‏

‏بدون لحظه‌ای فکر‏ ‏پسرم رو نجات دادی. ممنون‏

‏پدرش توی ارتشه‏ ‏در عراق مجروح شده‏

‏داشتیم از بیمارستان کهنه‌سربازان برمی‌گشتیم‏

‏همیشه یه چیزی بوده،‏

‏مثل یه ابر سیاه‏ ‏که بالای سرم بوده‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏عزیزم، این پایین چی‌کار می‌کنی؟‏

‏دنبال کسی می‌گردی؟‏

‏انتظارمون تموم شد‏ ‏داره میاد‏

‏کی؟‏

‏وحش‏

‏چه کمکی ازم برمیاد؟‏

‏دیمین تورن هستم‏ ‏با دکتر رایمن قرار دارم‏

‏توی قهوه‌تون یه حشره‌ست‏

‏وقت قبلی دارید؟‏

‏بله، ساعت سه‌وربع‏

‏انتقال بیمار! انتقال بیمار!‏

‏این‌ها رو پر کنید‏ ‏پایینش هم امضا کنید‏

‏راستش من نظامی نیستم‏

‏اینجا مخصوص کهنه‌سربازهاست‏ ‏فقط اونا رو می‌پذیریم‏

‏نه، من عکاس جنگم‏

‏خیلی از سربازهای مبتلا به این اختلال‏

‏گفتن دکتر رایمن کمکشون کرده‏

‏گفت می‌تونه کمکم کنه‏

‏لطفاً بشینید‏

‏ممنون‏

‏اورژانس...‏

‏هنوز از بالا خبری نشده؟‏

‏اسمتون؟‏

‏دیمین تورن‏ ‏برای دکتر رایمن‏

‏دکتر رایمن امروز مطب نیست‏

‏چرا قبلاً بهم نگفتید؟‏

‏آقا، من همهٔ جواب‌ها رو ندارم، باشه؟‏

‏کلادیا‏

‏آقای تورن‏

‏از دیدنتون خوشحالم‏

‏شوهرم اینجا بستریه‏

‏درسته، در عراق مجروح شده بود‏

‏پسرت چطوره؟ تیاگو چطوره؟‏

‏از نظر جسمی خوبه‏

‏ولی افتادن روی ریل‏ ‏حسابی تکونش داده‏

‏صداهای بلند اذیتش می‌کنن‏ ‏همیشه مضطربه‏

‏پسر کو ندارد نشان از پدر‏

‏ترس بزرگی بود،‏ ‏ولی مطمئنم خوب می‌شه‏

‏الکس بالاست‏

‏ممکنه بیای و ببینیش؟‏

‏نمی‌خوام مزاحمش بشم‏

‏خواهش می‌کنم‏

‏واقعاً خوشحالش می‌کنه‏

‏اتاق ما اینجاست‏

‏کلادیا؟‏

‏ببین پایین کی رو پیدا کردم‏

‏دیمین تورن، همونی که‏ ‏تیاگو رو از جلوی قطار کشید‏

‏چه وقت خوبی اومدی، عزیزم‏

‏عکاسی، درسته؟‏ ‏این زاویهٔ خوبم نیست‏

‏بهتره بیرون منتظر بمونم‏

‏نه، تقریباً کارمون تمومه‏

‏بیا اینجا‏ ‏بذار دستت رو بفشارم‏

‏خودشه، نه؟‏

‏آه!‏

‏چیزی نیست‏

‏اسپاسم می‌گیره‏

‏آروم. فلکسیریل‌ت رو خوردی‏

‏ببخشید‏

‏نباش‏

‏چه افتخاری. هرکسی جونش رو‏ ‏این‌طور به خطر نمی‌ندازه‏

‏فقط قهرمان‌ها. ممنون‏

‏این حرف دربارهٔ خودت هم صدق می‌کنه‏

‏می‌دونم چه چیزهایی‏ ‏از سر گذروندید‏

‏یه ژست جذاب بگیر‏

‏دیمین تورن برای مجلهٔ «پلی‌گرل»‏ ‏ازم عکس می‌گیره‏

‏هوم‏

‏چی تو رو به بیمارستان کشونده؟‏

‏یه دکتر پایین هست که...‏

‏با اختلال پس از سانحه کار می‌کنه‏

‏جدی؟ امیدوارم ماجرای قطار‏ ‏به‌همت نریخته باشه‏

‏نه، یه عالمه چیز دیگه‌ست‏

‏مدت زیادی توی میدان بودم‏

‏همین که برگشتم نیویورک‏ ‏یه دوست خوب رو از دست دادم‏

‏از همون‌جا سراشیبی شروع شد‏

‏درکت می‌کنم‏

‏تو چطور؟ اینجا چطور باهات رفتار می‌کنن؟‏

‏تمام تلاششون رو می‌کنن‏

‏کار زیادی نمی‌شه کرد‏ ‏بدنم داره از کار می‌افته‏

‏باید آب کافی بخوری‏

‏بفرما‏

‏هی...‏

‏اشکالی نداره؟‏

‏بیا اینجا، عزیزم‏

‏عکس تازه‌ای با هم نداریم، نه؟‏

‏هوم‏

‏آروم، نفس بکش‏

‏آره‏

‏چطوره بمونم و ازتون عکس بگیرم‏

‏تا مردم ببینن‏ ‏با چی دست‌وپنجه نرم می‌کنید؟‏

‏آره، باشه‏

‏عکس‌هات از نیروهای لشکر چهارم‏ ‏پیاده‌نظام رو دیدم‏

