White Paws

White Paws (Pattes blanches)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Pattes Blanches 1949 1080p FR X264 AAC-mHDgz
Pattes Blanches 1949 720p FR X265
A Commentary by Francofilms
✅ کاری از گروه ترجمه: FrancoFilms ✅ مترجم: علی کلان

Tags

bluray
professional_translation
Published on: 2026-08-02
Downloads: 2
Hearing Impaired: No
FPS: 24

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫به سفارش: ‫

‫کارگردانی از: ‫

‫مترجم: ‫علی کلان

‫- چی شده؟ ‫- هیچی. یه کم جوش آورده.

‫دیگه چیزی نمونده برسیم. ‫روستا یه کم جلوتره.

‫اون‌دورورها، یه فانوس دریایی هست، ‫و مسافرخونه دقیقاً روبه‌روشه.

‫جای قشنگیه، این منطقه.

‫اونجا چیه؟

‫اونجا؟ تنها قلعه ایی که تو این دشته.

‫قشنگ به نظر میاد. کی توش زندگی میکنه؟

‫یه دیوونه که تنها زندگی میکنه.

‫بعدا برات تعریف میکنم.

‫یالا،حرکت کن سزار.

‫تمومش کنید، حیوونای کثیف؟

‫اینم از جاک، با اون پول‌های قلمبه‌‍اش.

‫میمی!

‫میمی، بیا کمکم کن.

‫بیا، اودت.

‫سلام، بچه‌ها.

‫سلام!

‫خواهر زاده‌امه،

‫دختر خاله‌امه البته از دینان. ‫قراره اینجا زندگی کنه.

‫میمی، برو بالا براش ‫اتاق قشنگه رو آماده کن.

‫بیا. اتاقها بالا هستن.

‫- شنیدی؟ ‫- «اتاق‌ها.»

‫لعنتی.

‫نفست بند اومده، موریس.

‫این باید رطوبت رو از بین ببره، ‫اینجا رو خیلی وقته باز نکرده بودیم.

‫بازش کن! ‫داری می‌بینی که دود میکنه.

‫پنجه سفید!

‫الان برمیگردم.

‫پنجه سفید!

‫پنجه سفید!

‫این یارو ارباب قلعه‌ست.

‫بچه‌ها دنبالش می‌دوند. ‫اینجا کسی دوستش نداره.

‫- چرا؟ ‫- کسی نمی‌دونه.

‫بگو ببینم،

‫اتاق رو دوست داری؟

‫آره، گچکاریش دلگیره.

‫میگم کاغذدیواریش کنن ‫با یه کاغذدیواری گل‌گلی

‫و هر چی که بخوای برات میخرم.

‫پنج کیلو و دویست.

‫خیلی خب، ششصد و هشتاد تا.

‫بازم ماهی ارزون شده؟

‫آره.

‫- کی اینو گفته؟ ‫- من.

‫از وقتی ارث برده، سخت‌گیرتر شده.

‫- هر چی بیشتر داشته باشی، بیشتر میخوای. ‫- همه چی مال اونه.

‫ماهیت رو می‌گیری و اونم بهت پول میده.

‫شب که حوصله‌ت سر میره، ‫میری پیشش و نوشیدنی میخوری

‫اونوقت پول رو دوباره به خودش پس میدی.

‫- لباس اتو شده؟ ‫- آره.

‫بیدار شده؟

‫نمی‌دونم.

‫بهت گفتم قهوه‌شو براش ببر بالا.

‫باید مثل یه بانو ازش پذیرایی کنی.

‫بجنب، برو یه سینی براش آماده کن.

‫«یه سینی؟»

‫آره. یه سینی با زیربشقابی توری، مثل هتل‌ها.

‫اینجا از این چیزا نداریم.

‫خب، یکی پیدا کن.

‫و یه پیشبند تمیز ببند.

‫باید مثل یه ملکه ازش پذیرایی کنی، میفهمی؟

‫میمی!

‫براش مربا هم بذار، مثل هتل‌ها.

‫مربا با قهوه‌ش؟

‫آره.

‫اینجا چه غلطی میکنی؟

‫میبینی که...

‫ دارم یه پیک کالوادوس می‌زنم.

‫- این وقتِ روز؟ ‫- چرا که نه!

‫- تو معمولا این وقت روز نمیومدی؟ ‫- به شکم منم کاری داری؟!

‫یه پیک کالوادوسِ دیگه، رئیس.

‫باشه، میمی الان برات میریزه.

‫چرا از همون اول صبح ‫شروع نکنم اگه دلم بخواد؟

‫خوشگله.

‫قهوه‌ت بده.

‫فردا خوب میشه، بهت قول میدم.

‫- و این نون ‫- اینجا همینا رو میخورن.

‫اما نونوا برات نون خوب میپزه.

‫و تازه کروسان هم، مثل شهر.

‫نونوا‌مون اصلاً بلد نیست.

‫یاد میگیره، عزیزم، بهت قول میدم.

‫تماشای غذا خوردنت قشنگه. ‫لب‌هات پر از کره‌ست.

‫- نه. ‫- دیشب که اینطوری نمیگفتی.

‫- بوی ماهی میدی. ‫- خودم رو شستم.

‫- بوی ماهیِ شسته‌شده میدی. ‫- توله‌سگِ شیطون.

‫میدونی ماهی چی هست اصن؟ ‫بده بیاد.

‫همه‌چیز رو می‌ریزی زمین.

‫دیروز خودت گردنبند ‫با الماس‌های اصل رو خواستی.

