The first 200 lines.
کاری از "Mahya 14"
خوش اومدین قربان
بیا، منتظرت بودیم
کارتیک برات یه هدیه فرستاده
کار تمومه اون مرده
"چند ماه قبل"
...الو، من بیرونم دارم میام تو
سلام بینندگان به "دوربین رو روشن کنید، حرکت" خوش اومدین
الان تو مرحله نیمه نهایی هستیم و همه چیز سخت تر شده
...چون تمام شرکت کنندگان
در ژانر خودشون یه فیلم بی نظیر ساختن
درست پیش از پیام های بازرگانی
هممون از فیلم کوتاهی که شرکت کننده مون، کارتیک ساخته لذت بردیم
هی کدوم گوری بودی؟ زود برو
واینستا، برو
! برو دیگه مرد
قبل از پیام های بازرگانی ما فیلم کوتاه تو رو دیدم
در این نیمه نهایی شگفت انگیز چهار تا شرکت کننده داریم
و فقط سه تا از اونها می تونن به مرحله نهایی برسند
یکی از شرکت کننده ها باید حذف بشه
خب کارتیک، در این لحظه چه احساسی داری؟
خیله خوب! قبول دارم یه ذره مضطربی
بیا به نظرات دو داور گرامیمون در مورد فیلمت گوش کنیم
کارگردان برنده جایزه ملی آقای موکیل
صاحب شرکت تهیه کنندگی بلوبری آقای سوندر
آقای موکیل نظرتون در مورد فیلم کارتیک؟
فیلم بیخودی بود
"سنگدل"
آقای سوندر، لطفا شما نظرتون رو بگین
بین همه فیلم هایی که من اینجا دیدم
!این بهترینه
ممکنه برای یه کارگردان با تجربه فیلم مزخرفی به نظر بیاد
اما در نظر من این فیلم عالیه این فیلم بهترینه
به خاطر تهیه کننده هایی مثل تو سینمای ما داره سقوط می کنه
..به خاطر کارگردانایی مثل تو
که به هرفیلمی میگین مزخرف سینمای ما داره سقوط می کنه
اما من مثل تو احمق نیستم
من احمقم که فیلمای تورو تهیه کنندگی می کنم
مگه تو به من التماس نکردی برات فیلم بسازم؟
تو ساکت
من اومدم در خونت رو زدم و ازت درخواست فرصت کردم؟- یه ذره دیگه حرف بزنی دهن من باز میشه-
قربان، بیاین حرف بزنیم و موضوع رو حل کنیم
قربان، منظورم این نبود
صبر کنین قربان
از من ترسیده
چطور جرئت می کنه بهم بگه احمق؟
چرا دعوتم کردی؟
...قربان- خفه شو-
!فیلم نگیر
قربان، کوتاه بیاین و قضیه رو ختم به خیر کنین
این دعوا براشون از کافی هم بیشتره تا این بحث رو تا مدت ها کش بدن
چرا من باید کوتاه بیام؟
شما خوب می دونین که اون یه احمقه
خب چرا همچین احمقی رو دعوت کردی؟
...این روانی داره به من میگه احمق
شما خوب می دونین که اون یه احمقه
خب چرا همچین احمقی رو دعوت کردی؟
اگه شما نظرتون رو بی خیال بشین می تونیم برنامه رو پیش ببریم
اعصاب منو بهم نریز
من اومدم اینجا چون رئیست دعوتم کرد اما تو خوب به اون فحش دادی
بهش بگو رای نهایی رو اون بده
اگه رای نهایی رو شما بدین می تونیم برنامه رو پیش ببریم
من رای آخرو میدم اما مطمئن شو دعوایی که کردیم رسانه ای نشه
نه قربان! خیالتون راحت بفرمایین
من یه کلمه بیشتر نمیگم
قربان، شما بیاین رو استیج بقیش رو بسپرین به ما
بیا قالشو بکنیم و بریم
...به پایان مرحله نیمه نهایی رسیدیم
و سه تا از شرکت کننده ها به مرحله نهایی می رسند
و برنده شانس این رو پیدا می کنه که یه فیلم بلند بسازه
داوران ما الان نتیجه ها رو اعلام می کنند
بذارین اون نتیجه رو بگه
آقای موکیل، کی قراره امروز حذف بشه؟
اگه می شد که همشون رو حذف می کردم
...اما چون فقط یه نفر باید حذف بشه
...کارتیک
من تو رو رد می کنم
برنده شدن فقط مورد تحسین منتقدین قرار گرفتن یا رسیدن به مراحل نهایی نیست
برنده شدن یعنی سود کردن
برای همین فقط ما تهیه کننده ها می تونیم فرمول موفقیت رو مشخص کنیم
من همینجا می گم می خوام فیلم کارتیک رو تهیه کنندگی کنم
کارتیک، فردا بیا به دفترم و پیش پرداختت رو بگیر
تهیه کنندگی فیلمت با من
داوری نیمه نهایی بیخود احمقانه
از امروز تو کارگردان یه فیلم بلندی
امروز روز بزرگی بوده
امروز روی استیج ما یه تهیه کننده برای فیلم اول کارتیک پیدا کردیم
اونا یه نفرو کشتن
!ببین، چه قدر وحشیانه
وسط روز روشن هیچکس نیومد کمک کنه
من همین الانشم به اندازه کافی اضطراب دارم تو ساکت باش
دیروز از رو عصبانیت یه چیزی گفتم
اونم باور کرده و این همه راه رو تا دفترم اومده
خبر کاری که شما کردین تو تقریبا همه روزنامه ها هست
