The first 200 lines.
اگه قضیه در مورد بار «وینکی»ئه، من هیچ کارهم
قضیه ربطی به بار «وینکی» نداره
منم مثل بقیه از شیرینی عسلی خوشم میاد. ولی برای یکیش چشم کسی رو درنمیارم
داری اینا رو مینویسی؟
«فلوریدا»
«زندان ایالتی»
آدامس میخوای؟
چه نوعی داری؟
«بابلشوس» هندونهای. چطوره؟
نوع دیگهای نیست
اگه فکر کردی با یه «بابلشوس» دهنلقی میکنم
سخت در اشتباهی
حالا چه هندونهای باشه، چه هر کوفت دیگهای
۱۹۸۰ «کورتلند جنتری». متولد
سال ۱۹۹۵ زندانی شده
سال ۲۰۳۱ مشمول آزادی مشروط میشه
راه درازی در پیش داری، پسر جون
خوابیدن کنار توالت هم مزایای خودش رو داره
فهمیدم. بامزهای
خیلی خب، میرم سر اصل مطلب
اسم من «دونالد فیتزروی»ئه و اومدم تخفیف مجازات برات بگیرم
تخفیف مجازات؟
آره
وقتی بلند شم و از این زندان برم بیرون، تو هم با من میای
تو کی هستی؟ فرشتهی نجاتمی؟
قصدم توهین نیست، ولی فکر میکردم یه شکل دیگه باشی
شاید باشم. میبینیم
شرطش چیه؟
برای ما کار میکنی
«ما» کیه؟
سازمان سیا
یادت میدیم چطوری آدمبدا رو بکشی
و چون قبلاً یکی رو کشتی، نباید خیلی سخت باشه
از کجا فکر میکنی دلم میخواد دوباره این کار رو بکنم؟
از اون تیپ آدمایی
عضو یه واحد ویژه میشی، برنامهی «سیرا»
حضور و فعالیتت توی سایه و مخفیانه خواهد بود
یعنی یه مهرهی مصرفیام؟
پروندهت رو مطالعه کردم. میدونم چرا ماشه رو کشیدی
منم اگه بودم همین کار رو میکردم
اینجام تا کمکت کنم به جای یه بارِ اضافی، به یه سرمایه تبدیل بشی
پس چرا همهی اون دردی رو که باعث شد بیای اینجا
نمیگیری و به یه چیز مفید تبدیلش نمیکنی؟
تا کی باید براتون کار کنم؟
اینطوری بگیم که تا آیندهای نامعلوم مفید خواهی بود
«۱۸ سال بعد»
«بانکوک»
چیزی لازم داری؟
نه، خوبم
کتوشلوار قشنگیه
من فقط همونی رو میپوشم که بهم میگن
شیک شدی
تو هم داری جلب توجه میکنی
همراه ندارم
از اون جور مهمونیها نیست
صدام رو داری، «سیکس»؟
«سیکس»؟
دارم
تماس برقرار شد، قربان
«لنگلی»
«مرکز عملیات تاکتیکی سازمان سیا»
«دنی کارمایکل» هستم، «سیکس»، رئیس مرکزت
اسم رمز هدفمون «واگن رستوران»ئه
و داره اطلاعاتی رو میفروشه که میتونه امنیت ملی رو به شدت به خطر بندازه
باید قبل از نهایی شدن معامله حذف بشه، مفهومه؟
مفهومه
بهم بگو چرا دارم با یه مهرهی «سیرا» حرف میزنم
به جای کسی که واقعاً بهش اعتماد داریم؟
وقتی برای فرستادن یکی از آدمای خودمون نبود
«سیکس» همونجا بود
از قضا توی این کار هم خیلی خبره است
هدف داره نزدیک میشه
«واگن رستوران» رو زیر نظر دارم
هدف نزدیکه
حواست باشه، تنها نیست
دارم تیم امنیتی «واگن رستوران» رو تعقیب میکنم
طبق نقشه پیش برید
داره به سمت تو میاد
تقریباً رسیده بهت
دوست من
اومدی
این همه آدم کی هستن؟
دوستای آینده و زنسابقهای آینده
بگو برن بیرون
آروم باش. اینطوری امنتره
به من نگو آروم باش، من پولم رو میخوام
پس فقط انتقالش بده و تمومش کنیم
