The first 197 lines.
بفرمایید، بچهها. امتحانم کنید
صبحبهخیر، بچهها یادتون باشه، فقط شما...
اوه، الآن میگیرمتون!
وای نه، بچهها! جنگل آتیش گرفته!
ترقتروق، ترقتروق
بچهها، آتیش جنگل رو چطوری خاموش میکنیم؟
با آب!
هورا!
من عاشق برنامهٔ «فلیمی و دوستان»م
اون یارو توی لباس آتیش سالم موند؟
نه، مُرد
ولی حداقل مثل هیتلر، موقع انجام کار محبوبش مُرد!
منو آوردی اینجا فقط یه برنامهٔ قدیمی فلیمی خرسه ببینیم؟
نه، خیلی وقته میخوام یه چیزی بهت بگم
اتل، من همیشه واقعاً دوست...
اِم، من واقعاً دوست دارم...
«فلیمی میره هارلم» رو!
اونجوری که فکر میکنی نیست
بهشدت نژادپرستانهست
من دیگه میرم خونه...
مگر اینکه برنامهٔ دیگهای برامون داشتی
من... اِم...
نه
شببهخیر، اتل
لعنتی، استیو!
یه روز جرئت میکنی بهش بگی دوستش داری
عیبی نداره. حداقل هنوز فلیمی رو دارم
بازم جنگل آتیش گرفته؟
بچهها، دیگه چطوری میشه آتیش رو خاموش کرد؟
اکسیژن رو قطع کنید!
هورا!
هورا!
آآه!
ده سال پیش، جنگل یادبودِ اسپارکی آرسن همینجا در بریکلبری
سوخت؛ درختها رو کشت، حیوونها رو آواره کرد
و دیگه نمیشد جندهها رو اونجا دفن کرد
ولی جنگل دوباره رشد کرده و میدونید یعنی چی!
وقتشه فریزر جندههات رو خالی کنی؟
آهان، درست!
انگار یه عالمه جندهٔ یخزده دارم!
بههرحال، یه مراسم رسمی بازگشایی جنگل داریم که از شبکهٔ...
کابلی محلی پخش میشه! دارم میترکونم
میترکونی؟ کولونوسکوپیت بینندهٔ بیشتری داشت
هی، از یه قسمت «دختران» کمتر چندش بود
- هی، من دخترها رو دوست دارم - میدونیم!
تازه، دوستدختر دبیرستانم اینو ببینه
پشیمون میشه منو بهخاطر اون بازنده، جو مونتانا، ول کرد
ضمن اینکه، اتل، همهمون نمیتونیم
با نشوندادن کس شلوولمون جلوی وبکم توجه بگیریم
نه، همهٔ اون ویدئوها رو پاک کردم
- نه، یکی پیدا کردم! - امروز مرخصی میگیرم
خواهرم مُرد یا یه همچین چیزی
این بار دیگه سنگ تموم میذاریم!
برای بریدن روبان، حتی فلیمی خرسه رو با هواپیما میارم
فلیمی خرسه؟
قهرمان منه!
جدی؟ «هوتهوت جغده» چی شد؟
فکر کنم بازنشسته شد
بههرحال، کل دوران کاری فلیمی رو دنبال کردم
وقتی هفت سالم بود، اومد افتتاحیهٔ
سوپرمارکت محلی ویندیکسیمون
آلبومش «فلیمی خرسه؛ جاز توی صورتت» رو بردم امضا کنه
ولی جرئت نکردم ازش بخوام
اسمت چیه، پسر کوچولو؟
توی شلوارم ریدم
فقط تو میتونی گورت رو ازم گم کنی
یکی رو میخوام که وقتی فلیمی اینجاست مراقبش باشه
و مطمئن بشه سر وقت به مراسم میرسه
کسی داوطلبه؟
اوه، اوه! منو انتخاب کن!
من، من، من، من!
کسی غیر از استیو داوطلب نیست؟
- تو چی، دنزل؟ - نه
سرم گرمه که صد هزار دلار مسابقهٔ «کونترکونها» رو ببرم
منظورت مسابقهٔ «بَس مَسترز» نیست؟
لعنتی! سه ماهه دارم برای کونترکونی تمرین میکنم!
خیلی میخواستم صد هزار دلار رو ببرم، ولی من که ماهی نیستم
مسابقه برای ماهی گرفتنه، احمق
برای صد هزار دلار شاید شرکت کنم
مالوی، تو که ماهیگیری بلد نیستی!
غمانگیزه، چون خرسی!
نمیتونه ماهی بگیره!
خوب زدی، وودی
خوشبختانه این توهینها رو... شخصی نمیکنم
خواهش میکنم، وودی! بذار من مراقب فلیمی باشم
- از پسش برمیام! - باشه، خیلی خب، استیو!
ولی برنامهٔ فلیمی حسابی پُره
سرش شلوغه! پس گند نزن!
دنزل! وقت تمرین کونترکونیه!
یه خبر بد برات دارم، استاد
چیزی به اسم کونترکونی وجود نداره
پس من زندگیم رو وقف چی کردم؟
آآه!
بانزای!
خدای من!
فلیمی و دوربینهای تلویزیون هر لحظه میرسن
چطور به نظر میام؟
خوب؟
چرا مکث کردی؟ چی خرابه؟
هیچی؟
وقتی اینطوری مکث میکنی، باورت سخته
من که...
