Season 2

Release info

Wednesday S02E03 Call of the Woe 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-08-06
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫استازا تا 6 ماه تمام نوبت‌هاش پره

‫چطور تونستی به این سرعت ‫بیاریش جریکو؟

‫خیلی به اندام‌های قطع شده علاقه‌ داره

‫و سه برابر دستمزد همیشگیش بهش پول دادم

‫خیلی ناراحتم که تولد تینگ یادمون رفت

‫غیرقابل بخششه

‫خیلی گرفتار بچه‌ها ‫و اداره‌ی جشن جمع‌آوری اعانه بودم...

‫نه، نه، نه، نه، نه...

‫نگران نباش، زیبای من

‫یه ساعت دیگه زیر دست استازا باشه...

‫تینگ همه‌چی یادش میره

‫بگو ببینم، جشن جمع‌آوری اعانه چطور پیش میره؟

‫عذاب آوره

‫دیشب...

‫یهویی یه حسی بهم دست داد ‫که به مامان زنگ بزنم

‫و ازش بخوام...

‫مهمان افتخاری جشن باشه

‫چه دلخراش

‫آخه پولدارترین دانش‌آموز سابق "نورمور"ـه

‫شک ندارم مدیر "دورت" ‫برای همین منو استخدام کرد

‫معلومه که اینطور نیست، عزیزم

‫هیچوقت درک نمی‌کنم چرا...

‫مادر عزیزم...

‫هر مراوده‌ای رو اینقدر زجرآور می‌کنه

‫خوشبختانه آستانه‌ی تحمل دردم خیلی بالاست

‫همینه که منو از خود بیخود می‌کنه

‫شاید بتونم کمکت کنم ‫که مادرت از...

‫ذهنت بره

‫عزیزم، میرم یه چیز راحت‌تری بپوشم

‫حواست باشه یه عالمه ‫میخ و سگک داشته باشه

‫« تلاش خوبی بود، ونزدی ‫با عشق، مادرت »

‫قوه‌ی شنوایی خفاش‌مانندت رو ‫دست‌کم گرفتم

‫و حس ششم مادرانه‌م رو

‫واقعاً فکر کردی ‫کتاب گودی رو توی این قایم می‌کنم؟

‫همیشه عادت داشتی ‫کادوهای روز مردگان‌مون رو توش قایم کنی

‫چون می‌خواستم اونا رو پیدا کنی

‫داستان قبل خواب محبوبم رو یادته؟

‫اوهوم

‫صورت‌جلسات محاکمه‌های جادوگری در سیلم

‫با هیچی سریع‌تر از ‫ یاوه‌سرایی‌های محکومین خواب نمی‌رفتی

‫اونا اجازه پیدا کردن ‫در مقابل قاضی از خودشون دفاع کنن

‫همین اجازه رو به منم میدی؟

‫در جدیدترین آینده‌بینیم

‫فهمیدم من مسئول مرگ "اینید" هستم

‫چی دیدی؟

‫سنگ قبری که اسم اینید روش بود

‫وسط قبرستونی پر از کلاغ بود

‫کلاغی یک‌چشم رهبرشون بود

‫بعد اینید ظاهر شد ‫و ادعا کرد همه‌ش تقصیر منه

‫همون کلاغ یک‌چشم ‫گلپین رو به‌ قتل رسوند

‫و شریک سابقش هم ‫توسط همین پرنده‌ها به قتل رسید

‫اینا حملات اتفاقی نیستن ‫یکی پشت این حملاته

‫یه ایوین؟

‫باید قبل از اینکه دستشون به اینید برسه ‫قاتل رو پیدا کنم

‫نه به عنوان مادرم ‫ بلکه به عنوان یک آینده‌بین دیگه

‫دارم ازت خواهش می‌کنم

‫به عنوان یه آینده‌بین اینو می‌دونی ‫که آینده‌بینی‌ها غیر قابل اطمینان هستن

‫و برداشت‌های زیادی میشه ازشون کرد

‫مال من اینطور نیستن

‫من کاملاً روی تواناییم تسلط پیدا کردم

‫دقیقاً همون چیزی که ‫باید می‌دیدم رو بهم نشون داد

‫همم

‫مثل اون قاتل زنجیره‌ای؟ همم؟

‫توی کانزاس‌سیتی؟

‫هر هنرمندی امضای خاص خودشو لازم داره

‫استدلال‌های خیلی قانع کننده‌ای آوردی...