‏درست وسط عملیات افزایش نیرو بودی‏

‏خیلی از عکاس‌ها‏ ‏توی پایگاه‌های پیشرو می‌مونن‏

‏ولی انگار توی چند کاروان بودی‏ ‏که بمب دست‌ساز خوردن، نه؟‏

‏بخشی از گروهمون موقع برگشت به پایگاه‏ ‏هدف قرار گرفت‏

‏رفتیم بیرون تا بیاریمشون‏

‏رانندگی وسط زباله‌ها‏ ‏می‌دونی چه شکلیه‏

‏گفتم، همه‌جا زباله‌ست‏ ‏پنهان کردن مواد منفجره خیلی آسونه‏

‏تو چی؟‏

‏چطور سر از اینجا درآوردی؟‏

‏یه بازرسی عادی خونه‌به‌خونه بود‏

‏قبلاً هم اون منطقه رفته بودیم‏

‏من جلوتر از همه بودم‏

‏پیچیدیم توی کوچه‏

‏تورس افتاد‏

‏همه‌جا خون بود‏

‏کشیدمش پشت پوشش،‏

‏ولی زیر ترقوه‌ام تیر خورد‏ ‏ستون فقراتم خرد شد‏

‏تورس بیست‌ودو سالش بود‏

‏عذاب وجدان رو خوب می‌شناسم‏

‏این حس که می‌تونستی‏ ‏کار بیشتری بکنی‏

‏و باید جای اون می‌بودی‏

‏این مردم چه کرده بودن‏ ‏که سزاوارش باشن؟‏

‏شب‌ها بیدارت نگه می‌داره‏

‏آره‏

‏همه‌ش روبان زرد و قهرمان‌بازی نیست، نه؟‏

‏نه، نیست‏

‏غبغب برام درست نکن‏

‏آره، چون همه فقط‏ ‏همون رو نگاه می‌کنن‏

‏مرتب باشید، عکاس داریم‏

‏هی!‏ ‏چیزی نیست‏

‏آه!‏

‏بلندش کنید‏

‏بچه‌ها، بلندش کنید‏ ‏آروم باشید‏

‏آروم، گرفتینش؟‏ ‏یک، دو، بالا‏

‏خوبه، چیزی نیست‏

‏حالت خوبه‏

‏خوبی‏

‏باشه‏

‏می‌خواستی واقعیت رو ببینی‏

‏آه! آه!‏

‏چیزی نیست‏

‏باید سرمش رو عوض کنیم‏

‏یه کم دیگه برمی‌گردم‏

‏جنگ در مقایسه با این آسون بود‏

‏هرقدر هم غیرواقعی می‌شد،‏

‏هرقدر قواعد از هم می‌پاشید...‏

‏می‌دونستم چطور باهاش کنار بیام‏

‏ولی این؟‏

‏حداقل کلادیا و تیاگو رو داری‏

‏حتماً همین‌ها سرپا نگهت می‌دارن‏

‏این وضعیت اون‌ها رو هم نابود می‌کنه‏

‏کلادیا نمی‌تونه شغلی نگه داره‏

‏یه عالمه قرص ضداضطراب می‌خوره‏ ‏و خوابش نمی‌بره‏

‏تیاگو هم مشکلات خودش رو داره‏

‏بدهی‌ها روی هم جمع شده‏ ‏داریم خونه‌مون رو از دست می‌دیم‏

‏سازمان امور کهنه‌سربازان‏ ‏کمکی نمی‌کنه؟‏

‏اگه اونجا کشته می‌شدم‏ ‏خانواده‌ام وضع بهتری داشتن‏

‏این رو نگو‏

‏می‌دونم عصبانی‌ای‏ ‏من هم بودم‏

‏ولی الان باید روی بهتر شدن تمرکز کنی‏

‏و زندگی‌ت رو پس بگیری‏

‏می‌خوام تمومش کنم‏

‏چی؟‏

‏تنها انتخابمه‏

‏بهترین کار برای همه‌ست‏

‏ولی زن و بچه داری‏

‏چند سال دیگه که فقط پوست و استخون شدم،‏

‏نتونستم حرکت کنم‏ ‏یا از خودم مراقبت کنم،‏

‏شاید اون موقع حاضر شه‏ ‏به رنجم پایان بده‏

‏ولی الان همه می‌دونن و‏ ‏کسی درباره‌اش حرف نمی‌زنه‏

‏یه پسر کم‌سن داری‏ ‏بهت نیاز داره‏

‏درک می‌کنم‏ ‏انگار هیچ راهی نیست‏

‏و به یه تونل طولانی و تاریک خیره شدی‏

‏انگار تنهایی‏ ‏ولی نیستی‏

‏تا حالا از چیزهای زیادی جان سالم به در بردی‏

‏اینجا بازار سیاه هست‏

‏کارمندها از داروخونه می‌دزدن؛ مورفین‏

‏یه مرد دیگه هم چند هفته پیش‏ ‏خودش رو کشت‏

‏من هم قرص‌های مسکنم رو جمع کردم‏

‏می‌خوام ازش عکس بگیری‏

‏به‌هیچ‌وجه‏

‏می‌دونی چند کهنه‌سرباز‏ ‏خودکشی می‌کنن؟‏

‏آره، معلومه که می‌دونم‏

‏جنگ اونجا تموم نمی‌شه‏

‏مردم فکر می‌کنن‏

More Farsi/persian subtitles for Damien

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left