The first 200 lines.
توی ارتش بزرگ شدم و توش هم کار کردم
همیشه بهم میگفت کِی، کجا برم
حالا کشورم رو اونجوری که میخوام میبینم
.متل، پول نقد، اسم جعلی سبک سفر میکنم
اکثر مواقع یا اتوبوس میگیرم یا هیچهایک میکنم. بهش عادت میکنی
فرماندهی واحد 110م
تحقیقات ویژهی پلیس نظامی بود
محققان ویژه رو
تیمت خطاب میکنی؟
اونا سربازن. تو به دوستهای جدید نیاز داری
ولی میدونی که ما فراتر از این حرفهاییم، درسته؟
صد هزار سال پیش، آدمهایی بودن
که دور آتیش کمپ میموندن و یه سریها هم سرگردون بودن
مطمئنم من نوادهی اون سرگردونهام
شخصیتم همینه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
،فرآیند برام مهم نیست فقط محصول مهمه
و این محصول، احساسات رو منتقل میکنه
هی رفیق، بهترین آهنگ درباره آب
اقیانوس، رودخونه، نهر، مهم نیست
بایستی «سرفینگ سافاری» باشه، نه؟ خب؟
سرفینگ سافاری" کپی آهنگ" سوییت لیتل سیکستین" از چاک بریه"
پس اصولاً رد میشه
وای، پسر
.جواب قرصی بود چه کمکی ازم برمیاد؟
روی تابلوت نوشته که دیسک گرامافون میخری
آلبوم دیسکوی اتل مرمن
شوخیت گرفته؟ - ولی این یه شهرک دانشگاهیه -
یه هیپی برای اینکه بامزه باشه میخرتش
...نه
چه غلطها؟
اوه، نه، نه
خیلیخب
خیلیخب
نه، تو رو خدا - نمیخوام بهت آسیب بزنم -
سوار شو - ...خب، من -
ممکنه نیروی کمکی توی راه باشه
هی
به یه پلیس شلیک کردی
نمیدونستم
فکر میکردم اسلحه کشیده
باید فوراً بریم - چی؟ -
چرا ملت میخوان بدزدنت؟
پلیس دانشگاه؟
شوخیت گرفته؟ - بزن کنار -
من با یه تفنگ غیرقانونی یه پلیس رو کشتم
خب، حادثه بود
من توضیحبده نیستم
سرت رو بدزد
مواظب باش
محکم بشین
اوه
ممکن بود بکشیشون
،واسه اینکه شدت اصابت کم بشه سرعتشون رو کم کردم
ولی شرط میبندم به پلیسهای واقعی زنگ زدن
باید یه ماشین جدید پیدا کنم
...آه
کلا چند کیلومتر با دانشگاه فاصله داریم
ممکنه آدمرباهای بیشتری پشت سرمون باشن
میخوای بدزدیش؟
این پشت پارک شده و آفتابگیر داره
احتمالا مال یکی از کارکنانه که تا شب
نمیفهمه دزدیدنش
اینجوری جلو میافتم
مواظب باش
هی، این کارها رو کجا یاد گرفتی؟
ماشین دزدی و این سبک از رانندگی
شلیک به مردم - ارتش -
بقیهش رو اینور و اونور یاد گرفتم
موبایل داری؟
چرا؟
تا بتونی تاکسی بگیری
بگو شوکه شدی و یادت نمیاد که چه شکلیام
چی؟ نه! نمیتونی همینجا ولم کنی
اگه اونا پیدام کنن چی؟
چی کار کنم خب؟ ببرمت پیش پلیسها؟
بعد از کاری که کردم، امکانش نیست
پس ببرم خونه
نه
امروز به اندازه کافی بهت لطف کردم
باید ناپدید بشم
لطفا
من یه آوارهم که یه پلیس رو با تفنگ بدون مجوز کشتم
ریسک نمیکنم
گم و گور میشم
بابام پولداره
.بانفوذ هم هست میتونه کمکت کنه
چرا باید کمک کنه؟
خب، پسرش رو نجات دادی
شلیک به پلیسه، حادثه بود، نه؟
پس ببین، قدردانِ اینکه نذاشتی
دوباره بدزدنم خواهد بود
دوباره؟ - اولینبار، پنج سال پیش دزدیدنم -
گوشت توی همون آدمربایی اینجوری شد؟
میخواستن حساب کار دستمون بیاد
چون بابات باج نمیداد؟ - آره -
،بعد از اینکه گوشم رو براش فرستادن پول رو داد
به اندازه تو هزینه نداده
آدم ربایی توی این کشور جرمیه که کم رخ میده
خیلی بدشانسی که نزدیک بود برای بار دوم بدزدنت
شغل پدرت چیه؟
واردکننده فرشه
فقط فرش وارد میکنه؟
یه تاجر فرش سادهست