‫که تصمیم بگیرم ‫دیگه اون کتاب رو بهت پس ندم

‫به هیچی تسلط پیدا نکردی

‫ولی تنها جواب‌هایی که می‌تونم ‫پیدا کنم، توی اون کتابه

‫اونا جواب نیستن

‫میون‌بر هستن

‫که تو رو به راهی خطرناک ‫و پر از درد و رنج می‌کشونن

‫راهی که برای تو خطرناکه ‫برای من مثل آب خوردنه

‫درست عین اوفیلیا حرف می‌زنی

‫عجول و مصمم بود

‫و اجازه داد تواناییش ‫اونو به جنون بکشونه

‫من خواهرت نیستم

‫نه، دخترمی

‫و در حقت کوتاهی نمی‌کنم

‫همونطور که مادرم ‫در حق اوفیلیا کوتاهی کرد

‫این قضیه تموم نشده

‫تیش؟

‫ببخشید، عزیزم

‫حس و حال رمانتیکم یهویی پرید

‫شاید یه وقت دیگه

‫« ونـزدی »

‫« قسمت سوم: ندای مصیبت »

‫تا وقتی نتونستم به مادرم رودست بزنم ‫و کتاب گودی رو پس بگیرم

‫ممکنه مجبور بشم این پرونده رو ‫به شکل سنتی حل کنم

‫شاید گلپین بالاخره یه سرنخ ‫به‌دردبخور به‌جا گذاشته باشه

‫ولی حتی بعد از مرگش هم ‫حاضر نیست همکاری کنه

‫بدبخت شدم رفت

‫هیچی ندارم بپوشم

‫و سوتین خط‌ خطیم کجاست؟

‫از شدت خجالت رفته قایم شده

‫می‌خوای همینطوری سرجات بشینی ‫و به اون چشم تهوع‌آور خیره بشی

‫یا به دوستت کمک کنی؟

‫یه اردوی یه‌شبه‌ست

‫چند تا لباس لازم داری؟

‫یه لباس برای اتوبوس

‫و لباس آتش افتتاحیه ‫بعد لباس شنای آخرشب

‫و لباس پیاده‌روی صبحگاهی ‫و لباس جشن نهایی

‫لباس صبحونه، ناهار و شام هم بماند

‫می‌دونی، اگر میومدی فرصت خیلی خوبی می‌شد

‫که بیشتر با گله‌ی گرگ‌ها آشنا بشیا

‫به قول ولتر "شادترین زندگی ‫یک زندگی سراسر مشغله و تنهایی‌ست"

‫نمی‌تونی تا ابد از مردم دوری کنی

‫جالبه، تویی این حرفو می‌زنی ‫که داری از ای‌جکس دوری می‌کنی

‫عین یه راکون درمونده ‫مدام هدیه می‌ذاره دم در

‫آخه انتظار نداشتم رابطه‌م با برونو ‫اینقدر سریع پیش بره

‫عملاً بیخیال مرحله‌ی صحبت کردن شدیم

‫نمی‌دونم چطوری رابطه‌مو ‫با ای‌جکس بهم بزنم

‫یه ضربه‌ی سریع به سر باید کافی باشه

‫نمی‌خوام دلشو بشکنم، مگه تقصیر اونه ‫که طی تابستون رابطه‌مون سرد شد

‫دیوینا سوتین لباس شنات رو قرض نگرفته بود؟

‫وای خدا. آره شاید، ممنون ونزدی

‫نمی‌دونم دیوینا سوتین ‫لباس شناش رو قرض گرفته بود یا نه

‫فقط می‌خواستم سروصداها قطع بشه ‫تا بتونم فکر کنم

‫اون آینده‌بینی بین خودمون می‌مونه

‫سر یه سوتین شده عین سیلویا پلت

‫اگر می‌دونست مرگش رو دیدم ‫خدا می‌دونه چه واکنشی نشون بده

‫قراره اینید بمیره؟ ‫میشه توی مراسم ختمش آواز بخونم؟

‫"جایی بر فراز رنگین‌کمان"

‫خیلی به اینید می‌خوره ‫شعرشو از حفظم

‫چند وقته اینجا وایسادی؟

‫از زمان... این تا الان

‫دوباره ناپدیدش کن

‫و قرار نیست اینید بمیره

‫چون قبلش من قاتل رو پیدا می‌کنم

‫اگر به کسی چیزی بگی...

