Fire Country

Fire Country

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

Fire Country S04E16 1080p HEVC x265-MeGusta[EZTVx to] Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-10
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خب، بگو ببینم.‏

‏چون می‌دونم منو نکشوندی اینجا‏

‏توی این سرمای یخ فقط که هم‌تمرینیت باشم.‏

‏اون سمت رو می‌خوام.‏

‏سرپرست تیم ⁨REMS 1.⁩‏

‏الان الینور از وقتی جمال مصدوم شده، کار رو‏ ‏چرخونده.‏

‏موقتیه. خودش نمی‌خواد دائمی باشه.‏

‏فکر نمی‌کنی باید من باشم؟‏

‏- خودت بودی که منو هل دادی...‏ ‏- آره، می‌دونم.‏

‏اصلاً خودم بودم که فرستادمت ⁨REMS⁩،‏

‏ولی ارتقات بدم به ⁨REMS 1⁩؟ بی‌خیال، بُدی.‏

‏چند وقته روی خودروی اطفایی کار می‌کنی؟‏

‏یه خرده بیشتر از یه سال؟‏

‏ساکرامنتو کسی رو که این‌قدر تازه‌کاره‏

‏نمی‌ذاره بالای سر این تیم.‏

‏تازه... خودت که می‌دونی.‏

‏اونا فقط چیزی رو می‌بینن که روی کاغذه،‏ ‏درسته؟‏

‏ایستگاه ۴۲، برنامهٔ آموزشی اِج‌واتر...‏

‏اون مدتی که آب خنک خوردی، مرد.‏

‏تری راک.‏

‏- تری راک.‏ ‏- آره.‏

‏مشکل اینه که تازه‌کارم، یا اینکه یه زمانی‏ ‏لباس نارنجی تنم بوده؟‏

‏راستش احتمالاً هر دوتاش.‏

‏سابقه‌م رو که نمی‌تونم عوض کنم.‏

‏من برای این کار ساخته شدم.‏

‏کار ⁨REMS⁩ اینه که با هرچی داریم، هر کاری از‏ ‏دستمون برمیاد بکنیم.‏

‏- من برای این تیم یه مهره‌م.‏ ‏- می‌دونم.‏

‏آره، هستی.‏

‏ولی سرپرست ⁨REMS⁩؟‏

‏اون وسط میدون، بدون اینکه کسی بالا سرت‏ ‏باشه.‏

‏بالادستی‌ها هیچ‌وقت اون‌قدر بهت اعتماد‏ ‏نمی‌کنن‏

‏که همین‌طوری کل کار رو بدن دستت.‏

‏نمی‌تونی یه کاری بکنی؟‏

‏بحث دفاع کردن از تو نیست، مرد.‏

‏هرچی من بگم فرقی نمی‌کنه.‏

‏باید خودشون بشناسنت. اونم زمان می‌بره.‏

‏وای. بامزه‌ست.‏

‏- دوست‌دخترته؟‏ ‏- به تو چه؟‏

‏اون بچه کیه؟ مامانی؟‏

‏تقلب کردی!‏

‏- دو تا آس...‏ ‏- نه.‏

‏نه وقتی دستم با شماها این‌قدر پره.‏

‏آره، تقلب کردی! نه، نه.‏

‏پولم رو پس بده!‏

‏- تقلب نکردم.‏ ‏- کردی.‏

‏نکردم. دو تا آس روی ریور اومد.‏

‏چرا آل‌این کردی؟ احمقی؟‏

‏پس دارین قمار می‌کنین؟‏

‏اون چیه؟ بده ببینم.‏

‏کالای ممنوعه.‏

‏خب. اسم هر دوتون رو رد می‌کنم.‏

‏کاپیتان، بی‌خیال... خواهش می‌کنم این کار‏ ‏رو نکن.‏

‏- نه.‏ ‏- فکر گانر بود.‏

‏نامردی، مرد.‏

‏گانر.‏

‏حوصله‌مون سر رفته، کاپیتان.‏

‏چند هفته‌ست یه آتیش درست‌وحسابی گیرمون‏ ‏نیومده.‏

‏خب، قرار بوده از این همه وقت‏

‏برای پیشرفت خودتون استفاده کنین.‏

