Grizzly Night

Grizzly Night

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Grizzly Night 2026 1080p AMZN WEB DL DDP5 1 H translated 2026 02
A Commentary by Don Milo

Tags

webdl
Published on: 2026-02-03
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏‫خودتو بزن به مردن.‬

‏‫جولی.‬

‏‫ببخشید! شما اونجا! خانم!‬

‏‫من انقدر گزارش دادم که یادم نیست‬

‏‫درباره این خرس لعنتی که کلبه‌های کمپ کلی رو به هم ریخته.‬

‏‫سه روز پیش هم یه گروه پیشاهنگو دنبال کرد.‬

‏‫دخترای پیشاهنگ!‬

‏‫مواظب باش، مواظب باش.‬

‏‫خرس!‬

‏‫پتی، این اون نیست...‬

‏‫چیکار کنیم؟‬

‏‫بدوید بالا تپه.‬

‏‫- از درختا بالا برید.- باشه، پس خودت چی؟‬

‏‫برید، همین الان!‬

‏‫برید، برید، برید، برید، برید!‬

‏‫می‌دونم، خانم بری. همه عکس رو دیدیم.‬

‏‫پس چرا هیچکس هیچ کاری نمی‌کنه؟‬

‏‫ما تمام گزارش‌های شما رو ثبت کردیم. حق با شماست.‬

‏‫احتمالاً باید با اون خرس برخورد بشه، ولی من...‬

‏‫شماها همیشه یه "ولی" تو کارتون دارید.‬

‏‫باید برم اسلحه‌مو بردارم و خودم حلش کنم.‬

‏‫خانم بری، لازم نیست.‬

‏‫من می‌خوام با مسئول اینجا صحبت کنم.‬

‏‫خیلی خب، گوش کنید.‬

‏‫بشینید.‬

‏‫همونطور که می‌دونید، دیشب طوفان رعد و برق شدیدی بود.‬

‏‫دیده‌بان‌های آتش‌نشانی ما‬

‏‫بیش از ۱۰۰ صاعقه و ۲۱ مورد دود،‬

‏‫که بیشترشون در غرب پارک بود.‬

‏‫تا اطلاع ثانوی،‬

‏‫همگی شما مأمور اطفاء حریق هستید.‬

‏‫این پارک بیش از ۵۰ ساله که بازه،‬

‏‫و هیچ‌وقت حمله خرس نداشتیم.‬

‏‫حداقل نه یه حمله بد.‬

‏‫و فقط بین خودمون بمونه، ما امسال‬

‏‫با تعداد بی‌سابقه‌ای از گردشگرها سر و کله زدیم،‬

‏‫واسه همین یه کم سر شلوغیم، باشه؟‬

‏‫ولی من، قول می‌دم که با خرس برخورد می‌کنیم‬

‏‫به محض اینکه به این موضوع رسیدگی بشه، باشه؟‬

‏‫باشه، قول می‌دم.‬

‏‫حالا، من با دن صحبت کردم،‬

‏‫و گفت دو هواپیما از ملستورم داریم و سومی...‬

‏‫بازم خانم بری بود؟‬

‏‫چی رو از دست دادم؟‬

‏‫- ۲۱ مورد دود.- چی؟‬

‏‫می‌دونم.‬

‏‫ولی خب، می‌دونی، وقتی سوم دبستان بودم،‬

‏‫می‌خواستم آتش‌نشان بشم، پس...‬

‏‫ممکنه رویاهای کودکیم به حقیقت بپیونده.‬

‏‫من مطمئنم که اجازه نمی‌دید‬

‏‫اداره پارک ملی یا اون بچه هشت‌سالتون رو.‬

‏‫اگه سریع این آتیش رو کنترل نکنیم،‬

‏‫آتیش تو کل پارک پخش میشه.‬

‏‫مواظب خودتون باشین، رفقا.‬

‏‫-خب، همه گوش کنین. -لندا، دورو... با من بیایید.‬

‏‫با‬

‏‫شما تو منطقه هاکلبری مستقر میشید.‬

‏‫پس لازمه همونجا تو مک‌دونالد بمونی.‬

‏‫ممنون. تشکر.‬

‏‫آقا، ولی... قربان؟ قربان؟‬

‏‫با کمال احترام، خب،‬

‏‫من تمام تابستون تو دریاچه مک‌دونالد بودم.‬

‏‫دقیقاً برای همین بهت اونجا نیاز دارم. این...‬

