The first 193 lines.
ایشون آقای متیسون هستن. پزشک هستن
حالتون خوبه؟
یک آمبولانس در راهه
ممنونم
هنوز اسمی براش انتخاب نکردین؟
الایجا
طبیعیه که اینطوری گریه میکنه؟
اجازه هست؟
هیس، هیس، هیس، هیس
میشه پسش بدین به من؟
موقع زایمان چه اتفاقی افتاد؟
هیچی. خیلی سریع بود
نوزاد فقط میخواست زود بیاد بیرون
هیچ مشکلی نبود
از دستتون افتاد؟
چی؟
این بچه از دستتون افتاده؟
پناه بر خدا، نه
به آمبولانس خبر بدین که اینجا وضعیت خاصی داریم
بسیار خب. خانم
من هرگز... همچین چیزی ندیده بودم
به نظر میرسه نوزادتون دچار چند شکستگی شده
زمانی که هنوز داخل رحم شما بوده
دستها و پاهای اون شکسته
اعلام بلندگو: اینجا قطار خط شرق، شمارهی ۱۷۷ است
ایستگاه بعدی، فیلادلفیا
زن: تنها هستین؟
بله. بله
کسی این مجله رو جا گذاشته
میخواین نگاهی بهش بندازین؟
میتونم نگاهی به اون یکی بندازم؟
ممنون
به ورزش علاقه دارین؟
حوزهی کاری منه
من نمایندهی ورزشکارها هستم. مدیر برنامه هستم
دنبال شناگر نمایشیِ مَرد نمیگردین؟
دارم فکر میکنم که وارد اون رشته بشم
واقعاً؟
من از آب میترسم. به نظرتون مشکلی پیش میاد؟
نمایندهی کسی در فیلادلفیا هستین؟
قرار دارم یکی از بازیکنهای دانشگاه "تمپل" رو ببینم
اون در پست دفاع بازی میکنه
این پسر ۱۸۵ سانتیمتر قد و ۹۵ کیلو وزن داره
یارد رو در ۴.۳ ثانیه میدوه. اون قراره یک اسطوره بشه ۴۰
فوتبال دوست دارین؟
نه چندان
من دیوید دان هستم
کلی هستم. سلام
سلام، از دیدنتون خوشبختم
از... از دیدنتون خوشبختم
چقدر قراره در فیلادلفیا بمونین؟
من متأهلم
عالیه
متأسفم
دارین دربارهی چی حرف میزنین؟
فکر کنم سوءتفاهم شده
منظور من
چیزی که میگفتم... میدونم
فکر کنم بهتره برم یک جای دیگه بشینم
من... منظورم اون نبود
اون متوجه این موضوع نبود. من باکلاسم، نه بیکلاس
منم باکلاسم
من چی؟ من باکلاس به نظر نمیام؟
اما متأسفانه تو این رو... فراموش کردی
و این رو
مرد: کجا بودی، موز؟
مرد ۲: حالا گرفتمت، راسو
مرد ۳: تعدادی از واگنها هنوز در آتش میسوزن
و آوار همهجا پراکنده شده
در حال حاضر اطمینان نداریم
که نیروهای امدادی اصلاً چطور میتونن خودشون رو به صحنه برسونن
مرد ۴: اگر تازه به ما پیوستین
قطار خط شرق به شمارهی ۱۷۷ در خارج از فیلادلفیا از ریل خارج شده
گزارش زنده رو از طریق دوربین هوایی شمارهی ۴ تقدیمتون میکنیم
مرد ۳: به نظر میرسه اون یک آمبولانس امداده. پشت سرش هم تعداد بیشتری هست
میتونم اونها رو در جادهی دسترسی ببینم
نمیدونم چقدر میتونن نزدیک بشن، دیوید
عملیات نجات بسیار دشواری در پیش خواهد بود
(تنفس سخت)
مرد: یه مقداری از اون رو بِبُر
سلام
من دکتر دوبین هستم
شما در بخش اورژانس بیمارستان شهری فیلادلفیا هستین
تصادف شدیدی داشتین
به من نگاه کنین
چه حسی دارین؟
خوبم. خوب
میخوام چند تا سؤال ازتون بپرسم
آیا در گذشته هیچ سابقهی بیماری قلبی یا آسم داشتین؟
نه
مشکل کلیوی چطور؟
نه
حساسیت خاصی دارین؟
