The first 200 lines.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
استازا تا 6 ماه تمام نوبتهاش پره
چطور تونستی به این سرعت بیاریش جریکو؟
خیلی به اندامهای قطع شده علاقه داره
و سه برابر دستمزد همیشگیش بهش پول دادم
خیلی ناراحتم که تولد تینگ یادمون رفت
غیرقابل بخششه
خیلی گرفتار بچهها و ادارهی جشن جمعآوری اعانه بودم...
نه، نه، نه، نه، نه...
نگران نباش، زیبای من
یه ساعت دیگه زیر دست استازا باشه...
تینگ همهچی یادش میره
بگو ببینم، جشن جمعآوری اعانه چطور پیش میره؟
عذاب آوره
دیشب...
یهویی یه حسی بهم دست داد که به مامان زنگ بزنم
و ازش بخوام...
مهمان افتخاری جشن باشه
چه دلخراش
آخه پولدارترین دانشآموز سابق "نورمور"ـه
شک ندارم مدیر "دورت" برای همین منو استخدام کرد
معلومه که اینطور نیست، عزیزم
هیچوقت درک نمیکنم چرا...
مادر عزیزم...
هر مراودهای رو اینقدر زجرآور میکنه
خوشبختانه آستانهی تحمل دردم خیلی بالاست
همینه که منو از خود بیخود میکنه
شاید بتونم کمکت کنم که مادرت از...
ذهنت بره
عزیزم، میرم یه چیز راحتتری بپوشم
حواست باشه یه عالمه میخ و سگک داشته باشه
« تلاش خوبی بود، ونزدی با عشق، مادرت »
قوهی شنوایی خفاشمانندت رو دستکم گرفتم
و حس ششم مادرانهم رو
واقعاً فکر کردی کتاب گودی رو توی این قایم میکنم؟
همیشه عادت داشتی کادوهای روز مردگانمون رو توش قایم کنی
چون میخواستم اونا رو پیدا کنی
داستان قبل خواب محبوبم رو یادته؟
اوهوم
صورتجلسات محاکمههای جادوگری در سیلم
با هیچی سریعتر از یاوهسراییهای محکومین خواب نمیرفتی
اونا اجازه پیدا کردن در مقابل قاضی از خودشون دفاع کنن
همین اجازه رو به منم میدی؟
در جدیدترین آیندهبینیم
فهمیدم من مسئول مرگ "اینید" هستم
چی دیدی؟
سنگ قبری که اسم اینید روش بود
وسط قبرستونی پر از کلاغ بود
کلاغی یکچشم رهبرشون بود
بعد اینید ظاهر شد و ادعا کرد همهش تقصیر منه
همون کلاغ یکچشم گلپین رو به قتل رسوند
و شریک سابقش هم توسط همین پرندهها به قتل رسید
اینا حملات اتفاقی نیستن یکی پشت این حملاته
یه ایوین؟
باید قبل از اینکه دستشون به اینید برسه قاتل رو پیدا کنم
نه به عنوان مادرم بلکه به عنوان یک آیندهبین دیگه
دارم ازت خواهش میکنم
به عنوان یه آیندهبین اینو میدونی که آیندهبینیها غیر قابل اطمینان هستن
و برداشتهای زیادی میشه ازشون کرد
مال من اینطور نیستن
من کاملاً روی تواناییم تسلط پیدا کردم
دقیقاً همون چیزی که باید میدیدم رو بهم نشون داد
همم
مثل اون قاتل زنجیرهای؟ همم؟
توی کانزاسسیتی؟
هر هنرمندی امضای خاص خودشو لازم داره
استدلالهای خیلی قانع کنندهای آوردی...
که تصمیم بگیرم دیگه اون کتاب رو بهت پس ندم
به هیچی تسلط پیدا نکردی
ولی تنها جوابهایی که میتونم پیدا کنم، توی اون کتابه
اونا جواب نیستن
میونبر هستن
که تو رو به راهی خطرناک و پر از درد و رنج میکشونن
راهی که برای تو خطرناکه برای من مثل آب خوردنه
درست عین اوفیلیا حرف میزنی
عجول و مصمم بود
و اجازه داد تواناییش اونو به جنون بکشونه
من خواهرت نیستم
نه، دخترمی
و در حقت کوتاهی نمیکنم
همونطور که مادرم در حق اوفیلیا کوتاهی کرد
این قضیه تموم نشده
تیش؟
ببخشید، عزیزم
حس و حال رمانتیکم یهویی پرید
شاید یه وقت دیگه
« ونـزدی »
« قسمت سوم: ندای مصیبت »
تا وقتی نتونستم به مادرم رودست بزنم و کتاب گودی رو پس بگیرم
ممکنه مجبور بشم این پرونده رو به شکل سنتی حل کنم
شاید گلپین بالاخره یه سرنخ بهدردبخور بهجا گذاشته باشه
ولی حتی بعد از مرگش هم حاضر نیست همکاری کنه
بدبخت شدم رفت
هیچی ندارم بپوشم
و سوتین خط خطیم کجاست؟
از شدت خجالت رفته قایم شده
میخوای همینطوری سرجات بشینی و به اون چشم تهوعآور خیره بشی
یا به دوستت کمک کنی؟
یه اردوی یهشبهست
چند تا لباس لازم داری؟
یه لباس برای اتوبوس
و لباس آتش افتتاحیه بعد لباس شنای آخرشب
و لباس پیادهروی صبحگاهی و لباس جشن نهایی
