The first 200 lines.
دفعهی بعد، شاید بد نباشه رئیس دپارتمان رو در جریان بذاری
قبل از اینکه گندش دربیاد
داشتم میاومدم که بهت بگم
مطمئن شو هر چی لازم داری رو برداری
خب، بریم سراغش
بخش آیتی با من تماس گرفت چون
من برای پیشگیری و مقابله با حملات سایبری آموزش دیدم
اونوقت میتونی به همه بگی چیکار کنن
نه، ممنون
بهتره این حرف از زبون رئیس دپارتمان شنیده بشه
اوه، جدی میگی؟
خیلهخب، همگی جمع شید دور هم
این دیگه چه گندیه؟
ممکنه مورد حملهی سایبری قرار گرفته باشیم
نه، سیستمها رو قطع کردیم تا جلوی حملهی سایبری رو بگیریم
خب همگی، آروم باشید. گوش کنید
همونطور که میبینید، داریم یه ذره
دکوراسیون بخش مرکزی رو عوض میکنیم
کامپیوترهای بیمارستان در معرض خطر حملهی سایبری هستن
پس قراره به روشهای قدیمی و آنالوگ برگردیم
تا کی؟ سوال خیلی خوبیه
بخش آیتی ما همه چیز رو قطع کرده
تا بهشون وقت بده که دفاع سایبریمون رو تقویت کنن
فکر کنم سوال این بود که تا کی؟
اوم، سخته بشه گفت
ممکنه تا ۲۴ ساعت طول بکشه
یا خدا
خب، اولین اولویتمون اینه که
اطلاعات بردهای الکترونیکی بیمارها رو کپی کنیم
روی این تختهوایتبردها
پس لطفاً، یکی بهم بگه که
از بردها عکس گرفته
آه، آره، آره، آره
همینجاست. خب
اوه، اوم
یه ذره تاره
نه، از یه ذره بیشتر تاره
ببخشید. وای خدای من
یادمه. عالیه
اگه بقیه هم بتونن اسم مریضهاشون رو یادشون بیاد
و شمارهی اتاقهاشون رو، خیلی عالی میشه
نه، منظورم اینه که همهاش رو یادمه
همهی چی رو؟
اسمها، دکترها، شمارهی اتاقها
یه جورایی حافظهی تصویری دارم
جدی؟ کلِ برد رو؟
بخش مرکزی ۱۲، هارلو گراهام، سردرد
درد شکمی، فقط زبان اشاره. اوه، لعنتی
یه مترجم منتظرمه
برو. خب، برای حفظ حریم خصوصی بیمار
همهی شکایتهای اصلی به صورت اختصاری نوشته میشن
مثلاً HA واسه سردرد
AP واسه درد شکمی و الی آخر
بخش مرکزی ۱۰، جکسون دیویس، شروع روانپریشی
جوادی، بستریِ اعصاب و روان
علامت یونانی "سای" واسه روانپزشکی
بخش اطفال، نوزاد مجهولالهویه با تب، دکتر موهان
منتظر دستور بستریه
پرستارها باید برن روی سیستم دفاع منطقهای
شمال، مرکز، جنوب، تروما
دانا کجاست؟
درگیر یه پروندهی تجاوز جنسیه
تا معاینه تموم نشه نمیتونه بیاد
آره، ممکنه یه مدتی طول بکشه
پرینسس تجربهی سرپرستاری داره
نه واقعاً. ولی ایدهی خیلی خوبیه
پس شد پرینسس
میتونی تقسیم وظایف پرستاری رو انجام بدی
۹ بعدی. بخش مرکزی
راکسی هملر، مرحلهی آخر سرطان ریه
ببخشید، باید همینجا وایسیم تا
اون کل برد رو از حفظ بگه؟ نه
در واقع، برید به مریضهاتون سر بزنید
و بعدش لطفاً برگردید اینجا
ممنون
روزی چند ساعت با لپتاپ کار میکنی؟
حداقل هشت ساعت
دورکاری میکنم
و تمام روز پشت میزی؟
نه، نه
یا روی کاناپه میشینم
یا بعضی وقتها روی تختم
یه جورایی نیمخیز میشینم و کامپیوتر روی پامه
یه همچین چیزایی
پس همیشه سرت رو به پایین به صفحهاست؟
آره. خب
بذار عضلات گردنت رو چک کنم
اوه! اوه
آخ، درد میکنه
خیلهخب. خب، فکر کنم بتونیم کمک کنیم
بیا این طرف
خب، جمع شید
گوش بدید همگی. این قفسهی پروندههای ماست
همونطور که میبینید، هر پوشه و تختهشاسی
یه شمارهی اتاق روشه
وقتی یه مریض جدید میگیرید
یه پروندهی خام از سیستم T برمیدارید
پرونده رو بر اساس مشکل اصلی مریض انتخاب کنید
از روی شکلهای کارتونی پیداش کنید
چرا دو تا بدن کشیده شده؟
تروما سمت چپ، داخلی سمت راست
