The first 200 lines.
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
مـا را در شـبـکههای اجـتـماعی دنـبال کـنید یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام NEUETERN
«شخص زیبا»
با حضور: لئا سیدو لویی گارل
این فیلم یک اقتباس مدرن از رمان کلاسیک فرانسوی «شاهزادهخانم کِلِو» اثر مادام دو لافایِت است که داستان را به یک دبیرستان امروزی در پاریس منتقل کرده است
برای دسترسی به بزرگترین مرجع دانلود فیلم رایگان در جهان با زیرنویس فـارسـی به تـلـگـرام نــــــئــــوتـــــرن مراجعه کنید NEUETERN
بخش ۱۳
هاتلاین، صفحه ۱۰۷
من یه کار پیدا کردم
آسترید کالینز صحبت میکنه
سلام آسترید، جولیانم
زنگ زدم بگم نمیتونم بیام جشن تولدت
چرا نه؟
چون به عنوان آشپز کار پیدا کردم و شنبه شبها سرم شلوغه
خب، واست خوشحالم
کجا کار میکنی؟
تو یه رستوران به اسم «مَنِر» در مگزبورو
چقدر از خونهت فاصله داره؟
فقط ۱۶ کیلومتر
چطوری میری اونجا؟
با ماشین میرم
یه ماشین کوچیک دستدوم خریدم
خب، واقعاً غافلگیر شدم
همش خبرای خوبیه
بگو ببینم، الان چند وقته داری کار میکنی؟
دو هفتهست
و از کارم خیلی لذت میبرم
چند تا کارمند داره؟
۸ تا آشپز داره و ۲۰ تا گارسون زن و مرد
جای بزرگیه
جای بزرگیه
بسیار خب
پس آسترید میگه اینا همش خبرای خیلی خوبیه
چرا این حرف رو میزنه؟
چرا خبر خوبیه؟
الیس؟
اون یه شغل پیدا کرده
اون یه شغل پیدا کرده
ممنون
حالا، چرا این خبر خوبیه؟
اولین شغل جولیانه
چرا این خبر خوبیه؟
یالا بچهها!
بیدار شید، بیدار!
بیاید همگی فرض کنیم شغل اولتونه
دوست داشتید چیکاره باشید، ها؟
مثلاً تو
اسمت چی بود؟
ژونی
ژونی
سلام ژونی
تو چه رشتهای هستی؟
چی؟
به انگلیسی، لطفاً
قصد داری چیکار کنی؟
خب خانم باکلاس امروز کمحرف شدی؟
چرا مدرسهت رو عوض کردی؟
دیگه نمیخواستنت؟ یا در حدشون نبودی؟
خوبی؟
ژونی
بیخیالش
بهت هشدار داده بودم، آدم خیلی کیریایه
فقط بهش نشون نده که ناراحت شدی
معرفی میکنم: آنری، ژونی، دخترخالمه
اون که شالگردن داره، اوتوعه
بابت استقبال بد عذر میخوام
و ایشون هم جیکوب
سلام
من ماری هستم خواهر اون عقبموندهی پرادعا
و نفر آخر کاترین
لازم نیست اسمم رو حفظ کنی
اگه قراره فقط یه اسم یادت بمونه اون اسم کاترینه
- این و اون آبمعدنیش! - میدونم
آنری، تو و اون آب کوفتیت!
آره، منم شب خیلی خوبی داشتم نیکول و همش به لطف تو بود!
ساندرین، لطفاً به دخترا تنه نزن
مدرسهی" آنری چهارم" همینجوری ول کردی؟
درسها اونجا بهتره؟
یه هفته دیگه بهت خبر میدم
نه مرسی
خواهش میکنم
بچهها، سیگار کشیدن ممنوع شدهها!
بیخیال نیکول، سخت نگیر
به در میگم دیوار بشنوه ولی کو گوش شنوا
نمیتونستی همون" آنری چهارم" بمونی و خونه زندگی کنی؟
تصمیمم رو گرفته بودم دلایل خودم رو داشتم
شاید، ولی انتظار این یکی رو نداشتی
- شکلات حاضره - نگران نباش، اون همهچیز رو درباره ما میدونه
حتی مدل موهای آنری هم اذیتش نمیکنه
داری جلوی دخترخالهت خودنمایی میکنی؟
جاش واسم یه قهوه بخر
ولش کن، انگار خودت هیچوقت پز نمیدی
بهشون گفتی که هنوز نمیخوای بری ایتالیا؟
این دیگه چه کسشریه؟
والدین عزیزمون گفتن نباید واسشون خرج بتراشم
- قضیه دقیقاً این نیست آنری - خب این روایت رسمیه
چرا بهم نگفتی؟
چون دوستت دارم فرشتهی من
مردم شوکه شده بودن و لوتر در سال ۱۵۲۰ تکفیر شد
او ایدههاش رو در آلمان از طریق صنعت چاپ گسترش داد
بهویژه این ایده که رستگاری به خیریه دادن وابسته نیست...