عموی پسره گزارشگره برای همین نصف روزنامه ها رو پوشش میده
خوب چی کار کنم؟
کارتیک؟ آقا صدات می کنه
با اعتماد به نفس داستانت رو تعریف کن
موفق باشی
یه قطار با سرعت بالا در حرکته
بعدشم نمای تک تک ریل های قطار رو نشون میدیم
و بعد هم ترانه اصلی فیلم رو پخش می کنیم
...صدای قطار
الان پسره در ایستگاه اصلی قطار پیاده میشه
مستقیم به خونه دختره میره ولی در قفله
...با تمام قدرتش در رو می شکنه
و می بینه دختره خودش رو دار زده، درسته؟
بله قربان- می دونستم-
و بالاخره قرار میشه بازیگر اصلی رو بکشی تا بتونی جایزه بگیری
قربان، این فیلمنامه انقدرا هم معمولی نیست
...من تو این فیلم یه پیام قوی بیان می کنم
که مشکلات اجتماعی جهان رو منعکس می کنه و اونا رو زیر سوال می بره
بعدش، کی قراره بدوه پشت سر وکیل ها؟
ببین، تو استعداد داری
من نمیخوام فیلم درمورد آشوب های اجتماعی بسازم
...من میخوام...اِه...اِه
می خوام فیلم گنگستری بسازم
در مورد خشونت و خونریزی
فیلمی مثل نایاگن، تالاپاتی
مثل این فیلما
یه فیلمنامه مشابه حتی اگه از اینها کپی هم کنی عیبی نداره
با یه فیلمنامه خوب گنگستری بیا من فیلمتو می سازم
تضمین می کنم
!درسته... دیگه بهانه بی بهانه
من تصمیم گرفتم یه فیلم گنگستری بسازم
...عالیه رفیق- اما نه یه داستان پیش پا افتاده-
می خوام باهاشون ملاقات کنم...درکشون کنم و یه فیلم روحدار بسازم
! یه فیلم واقعی بر اساس یه داستان واقعی
کومار جوشکار که حکم حبس ابد گرفته بود به قتل رسید
چیزی پیدا کردی؟
اینا تمام چیزایین که پیدا کردم
همون داستانای قدیمی که تاحالا تو فیلما ازشون استفاده شده
و همشون هم مردن
من میخوام در حال گنگستری بدونم که در حال اوج گرفتنه
باید شخصا ببینمش از نزدیک مراقبش باشم و بعد فیلمنامه رو بنویسم
تو از اونا انتظار داری که یه زندگینامه بنویسن و بذارنش تو کتابخونه
چرا داری وقت من رو هدرمیدی؟
عمو،شما گزارشگر با تجربه ای هستین
باید یه نفرو بشناسین. لطفا عمو
من فقط خبرای سیاست و سری لانکا رو پوشش می دم
هر دوتاشون یکین
...تو اون روز ها
"بازیگری با چشمان گربه ای" مادوری دیکشیت بود، درسته؟
زندگی تمام گنگستر ها یه قالب داره
اونا یه نفر رو میکشن و جاشو می گیرن
بعد یه نفر دیگه اونارو می کشه و جاشون رو میگیره
تا کی میخواین فیلم تکراری بسازین؟
یکی هست، که من مثلشو تو هیچ فیلمی ندیدم
یه یاغی توی مادورای- یه یاغی توی مادورای؟-
عالیه! اون کیه؟
...اسمش
سه سال پیش، 4 تا قتل توی یه میوه فروشی تو مادورای اتفاق افتادن
در موردش شنیدم- اون متهم ردیف اول بود-
جوونه، اواخر دهه سی سالگیشه
اسمش یادم نمیاد
نگران نباش پروندش رو برات پیدا می کنم
هرگز از اسمش استفاده نکن
پیدات می کنه و می کشدت
اون یه روانیه
اسمش "ستو" ئه
ستو ستوی متجاوز
اسمت چیه؟
"ببر پنهان"
هی،یه مقاله در موردش هست
!افشاگری های شوکه کننده ایه
اون رو دوست عمو نوشته
درسته! اسم مستعارش " ببر پنهان" ه
اونم با جاسوسی در مورد "ستو" این رو نوشته
می تونیم باهاش تماس بگیریم اما باید مراقب باشی
تو همون آدمی، درسته؟
می تونستی عکسم رو چاپ کنی، مگه نه؟
به جاش کاریکاتور کشیدی
چند نفر بهش خندیدن؟
من خنده دارم؟
تا الان داشت کار می کرد
کسی فندک داره؟
برای همین دزدیدمش
تو داری؟
اگه داشته باشه، باید تا الان خیس شده باشه
هی، وسایل رو بیار
برادر،من میکشمش
چرا برای کشتن انقدر عجله داری؟
خیلی وقت نیست اینجا اومدی اول ببین و یاد بگیر
قدم به قدم- چشم برادر-
!خدارو شکر وگرنه اون همه بنزین به هدر می رفت
"حقیقت خفته" ،نوشته " ببر پنهان"
حقیقت آسیب می رسونه ،می دونستی؟
مخصوصا حقیقیت فضولی تو زندگی من بدجوری آسیب می زنه
ممکنه یه روانی باشه
ممکن نه، اون واقعا روانیه
من میرم به مادورای و یه فیلم بر اساس زندگی "ستو" می سازم
صحبت در مورد مادورای من رو یاد یه نفر از دانشگاه می ندازه
"اورنی"
واستا
این خانم مشتری منه
اون مرد لباس سفید مشتری منه
اون مرد با تی شرت آبی مشتری منه
ببین! داره به من نگاه می کنه
برو کنار
اون مال منه. برید اونور
No comments yet. Be the first to leave one.