پس اگه آسیب به سر باشه، میرید سمت چپ
سردرد، برید سمت راست
اینها ماهیان دارن لای جلبکها شنا میکنن؟
نه
اینها زنبور و چمن هستن
این بخش مربوط به نیش حشرات
کهیر و حساسیتهاست
خب، مثلاً فرض کنید
دکتر الهاشمی یه مریض جدید با شکمدرد داره
برای شرححال، موارد مثبت رو دایره بکشید
مثل استفراغ و اسهال
روی موارد منفی خط مورب بکشید، مثل سفر اخیر
تماس با فرد بیمار، یا تب
برای معاینهی فیزیکی، نرمالها رو سمت چپ تیک بزنید
و یافتههای غیرنرمال رو سمت راست دایره بکشید
سوالی نیست؟
آیا برنامهی هوش مصنوعی زایندهتون
هنوز کار میکنه؟
تا یه مدتی نه
و بیخیال گوشیهای اسپکترالینک هم بشید
اونها بر پایهی اینترنت هستن
اورژانس پیتیامسی
بفرمایید، مرکز فرماندهی پزشکی
اینجوری از موارد اعزامی باخبر میشیم
ممنون
دو دقیقه دیگه میرسه، با شکمدرد و تب
خب، تا اینجا همه متوجه شدن؟
دستورات رو چهجوری بنویسیم؟
فرم دستور پزشک در سه نسخه
آزمایشگاه، رادیولوژی، سرم، دارو
آزمایشگاه هنوز میتونه تست خون بگیره؟
بله
اسکنرهای سیتی هنوز کار میکنن؟
بله، ولی جوابها
به صورت کاغذی از طرف رادیولوژیست میاد
رسماً برگشتیم به عهد بوق
پس اگه دستور آزمایش یا رادیولوژی دارید
میره توی پوشهی منشی اینجا
اونها تاییدش میکنن
روشن یه برگه مخصوص "زمان توقف سیستم" میچسبونن
و مطمئن میشن که به بخش مربوطه بره
ببخشید، منشیها کی هستن؟
داری بهشون نگاه میکنی. در خدمتیم
لری و آنتوان جای بقیه رو پر کردن
تا وقتی نیروی کمکی برسه. حواسمون هست
بعد از دستورات منشی، پرونده منتقل میشه
به قفسهی دستورات پرستاری اینجا، واسه سرم
داروها و کارهای درمانی
داروها توی دستگاه پیدیاس قفل شدن
قفل دستگاه رو یه داروساز بالینی باز میکنه
دکتر مگان نورت. هواتون رو داریم
خیلی سنگینه
سوالی هست؟ بله
اوم، نه
قضیهی قفسهی سوم چیه؟
وقتی مریضتون آمادهی ترخیص بشه
پرونده میره اینجا
اینجوری همه میفهمن
که قراره یه تخت خالی داشته باشیم
یا اینکه ساندویچ تنماهیتون حاضره
جسی؟
اون چیه؟ اون دیگه چیه؟
اون دستگاه فکسه
هنوز از اینها میسازن؟
این تنها راه ارتباطی ما با آزمایشگاه و رادیولوژیه
وقتی جوابها آماده بشه واسهمون فکس میکنن
و منشیها میذارنشون توی پروندهها
بله؟ اگه شما اینطوری میگید
ورودی داریم
خب، دکتر مککی، دکتر ویتاکر، اوگیلوی، شما با من بیاید
بقیهتون تختهشاسیهاتون رو آماده کنید
هاوارد ناکس، ۵۲ ساله، درد شکمی و تب
۱۲۰ فشار ۱۵ روی ۹، ضربان
نتونستیم رگ بگیریم. تعجبی هم نداره
سلام آقا. من دکتر رابی هستم
هاوارد، اینجا یه بیمارستان آموزشیه
من بر کار دکتر مککی و دکتر ویتاکر نظارت میکنم
و دانشجوی پزشکی، دکتر اوگیلوی. سلام
سلام. چه احساسی دارید؟
چندان خوب نیستم. خب
۱ پرینسس، کجا خالیه؟ ترومای
پرلا؟
۱۲ خیلهخب، دستور مایلانتا و بوپیواکائین، بخش مرکزی
جای اشتباهیه، دکتر سانتوس
و به یه برچسب هم نیاز داری
بذارش توی قفسهی دستورات پرستاری
و دمِ دستگاه پیدیاس من رو ببین
چقدر افتضاحه، نه؟
فکر نمیکردم امروز از این بدتر هم بشه
وقتی من رزیدنت بودم، اوضاع همینجوری بود
مال دههی ۱۹۰۰ بود؟
آره، زمانی که پروندهها رو با نور شمع مینوشتیم
هی، امروز یه جور ماجراجویی میشه
بهش مثل فیلم "بازگشت به آینده" نگاه کن
یا شایدم "تایتانیک"
اینم از ضداسیدتون
بفرمایید
و من اون نقطهی حساس رو علامت زدم
که باعث سردردتون میشه
No comments yet. Be the first to leave one.