The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خب، بگو ببینم.
چون میدونم منو نکشوندی اینجا
توی این سرمای یخ فقط که همتمرینیت باشم.
اون سمت رو میخوام.
سرپرست تیم REMS 1.
الان الینور از وقتی جمال مصدوم شده، کار رو چرخونده.
موقتیه. خودش نمیخواد دائمی باشه.
فکر نمیکنی باید من باشم؟
- خودت بودی که منو هل دادی... - آره، میدونم.
اصلاً خودم بودم که فرستادمت REMS،
ولی ارتقات بدم به REMS 1؟ بیخیال، بُدی.
چند وقته روی خودروی اطفایی کار میکنی؟
یه خرده بیشتر از یه سال؟
ساکرامنتو کسی رو که اینقدر تازهکاره
نمیذاره بالای سر این تیم.
تازه... خودت که میدونی.
اونا فقط چیزی رو میبینن که روی کاغذه، درسته؟
ایستگاه ۴۲، برنامهٔ آموزشی اِجواتر...
اون مدتی که آب خنک خوردی، مرد.
تری راک.
- تری راک. - آره.
مشکل اینه که تازهکارم، یا اینکه یه زمانی لباس نارنجی تنم بوده؟
راستش احتمالاً هر دوتاش.
سابقهم رو که نمیتونم عوض کنم.
من برای این کار ساخته شدم.
کار REMS اینه که با هرچی داریم، هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم.
- من برای این تیم یه مهرهم. - میدونم.
آره، هستی.
ولی سرپرست REMS؟
اون وسط میدون، بدون اینکه کسی بالا سرت باشه.
بالادستیها هیچوقت اونقدر بهت اعتماد نمیکنن
که همینطوری کل کار رو بدن دستت.
نمیتونی یه کاری بکنی؟
بحث دفاع کردن از تو نیست، مرد.
هرچی من بگم فرقی نمیکنه.
باید خودشون بشناسنت. اونم زمان میبره.
وای. بامزهست.
- دوستدخترته؟ - به تو چه؟
اون بچه کیه؟ مامانی؟
تقلب کردی!
- دو تا آس... - نه.
نه وقتی دستم با شماها اینقدر پره.
آره، تقلب کردی! نه، نه.
پولم رو پس بده!
- تقلب نکردم. - کردی.
نکردم. دو تا آس روی ریور اومد.
چرا آلاین کردی؟ احمقی؟
پس دارین قمار میکنین؟
اون چیه؟ بده ببینم.
کالای ممنوعه.
خب. اسم هر دوتون رو رد میکنم.
کاپیتان، بیخیال... خواهش میکنم این کار رو نکن.
- نه. - فکر گانر بود.
نامردی، مرد.
گانر.
حوصلهمون سر رفته، کاپیتان.
چند هفتهست یه آتیش درستوحسابی گیرمون نیومده.
خب، قرار بوده از این همه وقت
برای پیشرفت خودتون استفاده کنین.
مثلاً گانر، برای دورهٔ برقکاری سطح سه
که قرار بود ثبتنام کنی، کردی؟
میترسه خودش رو بفرسته هوا.
خب، حالا که اینقدر دوست داری چیزی پرت کنی،
بذار منم یه چیزی بندازم جلوت.
کتاب آمادگی GED.
تکس، تو برای دوره ثبتنام کردی؟
به چی میخندی؟
بیخیالش شد.
نخواست برای بار دوم از دبیرستان رد بشه.
حداقل من توی هر تمرین آمادگی جسمانی کم نمیارم،
شلوول.
- «آمادگی جسمانی» رو هجی کن، خنگ. - خیلی خب، بسه.
میریم پیادهروی کاری.
کوه سایلس.
اون بالا برای پاکسازی مسیرها کمک میخوان.
یک، دو، سه.
با تجهیزات کامل میریم. راه بیفتین.
- بیرون یخ میزنیم، کاپیتان. - نگران نباش عزیزم،
یه سرعتی میریم که گرم نگهت داره، قول میدم.
بلند شو.
تا هنوز جوونم!
سلام.
آمریکانوی منی رو آوردم.
قهوهٔ سادهٔ شارون.
لاتهٔ کارامل جیک هم اینه.
- خامهش رو یادت رفت. - خیلی متأسفم که
خامهٔ کوچولوی سفارش قهوهٔ جیک رو
خراب کردم.
نکنه ترافل رنگی هم میخواست؟
میدونه برای اینا زدم به دل سرما؟
گونههام هنوز بیحسه، میدونی؟
منظورم این بود که ممنون.
- ممنون. - آره.
این بهتر شد. ممنون. اینم مال تو.
- من اینو ترجیح میدم. - هوم.
بیا.
اوه، اینم باید بهت پس بدم.
نه، نگهش دار.
بُدی، هنوزم خونهٔ تو زیاد میام.
خیلی زیاد. مخصوصاً چون بخاری
آپارتمان جدیدم افتضاحه.