‫دیگه نمی‌تونستیم تو رو از مغازه بیرون بکشیم.

‫خب، اگه تونستیم بندازیمش دور گردنت،

‫بخاطر اینه که من یه کم بوی ماهی میدم.

‫و تازه انگشتر،

‫اون رو هم می‌گیری، سفارش دادمش.

‫اما اونم بوی ماهی میده.

‫هر چیزی که داشته باشی،

‫لباس‌ها، ‫پیراهن‌های ابریشمی قشنگ،

‫همه‌شون با پولِ ماهی خریده میشن.

‫ماهی خوشگل، بدون بو. ‫خب، باز همه‌شون رو میخوای؟

‫و منو چی؟

‫نه.

‫من...

‫خودم رو میشورم.

‫انقدر خودم رو می‌سابم ‫تا پوستم کنده بشه.

‫تا دیگه بو ندم.

‫بیا تو.

‫حداقل اینطوری یه تخت واسه مرتب کردن داری.

‫نگاه کن این خنگ رو.

‫لباسه رو بیار.

‫خوشت میاد ازش؟

‫این توی همون جعبه بود ‫که نمی‌خواستم نشونت بدم.

‫بذارش روی تخت.

‫سراپا ابریشمه.

‫ببین چه روی پوست لطیفه

‫- بذار تنت کنم. ‫- نه، تو نه.

‫چروکش میکنی.

‫میمی کمکم میکنه. تنهامون بذار.

‫دست‌هات تمیزه؟

‫نمی‌تونم برم یه گوشه بمونم؟

‫تکون نمی‌خورم.

‫نه!

‫میمی، وقتی تنش کرد، خبرم کن

‫بچه‌ها، امروز مهمونِ من. حالم خیلی خوبه.

‫یه پیکِ کالوادوسِ دیگه.

‫تو هنوز اینجایی؟

‫خوب خوابیده؟

‫کی؟

‫خواهرزادت.

‫هوای دریا، روزِ اول...

‫- گمشو برو. ‫- یه کالوادوس.

‫برو بیرون!

‫- دیگه حق نداریم یه پیک بزنیم؟ ‫- گمشو برو.

‫جاک، من قوانین رو خوب بلدم.

‫باید به مشتری‌هات سرویس بدی،

‫همه‌ی مشتری‌هات. من آدمِ درستکاریم.

‫پولم دارم. یه پیکِ دیگه بده.

‫احمق.

‫من پیشِ تو خیلی راحتم.

‫ابریشمِ قشنگی مثل این،

‫مثل یه بانو...

‫این‌ها به دست میاد.

‫میدونی، من خواهرزاده‌ش نیستم.

‫کارگرِ عمه‌ش بودم. عمه‌ای که مرده.

‫تو مراسمِ خاکسپاری دیدمش.

‫ازم خوشش اومد.

‫پسرِ خوبیه.

‫بعدش هم،

‫از سوراخ شدنِ نوکِ ‫انگشتام خسته شده بودم.

‫ده ساله که دارم سوراخشون می‌کنم.

‫فکر میکنی ده سال طول میکشه تا دوباره نرم بشن؟

‫به چی زَل زدی؟

‫خیلی خوشگلی.

‫بوی خیلی خوبی واسه اون میدی.

‫بوی عطریه که برام خریده.

‫با اون افسرِ رده پایین ارتش تو سن-بریوک،

‫هیچ بویی حس نمی‌کردم.

‫خوشحال بودم،

‫اما هیچ بویی حس نمی‌کردم.

‫- بهش چی گفتی؟ ‫- به مارژیسِ؟

‫که دارم میرم پیشِ خانواده‌ام.

‫خب خودت چی؟

‫ من، میدونی، اون اولین نفر نبود.

‫چیزی که توی پادگان‌ها احمقانه‌ست،

‫اینکه گردان‌ها هیچ‌وقت به اندازه‌ی کافی نمیمونن.

‫...دوستت داشت؟

‫معلومه.

‫حتی می‌خواست فرار کنه.

‫- من، اگه یه روز... ‫- دخترِ خوبی به نظر می‌رسی.

‫تعجب می‌کنم چطور جاک اینو زیرِ پاش حس نکرده.

‫می‌بینی،

‫این‌ها نامه‌ان.

‫اما نمیخوام همین الآن بندازمشون دور.

‫قایمشون کن.

‫نامه‌های عاشقانه‌ان؟

‫میتونی بخونیشون.

‫فقط، خیال‌پردازی نکن.

‫یه کالوادوسِ دیگه.

‫- نه. ‫- مجبوری یهم یکی بدی.

‫نه!

‫مستی، حق دارم بیرونت کنم.

‫- من «مستم»؟ ‫- آره.

‫شاهیدین، مگه نه؟

‫وقتی مسته بیرونش میکنم.

‫تکون نمی‌خورم ‫تا وقتی اون پایین بیاد.

‫تمومش کن وگرنه دیگه پات رو اینجا نمی‌ذاری، احمق!

‫چرا بهم توهین میکنی؟

‫حق نداری بهم توهین کنی!

‫شاید خودت هم بی‌اصل و نسب باشی!

‫- می‌دونی پدرت کیه؟ ‫- ما که بابای تو رو می‌شناسیم، حروم‌زاده!،

‫گمشو بیرون!

‫ابله.

‫احمق‌ها!

‫فکر نمیکنین پیرمرد با ننه‌های شما هم بوده،

‫مثلِ مادرِ من؟

‫ما همگی حرومزاده‌های قلعه‌ایم.

‫به جز اونایی که مادرشون زشت بود،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left