Cleaner

Cleaner

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Cleaner 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-03-21
Downloads: 144
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫برو داخل ببینم. برو داخل

‫هی، هی، هی

‫آخه چند بار باید ‫این‌کارو تکرار کنیم لعنتی؟

‫تقصیر من نیست. تقصیر اونه

‫- خودم حلش می‌کنم ‫- مایکل، می‌شنوی چی میگم؟

‫چیزی نیست. چیزی نیست

‫چرا داری ازش دفاع می‌کنی؟

‫فکر می‌کردم تا الان بزرگ شده باشی ‫می‌شنوی چی میگم؟

‫بهش دست نزن! بهش دست نزن!

‫چرا به حرفم گوش نمیدی، مایکل؟

‫هرکاری دلم خواست می‌کنم. پسر خودمه

‫ولش کن!

‫گوش کن! عجیب‌الخلقه

‫من تنها کسیم که می‌تونم آدمش کنم ‫مگه نه مایکل؟

‫چرا به حرفم گوش نمیدی؟

‫همچین کاری نمی‌کنی... نمی‌کنی...

‫چرا به حرفم گوش نمیدی؟

‫بس کن!

‫دیگه حق نداری آبروی منو ببری

‫مرتیکه‌ی قلدر! برو بیرون! ‫برو بیرون! برو بیرون! برو بیرون!

‫« شیشه پاک‌کن »

‫« بیست سال بعد »

‫« درک: کجایی؟ »

‫« درک: کجایی؟ » ‫« درک: دیر کردی »

‫الو؟

‫الان؟ دیرم شده باید برم سر کار ‫میشه بعداً بیام؟

‫خب؟

‫باشه. الان میام

‫گندش بزنن

‫باورم نمیشه دارم همچین چیزی می‌شنوم ‫جدی میگی؟

‫داره جدی میگه؟

‫مضحکه، واقعاً مضحکه!

‫فکر کنم مشکل اصلی مسئولیت‌پذیریه

‫- مسئولیت‌پذیری؟ ‫- برادرت

‫به‌وضوح از قواعد رفتاری‌مون تخطی کرده

‫چاره‌ای نداریم جز اینکه

‫فوراً از اینجا اخراجش کنیم

‫عالیه. حرف نداره

‫متوجهم که ناراحتی

‫جانم؟

‫- نمی‌خوای جواب بدی؟ ‫- نه

‫- بیا آروم باشیم ‫- آروم باشیم؟

‫- بهش نگو آروم باشه ‫- نگران محرک‌هاش هستم

‫این‌کارم فقط برای محافظت از مایکله

‫نه، نیست

‫این چندمین باره؟ هفتمین بار؟

‫نه، هشتمین باره که از جایی اخراج میشه

‫نهم. نهمین باره

‫درسته. دیدی؟ نهمین باره

‫رز هاوس، کلینتون هاوس، تامس لاج

‫- آره، نهمین باره ‫- اینکن‌فیلد لین

‫دوباره رز هاوس، دو تا حساب میشه ‫فورد لندز، گولدز اسمیتس...

‫- آره. ممنون مایکل ‫- لنترن و اینجا

‫- میشه 9 تا ‫- ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫یکی اطلاعات محرمانه‌ی ‫حساب آسایشگاه رو دزدیده