‏‫ببین لِن، می‌دونم دوست داری تو اطفاء حریق کمک کنی،‬

‏‫و داری این کارو می‌کنی، فقط در این مورد،‬

‏‫یعنی مسئولیت ایستگاه مک‌دونالد با توئه. درسته؟‬

‏‫بله، آقا.‬

‏‫ممنون، لِن.‬

‏‫جِین، از این طرف.‬

‏‫اهم... جوآن.‬

‏‫چیه؟‬

‏‫ام... اسمم جوآنه، قربان.‬

‏‫اوه. ببخشید. اسمتون رو می‌دونم.‬

‏‫باشه، معذرت می‌خوام. تابستون پرکاری بوده.‬

‏‫نه، خوبه.‬

‏‫ام... تا وقتی که...‬

‏‫ماه چهارم کارم تو پارک نباشه،‬

‏‫که هفته آینده‌ست.‬

‏‫درست می‌گی. ببین، فرِد گودسِل رو برای جبهه آتش نیاز دارم،‬

‏‫که یعنی من به تو نیاز دارم‬

‏‫تا گروه توریش رو ببری پارک گرانیت. خب؟‬

‏‫از یکی دیگه می‌خواستم، ولی کس دیگه‌ای ندارم.‬

‏‫نه. بله، قربان.‬

‏‫ام... فقط، می‌دونید که من هرگز‬

‏‫اون تور رو نبردم، درسته؟‬

‏‫حالا می‌بری.‬

‏‫اوه... مشتاق این چالش هستم.‬

‏‫ممنون. متشکرم.‬

‏‫دورو، می‌دونی اون تور شب‌مونه، درسته؟‬

‏‫حالا می‌دونم.‬

‏‫متشکرم.‬

‏‫و... آخر هفته شروع میشه.‬

‏‫پارک گرانیت؟‬

‏‫پارک گرانیت.‬

‏‫سلام مامان، جولی‌ام.‬

‏‫از سر کار زنگ زدم، فقط یه دقیقه وقت دارم،‬

‏‫ولی این آخرهفته با روی و دوستمون پاول کمپیم.‬

‏‫آره، بازم. اینجا آخرهفته فقط کمپ رفتنه.‬

‏‫و آره، روی پسر خیلی خوبیه.‬

‏‫قول میدم مراقب خودم باشم.‬

‏‫ممنون. از طرف من بابا رو‬ ‏‫بغل کن. خب، خداحافظ.‬

‏‫اونا فقط خیلی‬ ‏‫زیادی مراقبن.‬

‏‫آره.‬

‏‫ولی تو هنوز دبیرستانی.‬ ‏‫پدر مادرت حتماً خیلی سختگیرترن.‬

‏‫نه واقعاً.‬

‏‫مگه بهت نگفتم که اینجا‬ ‏‫با خانواده‌ام اومده بودم کمپ؟‬

‏‫که دیدم این فروشگاه کادویی‬ ‏‫کارمند می‌خواد؟‬

‏‫آره، در اصل فقط به‬ ‏‫پدر و مادرم گفتم‬

‏‫می‌خوام تابستون‬ ‏‫همینجا بمونم،‬

‏‫و اونا هم گفتن «باشه» و‬ ‏‫برگشتن مینسوتا.‬

‏‫-جدی؟‬ ‏‫-آره.‬

‏‫خواهش می‌کنم بگو‬ ‏‫زود کارت تموم می‌شه.‬

‏‫فقط باید ببندم.‬

‏‫خوبه، چون داری‬ ‏‫با من میای کمپینگ.‬

‏‫باید منو از دست این آدم‬ ‏‫بیمزه نجات بدی‬

‏‫که دنیس می‌خواست‬ ‏‫بندازه به پام.‬

‏‫-هی، پاول.‬ ‏‫-اوه، سلام، میشل.‬

‏‫ما داریم می‌ریم‬ ‏‫دریاچه تروت.‬

‏‫منم، دنیس، دوست‌پسرش رانی،‬

‏‫و برادرش ریموند.‬

‏‫ریموند. اُف.‬

‏‫قراره از من متنفر بشی،‬

‏‫ولی من و روی هفته پیش‬ ‏‫تروت بودیم‬

‏‫و اون فقط گیر داده‬ ‏‫به گرانیت پارک.‬

‏‫خب، بهش بگو تنهایی بره.‬

‏‫پسرا عاشق این چیزان.‬ ‏‫بقا در طبیعت،‬

‏‫و چرت و پرت‌های‬ ‏‫«یکی شدن با طبیعت».‬

‏‫- باشه.‬

‏‫این آخر هفته چی‌کار می‌کنی؟‬

‏‫من؟ من دارم با جولی می‌رم و...‬

‏‫-نه، نمی‌ری.‬ ‏‫-نمی‌رم؟‬

‏‫نه. میای دریاچه تروت.‬

‏‫خب، اون وقت من‬ ‏‫سربار نمی‌شم؟‬

‏‫از اینکه نفر سوم‬ ‏‫سربار باشه که بهتره.‬

‏‫-حرف خوبیه. -بیخیال.‬

