The first 200 lines.
منم همون کارو با سرجوخه پارک میکنم
چیزی رو که براش خیلی مهمه ازش میگیرم
تو رو استاد شین
دخترِ پارک کانگهو
...فکر میکنید چرا
موک جین وو اینقدر پی گیر اون خود نویس شد؟
فکر میکنید چرا همون اول من رو نکشت؟
اگه منو میکشت
هیچکس نمیتونست خودنویس رو پیدا کنه
...فکر میکنید اون خود نویس
براش معنای خاصی داره؟
T_T
یک اکتبر هزار و نهصد و هشتادو پنج
مامان فوت شد
اما اصلا ناراحت نشدم
اون مُرد، چون که آدم کثیفی بود
سوم نوامبر هزار و نهصد و هشتاد و پنج
یه خانمی رو دیدم که داشت با تلفن کارتی زنگ میزد
دامن و جوراب شلواری پوشیده بود
...بعد از اینکه زنگ زد
از کنار من رد شد
توی اون لحظه، همش تو این فکر بودم، که این آدم چقدر کثیفه
برای همین با جوراب شلواری اش خفه اش کردم
با یه حرکت و بدون درد کشتمش
با خودنویس روی پاشنه اش یه نقطه گذاشتم
با همون خودنویسی که مامان بهم داده بود
درست مثل اسم غسل تعمید، نوئل، میخوام کاری کنم که از نو متولد بشن
پس خودنویس
کادوی مامانش بوده
برای همین بوده که میخواسته پسش بگیره
یه چیز خیلی با ارزش رو از دست داده، پس میاد که پسش بگیره
یونهو جان کجایی؟ چیزیت که نشده، هان؟
...فکر میکنم هدف بعدی موک جین وو
من باشم
موک جین وو خبر داشت که من دختر کی هستم
چی؟
دنبال یه مقتول جدید نمیگرده
دوباره میاد دنبال من
...راستش
هدف اون کانگهوئه
چون از اولش هم، کانگهو بود که خودنویس رو برداشت
بله
میخواد سرش همون بلا رو بیاره
بر خلاف قتل های قبلیش
این بار بر اساس احساسش تحریک شده
...میخواد همونقدری که خودش زجر کشیده
کاری کنه تو هم زجر بکشی
مرتیکه ی روانی
یونهو جان
خوب به حرف من گوش کن
اون کثافط میاد دنبالت
فکر میکنید کجا؟
خونه ات
خونه اش؟
یونهو جان، اون روز رو یادته؟
اون روزی که صدای زنگ در رو شنیدیم، اما هیچکس پشت در نبود رو میگم
چیه؟ چی شده؟
ای بابا، این وقت شب کدوم توله سگیه اخه؟
فکر میکنم کار موک جین وو بوده باشه
وقتی ما حواسمون به چیز دیگه پرت باشه، میاد سراغ تو
از این لحظه، تو برای یه ثانیه هم از کنار من جُم نمیخوری
فهمیدی؟
نه، اینجوری به نظر مشکوک میاد
باید یه جوری برخورد کنیم، انگار همه چیز نرماله
اینجوری میتونیم بگیریمش
...نه یون هو جان، ممکنه- ...این دفعه-
ازم مراقبت میکنی
آره
من هر جوری که بشه، حتما ازت مراقبت میکنم
کیم سونجه، بیا بریم گشت
جناب رئیس
فهمیدیم هدف بعدی موک جین وو چیه
ای حرومزاده
کثافط
استاد شین
بیا اینجا آشغال
یونهو
بمیر
سونجه جان
تو بهش دستبند بزن
یونهو جان، خوبی؟
موک جین وو، تو به جرم قتل
دستگیر شدی
حق داری سکوت کنی و به هیچ سوالی جواب ندی
این حرومزاده حق نداره اینارو بشنوه
...میتونی وکیل بگیری
...و ممکنه هر حرفی بزنی
توی دادگاه بر علیهت استفاده بشه
بِبَریدش
بالاخره گرفتیمش
آره، بالاخره گرفتیمش
کارت خوب بود، سونجه جان
ممنونم
این خبر هم اکنون به دست ما رسیده
...پرونده ی قتل های زنجیره ای که سی سال پیش اتفاق افتاد
پرونده ی شناخته شده ای نیست
مظنون این پرونده پس از سی سال دستگیر شد
...پلیس احتمال داده که قتل های نسبت داده شده به جونگ هویونگ
...که در رودخانه ی هه این و یو جی دونگ اتفاق افتاد
در واقع به دست این فرد انجام شده است- قاتل زنجیره ای؟-
فکر میکنی ده نفری رو کشته؟- وای خیلی شوکه شدم-
چی؟- خوب قاتلای زنجیره ای اینجورین دیگه-
فکر میکنی چطوری کشته اشون؟
برای چی میخوای بدونی؟
حرف جون مردمه، حرومزاده ی نفهم