- مکث نمیکنم - خدا، فقط بگو مشکل چیه!
جدی میگم، لبهات افتضاح شدن
چی؟ لبهام چه مشکلی دارن؟
اصلاً دیده نمیشن مثل دو تا کرم خشکیدهان
میدونستم! زشتم! لبهای کرمیِ چروکیده دارم!
با این قیافه نمیتونم برم تلویزیون! نه!
نگران نباش، وودی. چیزی نیست که
یه عالمه جراحی پلاستیک نتونه درستش کنه
دهنم شبیه کسِ یه مرغ کوفتیه!
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
فقط شما میتونید از آتشسوزی جنگل جلوگیری کنید
توی کمپانی سلطنتی شکسپیر
به این میگفتیم تکیهکلام
به پارک محقر ما خوش اومدید، آقای فلیمی
محقر نیست، پسرجان
این طبیعت مادره با تمام شکوهش
اونجا رو ببین، درختهای باشکوه، اونطرف هم یه گنجشک
و اونجا یه دهاتی از کمر به پایین لخته
نشئهٔ متآمفتامینه و صفحههای انجیل رو میخوره
هی فلیمی، عاشق کارهاتم!
دلپذیر بود
سلام! من استیوم. بزرگترین طرفدارتونم
مفتخرم، مرد خوبم، مفتخرم
و این هم باید دوستدختر زیبای تو باشه
دوستدخترم نیست
اگه با هرکی با فکرش جلق زدم قرار میذاشتم، الآن با تو بودم، فلیمی
فکر کنم ازت خوشم بیاد، استیون
واقعاً؟ خیلی وقت پیش توی افتتاحیهٔ ویندیکسی دیدمتون
یادم نمیاد
فقط میخواستم این آلبوم رو امضا کنید
میشه الآن امضاش کنید؟
ببخشید، استیون، ولی برنامهٔ شلوغم فقط اجازه میده پستون امضا کنم
خب، منم یه جفت حسابی...
- پستونِ زنها - محشر نیست؟
فقط یه ثانیه هم ازش چشم برندار!
اگه به افتتاحیه نرسه، کونت پارهست، استیو!
و هر کاری میکنی، نذار مشروب بخوره!
- چرا؟ - حرفم رو گوش کن، نذار!
فوراً کلبهت رو نشونم بده، استیون
اگه زودتر یه کپه نرینم، خودش منو نیشگون میگیره!
توالتِ فلیمی خرسه. خیلی جالبه
تا حالا توی دهن خودم نریده بودم
این که چیزی نیست! «تریویال پرسیوت؛ نسخهٔ فلیمی» هم دارم
و فیلم سکس رسمیت با لایزا مینلی
آه، لایزا!
لای پاش شبیه یه کاسهٔ بزرگ رتیل بود
حالا که حرف الکلیها شد، چیزی برای نوشیدن داری، مرد خوبم؟
اِم، خیلی شرمندهم، ولی رئیسم گفت...
که البته دیوونگیه...
گفت نباید بذارم مشروب بخورید
حیف شد. میخواستم به افتخار دوستی جدیدمون بنوشیم
دوستی؟ دوست؟ من و تو دوستیم؟
- معلومه که هستیم، پسرم - میدونی چیه؟
اگه قول بدید به کسی نگید
یه چیز کوچیک برای موقعیت خاص نگه داشتم
به سلامتی دوستیمون!
به سلامتی دوستیمون! اوه!
هی فلیمی، خواب دیدم با یه چیزی زدی توی سرم... فلیمی؟
وای نه! رفته!
باید فلیمی رو پیدا کنم، وگرنه وودی منو میکشه!
- الو؟ - اوضاع با فلیمی چطوره؟
عالیه، وودی! همین... همینجاست پیشم
اِم، صبحتون بخیر!
دارم میرم مستراح
و این هم سیانان بود
خب، قطعاً خودش بود
گوش کن، شاید گولت بزنه تا بهش مشروب بدی
اونقدر خنگ نباش که فریبش رو بخوری
فکر میکنی چقدر خنگم؟
یهجایی بین جیمز فرانکو و آخرین گهی که جیمز فرانکو ریده
خب، نظرت چیه؟ صادق باش
- لبهام خوب شدن؟ - نه
فوقالعاده شدن!
خیلی بهتر از لبهای جو مونتانا
ووهو! خیلی ممنون
این جراحی پلاستیک ایدهٔ محشری بود، مالوی
آره، فقط حیف که...
- بیخیال - چی؟
حس میکنم حالا لبهات اونقدر بینقصن
که چشمهات کنارشون زشت به نظر میان
چشمهام چه مشکلی دارن؟
دلم نمیخواد بگم. خیلی ریزبینانهست
فقط یهذره زیادی به هم نزدیکن
حق با توئه!
خدای من، یه سیکلوپ کوفتیام!
پیدات کردم!
- خدا رو شکر - استیون، پسرم!
خوشحالم تونستی بیای
یه بوس بده، عزیزم
ببخشید، ولی باید برگردیم پارک
با دوستای جدیدم آشنا شو! رفقای محشریان
گهلگدکن، اِدی تکدندون و فکر کنم اسم این آقا...
«سوپرمتجاوز» باشه
گول اسمم رو نخور
من فقط یه متجاوز معمولیام
No comments yet. Be the first to leave one.