‏‫من نمی‌خوام با ریموند‬ ‏‫جفت بشم.‬

‏‫اگه تو اونجا باشی،‬

‏‫دیگه مثل‬ ‏‫یه جمع دوستانه‌ست.‬

‏‫باید بیای.‬

‏‫عالیه. حلّه.‬

‏‫حالا تو یه آخر هفته عاشقانه‬ ‏‫خواهی داشت و من نه.‬

‏‫همه خوشحالن.‬

‏‫یه ساعت دیگه توی اقامتگاه‬ ‏‫ایست گلیشر ببینمت.‬

‏‫کی می‌دونه؟‬ ‏‫کنار آتیش جمع شین،‬

‏‫زیر ستاره‌ها بخوابین.‬

‏‫شاید جای مناسبی باشه‬ ‏‫که به میشل بگی‬

‏‫چقدر دیوانه‌وار عاشقشی.‬

‏‫هی!‬

‏‫هی، دوروتی الآن می‌رسه.‬ ‏‫برو دیگه.‬

‏‫-واقعاً؟‬ ‏‫-آره، من می‌بندم.‬

‏‫باشه، ممنون. آخر هفته خوش بگذره.‬

‏‫همچنین.‬

‏‫و در اعماق جنگل،‬ ‏‫آویزان از درخت‌ها،‬

‏‫یه گلسنگ پیدا می‌کنی‬ ‏‫با رشته‌های سیاه بلند‬

‏‫که مردم محلی بهش می‌گن «گریزلی».‬

‏‫اون چی بود؟‬

‏‫شبیه یه مرغ‬ ‏‫مگس‌خوار کوچیک بود؟‬

‏‫یه مرغ مگس‌خوار کالیوپه بود.‬

‏‫اسم این پرنده برگرفته‬ ‏‫از الهه یونانیه،‬

‏‫حامی شعر حماسی.‬

‏‫– خیلی باحاله.‬ ‏‫– جالب بود.‬

‏‫اصلاً نمی‌دونستم.‬

‏‫من در واقع محیط‌بان و‬ ‏‫طبیعت‌شناسم.‬

‏‫گیاه‌شناس.‬

‏‫– پس با گیاهان کار می‌کنید.‬ ‏‫– درسته.‬

‏‫خانم دوورو، آیا چیزی که‬ ‏‫درباره اون کلبه می‌گن راسته؟‬

‏‫من خودم تا حالا ندیدم،‬

‏‫ولی بله، به نظر می‌آد‬ ‏‫جاذبه اصلی این باشه.‬

‏‫آها، پس به خاطر همینه که‬ ‏‫اینجارو انتخاب کردی، مگه نه؟‬

‏‫این دیگه چه وضعشه؟‬

‏‫فکر می‌کردم اهالی مونتانا‬ ‏‫باید خونگرم باشن.‬

‏‫– احتمالاً توریستن.‬ ‏‫– هوم.‬

‏‫شاید بهتره دکمه بالای بلوزت‬ ‏‫رو باز کنی.‬

‏‫شاید خودت باید باز کنی.‬

‏‫باشه.‬

‏‫نگاه کن.‬

‏‫همون بار اول.‬

‏‫– عمراً.‬ ‏‫– همون بار اول.‬

‏‫حسودی نکن.‬

‏‫ممنون آقا. متشکرم.‬

‏‫تو همینطوری از یه کوه‬ ‏‫تصادفی عکس گرفتی؟‬

‏‫خانواده‌م عکس کوه‬

‏‫و درخت و از این جور چیزا می‌خوان.‬

‏‫چه هیجان‌انگیز.‬

‏‫ما اهل «پریسبورگ»، اوهایو هستیم.‬ ‏‫واسه ما همه‌چی هیجان‌انگیزه.‬

‏‫قشنگ نیستن؟‬

‏‫بچه‌ها، فکر می‌کنین داریم‬ ‏‫به محل کمپ می‌رسیم؟‬

‏‫آره. من که دیگه جون ندارم.‬

‏‫اگه اون سگ بی‌شعور رو حمل‬ ‏‫نمی‌کردی، اینقدر خسته نبودی.‬

‏‫می‌دونی سگ اصلاً‬ ‏‫توی این مسیر ممنوعه؟‬

‏‫منظورم اینه که شنیدی اون‬ ‏‫سگ پودل‬

‏‫سال پیش توسط خرس‬ ‏‫تیکه تیکه شد، نه؟‬

‏‫می‌دونی، من شنیدم محیط‌بان‌ها‬ ‏‫اینو الکی‬

‏‫درست کردن که مردم بترسن.‬

‏‫آره، ممنون. در ضمن «اسکوئرت»‬ ‏‫قلاده داره.‬

‏‫بذارین یه لحظه همین‌جا وایسیم‬ ‏‫و آب بخوریم.‬

‏‫آه، می‌دونی سگ‌ها و خرس‌ها‬ ‏‫دشمن طبیعی همن،‬

‏‫پس قلاده داشتن عملاً‬ ‏‫فایده‌ای نداره.‬

‏‫«اسکوئرت» دشمن هیچکس نیست.‬

‏‫هستی، اسکوئرت؟ نه؟‬

More Farsi Persian subtitles for Grizzly Night

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left