لباس صبحونه، ناهار و شام هم بماند
میدونی، اگر میومدی فرصت خیلی خوبی میشد
که بیشتر با گلهی گرگها آشنا بشیا
به قول ولتر "شادترین زندگی یک زندگی سراسر مشغله و تنهاییست"
نمیتونی تا ابد از مردم دوری کنی
جالبه، تویی این حرفو میزنی که داری از ایجکس دوری میکنی
عین یه راکون درمونده مدام هدیه میذاره دم در
آخه انتظار نداشتم رابطهم با برونو اینقدر سریع پیش بره
عملاً بیخیال مرحلهی صحبت کردن شدیم
نمیدونم چطوری رابطهمو با ایجکس بهم بزنم
یه ضربهی سریع به سر باید کافی باشه
نمیخوام دلشو بشکنم، مگه تقصیر اونه که طی تابستون رابطهمون سرد شد
دیوینا سوتین لباس شنات رو قرض نگرفته بود؟
وای خدا. آره شاید، ممنون ونزدی
نمیدونم دیوینا سوتین لباس شناش رو قرض گرفته بود یا نه
فقط میخواستم سروصداها قطع بشه تا بتونم فکر کنم
اون آیندهبینی بین خودمون میمونه
سر یه سوتین شده عین سیلویا پلت
اگر میدونست مرگش رو دیدم خدا میدونه چه واکنشی نشون بده
قراره اینید بمیره؟ میشه توی مراسم ختمش آواز بخونم؟
"جایی بر فراز رنگینکمان"
خیلی به اینید میخوره شعرشو از حفظم
چند وقته اینجا وایسادی؟
از زمان... این تا الان
دوباره ناپدیدش کن
و قرار نیست اینید بمیره
چون قبلش من قاتل رو پیدا میکنم
اگر به کسی چیزی بگی...
یه راه بیرحمانه و خلاقانه برای کشتنم پیدا میکنی
میدونم
خب حالا چیکار کنیم؟
قرار نیست کاری بکنیم
خودم یه دستیار دارم
یکی دیگه لازم ندارم
برو مزاحم یکی دیگه شو
هرچی بیشتر منو از خودت برونی
بیشتر دلم میخواد کاری کنم ازم راضی باشی
عجب ترفند کنترل احساسی خفنی
برای یه مراسم ختم دیرم شده
و اگر وقتی برگشتم اینجا باشی برای مراسم ختم بعدی نفر اولم
یعنی اسلرپ خودش برگشت؟
آره. امروز صبح که برگشتم اینجا نشسته بود
ظاهرش عوض شده
فکر... فکر کنم بدنش داره بازسازی میشه
توی جمجمهش رو ببین
فکر کنم حتی مغزش هم داره دوباره رشد میکنه
فوق العادهست
انگار داره بدنش رو با سرعتی فوق العاده بازسازی میکنه
بهت که گفتم بخاطر اون گوشت اسرارآمیزه
هرچی بیشتر میخوره زندهتر میشه
اگر دوباره فرار کرد چیکار کنیم؟
فرار نمیکنه
شاید بیمغز باشه، ولی میدونه اینجا اوضاعش ردیفه
دیگه کی حاضره مراقبش باشه؟
این کرم رو ببین
شاپرک جسد نیو انگلندیه خیلی کمیابه. فقط توی...
اجساد پیدا میشه؟
چی شده، پسرجون؟
شنیدی؟ اولین کلمهش رو گفت
آره، رفیقتم!
زامبیه
نمیخواد بگه رفیق، میخواد بگه مغز
نگو "زامبی"
حساسه
چطور اینو نمیدونی؟
ناسلامتی ما دوستهاشیم
گاز نگیر! گاز نگیر! اسلرپ بد!
اینطوری خیلی خطرناکه باید به یکی بگیم
نه!
اگر بگیم اونو ازمون میگیرن یا شایدم بدتر، میکشنش
همین الانشم مُرده. نمیتونیم وقتی رفتیم اردوگاه، اینجا تنهاش بذاریم
نگران اینش نباش
خودم یه فکری براش کردم
باشد که راه، به استقبالت آید
باشد که باد تو را به هرجا میخواهی ببرد
باشد که آفتاب، به صورتت بتابد و باشد که باران، بر زمینهایت ببارد
خداوند همیشه پناهت باشد. آمین
دو نفر اومدن سر خاکش
گلپین لیاقت همین دو نفر رو هم نداشت
پاسگاه باید یه نماینده میفرستاد
ناسلامتی کلانتر سابق بوده
من توی شیر و خط به رایکن باختم
و من به نمایندگی از تایلر اومدم
ازم خواست بیام مطمئن بشم باباش واقعاً مرده
بهونهی تو چیه؟
اومدم همزمان هم به کارم برسم و هم لذت ببرم
مراسمهای ختم یکی از سرگرمیهای موردعلاقهم هستن
و قاتلها عادت دارن توی خاکسپاری قربانیشون حضور پیدا کنن
دکتر فیربورن بهم گفت رفتی ویلو هیل دیدن تایلر
سرنخی بهت نمیده
میفرستت دنبال نخود سیاه
برای فهمیدن همچین چیزی سالها تحقیقات پلیسی لازم نیست
سالها تحقیقات پلیسی افشا نکرد که تایلر هایده، کار من بود
پس نباید لازم باشه بهت هشدار بدم
که خودت رو هدف یه مطرود روانی دیگه نکن
هرکی گلپین و بردبری رو کشته شوخی سرش نمیشه
به بخت خودت لگد نزن، خانم آدامز
No comments yet. Be the first to leave one.