Fake Profile

Fake Profile (Perfil falso)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 3

Release info

Fake Profile 2023 S03E07 This Was Never Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ پروفایل جعلی ‏

‏بعد از شنیدن رأی چه حسی دارین؟‏

‏امروز روزی به‌یادماندنی برای عدالت کلمبیاست،‏

‏و بعد از ماه‌ها مبارزه،‏

‏بالاخره تونستم اسمم رو از اتهام‌های پوچ پاک کنم‏

‏مسلماً از تیم قدرتمند وکلای مدافعم خیلی ممنونم،‏

‏و از آدم‌های ناشناسی که‏ ‏حمایت بی‌دریغ‌شون رو نشون دادن‏

‏از همان ابتدا‏

‏آنخلا! آنخلا!‏

‏حدس می‌زنم الان خوشحالی‏

‏اوه بله، خیلی زیاد. تو چی؟‏

‏بالاخره عدالت اجرا شد؛‏ ‏همون چیزی که می‌خواستی، نه؟‏

‏- برای شهادتت چقدر بهت پول دادن؟‏ ‏- اوه!‏

‏که مجانی انجامش ندادی‏

‏اون‌قدر می‌شناسمت که بدونم‏

‏الو؟‏

‏آره، همین حالا راه می‌افتم. حکم رو دیدی؟‏

‏هوم. چی شده؟‏

‏خودم رو می‌رسونم‏

‏کامیلا، رؤیات چیه؟‏

‏راستش دیگه نمی‌دونم رؤیام چیه‏

‏ماه‌هاست این سؤال رو از خودم می‌پرسم،‏

‏ولی نمی‌خوام تصمیمی بگیرم‏

‏چون می‌ترسم به کسی که دوستش دارم آسیب بزنم‏

‏ولی تعهد، خانواده و مادر شدن هم می‌خوای‏

‏نگران نباش؛ این خواسته‌ها کاملاً معتبرن‏

‏هیچ ایرادی در خواستن‌شون نیست‏

‏هوم، ولی میگل از قبل خانواده داره‏

‏و می‌ترسم تمام چیزی که با میگل دارم‏ ‏همین علامت‌های خطر باشه‏

‏که می‌گن آدم مناسبی برای من نیست‏

‏می‌دونم میگل یه زن‌بارهٔ‏ ‏اصلاح‌ناپذیر و دروغگوی وسواسیه‏

‏به رابطهٔ جنسی و قدرت اعتیاد داره…‏

‏اما واقعیت اینه که رابطهٔ ما همیشه سمی بوده‏

‏و به یه دلیل عجیب نمی‌خوای تموم بشه‏

‏نمی‌فهمم‏

‏چرا میگل هیچ‌وقت چیزی دربارهٔ الیور بهم نگفت‏

‏حتی وقتی سه‌نفره بودیم، چیزی نگفت‏

‏می‌تونست بهم بگه‏

‏حالا نمی‌تونم از فکر الیور بیرون بیام‏ ‏و می‌دونم منصفانه نیست‏

‏در حق کی؟‏

‏در حق همه‌مون‏

‏الیور برادرشه،‏

‏و نمی‌دونم توی ذهنم چه خبره،‏

‏شاید یه پیوند ناخودآگاه؛ کی می‌دونه‏

‏وقتی به الیور نگاه می‌کنم می‌خوام میگل رو ببینم،‏

‏ولی بین‌مون کشش عجیبی هست‏ ‏که فراتر از رابطهٔ جنسیه‏

‏نمی‌دونم چرا این ارتباط رو داریم‏

‏با وجود همهٔ دروغ‌هاش؟‏

‏چون ظاهراً وجه ثابت این مسیرت‏

‏پذیرفتن دروغه‏

‏انگار در همهٔ رابطه‌هات بهش نیاز داری‏

‏نه، این فرق داره‏

‏- واقعاً فرق داره‏ ‏- چطور؟‏

‏حالا یه کسب‌وکار داری‏

‏امنیت و برنامه‌ای برای آینده هم داری،‏

‏اما یه مرد پیداش می‌شه و گیجت می‌کنه‏

‏به چالشت می‌کشه و حالا کاملاً گم شدی‏