حتی فکرشم نکن اون مال منه
او به محکوم کردنِ آمرزشنامهها ادامه داد
اینها بخشودگیهایی برای مجازات بودن که کلیسا به مؤمنان میفروخت
تا زمانِ موندنشون در برزخ رو کوتاه کنه
پولش هم صرفِ ساختنِ کلیسای سنت پل میشد
جنبشهای دیگه در اروپا پخش شد
زوینگلی پروتستانتیسم رو در سوئیس تبلیغ کرد
کالوین رهبری کلیسای اصلاحی در ژنو رو به عهده گرفت
او نظریهی «جبر الهی» رو مطرح کرد...
خدا انتخاب میکنه کی بره بهشت و فرد نمیتونه چیزی رو تغییر بده
چه کسشر محضی!
اگه اشکالی نداره آنری لطفاً نظراتت سازنده باشه
من از نظرات محکم استقبال میکنم
ولی بیاید بگیم حداقل دو راه برای دیدن هر چیزی وجود داره
و هیچکس نمیتونه تمام حقیقت رو بدونه
متوجه شدین؟
خوبه، ادامه میدیم
خانم، ببخشید... شما ازدواج کردین؟
نه
ولی دوستپسر دارید؟
بله، ولی به تو چه ربطی داره؟
عمیقاً عاشقش هستین؟
بله، عمیقاً
و هیچوقت تصور نکردین که ممکنه به همون اندازه ازش متنفر بشید؟
نه
خب اگه واقعاً اینطوره...
میشه این مزخرفاتِ «دو راه برای دیدن همه چیز» رو تموم کنیم؟
اون پسرهی عوضی زیادی باهوشه و زیادی هم سکسیه
دلم میخواد حالش رو بگیرم
- بهش دروغ گفتی - ببخشید!
- مواظب سرم باش - چی؟
باید اعتراف میکردی
آدم میتونه همزمان هم عاشق باشه هم متنفر
کاش منم میتونستم
مجبورم نکن بهت ثابت کنم که میشه
یالا امتحان کن ولی مراقب باش پسرجان!
من میتونم بدون اینکه ازت متنفر باشم بهت صدمه بزنم
فلورانس!
فلورانس!
فلورانس! یعنی اونا میدونن؟
- قضیه ما رو میدونن؟ - مشکلیه؟
ترجیح میدم ندونن
ترجیح میدم خبر نداشته باشن
در این صورت، خودت بهشون بگو که اون کسی که عمیقاً عاشقشی من نیستم
والوا!
تو نه، خواهرت
چه احمقیه این...
بگو ببینم، چیزی در مورد من به آنری که نگفتی، ها؟
مثلاً چی؟
چیزایی که در مورد خانم پرین گفتم و همینطور در مورد خودمون
معلومه، همهچیز رو بهش گفتم چه انتظاری داری؟
من نماینده کلاسم
اگه این کارو بکنی جنده بین ما همهچیز تمومه
میفهمی چی میگم؟
- خداحافظ خوشگله - هی احمق جون، چطوری؟
همیشه یه نمه لاشی؟
همه چی ردیفه...
مامان بس کن!
یه کیرِ مشتی، یه کیرِ مشتی
- برو به ریاضیاتت برس رفیق - بله، ریاضیات، آسپِتا
آسپِتا یعنی چی؟
نمیدونم!
آسپِتا یعنی: صبر کن
سلام. پیش به سوی کلاس!
معلم ریاضی برگشته
خب پس حله
تو هم میخوای ریاضی رو بپیچونی؟
نه، ما داریم میریم
میخوام بدونی که دارم با ماتیاس سکس میکنم
آنری میدونه؟
نه، معلومه که نه
واسه همین دارم به تو میگم
ماتیاس نگرانه که تو بفهمی
میخواد ازت محافظت کنه و این موضوع رو مخ منه، میفهمی؟
میخوام به دیدنش ادامه بدم
خب حالا دیگه میدونی
من بهت اعتماد کردم...
و اگه بهم خیانت کنی، وای به حالت
حتماً باید الان انجامش بدیم؟ مهمه مگه؟
باید واسه فردا آماده بشه وگرنه توش نیستی
اون رو دربیار میبینی، جیکوب خیلی بااستعداده
واسه روز اولش یکم زیادهروی نیست؟
عیبی نداره، دخترخالهم انقدرها هم نازکنارنجی نیست
باید حرف بزنیم
در مورد چی؟
الان برمیگردیم
صبر کن، انقدر نخند
به من نگاه کن. سمت من، یکم بیشتر
تکون نخور
همونجوری بمون
پوست خیلی روشنی داری
خیلی خب، خوبه، کافیه، بریم
- کارم تموم نشده - بدشانسی آوردی، کارتیهبرسون
نور کافی نخواهی داشت
صبر کن! یکی بدون پلیور
میبینمت
یالا، جمع کن بریم
من امشب باهاتون نمیام
باشه، سوالپیچت نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.