‫و اون رو به رسانه‌های محلی لو داده

‫یکی این‌کارو کرده. از کجا معلوم ‫مایکل باشه؟ مدرکتون کجاست؟

‫اولین باری نیست که برادرت

‫تونسته از تدابیر امنیتی آنلاین‌مون بگذره

‫ممکنه کار هرکسی بوده باشه

‫و راستش، اگر از کسایی که قرار بوده ‫ازشون نگهداری کنین دزدی نمی‌کردین

‫شاید چیزی نبود ‫که کسی بخواد لو بده

‫اصولاً، این مسئله یه مسئله‌ی کیفریه

‫برادرت شانس آورده ‫بخاطر سرقت اطلاعات ازش شکایت نمی‌کنیم

‫سرقت؟ ازش پول دزدیدین ‫و حالا دارین اخراجش می‌کنین؟

‫خب، ظاهراً اگر مایکل

‫پیش تو زندگی کنه براش بهتره

‫آره صددرصد

‫ببخشید. چاره‌ای نداریم

‫دیگه نمی‌تونه اینجا بمونه

‫مایکل باید بره

‫همین امروز. همین الان

‫عالیه

‫کار دارم. حتی وقت ندارم وسایلت رو جمع کنم

‫خودمون می‌فرستیمشون

‫لعنتی

‫وکیلم باهاتون تماس می‌گیره

‫- تو که وکیل نداری ‫- اون که اینو نمی‌دونه

‫درک، الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم

‫هم دیر کردی هم چرند میگی ‫قبلاً در موردش صحبت کرده بودیم، جویی

‫اصولاً، اونقدرام دیر نکردم

‫اصولاً، اخراجی

‫نه، نه، نه، نه. ببین، درک ‫یه مشکل خانوادگی پیش اومد

‫تو رو خدا، نمی‌تونم این شغل رو ‫از دست بدم. قول میدم تا...

‫ساعت دو. تا ساعت دو اینجا باش

‫خب، امروزت چطور بوده؟

‫خب، اول رئیسم داشت...

‫لطفاً فحش نده

‫نقطه‌چین‌بازی درمیاورد ‫چون دیر کردم

‫بعد بهم زنگ زدن ‫و گفتن بیام دنبال تو

‫و چون رئیسم آدم نقطه‌چینیه

‫اگر تا ساعت 2 خودمو نرسونم ‫جناب نقطه‌چین اخراجم می‌کنه

‫بجز اینا عالیم. تو چی؟

‫آره، خوشحالم ‫می‌تونم کنار خواهرم باشم

‫لطفاً فحش نده

‫ای بر پدرت...

‫احیاناً نمی‌دونی کی حساب آسایشگاه ‫رو هک کرده تا اطلاعاتش رو افشا کنه؟

‫- عصبانی هستی؟ بنظر میاد عصبانی هستی ‫- آره، هستم

‫از دست آسایشگاه و اون عوضیا

‫- چون مستمری‌مون رو دزدیدن ‫- جوانا

‫- باید حقشون گذاشته بشه کف دستشون ‫- آره

‫ولی بعید می‌دونم این اتفاق بیفته ‫روال کار دنیا اینطوری نیست

‫برای همین می‌خوام ‫مبارز راه حقیقت باشم

‫مثل پیرز مورگان

‫پیرز مورگان یه فوق نقطه‌چین

‫تشنه‌ی توجهه

‫خب، پیرز مورگان مثل ما ‫سوار اتوبوس اشتباهی نمی‌شد

‫لعنتی!

‫دیگه فحش نده

‫گفتم معذرت می‌خوام

‫« وقتت داره تموم میشه » ‫« خودتو برسون وگرنه اخراجی »

‫حرومـ...

‫وایسا. وایسا! وایسا، وایسا، وایسا!

‫- شارژرم. شارژرم رو جا گذاشتم! ‫- بعداً یکی دیگه می‌گیریم

‫- متوجه نیستی ‫- مایکل...