نه
کجای قطار نشسته بودین؟
کنار پنجره. توی واگن مسافربری؟
بله
بقیهی مسافرها کجا هستن؟
خانوادهتون همراهتون بودن؟
نه
از جاتون بلند شده بودین؟
مطمئنین که توی واگن مسافربری بودین؟
بله
چرا اینطوری نگاهم میکنین؟
قطارتون از ریل خارج شد
یک جور نقص فنی
تا الان فقط دو نفر رو زنده پیدا کردن
شما و این آقا
جمجمهش شکافته شده
و بیشترِ سمت چپ بدنش خرد شده
و برای پاسخ به سؤالتون، دو دلیل وجود داره
که چرا اینطوری بهتون نگاه میکنم
اول اینکه، به نظر میرسه تا چند دقیقهی دیگه
شما رسماً تنها بازماندهی این سانحهی قطار باشین
و دوم اینکه... (صدای بوق ممتد مانیتور)
چون حتی یک استخونتون هم نشکسته
حتی یک خراش هم روی بدنتون نیست
دیوید؟
چی شد
توی نیویورک؟
فکر نکنم کار رو گرفته باشم
من هنوزم میخوام برم
هنوزم میخوام به اونجا نقلمکان کنم
فقط
اوه، فقط... فعلاً نه
شب بخیر
شب بخیر
سارا الستون، مددکار اجتماعی در مرکز خدمات اجتماعی "براد اند لوکاست"
برای روحت دعا میکنیم
کوین الیوت، بازرگان و پدرِ شش فرزند
برای روحت دعا میکنیم
گلن استیونز
پژوهشگر در زمینهی سرطان خون
در دانشگاه درکسل
برای روحت دعا میکنیم
جنیفر پنیمن
معلم کلاس سوم ابتدایی در دبستان جفرسون
برای روحت دعا میکنیم
بله؟
خانم، نوئل تشریف دارن؟
خیر قربان، تشریف ندارن
در مورد شما توی روزنامه خوندم
چی؟
منم یک بار تصادف کردم
نزدیک بود زیرِ دست و پای یک اسب بمیرم
عجب. دادم اون اسب رو بکشن
داستان غمانگیزیه
میشه لطفاً از نوئل چیزی برای من بپرسین؟
بفرمایین
ازش بپرسین چک کنه من چند روز مرخصی استعلاجی داشتم
از وقتی که اینجا کار میکنم؟ کل پیامتون همینه؟
بله خانم
ممنون
(فریاد مردم)
هی، نوئل
چی شده، توی اون قطار سرت به جایی خورده؟
مخت دوباره شروع کرده به کار کردن؟
چی؟
چهل دلار
چهل دلار چی؟ قراره هفتهای چهل دلار افزایش حقوق بگیری
همین
چک کردم. حق با تو بود
تو هیچوقت مرخصی استعلاجی نگرفتی
پنج سال، بدون مرخصی. فهمیدم. دنبال افزایش حقوق بودی
روش هوشمندانهای برای رسوندن منظورت بود
جوزف حالش خوبه؟
آره. خوابیده
اوه
اِم
میخواستم یه سؤال ازت بپرسم
شاید یکم عجیب به نظر بیاد
اما فقط یک لحظه بهش فکر کن، باشه؟
باشه
آخرین باری که مریض شدم کِی بود؟
یادت هست؟
اِم، نمیدونم
خیلی وقت میگذره
میدونم که امسال اصلاً مریض نشدم
بسیار خب
یادت هست که من مریض شده باشم؟
اِم
روزِ خاصی یادم نمیاد
این... این حرفها برای چیه؟
آدری، اصلاً یادت هست من هیچوقت مریض شده باشم؟
توی این سه سالی که در این خونه زندگی کردیم؟
توی آپارتمان قبلی؟
قبل از اینکه جوزف به دنیا بیاد؟ قبل از اینکه ازدواج کنیم؟
من... من یادم نمیاد
به نظرت یکم عجیب نیست
که حتی یک بار سرماخوردگی، تب یا گلودرد رو یادت نیاد؟
فکر میکنی معنیش چی باشه؟
اِم
فکر میکنم معنیش اینه که احتمالاً خستهتر از اونی هستی که یادت بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.