‏نمی‌فهمم‏

‏می‌تونی یه لحظه مکث کنی‏ ‏و فکر کنی شاید این از خودت شروع می‌شه؟‏

‏و شاید ریشه‌ش توی خانواده‌ته،‏

‏یا دقیق‌تر، این‌که خانواده‌ای نداشتی؟‏

‏نه! نه!‏

‏- بی‌خیال!‏ ‏- نه!‏

‏- بیا بیرون، هرزهٔ لعنتی!‏ ‏- نه!‏

‏بهش دست بزن!‏

‏من خانواده دارم‏

‏ولی خودت دربارهٔ گذشته‌ت بهم گفتی،‏

‏و مهمه یه چیز رو بفهمی‏

‏اون خاطره‌ها یه‌شبه محو نمی‌شن‏

‏زخم‌ها همیشه می‌مونن‏

‏تا وقتی درمان‌شون کنی‏

‏ به نوآ حمله شد ‏

‏خیلی ممنون‏

‏نمی‌خوام مغرور به‌نظر بیام،‏ ‏ولی کاملاً مطمئن بودم‏

‏دادگاه به نفعم تموم می‌شه‏

‏برای همین می‌خوام یه جشن کوچیک بگیرم‏

‏کمکم می‌کنی؟‏

‏آره، من و اوا همیشه کنارتیم‏

‏می‌رم لباسم رو عوض کنم، بعد هم می‌رم خرید‏

‏میگل، واقعاً بابت همهٔ حمایت‌هات ممنونم،‏

‏به‌خصوص همراهی‌ات‏

‏پا پیش گذاشتی و غافلگیرم کردی‏

‏امیدوارم امشب با کامیلا بیای‏

‏آنخلا، فکر نمی‌کنم الان فکر خوبی باشه‏

‏چرا؟‏

‏اون علیهت شهادت داد‏

‏خب؟ من که برنده شدم‏

‏شهادتش هم مثل خودش بی‌فایده و بی‌اهمیت بود‏

‏آه‏

‏ببخشید‏

‏دیگه تکرار نمی‌شه‏

‏قول می‌دم هیچ حرفی شبیه اون از دهنم درنیاد،‏

‏چون مهم‌ترین چیز برای من بچه‌هامونن‏

‏و اگه مجبور باشم احساساتم رو‏

‏دربارهٔ رابطه‌ت با کامیلا فرو بخورم‏

‏و روی خوش نشون بدم،‏

‏هر کاری لازم باشه می‌کنم، باشه؟‏

‏- باید بگم تو هم غافلگیرم کردی‏ ‏- هوم‏

‏ولی ممنون‏

‏و میگل، فقط بدون این کار‏ ‏رو برای اونا می‌کنم، نه تو‏

‏بریم داخل‏

‏یه زن بود‏

‏زنی که ماسک زده بود‏

‏چه جور ماسکی؟‏

‏نمی‌دونم‏

‏سیاه بود و دماغش شبیه منقار‏

‏مثل ماسکی که رئیس‌ت توی دفترش داره؟‏

‏آره، دقیقاً همون شکلی بود‏

‏صورتش رو دیدی؟‏

‏یه لحظه تونستم ماسکش رو بکَنم‏

‏با این‌که تاریک بود،‏

‏دیدم لب‌های درشتی داشت و کک‌ومک‏

‏پوستش هم تیره بود و فکر کنم موهاش بور بود‏

‏خیلی زیبا بود‏

‏شاید عجیب به‌نظر بیاد، ولی واقعاً زیبا بود‏

‏بعدش چی شد؟‏

‏- هوم‏ ‏- چیزی گفت؟‏

‏همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد‏

‏تام و مویرا دوان‌دوان اومدن‏

‏تا برگشتم، رفته بود‏

‏می‌شه توصیفش کنین؟‏

‏یکی از متخصص‌های چهره‌نگاری‌مون ازش طرح می‌کشه‏

‏بله، حتماً‏

‏هر چی لازم باشه‏

‏نوآ؟‏

‏چی شده؟‏

‏- کامیلا‏ ‏- خدای من! خدای من!‏

‏عزیزم‏

‏امدادگرها معاینه‌ت کردن؟ خوبی؟‏

‏نه، نگران نباش. خوبم، فقط ترسناک بود‏

‏- خدای من‏ ‏- اتفاق افتاد و تموم شد‏

‏- طفلکی‏ ‏- قبلش کجا بودن؟‏

‏اینتی، تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟‏

