Long Bright River

Long Bright River

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Long Bright River S01E02 DV 2160p WEB h265-ETHEL
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-03-13
Downloads: 100
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫احتمالا قتل هست

‫میگم تیم جرم‌شناسی بیاد

‫آنچه گذشت...

‫ممکنه مواد مخدر با ناخالصی ‫بالا توی بازار پخش شده باشه

‫متوجه افزایش اوردزها در ‫سرتاسر شهر شدیم

‫از کجا بدونیم اوردز کردن؟

‫اینقدر مواد مخدر در بدنش نبوده ‫که اوردز کرده باشه

‫- پس چی بوده؟ ‫- انسولین

‫می‌خوای بدونی چیش عجیبه؟

‫هیچ مدرکی ندارم که نشون ‫بده طرف دیابت داشته

‫فکر می‌کنی کسی اونو کشته؟

‫رسیدی که روی جسد اون دختره ‫توی خیابون ای پیدا کردی...

‫به یه پمپ بنزین در نزدیکی ‫فرودگاه برمی‌گرده

‫دختری که این هفته اوردز کرد یه ‫دستمال کاغذی از هفت برادر داشت

‫الیزابت دلیلی داشته که بره فرودگاه؟

‫- دلیلی نداشت بره اونجا ‫- کمک!

‫تازگی با ترومن حرف زدی؟

‫نه. چرا؟

‫بعضی از بچه‌ها در مورد ‫همکار آخرت حرف می‌زدن

‫- هنوزم با هم حرف می‌زنین؟ ‫- نه

‫- چطور؟ ‫- حرف نمی‌زنیم دیگه. چرا اینقدر گیر میدی؟

‫گوش کن، هر بلایی که سر این ‫دخترها اومده، تقصیر خودشون نیست

‫ولی نمی‌تونیم بیخیالش بشیم

‫اون خواهرمه

‫نگران چیزی هستم که قراره پیدا کنی

‫منم نگرانم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫خوابید؟

‫یه کم استراحت کن

‫صبح حرف می‌زنیم. من...

‫کاناپه رو برات آماده کردم

‫مرسی

‫ترومن...

‫متاسفم

‫اون روز هواتو نداشتم

‫فکر کنم خشکم زد

‫و من، خیلی، خیلی متاسفم که آسیب دیدی

‫این عذرخواهی اشتباهه، میک

‫همه اشتباه می‌کنن. ولی ‫تو بعدش پیدات نشد

‫حتی یه سر نیومدی بیمارستان

‫هیچی

‫ماه‌ها گذشته...

‫و از اون موقع تا حالا هیچ ‫خبری ازت نشنیده بودم

‫و منو باش فکر می‌کردم دوستیم

‫برای این باید عذرخواهی کنی

‫«رودخانه‌ی طویل روشن»

‫میک، عجله کن!

‫یا خدا، به این زودی خوابیدی؟ ‫تازه ساعت 9 ـه

‫ فردا شیفت اول کار می‌کنم. ‫می‌خواستم برم باشگاه.

‫سایمون کو؟

‫یه سر رفته ای‌سی

‫غذای چینی؟

‫مناسبتش چیه؟

‫یک سال

‫میک، می‌خوای باهام دست بدی؟

‫- خیلی متاسفم. نه. ‫- می‌خواستی بهم دست بدی

‫کیس...

‫بهش گفتم، وقتی باید بری، باید بری

‫باورش نمی‌شد که می‌خوای ‫همچین کاری بکنی

‫خدای من. خیلی از دستم عصبانی شد

‫باید به جی بگی. ‫باید بهش بگی

‫به جی چی بگم؟

‫از نشونه‌ت

‫خیلی مهمه، کیس

‫اهمیت نمیده

‫- اینطور نیست ‫- چرا، هست

‫تو تنها کسی هستی ‫که بهم باور داره

‫اون مال مامانه؟

‫آره

‫فکر نکنم تا حالا دیده باشم ‫دور گردنت نباشه

‫گیره‌ش شکست

‫یه بار اینطوری شده بود

‫چهار سالم بود

‫و تصادفی کشیدمش و ‫از دور گردنش کنده شد...

‫وقتی داشت بغلم می‌کرد

‫عصبانی شد؟

‫نه. هیچوقت عصبانی نمی‌شد

‫یادت نمیاد؟

‫دلت براش تنگ شده

‫دل تو نشده؟

‫آها

‫مامان رو یادم نمیاد، میک

‫- آره، هیچی ازش یادم نمیاد ‫- چی؟

‫چرا یادت میاد. مامان رو یادته

‫همیشه ازش کلی داستان میگی

‫آره، ولی اونا داستان‌های توان

‫داستانهایی که تو بهم گفتی

‫می‌خوام یادم بیاد. ولی نمیشه

‫میشه امشب توی اتاقت بخوابم؟

‫فقط امشب، تا وقتی سایمون بیرونه

‫لطفا

‫- باشه ‫- آخ‌جون!

‫ممنونم

‫آخی

‫میکی؟

‫چیه؟

‫ممنونم که گذاشتی برگردم

‫دفعه بعد، کلیدهاتو یادت نره

‫منظورم این نبود

‫باشه، پس، یادت باشه

‫شکر...

‫آرد

‫دیگه چی؟

‫تخم‌مرغ

‫تخم‌مرغ. چند تا؟

‫دو سه تا

‫پس...

‫بکینگ پودر، یه ذره نمک...

‫یه ذره هم شیر

‫باشه، و خوب هم بزنش و ‫اینطوری به خمیر می‌رسیم

‫درسته. پس عامل کلیدی برای وقتی ‫میذاریش توی ماهیتابه اینه...