‫یه راه بی‌رحمانه ‫و خلاقانه برای کشتنم پیدا می‌کنی

‫می‌دونم

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫قرار نیست کاری بکنیم

‫خودم یه دستیار دارم

‫یکی دیگه لازم ندارم

‫برو مزاحم یکی دیگه شو

‫هرچی بیشتر منو از خودت برونی

‫بیشتر دلم می‌خواد کاری کنم ازم راضی باشی

‫عجب ترفند کنترل احساسی خفنی

‫برای یه مراسم ختم دیرم شده

‫و اگر وقتی برگشتم اینجا باشی ‫برای مراسم ختم بعدی نفر اولم

‫یعنی اسلرپ خودش برگشت؟

‫آره. امروز صبح که برگشتم اینجا نشسته بود

‫ظاهرش عوض شده

‫فکر... فکر کنم بدنش داره بازسازی میشه

‫توی جمجمه‌ش رو ببین

‫فکر کنم حتی مغزش هم ‫داره دوباره رشد می‌کنه

‫فوق العاده‌ست

‫انگار داره بدنش رو ‫با سرعتی فوق العاده بازسازی می‌کنه

‫بهت که گفتم ‫بخاطر اون گوشت اسرارآمیزه

‫هرچی بیشتر می‌خوره ‫زنده‌تر میشه

‫اگر دوباره فرار کرد چیکار کنیم؟

‫فرار نمی‌کنه

‫شاید بی‌مغز باشه، ولی می‌دونه ‫اینجا اوضاعش ردیفه

‫دیگه کی حاضره مراقبش باشه؟

‫این کرم رو ببین

‫شاپرک جسد نیو انگلندیه ‫خیلی کمیابه. فقط توی...

‫اجساد پیدا میشه؟

‫چی شده، پسرجون؟

‫شنیدی؟ اولین کلمه‌ش رو گفت

‫آره، رفیقتم!

‫زامبیه

‫نمی‌خواد بگه رفیق، می‌خواد بگه مغز

‫نگو "زامبی"

‫حساسه

‫چطور اینو نمی‌دونی؟

‫ناسلامتی ما دوست‌هاشیم

‫گاز نگیر! گاز نگیر! اسلرپ بد!

‫اینطوری خیلی خطرناکه ‫باید به یکی بگیم

‫نه!

‫اگر بگیم اونو ازمون می‌گیرن ‫یا شایدم بدتر، می‌کشنش

‫همین الانشم مُرده. نمی‌تونیم وقتی ‫رفتیم اردوگاه، اینجا تنهاش بذاریم

‫نگران اینش نباش

‫خودم یه فکری براش کردم

‫باشد که راه، به استقبالت آید

‫باشد که باد تو را به هرجا می‌خواهی ببرد

‫باشد که آفتاب، به صورتت بتابد ‫و باشد که باران، بر زمین‌هایت ببارد

‫خداوند همیشه پناهت باشد. آمین

‫دو نفر اومدن سر خاکش

‫گلپین لیاقت همین دو نفر رو هم نداشت

‫پاسگاه باید یه نماینده می‌فرستاد

‫ناسلامتی کلانتر سابق بوده

‫من توی شیر و خط به رایکن باختم

‫و من به نمایندگی از تایلر اومدم

‫ازم خواست بیام مطمئن بشم باباش واقعاً مرده

‫بهونه‌ی تو چیه؟

‫اومدم همزمان هم به کارم برسم ‫و هم لذت ببرم

‫مراسم‌های ختم ‫یکی از سرگرمی‌های موردعلاقه‌م هستن

‫و قاتل‌ها عادت دارن ‫توی خاکسپاری قربانی‌شون حضور پیدا کنن

‫دکتر فیربورن بهم گفت ‫رفتی ویلو هیل دیدن تایلر

‫سرنخی بهت نمیده

‫می‌فرستت دنبال نخود سیاه

‫برای فهمیدن همچین چیزی ‫سال‌ها تحقیقات پلیسی لازم نیست

‫سال‌ها تحقیقات پلیسی افشا نکرد ‫که تایلر هایده، کار من بود

‫پس نباید لازم باشه بهت هشدار بدم

‫که خودت رو هدف یه ‫مطرود روانی دیگه نکن

‫هرکی گلپین و بردبری رو کشته ‫شوخی سرش نمیشه

‫به بخت خودت لگد نزن، خانم آدامز

Wednesday's Downtown subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left