اما ثروتش رو به ارث برده و این باعث میشه هدف قرار بگیرم
،پس اونی که توی ماشینت کشتن رانندهت نبود
بادیگاردت بود - آره -
به بابات بگو دفعه بعد یه بادیگارد بهتر استخدام کنه
اونی که بهت حمله کرد، حرفهای بود
اگه بهخاطر من نبود، الان دزدیده بودت
خیلیخب، پس ببرم خونه
و بذار پدرم مزد کارت رو بده
میخوای ناپدید بشی؟ پول لازم داری؟ پول داره
تو رو خدا
اسمت چیه، بچه؟
ریچارد. ریچارد بک
سوار شو، ریچارد
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
پیاده شو - طوری نیست، پاولی -
با پدرم صحبت کردم و گفتم داریم میایم
برام مهم نیست
پیاده شو
نه
به حرفش گوش بده
گستاخه - تو رو خدا -
میدونی امیدوارم چی پیدا کنم دیگه؟
هورمون رشد و سوزن زیرپوستیِ بیشتر؟
بهونهای برای سرویس کردن دهنت، عنتر
و فکر کنم بهونه دادی دستم
...آه
تفنگش توی داشبورده، پاولی
بیا، بگیرش
چرا خالیه؟
چون تموم گلولههاش رو شلیک کردم
به عنوان یه تاجر فرش محافظ زیاد داره
بهت که گفتم پولداره
کارکنان پدرت همیشه
با دوستهای پسرش این شکلی حرف میزنن؟
پاول ون هوون، هرکاری دلش بخواد میکنه
آره. گرسنهای؟
آره
براش غذا میکشم
میتونم همینی که روی اوپنه رو بخورم
.اون واسه تو نیست تو هم واسه غذا خوردن، وقت نداری
بک میخواد ببینتت
.دفترش طبقه بالاست انتهای راهرو، سمت راست
میتونم نشونت بدم
نه، میخواد تنها ببینتش
اینم چپمن دوکه، رئیس حراست
چرا بیرون غذا میخوره؟
کسی چه میدونه؟ ولی بهتره به حرفش گوش بدی
آقای ریچر
ریچر خالی صدام کن
یادم میمونه
من زاکاری بک هستم
صبح پر مشغلهای داشتی
مطمئنم نوشیدنی لازمی
این مکالان 50 سالهست
فقط برای شرکای تجاری مهمم ...بازش میکنم
و همینطور کسایی که جون پسرم رو نجات میدن
بزن تو رگ
بشین
خیلیخب، باشه
نشین
مطمئنم وقتی ریچارد از توی ماشین بهم زنگ زد
شنیدی که درباره اقدام به ربایشش چیها گفت
چیز جدیدی درموردش هست که بگی؟
فقط میتونم بگم اونی که استخدام کردی تا ازش مراقبت کنه، بهدردنخور بود
پشت سر مُرده حرف نزن - یه ماشین پیکاپ قدیمیِ فرسوده -
که دور و بر شهرک دانشگاهیِ بچه پولدارها میپلکه
یه بادیگارد درست حسابی باید بهش شک کنه
ولی تو متوجه چنین جزئیات ریزی شدی
عادتمه
چی باعث شده که توی ارزیابی خطر اینقدر ماهر باشی؟
.عضو ارتش بودم پلیس نظامی
میخواستم چندتا دیسک گرامافون بفروشم
که یه پولی گیرم بیاد - کارت همینه؟ -
توی شهرکهای دانشگاهی نیو انگلند دیسک گرامافون میفروشی؟
پول خوبی توشه؟
کار ندارم - پس چطور اجاره میدی؟ -
خونه ندارم
مدام در سفرم - با تفنگ؟ -
هرجایی برم، دردسر دنبالم میاد
بهم گفت که اتفاقی یه پلیس رو کشتی
فقط یه جایی رو میخوام که چند روز توش مخفی بشم
یهکم هم پول میخوام که بتونم هویت جعلی بخرم و شروع جدیدی داشته باشم
خواستهی کوچیکی نیست
ولی بهت مدیونم
...بذار بهش فکر کنم و
تا ببینم چطور میتونم به بهترین نحو کمکت کنم
باشه
دوک
جناب، میشه آقای ریچر رو تا آشپزخونه همراهی کنی؟
بهگمونم اگنس، پای کلبهی خوشمزهای درست کرده
سفت گرفتمش که بتونی راحت اثرانگشتم رو بررسی کنی
توهین نباشه، آقای ریچر
فقط میخوام ببینم کی هستی
من اونیام که اون یکی گوش پسرت رو حفظ کرد
اگه بخوام برم دستشویی کیرم رو برام نگه میداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.