‫که زیادی بزرگشون نکنی...

‫چون اگه زیادی بزرگ بشن، ‫وسط خمیر خوب نمی‌پزه

‫حالا شد

‫اسم این کوچولو چیه؟

‫اون، اون دون‌دون ـه

‫دون‌دون، ها؟

‫دون‌دون امروز صبح ‫صبحونه چی می‌خواد؟

‫ام...

‫شکلات چیپسی، تمشک؟

‫- فکر کنم دون‌دون ساده می‌خواد ‫- پس ساده درست می‌کنیم

‫صبح‌بخیر، مامان

‫پنکیک‌ها خیلی خوشمزه شدن، توماس. ‫آفرین بهت

‫ممنونم

‫اوهوم

‫از پنکیک‌های ساده‌ت خوشت میاد دون‌دون؟

‫حرف نمی‌زنه

‫منظورت چیه که حرف نمی‌زنه؟

‫صداشو نمی‌شنوی؟

‫گوش کن

‫اوهوم

‫باشه

‫خب، می‌تونیم قبول کنیم که مخالفیم...

‫ولی من از تمشکی‌ها خوشم میاد

‫داره خیلی بزرگ میشه

‫منم همین حس رو دارم

‫اصلا دخترم رو توی این سن یادم نمیاد

‫می‌دونی چشم بهم می‌زنی...

‫آره. این روزها زیاد می‌بینی‌شون؟

‫آره. وقتی از مدرسه میان خونه، هر از گاهی

‫ولی...

‫نه اونقدر که دوست دارم

‫می‌خوای بهم بگی چه خبره؟

‫کیسی ـه

‫این بار چند وقت میشه که رفته؟

‫شش هفته‌ای میشه

‫حس می‌کنم انگار همین دیروز بود ‫که وایستاده بود...

‫توی صف شام مسافرخونه سنت فرانسیس

‫و این قربانی‌ها ربطی ‫به کیسی دارن؟

‫به غیر از این واقعیت که ‫همه توی خیابون کار می‌کردن...

‫پس کیسی شش هفته‌س که گم شده

‫و جسد بیشتر این دخترها روزها ‫بعد از ناپدید شدن پیدا شدن، درسته؟

‫- خب؟ ‫- پس شاید ربطی نداشته باشه

‫- کیسی قبلا هم غیبش زده ‫- می‌دونم

‫ولی توی فیلم آلونزو، کیسی سوار وانت ‫قرمز یه یارویی شده بود

‫یه وانت قرمز بیرون خونه‌م دیدم...

‫و فکر کنم توی کنزینگتون هم ‫یه وانت قرمز دیدم

‫- فکر می‌کنی داره تعقیبت می‌کنه؟ ‫- نمی‌دونم

‫صاحبخونه‌م میگه یه یارویی ‫از وانت پیاده شده...

‫ازم پرس و جو می‌کرده و سعی داشت ‫توصیفش کنه. اصلا نمی‌دونم طرف کیه

‫گفتم شاید سایمون باشه...

‫ولی اون وانت قرمز نداره

‫بیا فرض کنیم همون یارویی باشه ‫که کیسی رو سوار وانت کرده...

‫- بیرون خونه تو چه غلطی می‌کرده؟ ‫- نمی‌دونم

‫- از این وضع خوشم نمیاد، میک ‫- آره، منم خوشم نمیاد

‫باید راه بیافتم

‫باید توماس رو قبل از اینکه ‫برم سر کار بذارم خونه جی

‫ببین، مراقبش هستم

‫- واقعا؟ ‫- آره

‫اون و دون‌دون می‌تونن باهام ‫کارهای جزیی رو انجام بدن

‫ممنونم

‫آره. خواهش می‌کنم

‫میرم از نزدیکی فرودگاه پرس و جو کنم...

‫و ببینم کسی قربانی‌ها رو می‌شناسه یا نه

‫شاید توضیح بده چرا دخترها ‫قبل از اینکه کشته بشن اونجا بودن

‫منم چند جا تماس می‌گیرم

‫تا ببینم آهرن پشت ‫پرده چی میگه

‫آهرن فکر می‌کنه همگی اوردزهای ‫تصادفی هستن. اینطوری کارش کمتر میشه

‫اگه فقط فنتانیل و آرام‌بخش...

‫تو بدن قربانی‌ها بود، باهاش ‫هم‌نظر بودم. ولی انسولین؟

‫اون قضیه‌ش کاملا متفاوته. حتی آهرن ‫هم نمی‌تونه اینو نادیده بگیره

‫میرم از توماس خداحافظی کنم

‫- میک ‫- بله

‫نمی‌خوام تنهایی برگردی توی اون خونه

‫باید به یکی توی پاسگاه ‫در مورد اون وانت قرمز بگی

‫آهرن به حرفم گوش نمیده

‫مجبورش کن

‫باشه، بچه‌ها، ایشون کارآگاه دیویس دینجررت ‫از بخش کارآگاهان شرق ـه

‫برای شما یه فیلم داره

‫گوی و میدان رو بهش میدم. بفرما کارآگاه

‫دنجرات

‫- ببخشید؟ ‫- دنجرات تلفظ میشه

‫باشه

‫در چندین روز گذشته، سه زن ‫که نوزده یا بیست ساله بودن...

‫جسدشون در اینجا، اینجا و اینجا پیدا شده

‫تیلور یون، الیزابت اوکانر ‫و یه قربانی سوم که شناسایی نشده

‫زمان مرگ، حول و حوش آخر هفته هالووین

More Farsi Persian subtitles for Long Bright River

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left