‏مثلاً گانر، برای دورهٔ برق‌کاری سطح سه‏

‏که قرار بود ثبت‌نام کنی، کردی؟‏

‏می‌ترسه خودش رو بفرسته هوا.‏

‏خب، حالا که این‌قدر دوست داری چیزی پرت‏ ‏کنی،‏

‏بذار منم یه چیزی بندازم جلوت.‏

‏کتاب آمادگی ⁨GED.⁩‏

‏تکس، تو برای دوره ثبت‌نام کردی؟‏

‏به چی می‌خندی؟‏

‏بی‌خیالش شد.‏

‏نخواست برای بار دوم از دبیرستان رد بشه.‏

‏حداقل من توی هر تمرین آمادگی جسمانی کم‏ ‏نمیارم،‏

‏شل‌وول.‏

‏- «آمادگی جسمانی» رو هجی کن، خنگ.‏ ‏- خیلی خب، بسه.‏

‏می‌ریم پیاده‌روی کاری.‏

‏کوه سایلس.‏

‏اون بالا برای پاک‌سازی مسیرها کمک می‌خوان.‏

‏یک، دو، سه.‏

‏با تجهیزات کامل می‌ریم. راه بیفتین.‏

‏- بیرون یخ می‌زنیم، کاپیتان.‏ ‏- نگران نباش عزیزم،‏

‏یه سرعتی می‌ریم که گرم نگهت داره، قول‏ ‏می‌دم.‏

‏بلند شو.‏

‏تا هنوز جوونم!‏

‏ سلام. ‏

‏آمریکانوی منی رو آوردم.‏

‏قهوهٔ سادهٔ شارون.‏

‏لاتهٔ کارامل جیک هم اینه.‏

‏- خامه‌ش رو یادت رفت.‏ ‏- خیلی متأسفم که‏

‏خامهٔ کوچولوی سفارش قهوهٔ جیک رو‏

‏خراب کردم.‏

‏نکنه ترافل رنگی هم می‌خواست؟‏

‏می‌دونه برای اینا زدم به دل سرما؟‏

‏گونه‌هام هنوز بی‌حسه، می‌دونی؟‏

‏منظورم این بود که ممنون.‏

‏- ممنون.‏ ‏- آره.‏

‏این بهتر شد. ممنون. اینم مال تو.‏

‏- من اینو ترجیح می‌دم.‏ ‏- هوم.‏

‏بیا.‏

‏اوه، اینم باید بهت پس بدم.‏

‏نه، نگهش دار.‏

‏بُدی، هنوزم خونهٔ تو زیاد میام.‏

‏خیلی زیاد. مخصوصاً چون بخاری‏

‏آپارتمان جدیدم افتضاحه.‏

‏خب، خونهٔ من گرمایش درست‌وحسابی داره.‏

‏لازم نیست بری.‏

‏لازمه. واقعاً لازمه. می‌خوام دوباره یه‏ ‏زندگی عادی داشته باشم.‏

‏خونهٔ خودم رو می‌خوام،‏

‏کار قبلیم رو هم... برام مهمه.‏

‏- دلم برات تنگ می‌شه.‏ ‏- خوبه.‏

‏قرار هم هست دلت تنگ بشه.‏

‏ببین، می‌تونیم از اون روزهای اول و باحالِ‏ ‏رابطه لذت ببریم.‏

‏خوبه.‏

‏هر وقت حس کردی وقتشه، می‌تونی اینو پس بدی.‏

‏باشه؟‏

‏با لوک چطور پیش رفت؟‏

‏چی، گفت نه؟‏

‏چرا؟ خودش می‌دونه چقدر کارت خوبه.‏

‏یعنی... خودش دیده.‏

‏آره. ساکرامنتو ندیده.‏

‏اونا فقط بخش‌های تاریک سابقه‌م رو می‌بینن.‏

‏بعید می‌دونم برای سرپرستی ⁨REMS⁩ بهم اعتماد‏ ‏کنن، مگر اینکه‏

‏ببینن واقعاً از پس چه کارهایی برمیام،‏

‏و اون زمان می‌بره.‏

‏پس بذار ببیننت.‏

‏چند ساعت ⁨Alone⁩ دیدیم؟‏

‏فقط... یه گوپرو یا یه چیزی بگیر.‏

‏خوشم اومد.‏

‏دوربین روی بدن شاید بهتر باشه.‏

‏ببین ما رو. کار تیمی.‏

‏اگه همون بُدی‌ای رو ببینن که من می‌بینم،‏

‏اونا هم کاملاً روت حساب می‌کنن.‏

‏ چشم‌هات رو ببند. خونه‌مون رو تصور کن. ‏