‫هفت درصد شارژ دارم لعنتی! ‫شارژر کوفتیم کجاست؟

‫- نه! نه! ‫- مایکل. مایکل

‫- متوجه... ‫- مایکل

‫- متوجه... متوجه نیستی... ‫- مایکل

‫می‌خوای بچلونمت؟

‫- معذرت... معذرت می‌خوام ‫- می‌دونم

‫- معذرت می‌خوام ‫- منم معذرت می‌خوام

‫کی میریم خونه؟

‫باید تا ساعت 6 که کارم ‫ تموم میشه اینجا بمونی

‫ساعت 6؟ این که اندازه‌ی ‫دو تا ارباب حلقه‌هاست

‫یا یه نسخه‌ی اکستندد

‫پنج دقیقه وقت دارم. بجنب

‫بیگ ‌ران حواسش بهت هست ‫هوات رو داره

‫چطوری مایکل؟

‫می‌دونه اوتیسم دارم؟

‫آره می‌دونه. ولی آدم باحالیه ‫چیزی نمیشه

‫شارژر داره؟

‫می‌تونم کارتو راه بندازم، رفیق

‫و حواسش به کیفت هست

‫یک دقیقه‌ی دیگه برمی‌گردم

‫آدمای زیادی اینجان. شلوغه

‫امشب مهمونی دارن

‫ما دعوت نیستیم ‫و تو از مهمونی متنفری

‫نمیشه همراهت بیام؟

‫می‌تونی اینجا یه شغل برام جور کنی

‫دلت نمی‌خواد اینجا کار کنی ‫رئیس‌هام عوضین

‫- خب، تو که کار می‌کنی ‫- بیرون ساختمون کار می‌کنم

‫دور از عوضیا. زود برمی‌گردم

‫و خونه... قراره پیش تو بمونم؟

‫- تا اینکه یه جای دیگه پیدا کنیم ‫- از اون جاها خوشم نمیاد

‫بعداً در موردش صحبت می‌کنیم. باید برم

‫- همیشه میگی بعداً ‫- قراره امشب پیشم بمونی

‫تا کی؟

‫باید برم. پیش بیگ ران بمون

‫شرمنده، شرمنده، شرمنده

‫تمام مقدمات مهمونی انجام شده

‫ساعت 6 عصر، مهمان‌ها از راه می‌رسن ‫کوکتل‌ها رو میارن

‫ساعت 6 و 20 دقیقه، جفری ‫یه سخنرانی کوتاه برای سهام‌دارها می‌کنه

‫تا 30 دقیقه براش وقت اختصاص دادم

‫ساعت 18 و 21 دقیقه ‫انگیزه‌م رو برای زنده موندن از دست میدم

‫راستی، محض اطلاع‌تون

‫قبل و بعدش اجرای زنده خواهیم داشت

‫قراره از اون مزخرفات ‫سیرک آفتاب باشه، مگه نه؟

‫فقط حواست باشه ‫زیاد نزدیک ما نشن

‫من که نمی‌خوام لعنتیا ‫تا ده متریم هم بیان

‫- تم مهمونی بازآغاز ملکوتیه ‫- هیچ اهمیتی برام نداره

‫قندت اومده پایین، جرالد؟

‫آره. فکر کنم قند خون کوفتیم اومده پایین

‫یا خدا. نفستون رو حبس کنین

‫نبینم الان زایمان کنیا لعنتی ‫باید الان خونه باشی

‫شاید اگر مرخصی زایمان درست‌و‌حسابی می‌دادین ‫الان خونه بود

‫هالینا، ای‌کاش روی کفشش زایمان می‌کردی!

‫آره، ای‌کاش ‫تی هم همراهم هست تمیزش کنم

‫قطعاً مجبورت می‌کرد تمیزش کنی

‫- خب دیگه، خداحافظ! ‫- خداحافظ!

‫هفده ثانیه مونده. رسیدم

‫واقعاً نیازه در مورد رفتارت صحبت کنیم، جویی

‫تعجبی نداره از ارتش انداختنت بیرون

‫از خدامه. ولی باید برم سراغ کارام

‫رئیسم بدجوری بهم گیر سه‌پیچ میده

‫رئیست از خداشه بری سراغ کارات

‫ولی هنوزم یه ساعت بهم بدهکاری، حداقل

‫- چی؟ ‫- اینم با بقیه‌ش جمع می‌زنم

‫می‌تونی با یه...

‫برخورد پرنده شروع کنی

‫- ای بابا ‫- طبقه‌ی 51، پنل اف 51 پی 118

‫باید تا الان حسابی پخته باشه

‫- این‌کارت عملاً اذیت و آزار کارکنانه ‫- خوش بگذره. خوش بگذره. خوش بگذره

‫اوه!

‫- یه جا رو جا انداختی ‫- این‌کارت اصلاً بامزه نیست

‫فکر می‌کردم اصلاً قرار نیست ‫امروز بیای، تنبل‌خانم

‫- بعضیامون آخرای کارمونه ‫- باید یه مشکلی رو حل می‌کردم

‫عه، واقعاً؟

‫مایکل رو از آسایشگاهش انداختن بیرون

‫- ای وای. چی؟ ‫- آره

‫سوابق‌شون رو هک کرد ‫متهمشون کرد که پولش رو دزدیدن

‫- آره دیگه، خیلی اوضاع ناجوری شده ‫- لعنتی

‫برنامه‌ی بالا رفتنم ‫از کوه "اِل کاپیتان" به فنا رفت

‫گندش بزنن، واقعاً متاسفم ‫حالش چطوره؟

‫- خوبه ‫- واقعاً؟

‫- طبقه‌ی پایینه ‫- آوردیش اینجا؟

‫یا باید این‌کارو می‌کردم یا اخراج می‌شدم ‫مشکلی نیست. پیش "بیگ ران"ـه

‫خیلی‌خب، مایکل؟ بفرما بخور

More Farsi Persian subtitles for Cleaner

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left