‏دادگاه برات کافی نبود؟‏

‏چه عوضی‌ای‏

‏کسی رو ندیدیم‏

‏فقط نوآ بود؛ تنها بود و دیوانه‌وار جیغ می‌زد‏

‏اگه نوآ همهٔ این‌ها رو ساخته باشه چی؟‏

‏نمی‌دونم، شاید برای جلب توجه‏

‏پس فکر می‌کنی حمله اصلاً‏ ‏اتفاق نیفتاده و دروغ می‌گه؟‏

‏ازش بعید نیست‏

‏بعضی‌ها برای جلب توجه ماجرا می‌سازن‏

‏می‌بینم نوآ گارسیا دوستت نیست‏

‏من چیزی علیهش ندارم‏

‏یعنی نمی‌شناسمش، ولی… یکم عجیبه‏

‏بهتره دربارهٔ خودش تحقیق کنین‏

‏هیچ سرنخی نداریم؛ همهٔ درها باز بودن‏

‏در اصلی، پشتی و ورودی خدمات‏

‏می‌تونسته از هرکدوم فرار کنه‏

‏ولی کی؟ کی می‌تونسته فرار کنه؟‏

‏گفتم که تنها بود‏

‏- تو هم کسی رو ندیدی، نه؟‏ ‏- آره، درسته‏

‏لطفاً دربارهٔ نوآ تحقیق کنین‏

‏باید این لباس‌ها رو عوض‏ ‏کنم و برم دوست‌هام رو ببینم‏

‏بعداً می‌بینمت، مامان‏

‏- اِستر، نبندش‏ ‏- چشم، خانم‏

‏بذار هوا جریان داشته باشه تا انرژی پاک بشه‏

‏نوشیدنی می‌خوای؟‏

‏چیزی برات درست کنم بخوری؟‏

‏چیزی می‌خوای؟‏

‏نه، ممنون‏

‏اِستر‏

‏لطفاً یه لیوان آب با لیمو برام میاری؟‏

‏چشم، خانم‏

‏می‌خوام روشن باشه که هیچ‌چیز بین ما عوض نشده‏

‏همونیم که بودیم. می‌فهمی، نه؟‏

‏چی کار کنم من رو ببخشی؟‏

‏برو یه زن دیگه پیدا کن‏

‏جدی می‌گی؟‏

‏سال‌ها با کسی موندی‏

‏که بارها بدرفتاری کرد‏

‏حتی کتکت زد‏

‏اما باز هم بخشیدیش‏

‏سزاوار اتفاقیه که براش افتاد‏

‏داری چی می‌گی؟‏

‏آلونسو‏

‏بهم نگاه کن‏

‏تو نقشی در اتفاقی که برای آلبرتو افتاد داشتی؟‏

‏اوه، خواهش می‌کنم. معلومه که نه‏

‏فکر می‌کنی ازم برمیاد؟ قاتل باشم؟‏

‏واقعاً نمی‌دونم ازت چه کارهایی برمیاد‏

‏نه، هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کنم‏

‏کاری که کردم، لورا، من رو قاتل نمی‌کنه‏

‏ببینیم چه کسی هنوز برای بازجویی احضار نشده‏

‏آلونسو دیاز، معروف به ماتئو گاستالدی،‏

‏اسکورتی که قربانی اجیر کرده‏ ‏بود تا زن سابقش رو اغوا کنه‏

‏خوبه‏

‏در آژانس سوزا در بارانکیا کار می‌کرده،‏

‏همون آژانسی که نمایندهٔ اینتی والدِراما هم بوده‏

‏عجیبه‏

‏پس لورا فریب رو می‌فهمه،‏ ‏دعوا می‌کنن و اون می‌زنتش‏

‏می‌تونه دفاع از خود باشه‏

‏یه جزئیات مهم اینجاست‏

‏چند ساعت پیش این رو پیدا کردن‏

‏لورا تنها ذی‌نفع بیمه‌نامه‌ای‏ ‏به ارزش بیش از بیست میلیونه‏

‏امکان نداره‏

‏لورا و معشوق ژیگولوش آلبرتو‏ ‏رو برای پول بیمه کشتن‏

‏- کاملاً کلیشه‌ایه‏ ‏- برای من زیادی کلیشه‌ایه‏

‏تو با لورا حرف بزن، باشه؟‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left