‏جایی که بتونیم خانواده‌مون رو بزرگ کنیم...‏ ‏و توی کارمون پیشرفت کنیم.‏

‏حالا چشم‌هات رو باز کن.‏

‏وایولت، من عاشق این زندگی با توام.‏

‏با من ازدواج می‌کنی؟‏

‏اوه، آره. به این یکی آره می‌گفتم.‏

‏دیدی؟‏

‏اینم از توی بالن هوای گرمه.‏

‏بالای ایستگاه ۴۲، همون‌جایی که اولین بار‏ ‏همدیگه رو دیدیم.‏

‏جایی که اولین قرارمون بود.‏

‏جایی که مالکوم رو دیدم؛ که خودش هل داد برم‏ ‏ببینمش.‏

‏یه چیز بیشتری می‌خواد.‏

‏ب-بیشتر از بالن هوای گرم؟‏

‏منظورم اینجاست، مرد.‏

‏- یه کم زبری اضافه کن.‏ ‏- باشه.‏

‏که اصطکاک بده.‏

‏راستی، واقعاً این روزها زن‌ها همینو‏ ‏می‌خوان؟‏

‏یعنی این حرکت‌های خیلی بزرگ، بالن هوای‏ ‏گرم...‏

‏محتوای شبکه‌های اجتماعی؟‏

‏خب، امیدوارم.‏

‏قرار اول حال‌وهوای رابطه رو تعیین می‌کنه،‏ ‏درسته؟‏

‏باشه.‏

‏خب، خواستگاری...‏

‏اون دیگه حال‌وهوای ازدواج رو می‌سازه.‏

‏و عزیزم، من می‌خوام سنگ تموم بذارم، بابا.‏

‏لعنتی.‏

‏حالا باعث شدی دوباره فکر کنم‏

‏امشب کامیل رو برای قرار ببرم اسموکیز یا‏ ‏نه.‏

‏فهمیدم چی کار کنم.‏

‏لاله. یعنی بالن هوای گرم نیست،‏

‏ولی چندتا لاله می‌برم. لاله‌ها...‏

‏خوبن، نه؟‏

‏خب، بالاخره یه حرکته.‏

‏باشه. آره، باشه.‏

‏بچه‌های ۴۲، دو جفت دستکش بپوشین.‏

‏امروز حسابی سرده.‏

‏وای، اون مدرک دبیرستانت‏

‏واقعاً به کارت اومده، نه؟‏

‏اسمش دیپلمه، خنگ.‏

‏اگه اون خنگه، تو هم متقلبی.‏

‏پوکر بازی می‌کردیم. مهارته.‏

‏چهار دست پشت سر هم همه رو خالی کردی.‏

‏- خب؟‏ ‏- هرچی داشتم بردی.‏

‏این یعنی تقلب.‏

‏هی. بابت قمار براتون گزارش نوشتم،‏

‏حالا اینجا هم دارین درباره‌ش حرف می‌زنین؟‏ ‏مسیر رو پاک کنین.‏

‏خب. باد یه‌دفعه ۱۸۰ درجه برگشته‏

‏و دما هم افت کرده.‏

‏ده درجه توی سی دقیقه.‏

‏باشه، «هشدار شمارهٔ ۱۵»‏

‏وقتیه که باد شدیدتر بشه یا جهتش عوض بشه.‏

‏یه جبههٔ هوای سرد ناگهانی داره می‌رسه.‏

‏یعنی چی؟‏

‏یعنی موج سرمای ناگهانی.‏

‏و یعنی باید از اینجا بزنیم بیرون‏

‏قبل از اینکه شرایط بدتر بشه.‏

‏باشه؟ راه بیفتین.‏

‏آره!‏

‏تخم‌هام یخ زده.‏

‏چرا اون تخم‌های فسقلیت رو‏

‏نمی‌چپونی تو کیف گرم و نرمت؟‏

‏چی گفتی الان؟‏

‏راه بیفت، آقای دیپلم!‏

‏این بار درست گفتی.‏

‏خب، پمپ‌ها رو تخلیه و برای سرما آماده‏ ‏کنیم.‏

‏مرد، حالا حرفات رفت تو مخم.‏

‏یعنی گل و اسموکیز یه کم زیادی معمولیه.‏

‏هی، تنپینز توی خیابون مین.‏

‏گوش کن، برج غذای دریایی رو بگیر،‏

‏استیک پورترهاوس رو هم دونفری بخورین.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left