چیزی نیست که در موردش وراجی کنی
دوست من هم کشته شده
این اخبار هم اکنون به دست ما رسیده است
...پرونده ی قتل های زنجیره ای سی سال پیش
این پرونده هه کجا بود؟ اولین باره میشنوم
سی سال از گذشته خوب
پرونده های اینجوری که فراموش شدن، یکی دو تا نیستن
بله قربان
باورم نمیشه، کالبد شکافمون، موک جین وو، این کارارو کرده باشه
تمام این مدت بغل گوشمون بود
ای بابا
من تحقیقات رو براتون سخت کردم
معذرت میخوام
نکن
معذرت میخوام
آفرین، به حرف رئیستون گوش نکنید
اگه به چیزی شک کردید، تا آخرش برید، به این میگن کارآگاه
این تنها چیزیه که از شما یاد گرفتم
که به حرف گوش نکنم- لوس-
قدیما یه نفر دیگه هم اینجوری بود
با رئیس حرف زدم
کاملا ازتون حمایت میکنم، پس خوب تمومش کنید
میفهمید چی میگم دیگه؟
خوبه، موفق باشید
...راستی
غذاهاتون رو هم بخورید
آیگو
مجرم رو که گرفتیم
حالا باید ثابت کنیم گناه کاره
با اینکه زمان حل این پرونده گذشته
ولی به هر حال اعترافش رو میگیریم
با اینکه نمیتونیم برای اون پرونده ها متهمش کنیم
اما من میخوام از دهن خود موک جین وو بشنوم
...این
تنها کاریه که میتونیم برای آرامش روح قربانی ها انجام بدیم
ته هی و مینها با من بیاید بریم خونه اش رو بگردیم
مجوز تفتیش گرفتیم
باید هر چی که ممکنه به ثابت کردن جرمش کمک کنه، پیدا کنیم
سونبه نیم و سونجه شما دو تا هم با هم، دیگه بازجویی رو شروع کنید
خوبی؟
منم باید بشنوم
باید اعتراف موک جین وو رو بشنوم
خوب، بیاید تو این ده روز، تا میتونیم تحقیق کنیم
دیگه باید تمومش کنیم
آره، این دفعه دیگه به هیچ وجه راه فرار نداره
شروع کنیم
واقعا خوبی؟
همین که سمینار تموم شد، پا شدم اومدم
خدای من
من نباید تو رو به دانشگاه هایانگ میاوردم
نه
به لطف شما بود که اونی که باید میدیدم رو دیدم
کسی که باید میدیدی؟- بله-
یکی که حتما باید میدیدمش
اما آدمایی که نباید رو هم دیدی، اونم زیاد
اون قاتلی که دستگیر شد رو میگم
موک جین وو
همونجور که تو گفته بودی استاد شین، یه قاتل دیگه، خیلی نزدیک به ما وجود داشت
خیلی خوب یه قیافه ی نرمال به خودش گرفته بود و بین بقیه زندگی میکرد
جونگ هویونگ یه سایکوپس بود
اما موک جین وو، سوشال پسه
بر خلاف جونگ هویونگ
که بعد از مرخصیش از تیمارستان، نمیتونست با مردم، درست ارتباط برقرار کنه
...موک جین وو، یه کالبد شکاف ماهر بود
همه هم میشناختنش
...این جور آدم ها ترسناک ترن
چون آدم فکر میکنه خیلی آدمای خوبین
...فکر میکنی
اعتراف میکنه؟
یکی از این دو حالت پیش میاد
...یا راحت اعتراف میکنه
یا اینکه دهنش رو بسته نگه میداره
خوب نگاه کن، اینا زنایین که کشتی
این همه اش نیست
لی جون سوک، کیم کیونگ سون، هوانگ چون هی
سو ای سو، کیم یونگجا، جین سون می
پس نمیخوای جواب بدی؟
...اون مدرکی که خواسته بودی
اینجاست
روی خودنویس، دی ان ای قربانی ها رو پیدا کردیم
دی ان ای تو هم روش بود موک جین وو
اعتراف میکنید؟
هوی، جواب نمیدی؟
به من نگاه نکن مزخرف، جواب بده
بازی تموم شده، پس باید دیگه تاییدش کنید
جواب بده
تو کشتیشون
برای این آدم ها، متاسف هم نیستی؟
این آدما، به خاطر تو، یه شبه زندگیشون رو از دست دادن
به این عکسا، خوب نگاه کن
جواب بده دیگه، جواب
همونجوری که فکر میکردم، دهنش رو بسته
از دفتر خاطراتش چیز دیگه در نیومد؟
هنوز دارم میخونمش، اگه چیزی پیدا کردم، زنگ میزنم
باشه، درو قفل کن بعد بخواب
No comments yet. Be the first to leave one.