خب، خونهٔ من گرمایش درستوحسابی داره.
لازم نیست بری.
لازمه. واقعاً لازمه. میخوام دوباره یه زندگی عادی داشته باشم.
خونهٔ خودم رو میخوام،
کار قبلیم رو هم... برام مهمه.
- دلم برات تنگ میشه. - خوبه.
قرار هم هست دلت تنگ بشه.
ببین، میتونیم از اون روزهای اول و باحالِ رابطه لذت ببریم.
خوبه.
هر وقت حس کردی وقتشه، میتونی اینو پس بدی.
باشه؟
با لوک چطور پیش رفت؟
چی، گفت نه؟
چرا؟ خودش میدونه چقدر کارت خوبه.
یعنی... خودش دیده.
آره. ساکرامنتو ندیده.
اونا فقط بخشهای تاریک سابقهم رو میبینن.
بعید میدونم برای سرپرستی REMS بهم اعتماد کنن، مگر اینکه
ببینن واقعاً از پس چه کارهایی برمیام،
و اون زمان میبره.
پس بذار ببیننت.
چند ساعت Alone دیدیم؟
فقط... یه گوپرو یا یه چیزی بگیر.
خوشم اومد.
دوربین روی بدن شاید بهتر باشه.
ببین ما رو. کار تیمی.
اگه همون بُدیای رو ببینن که من میبینم،
اونا هم کاملاً روت حساب میکنن.
چشمهات رو ببند. خونهمون رو تصور کن.
جایی که بتونیم خانوادهمون رو بزرگ کنیم... و توی کارمون پیشرفت کنیم.
حالا چشمهات رو باز کن.
وایولت، من عاشق این زندگی با توام.
با من ازدواج میکنی؟
اوه، آره. به این یکی آره میگفتم.
دیدی؟
اینم از توی بالن هوای گرمه.
بالای ایستگاه ۴۲، همونجایی که اولین بار همدیگه رو دیدیم.
جایی که اولین قرارمون بود.
جایی که مالکوم رو دیدم؛ که خودش هل داد برم ببینمش.
یه چیز بیشتری میخواد.
ب-بیشتر از بالن هوای گرم؟
منظورم اینجاست، مرد.
- یه کم زبری اضافه کن. - باشه.
که اصطکاک بده.
راستی، واقعاً این روزها زنها همینو میخوان؟
یعنی این حرکتهای خیلی بزرگ، بالن هوای گرم...
محتوای شبکههای اجتماعی؟
خب، امیدوارم.
قرار اول حالوهوای رابطه رو تعیین میکنه، درسته؟
باشه.
خب، خواستگاری...
اون دیگه حالوهوای ازدواج رو میسازه.
و عزیزم، من میخوام سنگ تموم بذارم، بابا.
لعنتی.
حالا باعث شدی دوباره فکر کنم
امشب کامیل رو برای قرار ببرم اسموکیز یا نه.
فهمیدم چی کار کنم.
لاله. یعنی بالن هوای گرم نیست،
ولی چندتا لاله میبرم. لالهها...
خوبن، نه؟
خب، بالاخره یه حرکته.
باشه. آره، باشه.
بچههای ۴۲، دو جفت دستکش بپوشین.
امروز حسابی سرده.
وای، اون مدرک دبیرستانت
واقعاً به کارت اومده، نه؟
اسمش دیپلمه، خنگ.
اگه اون خنگه، تو هم متقلبی.
پوکر بازی میکردیم. مهارته.
چهار دست پشت سر هم همه رو خالی کردی.
- خب؟ - هرچی داشتم بردی.
این یعنی تقلب.
هی. بابت قمار براتون گزارش نوشتم،
حالا اینجا هم دارین دربارهش حرف میزنین؟ مسیر رو پاک کنین.
خب. باد یهدفعه ۱۸۰ درجه برگشته
و دما هم افت کرده.
ده درجه توی سی دقیقه.
باشه، «هشدار شمارهٔ ۱۵»
وقتیه که باد شدیدتر بشه یا جهتش عوض بشه.
یه جبههٔ هوای سرد ناگهانی داره میرسه.
یعنی چی؟
یعنی موج سرمای ناگهانی.
و یعنی باید از اینجا بزنیم بیرون
قبل از اینکه شرایط بدتر بشه.
باشه؟ راه بیفتین.
آره!
تخمهام یخ زده.
چرا اون تخمهای فسقلیت رو
نمیچپونی تو کیف گرم و نرمت؟
چی گفتی الان؟
راه بیفت، آقای دیپلم!
این بار درست گفتی.
خب، پمپها رو تخلیه و برای سرما آماده کنیم.
مرد، حالا حرفات رفت تو مخم.
یعنی گل و اسموکیز یه کم زیادی معمولیه.
هی، تنپینز توی خیابون مین.
گوش کن، برج غذای دریایی رو بگیر،
استیک پورترهاوس رو هم دونفری بخورین.
No comments yet. Be the first to leave one.