میفهمی چه ریسکی کردم که اومدم اینجا؟
تو نمیدونی با چه آدمایی طرف میشی
و اونا دنبال این میان
هدف شناسایی شد
انجامش بده
اونا جلوی هیچی کوتاه نمیان. اونا به هر کسی و هر جایی دسترسی دارن
چرا چیزی نمیشنوم، «سیکس»؟
ممکنه یه نفر این وسط آسیب ببینه
یه بچه نزدیک هدفه
مجوز حذفش رو داری
شلیک کن
آوردیش؟
بیا سر قیمت حرف بزنیم
زمان خیلی کمی برای از پا درآوردن یه آدم خیلی بد داریم
شلیک کن، «سیکس»
ده، نه، هشت
هفت، شش، پنج
چهار، سه، دو، یک
من یه کم صبر میکنم
اسلحه گیر کرده
لعنتی
بزن بریم
زدیش، «سیکس»؟
کجا داری میری؟
معامله کنسل شد
«سیکس»؟
میدونم کی هستی
تو «سیرا سیکس» هستی
بهت نگفتن من کیام، نه؟
هیچوقت نمیگن
من «سیرا فور» هستم
فرستادنت تا یکی از خودیها رو بکشی
احتمالاً این موضوع جلوت رو نمیگیره، نه؟
نه، احتمالاً نه
اگه «سیرا» هستی، کی جذبت کرد؟
«فیتزروی»
مثل خودت
کجا آموزش دیدی؟
توی تلآویو
مثل خودت
من همهی جوابا رو دارم چون دارم راستش رو میگم
برخلاف اونا
«دنی کارمایکل» یه آدم عوضیه
واسه همینه که اینجا نشستم و دارم جون میدم
تو هم احتمالاً نفر بعدی هستی
گوش کن
این رو بگیر
و اون حرومزاده رو بکش پایین
نمیخوامش
به «کارمایکل» اعتماد داری؟
بگیرش
خواهش میکنم
خیلی خب، میدونی چیه؟
بیا. گرفتمش، خب؟
تقاصش رو ازشون بگیر، «سیکس»
خیلی نامحسوس
فکر میکردم تمیزتر از اینا دربیاد
نشد
ما «رومئو» هستیم
گفت که عضو «سیرا» بوده
این توی خلاصهی ماموریت نبود
میدونست من کی هستم
شاید به یه سری اطلاعات دزدی دست پیدا کرده بوده
من «سیرا» هستم. هیچ اطلاعاتی از من وجود نداره
اون الان دیگه دست ماست، مامور
مامور
شنیدم چی گفتی
فقط تصمیم گرفتم نادیدهت بگیرم
یه ساعت مچی
جیب راست، گوشی هوشمند
کیف پول، فندک و خودکار
پاکسازی سایت حساس تموم شد
«داوسون» هستم. باید با «کارمایکل» حرف بزنم
درایو رو پیدا نکردیم. تکرار میکنم، درایو رو پیدا نکردیم
واسه همین بود که میخواستم برنامهی «سیرا» رو تعطیل کنم
نمیخوام چیزی از اون سیستم باقی بمونه
این چیزا زمان میبره. سیاستهایی هست که باید از بین ببریمشون
برو بیرون
برو بیرون
«سیکس» هستم
اسلحه گیر کرد
عذرِ خوبی نیست
شاید روی یه خط امن
گزارش وضعیت میخوام
خط امن نیست
هدف چیزی بهت گفت؟
مرده بود
پس نه
وسایل توی جیبش چی؟ چیزی از روی جنازه برداشتی؟
«سیکس»
چیزی همراهش بود
که الان پیش توئه و بخوای بهم بدیش؟
اون کی بود؟
یه آدم بد
چی همراهش بود؟
آخرین فرصته، «سیکس»
فهمیدم
تو
سایزت ۴۲ معمولیه؟
شلیک کن
«کلید تایید رو وارد کنید. ۳ تلاش باقیمانده.»
آره
پنج دقیقهی دیگه پرواز میکنیم
«کارمایکل» زنگ زد
با هم حرف زدیم
تو باید بدون من بری
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
چه اتفاقی برای هدف افتاد، «سیکس»؟
یه چیزی بگو که نمیدونم
مشکل همینه، مگه نه؟
دوست من
میخوای معامله کنیم؟
«باکو»
No comments yet. Be the first to leave one.